Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(مامور تحویل)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
، مهم نیست چقدر همدیگرو دوست دارید
، یک روز
مجبور میشین از هم جدا بشید
برای افراد زنده سخته
تصور کن بین من و تو چقدر سخت میشه
درست میگی
، حتی اگه عاشق هم باشید
برای همیشه نمیتونید باهم باشید
...ولی
خواستنش بی شرمانس
ولی میتونی دقیقا مثل الان کنارم بمونی؟
کنارت میمونم
تا هر وقت که بخوای
تا هیچ پشیمانی ای نداشته باشیم
اوه ، نه
حتما عقلم رو از دست دادم
حتماً
تا وقتی که بخوای تا هیچ پشیمانی ای نداشته باشیم
باید بهتر انجامش میدادم
خیلی ساده بود
::::::::: آيــــ(مامور تحویل)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت هشت)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
یونگ مین
....دارم دوستام از انجمن میبینم
، یونگ مین
دوست دختر داری؟
چی؟
آره - سو ریه؟-
بیخیال . اون عملا خانواده است
خوب ، کیه؟
...اون
اونو نمیشناسی- و؟-
امروز میری سر قرار؟
آره
وایسا ، باید یه کاری کنم
باید یه کاری کنم نوه ام باحالتر هم بشه
لازم نیست اینکارو کنی ، مامان بزرگ
خوبه
بنگ
....تو
امروز برنامه مهمی داری؟
به مامان بزرگ گفتم این انتخاب اشتباهیه
برای من خوشگل کردی ، مگه نه؟
عجیب به نظر میرسم ، نه؟- ! به هیچ وجه-
همه اش خوبه
، همه اش خوب به نظر میرسه
ولی چرا یقه رو دوباره تا نکنیم؟
دستمال هم میتونه بره
و کمربند
چطور شدم؟
! عالی شدی
کجا داریم می ریم ؟
سر قرار - قرار؟-
مرکز پزشکی ده هون نه ؟
امروز روز اولمونه
...نمیتونم همچین روز با ارزشی رو
با برآورده کردن آرزو های مردم بگذرانم
، دیروز
تمام شب دنبال جاهای قرار گذاشتن گشتم
تا امروز رو تبدیل به یک روزی کنیم که هیچ وقت یادت نره
میتونی بهش امیدوار باشی
یونگ مین
میدونی چقدر سخت دنبال جاهای قرار گذاشتن گشتم؟
ناراحت نشو
....من یه رستوران خفن رزرو کردم
و خواستم برم به پارک تفریحی
و ما توی پارک رودخانه هان هستیم
اونا خیلی گرون بودن
تو هنوز کلی بدهی داری که پرداخت کنی
باید پس انداز کنی
ولی امروز یه روز مهمه
این روز اولمونه
آره ، باید یه روز شاد باشه
میخوای تمام روز گرفته باشی؟
خیلی خوبه
اونو نگاه کن
خرج کردن کلی پول لزوما باعث خوشحالی نمیشه
همینطوری به اندازه کافی خوشحالم
میخوای چیکار کنی؟
راه بریم؟
جی هیون
دستم رو بگیر
دستت ؟
شک دارم کار کنه
میدونستم نمیکنه
یادته آخرین بار چطور دست هم رو گرفتیم ؟
حالا که بهش فکر میکنم ، گرفتیم
خوب ، الان چرا کار نمیکنه ؟
شاید یه راهی داره
فکر کنم باید همه ذهنمون رو بزاریم روش
امتحانش کنیم؟
حتماً
یکبار دیگه؟
خدایا ، چرا کار نمیکنه ؟
یکبار دیگه- یک لحظه صبر کن -
انجامش بده
هی ، سوک جین
یونگ مین ، کجایی ؟ سر کاری؟
نه ، امروز مرخصی ام
چرا ؟ مریضی؟
صبر کن ببینم . مادر بزرگت حالش خوب نیست؟
اینطور نیست
سر قرارم
چی؟ قرار؟
سوک جین ، سرم شلوغه . بعدا باهات حرف میزنم
بریم؟
کم تلاش کن
یونگ مین سر قراره؟
احتمالا همون دختره که میخواست ازش بخواد باهم قرار بزارن
الان چی گفتی بهم؟
یونگ مین سر قراره؟
آره . باورت بشه یا نه اون سر قراره
حسودیم شد - اون چیکار میکنه ؟-
! یه روح بود
یه روح
ببخشید ؟- چی؟-
قطعا یه روح بود
روح جلوی استودیو موروسو
دیدمش
....آروم وارد تاکسی شد
، و چرخید
و هیچی نبود
هیچ صورتی نداشت
آقای چو
گفته بودی دریا نوردها میتونن با روح ها بجنگن
نه هر روحی
اون چشه؟
سوک جین
....بقیه راننده تاکسی ها
هم گفتن دور و بر استودیو موروسو روح هایی رو دیدن
شاید واقعا یه چیزی هست
چیزای خوب و بد
همه اش بخشی از باحالی زندگیه
مادر جون ، چند وقته خبری ازتون نیست
هی ، سو ری
یونگ مین میگه دوست دختر داره
میدونی کیه؟
چی؟ دوست دختر؟
اولین باره میشنوم
....یونگ مین الان
! رفت سر قرار
بیخیال . من تقریبا همه چیز رو راجع بهش میدونم
نگران میشم وقتی انگار هیچ دوستی نداره
شاید بهت دروغ گفته تا روزت رو بسازه؟
امکان نداره
مطمئنم فعلا ازت پنهانش میکنه
میدونی که چقدر محتاطه
وقتی برگشت دوباره ازش بپرس
زود میام سر میزنم
باشه میبینمت
این دختر
اون چی میدونه ؟
به عقب که نگاه میکنم
میخواستین منو ببینین؟
فکر میکنی چیزها با پرستار کیم خوب پیش میره؟
آره ، مطمئنم مشکلی پیش نمیاد
خوبه
.... میدونی
که چقدر دوستت دارم ، درسته ؟
کاملا میدونم
مراقب باش
.....من همیشه نگرانم وقتی خودت رو درگیر
وضعیت های خطرناک میکنی
، من به خوبی میتونم به شغلم رسیدگی کنم
پس نگران نباش
فکر میکنی مشتری ات میزاره زنده بمونی؟
وقتی میدونه تو اون عکس ها رو داری؟
داره مشکوک میشه
، مجبورم کرد همه اون عکس های عجیب غریب رو بگیرم
اون قطعا یه روانی منحرفه
و اینا ممکنه من رو به کشتن بده؟
عالیه
این عالیه
زیباست
زیباست
چرا داری تکرار میکنی ؟
چون دوست دارم
و ممنونم
برای چی؟- برای اینکه اومدی پیشم-
...و بازم ممنونم
برای اینکه کنارم موندی
به هرحال
جادوگر گفت که ارواح اگر عاشق بشن
میتونن از این دنیا برن
چرا عوض نشدی؟
اوه راست میگی
چرا اونجوری بهم زل زدی؟
جی هیون
مطمئنی که دوستم داری؟
بر اساس طوری که بهم مشکوکی
حتما عذاب وجدان داری
یا منو خیلی دوست نداری
میخوای که
ثابتش کنم؟
ثابت کنی؟ مسخره نباش
باید بپرم توی رودخونه؟
یا چطوره که وسط خیابون داد بزنم دوستت دارم؟
نه، ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.