Die ersten 98 Zeilen.
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــم <<<<<< امــیــر جـیـریـایـی
باید برم سرکار
واسه قطع درختا، ماهانه 60 هزار ین میدن درسته؟
این وسط کلیهمو هم، 1.2 میلیون فروختم
و قیمت چشم راستمم، سیصدهزارتا شد
...یکی از بیضههامم دادم رفت
قیمتش چقدر شد؟
به گمونم، صدهزارتا هم نشد
...ولی بازم، 38.4 میلیون ین
بدهکارم
میفهمم چی میگی، پوچیتا
بیا بریم دخل اینا رو بیاریم
لاشه هر شیطان
یه 300 هزار ینی میارزه
اگه میخوای به یه نون نوایی برسی شکار شیطان، راحتترین چارهته
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــم <<<<<< امــیــر جـیـریـایـی
«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
مرد اره برقی
غلط نکنم، شیطان گوجهایه
از تو دونهها زنده میشه پس حواست باشه که بسوزونیش
آفرین بهت، دنجی
با این لاشه چه پولی که تو بازار سیاه، گیرمون نیاد
سهم تو میشه، 400 هزارتا
دستت درست
که با احتساب کسر بدهیت و بهرهش میشه 170 هزار ین
این وسط هزینههای کارگزاری، اداری، مدیریت ...و فلان بهمان رو هم بهش اضافه کن تا
...فقط 70 هزار ین، بهم ماسید
تازه قبض آب و باقیه بدهیهام هم مونده
ای ددم وای
همین 1800 تا، تهش موند
و دریغ از یذره غذا تو خونه
باید با همین پول تا آخر ماه دووم بیارم
پوچیتا
انگار شام امشبمون فقط یه تیکه نونه
آخه این جوجه فُکُلی رو چه به شکار شیاطین؟
قراره با این کارش، یه خروار بدهی که بهمون داره رو صاف کنه
حالا به جهنم که قرض و قولهی بابای مردهشه
میگم یه بابایی که یه شیطون خونگی واسه خودش داره، میتونه مال شکار کردن باشه؟
یه شکارچیه شیطان واقعی
صد سال سیاه نمیاد لاشهش رو تقدیم مایه یاکوزا کنه
ولی خوبیه دنجی اینه که هر چی بهش بگی، چشم بسته میگه چشم
اوهوی جونور
اینو کوفت کن تا صد ین جرینگی نصیبت بشه
جون من؟
پس الان میندازمش تو حلقم
وقتی یه شیطان دیگه پیداش شد، خبرت میکنم بخوای بپیچی به بازی، دخلت اومده
خوبه، حداقل تا سه روز دیگه غذامون جوره
...شنیدم که
مردم معمولا قبل خوردن نون روش مربا میمالن
ولی زندگی مردم عادی رو باید بذارم لب کوزه و آبش رو بخورم
کلا بعید میدونم تا قبل مرگم حتی بتونم بدهیهامو صاف کنم
و تو حسرت دوستدختر داشتن هم میمیرم
نمیتونم که ازشون بخوام بیان تو این طویله و تازه پولم واسه قرار گذاشتن، کجا بود
اگه میشد یکی از آرزوهام راست بشه
میخواستم یه زن رو قبل مرگم، بغل کنم
اون بابای حرومزادهت قبل دادن اولین قسط بدهیش، خودشو دار زد
تخم حروم، نمیدونم میخوای بری گدایی کنی یا هر چی
ولی فقط تا فردا وقت داری هفتصدهزار ین برام جور کنی
اصلا برو تن فروشی کن فقط این وسط، پوله من جور بشه
...اره... اره برقی
یه شیطان اره برقی شکل
اگه میخوای بکشیم، سریع تمومش کن بره
من که به هر حال قراره بمیرم
زخمی شدی
تو هم، مرگ، بیخ گوشته؟
بیا گازم بگیر
شنیدم شیطانها میتونن با خوردن خون خودشونو خوب کنن
اگه میخوای نمیری، منو گاز بگیر
ولی خون من، مفتکی نیستا
پس یه بده و بستونی بین خودمون میکنیم
من الان جونت رو نجات میدم
عوضش تو جون منو نجات میدی
چون منم نمیخوام بمیرم
چطوره منو به عنوان یه شکارچی شیاطین استخدام کنید؟
این گشنگی، مگه میزاره آدم بخوابه
وقتی هم که خوابم نبره، همش فکره بدهیهام میاد تو سرم که بدتر خواب رو ازم میگیره
فهمیدم امشب میخوام
چه خوابی ببینم
خواب میبینم روی نونم، مربا ریختم و باهات قسطش کردم
بعدش میرم با یه زن، عشقبازی
باهاش، پلی استیشن بازی میکنیم
و بعد موقع خواب، میریم تو بغل هم
خواب باحالیه، مگه نه؟
شنیدم مامانم بخاطر مشکل قلبیش و خون بالا آوردنش، مرد
دنجی، پاشو که یه شیطان داریم. جمع کن بریم
کاش حداقل امون میدادن اون خوابم رو ببینم
مگه یه شیطان، همچین جاهایی هم پیداش میشه؟
کوشش پس؟
نکنه قایم شده؟
اصلا شاید رفته
دنجی، ممنون بابت همهی زحماتت
باشه
تو مثل یه سگ، وفادار بودی
و مثل یه سگ هم واسه یذره جایزه نوکر چشم و گوش بستهمون بودی
...آهان
فقط مشکل من با سگها اینه که حالم از بوی گندشون به هم میخوره
No comments yet. Be the first to leave one.