Muted

Muted (El silencio)

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Muted S01E06 NF[@AirenTeam]
Ein Kommentar von AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Tags

other
Veröffentlicht am: 2023-07-01
Downloads: 20
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيـــ(صامت)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

‫من بودم که جواب پیام‌هات رو دادم

‫میتونم کمکت کنم خواهرت رو ببینی

‫میشه یه حوله بدی؟

‫آروم باش

‫اومد

‫چی؟ نکنه میخواد اونم بکشه؟

‫نوآ دختر منه

‫ما اونو به فرزندگی گرفتیم بعد اینکه...

‫سرجیو، میدونم که میخوای ببینیش

‫ولی اول باید بدونم ازش چی میخوای

‫من روان‌شناسم و با مادرت کار میکردم

‫منو قبلا دیدی

‫شاید خودت یادت نیاد، ولی همینجا، ‫توی همین خونه منو دیدی

! طول بازسازی صحنه جرم

‫باورم نمیشه

‫حقیقت داره

‫از کجا مطمئن بشم؟

‫اینه

‫شایدم نیست

‫از کجا بدونم؟

‫بذار باهاش تماس بگیرم تا خود نوآ بهت بگه

نوآ گوشیت زنگ میخوره

‫نتونستی تا آخر کنسرت بمونی؟

‫- نوآ چطوره؟ ‫- ناراحته، چه انتظاری داشتی؟

‫باید باهاش حرف بزنم

‫اگه خیلی مشتاق صحبت باهاشی...

‫پس نباید مثل همیشه ‫فورا برمیگشتی سر کارت

‫سر کار نیستم

‫آنا

‫خواهش میکنم بهم بگو

‫قضیه چیه؟

‫بنیات

‫اگه راه دیگه‌ای وجود داشت، ‫باور کن که انجام می‌دادم

‫ولی این تنها راه‌حله

‫الان کجایی؟

‫میخوام نوآ برادرش رو ببینه

‫پیش تو هستش؟

‫میتونستم چیزی نگم

‫میتونستم آدرس مدرسه یا ‫خونه رو بهش بدم

‫و اینطوری بدون خبر تو ‫همدیگه رو میدیدن

‫ولی میخواستم تو اول در جریان باشی ‫و باهاش موافقت کنی

‫نوآ اصلا با سرجیو ملاقات نمیکنه

‫شنیدی؟

‫باید اجازه بدیم خودش تصمیم بگیره

‫تو دیوونه‌ای. دیوونه شدی

‫بنیات، لطفا بذار خودش تصمیم بگیره ‫اگه مهم نبود، واقعا ازت درخواست نمیکردم

چیکار گوشی من داری؟

‫بیا، مادرته

الو؟

‫نوآ، من پیش برادرتم ‫سرجیو میخواد تو رو ببینه

‫سرجیو؟

‫بابا، صبر کن!

‫قطع کردن

‫چیکار میکنی؟

‫دارم ازت محافظت میکنم

‫همونطور که مادرت باید میکرد

‫گرتا، باید یه کاری بکنیم ‫داره از کنترل خارج میشه

‫آره، آره، لعنتی. میدونم

‫ولی اول به کاری که انجام میدیم، ‫باید خوب فکر کنیم

‫و خدا میدونه کابررا چیکار میکنه

‫رسما به سیم آخر زده

‫پس شانس آوردیم

‫چون الان بالاسر جسد معلم سرجیو بودم

‫همینجا، توی گلخانه

‫بعد این کار، تا آخر عمرش ‫پشت میله‌ها میفته

‫ولی کار خودش بوده؟

‫اهمیتی داره؟

‫پابند الکترونیکیش بغل جنازه پیدا شد، ‫پس فقط با همین

‫مدرک کافی برای زندانی کردنش داریم

‫کابررا

‫وقتش رسیده که اون روان‌پزشک رو ‫برای همیشه ساکت کنیم

‫چطور؟

‫ما حقوق خوبی میگیریم تا پاسخ فرضی ‫برای این جور سوالات بدیم

‫خیلی‌خوب، بچه‌ها؛ نمایش تموم شد

‫میریم تا سرجیو سیسکار رو بازداشت کنیم ‫اون مظنون به قتل ناتانائل هستش

‫ولی آنا هنوز اونجاست

‫کابررا، اگه پلیس یهو یورش ببره، ‫ممکنه واکنش خشونت ‌آمیزی نشون بده

‫خب، رفتن به اونجا تصمیم خود آنا بود

‫اون فقط میخواد با نوآ حرف بزنه

‫و وقتی حرف زد، احتمالا آنا می‌تونه ‫اونجا رو ترک کنه

‫لطفا، حداقل اجازه بده برای کمک بهش، ‫سعی خودمو بکنم

‫گوش کن، افرادم دارن میان ‫اینکه تا رسیدن اونا چیکار کنی، دست خودته

باشه عالیه

‫گوشی رو خاموش کردن

‫بیا یکم صبر کنیم و دوباره تماس بگیریم

‫پدر نوآ یکم زمان میخواد ‫تا باهاش کنار بیاد

‫من وقت بیشتری داشتم تا خودمو ‫برای برگشتن تو به زندگی دخترم آماده کنم

‫- منظورت چیه که وقت بیشتری داشتی؟ ‫- پرونده‌ت رو مطالعه کردم

‫همه‌چیز رو دربارت میدونم

‫- موبایلم رو پس بده ‫- نمیدم

‫- پس بده. ‫- نه، لعنتی. نمیشه

‫میتونی به همسرم بگی که ‫دست از سرمون برداره

‫شنیدی؟

‫من پیشش نیستم، بنیات

‫راسته که پیش سرجیو رفته؟

‫آره، ولی الان وضعش آرومه

‫فقط میخواد با خواهرش حرف بزنه

‫- بنیات، ازت خواهش میکنم اجازه بدی ‫- تو هم؟

‫- اصلا کسی به نوآ فکر نمیکنه؟ ‫- میخوام برم

‫تو نمیدونی چی داری میگی

‫- ولی تو چرا اجازه نمیدی؟ ‫- چون که ترسیدم، لعنتی

‫برای امنیتت میترسم

‫من نمیترسم

‫آروم باش

‫سرجیو، آروم باش

‫خفه شو! ببند دهنتو!

‫بهم نگو که آروم باشم

‫میکشمت ‫میکشمت، زنیکه عوضی

‫میدونم مادرت چیکار کرد

‫فقط میخواست تکانه رو کنترل کنه

‫از کجا میدونی؟

‫میدونم دیگه

‫همینطور میدونم که یه داروی آزمایشی ‫روت امتحان کرد

بعدا بهت زنگ میزنم

‫حتما برات سخت بوده که حس کنی ‫بیست و چهار ساعته زیر نظری

‫دونستن اینکه مادرت تمام حرکات و تک تک حرفات رو

‫تجزیه و تحلیل میکنه

!‫حتی سکوتت رو

‫بذار یه چیزی نشونت بدم

‫از اینجا زیر نظرت داشت

لعنت بهش

نوآ

نه

خودشه، نوآ

برو کنار

‫سرجیو، صبر کن

خودشه..نوآ

‫نوآ

‫میدونم که باهات رفتار خوبی نداشتم

‫فقط میخوام توضیح بدم که...

‫یکی فیلم‌هامو پخش کرد

‫- فکر کردم کار توئه ‫- از اینجا برو

‫اگه فورا کاری نکنیم، ‫آخرش اونجا کشته میشن

‫واقعا رد داده

‫چه خبر؟ کجایی؟

دست بجنبون

‫لطفا فقط بذار توضیح بدم

‫مارتا، بهتره بری

‫تو چرا اینجایی؟

‫از کجا میشناسیش؟

‫از کجا میشناسیش؟!

‫اون...روان‌پزشکه

‫- نه ‫- در تمام این مدت ازت جاسوسی میکرد

‫- مارتا، خفه شو ‫- خونه‌ت پُر دوربینه!

‫دهنت رو ببند!

‫نه، سرجیو. من مادر نوآ هستم

‫تو فقط یه دروغگوی حرومزاده ای، آنا

‫یکیش درست اونجاست!

‫ببین، ببین!

‫- داره چیکار میکنه؟ ‫- غیرممکنه

‫همین الان زیرنظرت گرفتن

‫نه، نه، نه، نه

‫- دیدی؟ ‫- حرومزاده‌های آشغال

‫تصویر رفت

لعنتی

‫فکر کنم بیشترم باشه ‫مطمئنم یکی توی اتاق‌خوابته

‫نه، نه، نه، نه!

‫کنار آینه یکی بود

‫دوربین داخل جغد پیداش کرد

‫اینم از این

‫عالی شد

‫توی حموم هم گذاشتن

‫سرجیو، سرجیو، سرجیو...

‫اونجا؛ جلوی دوش

‫یکی هم توی اتاق نشیمنه

‫همه‌ش رو ازدست میدیم

‫مطمئنم یکی این بالاست

‫وقتی با بچه‌ها کار کنی، اینطوری میشه

‫از کنترل خارج شده

‫فورا تیم عملیات ویژه نیاز داریم

‫منطقه رو محاصره میکنیم

‫بهشون بگو تک‌تیرانداز هم بفرستن

‫برام مهم نیست اگه لازمه منشی کوفتی رو بیدار کنی

‫همین الان لازم دارم

‫زودباش!

‫تک‌تیرانداز، خدایش؟

‫خب، سگی که مرده؛ گاز نمی‌گیره

‫تصمیم گرفتم بهت کمک کنم ‫چون آنا راه خودشو گم کرد

‫ولی تو هم فرقی با اون نداری

‫- اگه اینجا اتفاق بدی بیفته... ‫- چی؟

‫چی؟

‫بهشون همه چیز رو میگم

‫تو هیچکاری نمیکنی و میدونی چرا؟

‫چون یه بزدلی

‫درضمن توی بالکن هم مراقبت هستن

‫سرجیو، لطفا بس کن ‫لطفا بس کن

‫- صبر کن ‫- بهش گوش نده

‫اون همه رو فریب داد، کارش همینه که...

‫سرجیو

‫سرجیو...

‫لطفا گوش کن

‫جرئت داری بهش دست بزن

‫تو اینجا چه غلطی میکنی؟

‫منو تا اینجا تعقیب کردی؟

‫لازم نبود؛ میدونستم اینجایی

‫میخوام اینو خوب آویزه‌ گوشت کنی ‫ما دیگه هیچ سنمی باهم نداریم

‫مارتا. لطفا صبر کن

‫چرا ما رو به حال خودمون ول نمیکنی؟

More Farsi Persian subtitles for Muted

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left