Song of the Bandits

Song of the Bandits (도적: 칼의 소리)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Song of the Bandits EP04 NF Sunflowermag
Ein Kommentar von sunflowermag
@sunflowermagg کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tags

TS
Veröffentlicht am: 2023-10-02
Downloads: 30
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

!آماده

!هدف

!شلیک

همه ی اون شورشی ها با گاندویی ها دست به یکی کرده بودن

در حالیکه این شورشی ها دروغ میگن و ...وانمود میکنن برای امپراتوری کار میکنن

تعداد افرادی که با شورشی ها توطئه میکنن بیشتر شده

...از سرهنگ فوکودا شنیدم

که شورشی ها قصد دارن بودجه ی ساخت و ساز خط گاندو رو بدزدن

بله قربان

این خبر رو به بانک چوسان شعبه ی هوریونگ اطلاع دادی؟

نه قربان، شما اولین کسی هستین که این خبر رو باهاش در میون میذارم

واقعا؟

پس خودم بهشون اطلاع میدم

خداروشکر قبل از اینکه اتفاق بزرگی بیفته خبردار شدیم

...قربان، من اگه جای شما بودم

بهشون نمیگفتم

چی میگی؟

قربان، حرف من اینه، وجوه باید طبق برنامه به مقصد برسه

اینطوری شورشی ها خودشون رو نشون میدن

اونا باید خودشون رو نشون بدن تا ما بتونیم دستگیرشون کنیم

لطفا منو به اونجا بفرستین قربان

...خودم دستگیرشون میکنم

و پول رو ازشون پس میگیرم

داری پیشنهاد میدی که با پول این امپراتوری بزرگ قمار کنیم؟

نه قربان، این یه سرمایه گذاریه

این یه فرصت عالی برای از بین بردنِ گروه شورشی هاست، اینطور نیست؟

...من باید

همینطوری کورکورانه روی حرفت حساب کنم؟

منو فریب نمیدی و با شورشی ها بر علیه ی من توطئه کنی؟

منظـور...منظورتون چیه قربان؟

...شما

بهم اعتماد ندارین؟

اینطور نیست که بهت اعتماد ندارم

به اصل و نَسَبِته که اعتماد ندارم

حتی به یک نفر از خانواده ت اعتماد ندارم

...اولش طرف ده وون گون بودین

بعدش رفتین طرف ملکه مین

...بعدش طرفدار چینگ، طرفدار روسیه

و حالا هم تو طرفدار ژاپنی

خانوادگی، فرصت طلبین

...به عبارت دیگه

تو و خانواده ت به همین راحتی میتونین این امپراتوری رو هم رها کنین

اشتباه میگم؟

اسمت چیه سرباز؟

!آتش

اسم من، میورا شوهی ئه

دوباره ازت میپرسم

اسمت چیه سرباز؟

اسم من، میورا شوهی ئه- !دوباره میپرسم-

!اسمت چیه سرباز؟

!آتش

...من متولد چوسانم

...اسمم

لی گوانگ ایل ئه

درسته

هنوز میورا شوهی نیستی

پس برای تبدیل شدن به میورا شوهی باید چیکار کنی؟

برو به میونگ جونگ

میخوام ببینم که مَردمتون تا آخر با همدیگه میجنگن

میخوام مَردمتون رو ببینم که سعی میکنن ...همه ی درهایی که کشیدن رو پنهان کنن

...و من از همه میخوام

که تاریخ شرم آورشون رو انکار کنن

...باید تا آخرش زنده بمونی و

بذاری کل دنیا بفهمن که مَردمتون !چقدر بی فرهنگ و مبتذلن

و اونا رو وادار کنی امپراتوری بزرگ ژاپن رو ستایش کنن

...این

کاریه که شما و بچه هاتون باید !توی این سرزمین انجام بدین

سرگرد میورا شوهی از ...هنگ پیاده نظام 37

...لشکر 19 امپراتوری بزرگ ژاپن

!من از دستور شما، ژنرال کاتایاما اطاعت میکنم

:ترجمه و زیرنویس ≡ Zamilton ، Rayfana ، شادی ، مریم گلی ≡

"آوای راهزنان"

تو و سان گون باید مدیر اداره راه آهن رو بگیرین، فهمیدی؟

اینو میکِشی و پرت میکنی، خب؟

اینطوری، فهمیدی؟

آره همه ش رو فهمیدم

اینو باید پرت کنیا نه این

باشه باشه

اگه برعکس انجامش بدی ممکنه خودتو منفجر کنیا

واقعا که، این عوضی چشه؟ !بــــوم

وای، زهره ترک شدم

بی خیال بابا، نباید اینکارو کنی اینجوری مردم رو بترسونی

خب، حواست رو جمع کن احمق

...مدیر دفتر، قبل از اینکه توی مراسم شرکت کنه

صبحونه ش رو توی کنسولگری میخوره پس بهتره توی کنسولگری حسابش رو برسیم

...مردم زیادی توی مراسم شرکت میکنن

برای همین باید حواسمون باشه به اشتباه غیرنظامی ها رو نَکُشیم

پس چطوری از شَرش خلاص بشیم؟

چی میگی تو؟ خب وقتی داره غذا میخوره اینو میندازی َسمتش

اینطوری که هر کس اونجاست تکه تکه میشه

یامادا- خب اون یه پست فطرته-

هاشی موتو- اونم عوضیه-

و اون پسره، اوکا هم اونجاست

اوکا، اون پسره ی عوضی !واقعا یه عوضی به تمام معناست

مطمئن باش که اونو میکُشی برام تکه تکه ش کن

فراموشش کن، نمیتونم یه نارنجک وسط میونگ جونگ بندازم

!چو رنگ یی

...اگه اوکا رو برام بُکشی

من هر چیزی رو که میفروشی دور از چشمِ یون، میخرم

میدونی که من پولدارم، نه؟

واقعا میگی؟

!البته

!پس فکر کنم میتونم انجامش بدم

آخه چطوری میتونم بهت نه بگم؟

ما خیلی چیزا پشت سر گذاشتیم عملا با همدیگه خواهر برادریم

!آره، دقیقا- نگران نباش-

فردا اون پسره...اوکا رو کارش رو رو اینطوری یکسره میکنم

!آره

نگاهش کن

چی اینقدر خنده داره؟

این احمق دوباره پشت سرم حرف بد زد، نه؟

هی رفیق

فردا همه رو توی کنسولگری میکُشیم ...در جریان باش

چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟

نادون، خودم میدونستم

داشتی پشت سرم بد میگفتی

سان گون و چو رنگ یی بهتره کارشون رو درست انجام بدن

میتونیم بهشون اعتماد کنیم نه؟

بهشون اعتماد کن، شما اونا رو بهتر از هر کس دیگه ای میشناسی

...نمیدونم اگه اینو بگم درباره م چی فکر میکنی

ولی چیزی که برای من مهمه پول نیست

کشتن اون مدیر از فرمانداریه نباید قسر در بره

میتونی نسبت به مَردمت بی تفاوت باشی ولی هرگز نباید بهشون خیانت کنی

یه انسان نباید همچین کاری کنه

از اینکه خودت نِمیری، ناراحتی؟

در این مورد کاری از دستم ساخته نیست

رهبرهای قدیمی چوسان هنوز هم هدف ژاپنی ها هستن

درسته، نمیشه کاریش کرد شما قبلا رهبر ارتش صالحین بودی

باید زود بخوابی، فردا سرمون شلوغه

به هر حال پِلکام هم سنگین شده بودن میخواستم برم بخوابم

اون نیونی رو دیدم

قصد نداشتم بهت بگم ولی فکر کردم، بهتره بدونی

اونم دنبال اون پوله

شاید فردا دوباره همدیگه رو ببینیم اونوقت بُکشمش؟

بیا هر وقت زمانش رسید درباره ش حرف بزنیم

چشم

شب بخیر

...هر چقدر هم که دنیا عوض شده باشه

درست نیست که یه آدم سطح پایین یه طوری باهام صحبت کنه انگار مثل همدیگه ایم

...برای همین بهش گفتم

"تو این کشور، 5تا طبقه هست"

...فقرا، عوام، تاجران"

"!نجیب زاده ها و ژاپنی ها

"هنوز متوجه تفاوتِ جایگاه من و خودت نشدی؟"

!بعدشم یه سیلی زدم توی صورتش

وای، کار خوبی کردین

چطور جرات میکنه به کسی که سه طبقه ازش بالاتره بی ادبی کنه؟

به جای اینکه با یه سیلی تمومش کنین باید بیشتر کتکش میزدین

چرا سه طبقه؟ درستش چهارتاست

چی؟- ببین-

قبلا یه نجیب زاده بودم ولی حالا دیگه نیستم

حالا شهروند این امپراتوریِ بزرگِ ژاپنم

من شهروند وفادارِ امپراتوری و اعلیحضرتم

!من اینم

وای معذرت میخوام

من حرف اشتباهی زدم

اجازه بدین به نشونه ی عذرخواهی براتون نوشیدنی بریزم

...ها؟ چی

وای حالا حالم جا اومد

حسابی دویدم تا به موقع برسم

اینه؟- آره-

از دیدنتون خوشبختم

زودتر بهتون وضعیت رو توضیح داده دیگه نه؟

پس من کوتاهش میکنم چون سر همه مون شلوغه

باهامون هستی یا نه؟

مدیر شعبه، آقای هوانگ سام دوک

حالا دیگه یه معتاد به تمام معنایی

احمق، تو بهم گفتی ترک کردی نگفتی توان خرید نداشتی

دوتاش یکیه

چطوری این دوتا مثل همدیگه‌ن؟ احمق لعنتی

به من گوش کن

من اینو برات نخریدم چون دوسِت دارم خریدم چون نمیخوام کار رو خراب کنی، باشه؟

!چشم های لعنتیت رو باز کن

به من گوش کن احمق

هی، کارِ اونقدر سختی که نیست

درسته اصلا سخت نیست

...فقط باید با دقت حواست به اونا باشه

و وقتی مدیر دفتر و اوکا وارد شدن بهم علامت بدی

...اونوقت به عنوان راننده ی ریکشا وارد عمل میشم

و نارنجک رو میندازم وسط سالن

بعدشم بوم بوم، همه جا منفجر میشه

اینطوری دیگه همه چی تموم میشه

نظرت چیه؟ عالیه مگه نه؟

آره، عالیه، همه رو بُکش

خوب چشمت بهشون باشه و اشتباه نکن

بیا اسم خودمون رو توی تاریخ ثبت کنیم، باشه؟

چی؟

...اوه، آره

لعنتی

اون تیرباره نه؟

برای از بین بردنش حسابی اذیت میشیم

چیکار کنیم؟

به نظر میرسه که باهم ضربه جِدی میخوریم

بیاین یه کم صبر کنیم

هنوز، آدمای بیشتری توی راهن

ماشین مسلحی که پول ها رو حمل میکنه به تازگی از گساندون رد شده

خبر جدیدی از شورشی ها نشده؟

!نه، قربان

وقتی که ماشین از جیسین رد میشه بعدش میرسه به میونگ جونگ

برای همین شورشی ها قبل از اینکه ماشین به جیسین برسه، حرکت میکنن

More Farsi Persian subtitles for Song of the Bandits

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left