Die ersten 200 Zeilen.
... کل مفهوم اين اعلاميّههاي افراد تحت تعقيب
بايد خوشبينانهترين طرح . مبارزه با جرم و جنايت باشه
يعني ، چطور ممکنه اين قضيه کمک کننده باشه ؟ . خب . من توي صف ادارهي پستم
. اعلاميه رو ميبينم . ليست اتهامات طرف رو ميبينم
کسي که توي صف ، پشتم . وايستاده رو چک ميکنم
اگه اون نباشه ، تقريباً ميشه گفت . ديگه کاري از من ساخته نيست
. خب ؟ قضيه اين نيست که نخوام کمکي بکنم
چيزي که آدم رو آزار ميده اينه که ...چرا اون موقعي که داشتن از طرف
عکس ميگرفتن دستگيرش نکردن ؟
. نه . ما سيستم کاريمون اونطوري نيست " . عکسشون رو ميگيريم ولشون ميکنيم برن
. اينطوريه که هم عکس تمام رخ رو ميگريم هم نيم رخ
. تمام رخ ، صورت طرفه ". نيم رخ ، وقتي هستش که داره درميره
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. يه نگاهي به خودت بکن . چرا از چنگال استفاده نميکني . اصلاً نمیتونی از چوب درست استفاده کنی
. ميدونم . بايد آموزش ببينم
. فاجعهاي . خودت ميدوني فاجعهاي اين چيه ؟
. بليط رقص بالهم
. بليط رقص بالهت
تا حالا به عمرت رفتي باله ؟
. نه ، ولي ديدم ملّت روي نک پنجه راه برن
. ميدوني ، قراره لاپوشون باشم - لاپوشون ؟ -
آره . دوست يکي از دوستهام يه بابايي رو . که توي بانک کار ميکنه ميشناسه
. طرفهاي سي سالشه ، به طرز باورنکردنياي خوشگله
. مسلماً همجنسگراست - . البته -
خلاصه ، رئيسـِش يه لژ اختصاصي توي ... تئاتر "مت" داره ، و دعوتش کرده
.که بره رقص "درياچهي قو"رو با زن رئيسش ببينه ... ولي پسره ميترسه از اينکه رئيسـِش
. نتونه خوب با گرايش جنسیش کنار بياد . واسه همين من قراره به عنوان دوستدخترش برم
واسه چي داري اين کار رو ميکني ؟ - . "درياچهي قو" توي سالن "مت" -
بله ؟ - . داشته باش منو که دارم میام -
. وای غذای چيني . ميدونستم بوش رو حس کردم
. آره - راستي "جرج" هنوز اون کلاه گيس رو ميذاره ؟ -
. آره - ... خودش نميدونه که چقدر با اون چيزه -
مسخره به نظر مياد ؟ - . من فکر ميکنم فوقالعاده ميشه -
. بيخيال بابا
. تا حالا نفهميده بودم که چه مرد جذابيه
. حسابي آدم خوشتيپيه واسه خودش
. سلام - . دوستان ، دوستان ، دوستان -
بد نيست هان ؟
. خيلي خب . ببخشيد
. با اين چيزه مسخره ميشي
اينطوريه ؟
يا قضيه اينه که شما يکمي ... داري نگران اين ميشي که
ممکنه از قافله جامونده باشي ؟
خب ، چيزي که فکر ميکنم اينه که شايد . اشتباهي اون چيزه رو به مغزت بخيه کرده باشن
. خيلي خب . راحت باش . مسخره کن . اگه مجبوري مسخره کن
. ولي بذار يه چيزي بهت بگم
، با شخصيتي که دارم و اين کلهي پرمو ميدوني الآن من کيـَم ؟
. تو بازيـَم
. ديگه واسه مو مانعي جلوم نيست . الآن ديگه يه بازيکنـَم
. ميدوني ، يه فکري کردم
. يه زن فوقالعادهاي رو ميشناسم . امروز بهـِم زنگ زد
، قراره بياد شهر زندگي کنه ...و بعد ازَم پرسيد کسي رو ميشناسم
. که سر آشنايي رو باهاش باز کنه . حالا تو ميتوني باهاش بري بيرون
خب ، من چي ؟ - . نه ، فکر ميکنم اين از تو سَرتره رفيق -
پس دختره خيلي قشنگه ؟ - . آره . دفعه آخري که ديدمش که بود -
. پنج سال پيش - عکسي ازَش داري ؟ -
. نه ، نه
. خب ، بايد ببينمش
. ببين ميدونم ميشه چيکار کرد
. يه دوستي دارم ، که توي پليس کار ميکنه
. چهرهنگاري کار ميکنه - واقعاً ؟ -
. شاید بتونم راضيش کنم واسهت يه عکس ازش بکشه - . خيلي خوشحال ميشم -
واقعاً فکر ميکني اين کارُ بکنه ؟ - . فکر ميکنم بکنه -
. به نظر طرح بينظيري مياد
کارت با اينا تموم شده ؟ . ميخوام بدمشون به يه بيخانمان
. میدونی ، خيلي واسه اين قضيه هيجان دارم
هميشه ميخواستم ببينم .اين چهرهنگارها چيکار ميکنن
. بفرما داداش . يه کمي غذا واسهت آوردم
. ممنون . تو آدم خوبي هستي . خدا خيرت بده
تا يه ساعت ديگه همينجايي ؟ - کجا دارم برم ؟ -
. خيلي خب . لذت ببر
! صبر کنين
. خوبه
... بعد چشمها رو
اون آجيله اسمش چيه ؟ - بادوم ؟ -
. بادوم . آره . بادومي کن
ميتونم ببينم ... ؟ - . نه ، نه . هنوز نه -
. آره . بعد لب رو پرتر و کلفتتر کن
. کلفت ؟ دوست دارم
. در مورد کلفتي اصلاً اشتباه نميکني - . لب کلفت هيجانزدهم کرده -
. خيلي خب . فکر ميکنم ديگه تقريباً تکميل شده - . جرج" ، بيا . يه نگاهي بنداز" -
. آره - . واي خدا . راست ميگفتي -
. جدّاً فوقالعادهست
ببينم "لو" اون زنه که اونجاست کيه ؟
. اون ؟ گروهبان "تيرني"ـه
. خوب افسريه - ميخواي باهاش آشنا بشي ؟ -
. خب ، خوب از کار دراومد
ميخواي با اون پليسه قرار بذاري ؟
. آره . فکر کنم بذارم
از اين فکر که قانون رو توي مشتم . داشته باشم خوشم مياد
ببينم رفيق از غذا لذت بردي ؟ - . آره ، بردم -
چينيها از کجا ياد گرفتن اينطوري آشپزي کنن ؟
. گوش کن . اون کاسه رو ميبرم
. فکر نکنم
. اون مال منه
. دادي به من - . نگفتم ميتوني نگهش داري -
. ببين ، من کاسه به کسي نميدم
. بايد يه چيزي ميگفتي - . فکر نميکردم لازم باشه -
ببين ديگه وقتي بحث کاسه باشه . آدم قضيه رو فرض شده ميبينه
! آره
. واقعاً بايد از بابت اين کار ازت تشکر کنم
. بانکي که داخلش کار ميکنم خيلي محافظهکاره
خب ديگه توي اين زمونه آدم فکر ميکنه مردم . بايد يکمي روشنفکرتر شده باشن
. ببخشيد. من بايد برم دستشوئي
. باشه - . مشکلی نیست -
... خب
تو و "رابرت" ؟ - . آره -
. جدّي - . آره ، پس چي -
. شگفتزده شدم
جدّي ؟ چرا ؟
. دليلي نداره
. خب باور کنين اين قضيه يه شبه اتفاق نيفتاد
، رابرت" از اون مردهاي تکپر نيستش" . البته اگر بدونين منظورم چيه
. نه قربونش برم
. خب آره از خيلي جهات يه مرد معموليه . از ورزش خوشش مياد
ولي اون وجهش با اين وجهي که امشب ... توي باله ميبينين در تضاده
... يا با اون لذتي که از ديدن "لايزا مينل" ميبره
. وقتي داره بعضي از کارهاش رو فرياد ميزنه
اين دو نيمه از شخصيتش که ... به همديگه پيوند ميخوره
اون رو به آدم خيلي به خصوصي . که هست تبديل ميکنه
. ببخشيد . عذرميخوام
. سلام عزيزم
. واقعاً شب معرکهاي بود
بعد اونها به چيزي مشکوک شدن ؟
. نه ، من معرکه لاپوشونی کردم
. "دستهاش رو نگه داشتم . بهش گفتم "عزيزم
: و باز هم يه استعداد ديگه رو کشف کرديم . نقش يه دوستدختر براي همجنسگراها
. واي ، واقعاً که يه شب فوقالعاده بود
. اينو قبلاً گفته بودي
اِ ؟ گفته بودم ؟ - . آره -
. واي نه
... نگو که
ازش خوشت اومده ؟
. پسره محشره
... آره ، ولي
. آره . ميدونم
خب ؟ - چي ؟ -
بحث تغيير که نيست ؟
داري به تغيير فکر ميکني ؟
. خب ، اين به ذهنم رسيده بود
فکر ميکني ميتوني کاري بکني تيمش رو تغيير بده ؟
. اون نمياد يکهو تغيير جبهه بده
. فراموشش کن
چرا ؟ غير ممکنه ؟
. چون وقتي عضو اون تيم ميشي ، فقط يه هوس نيست
. تيم خودش رو دوست داره . به درد اون تيم ميخوره
. ولي ما هم تيم خوبي داريم - . آره ، داريم -
. ما هم يه تيم خوب داريم
خب ، چرا نميتونه واسه ما بازي کنه ؟
. اونها فقط با امکانات خودشون راحتـَن
. ولي خيلي خوب جفت و جور شده بوديم
معلومه . وقتي اصلاً احتمال سکس وجود نداشته باشه . همه خوب با هم جفت و جور ميشن
. نه ، نه ، نه . من يه چيزي حس کردم . واقعاً يه چيزي حس کردم
. "يه روزنهي اميد ديدم "جري
خودت ميفهمي که داري توی آبهای ناشناخته ماجراجویی میکنی ؟
. اينو ميفهمم
يعني اينقدر داغوني ؟
. آره ، هستم
ميخواي تفنگت رو هم بياري ؟
. آره ، فکر کنم بايد بذاريش خونه
. راستش من اونقدر هم خوب نميشناسمت اگه دعوايي چيزي کرديم اون موقع چي ؟
. ميدوني ، يکهو کنترلت رو از دست ميدي . کي ميدونه چه کاري ازت برمياد
. خيلي خب . پس رسمي شد . قرار اول سلاح بي سلاح
. خيلي خب . اون موقع ميبينمت
. باشه ، خدافظ
. آره ، آره
. بفرما
دنبال چي ميگردي ؟ - . کاسه -
. ببخشيد . من کاسه ندارم
. ببين ، ميدونستم اين اتفاق ميفته
، الآن يه خوراک گوشت خوشمزه درست کردم ... ولي نميتونم نگهش دارم
. چون کاسه ندارم
کيسه پلاستيک چطوره ؟ - . حتماً شوخي ميکني -
چه فرقي داره ؟
. "درپوش بخصوصشون "جري . تازگي توشون حبس ميشه
. سلام - . سلام -
. ديشب با اون دوست کوچولوت "دنيس" حرف زدم
جدّي . حرف زدي ، هان ؟
. آره . دو ساعت . دختره ديوونهی تویه
. آره . ميدوني ، رابطهمون خيلي قديميـه
واسه چي بين شما دوتا چيزي پيش نيومد ؟
کي هست که بگه پيش نيومده ؟
خب از پشت تلفن از خودت براش گفتی ؟
. آره ، گفتم
چي گفتي ؟ - فکر ميکني چي گفتم ؟ -
. نميدونم
. حقيقت رو گفتم
همونطوري که ميبيني ؟
. آره ، همونطوري که خودم ميبينم
از اون کلاه کوچولويي که اونجا داري هم براش چيزي گفتي ؟
کدوم کلاه ؟
ميدوني ديگه ، همون کلاه موي . کوچولويي که اونجا داري
. نه - فکر نميکني تشخيص بده ؟ -
. نه ، نه ، نه . نميتونه تشخيص بده . کاملاً با سرش همخوانی داره . کارش خيلي خوبه
شوخيت گرفته ؟ من از دوتا خونه اونورتر . ميتونم اون لونه کفتر رو تشخيص بدم
فقط به اين خاطر اين فکرُ ميکني . چون منو ميشناسي
متوجه مردمي که به سرت خيره ميشن شدي ؟
متوجه شدم مردم خيره ميشن چون . از چيزي که ميبينن خوششون مياد
فکر میکنم يا بايد اينو از سرت برداري . يا اينکه به طرف بگي
. قرار نيست از سرش برداره ... اگر ميخواست کچل بره سرقرار
No comments yet. Be the first to leave one.