Die ersten 200 Zeilen.
عشق سمی
قسمت 16
پاس بده
ایول پرتاب
بزن توپ رو
تقریبا رفت توشا
کجا رفتی؟
یه قورت اب بخورم
باید جامون رو عوض کنیم
واجب بود دوست دخترت رو بیاری توی این بازی؟
خیلی فک میزنین
چخبرههه؟
یائو یائو ، عاشقتم. بیا بعد فارغ التحصیلی) (عروسی کنیم
هائو یینگ جون
گو وی
هائو یینگ جون
فکر نکنم بتونم دوباره بهت اعتماد کنم
تا همینجا خوبه
هنوز نرسیدیم که
فکر نکنم امروز بتونم دعوتت کنم
زو یائو خونه اس. نمیخوام در موردمون فکر ناجور کنه
فکر ناجور؟
چرا باید دربارمون دچار سوءتفاهم شه؟
چون دو شبه برنگشتم خونه
اگه تو تا خونه برسونیم
میترسم براش سوءتفاهم بشه
مسخره
انگار زو یائو واقعا به فکرته
اره مثل خواهر واقعیمه
همیشه مراقبمه
اشکال نداره
بعد این، من مراقبتم
امشب بیکاری؟
میخوام برای شام بیرون دعوتت کنم
یک چیزی میخوام بهت بگم
نمیشه الان بهم بگی؟
الان نمیتونم بهت بگم
اول باید اماده شم
میفهمم
من زودتر میرم
چیزی یادت نرفته؟
زود باش برو
پس من زودتر میرم
واقعا میرما
سوپر استار، ساعت چنده؟
چرا انقدر زود اومدی؟
دست رد به سینم خورده
باید درمان شم
دست رد به سینه ات خورده؟
فانگ یان بوده؟
میدونستم
شما ها فقط دوست صمیمی نیستین
ولی برای اون
من فقط یک دوستم
دوست؟
شماها برای هم مقدر شدین
تقدیر همیم؟
از کنفرانس خبری سری پیش
لحظه ای که افتاد توی بغلت
معلوم شد توی دنیا فقط تو میتونی نجاتش بدی
و میگی این سرنوشت نیست؟
توی بغلم افتاد؟
یادت رفته؟
کنفرانس خبری افسانه شهر رویایی اب
حالش خوب نبود
بعد اینکه تو بغلش کردی
حالش بهتر شد
وایسا
یائو یائو چرا انقدر زود بیدار شدی؟
واقعا من زود بیدار شدم
یا یکی دیر اومده خونه؟
اروم. اگه زو یائو صداتو بشنوه چی؟
اگه کار دیگه ای نداری، من میرم- وایسا-
بیا اینجا
بیا اینجا
بشین
بذار اینو ازت بپرسم
دو شبه کجا رفتی؟
بهت نگفتم؟
یهو همکلاسیهای دوران
...دبیرستانمو دیدم
همکلاسیهای دبیرستانت؟
پس دو روز رفته بودی بازی؟
کدوم همکلاسیهای دبیرستان؟
دا وانگ یا شیائو لی؟
بذار زنگ برنم بپرسم- نه نمیخواد-
راستش رو بهت میگم
ببخشید
یائو یائو شکر خوردم
نباید بهت دروغ میگفتم
ولی این
قضیه اش مفصله
خب کوتاهش میکنم
پس شما دوتا بعد مرخص شدنت از بیمارستان، باهم بودین؟
و حتی باهم دامپلینگ خوردین
و شب رو باهم گذروندین
ولی شب پیش هم موندنمون
از اونهایی که فکر میکنی نیست
فقط دو شب دست هم رو گرفتیم
این چه قیافه ایه، ادم رو نا امید میکنه؟
نه بابا
فانگ یان، الان جدیم
تنت میخاره؟
بهت گفته بودم
تا وقتی بهتر نشدی نباید فکر عاشقی به سرت بزنه
تازه طرفت شی منگه
اونجوری که فکر میکنی نیست
خیلی باهام خوبه
باهات خوبه؟
چطوری خوبه؟
انگار واقعا عشق کورت کرده
میدونی شی منگ کیه
فیلم سازه
دور و برش همه جور زنی داره
هر وقت بخواد میتونه ولت کنه
ببین چی میگم
همه مردها سر و ته یک کرباسن
همشون تو زردن
نباید همه رو با یک چشم ببینی
حالا فقط چون به عشق اعتماد نداری
معنیش این نیست که من ندارم
تازه
اولین باره قرار میگذارم
نمیشه یکم فکر و خیال عاشقی کنم؟
باشه
میتونی فکر و خیال کنی
پس برو و به شی منگ بگو
درباره مریضیت بهش بگو
بهش بگو هر وقت بهت حمله دست میده باید شی یی رو ماچ و بغل کنی
ببین میتونه قبول کنه
بهش میگم
نمیخواد یادم بندازی
...تو
سلام کی- سلام داداش شی یی-
فیلم دوربین مدار بسته رو برات ایمیل کردم
باشه فهمیدم
از کنفرانس خبری سری پیش
و لحظه ای که توی بغلت افتاد
معلومه فقط تو توی دنیا میتونی نجاتش بدی
وقتی حمله بهم دست میده
میشه منو توی بغلت بگیری؟
شما دو تا برای هم مقدر شدین
قرار امشبمون رو یادت باشه
یک حرف مهم رو باید بهت بگم
واقعا میخوای
به شی منگ درباره مریضیت بگی؟
باهاش کنار میاد؟
باورت میکنه؟
دیروز خونه نبودی
امشب هستی؟
میخوام اهنگ جدید رو گوش بدی
اره راستی
شی یی دیروز بهم پیام داد و یادم رفت جوابش رو بدم
ببخشید شی یی
امشب وقت ندارم
با شی منگ شام میرم بیرون
شاید بعدا
اشکال نداره؟
واقعا؟
شام کجا میرین؟
هنوز تصمیم نگرفتیم
جای خوبی میشناسی پیشنهاد بدی؟
اونجا بدک نیست
همیشه اونجا میرم
باشه پس میریم همینجا
دستت طلا سوپر استار
از دیروز این اولین مجموعه اس
تا الان هنوز جزء بیشترین جستجوهاست
فکر کنم بهتره یک روز دیگه بذاریم بمونه
اقای شی؟
شی منگ؟
میشه یک نگاه کنی
خوبه
این روزها با زو یائو در چه حالی؟
...جفتمون
میخوام شام دعوتش کنم بیرون
چرا اونوقت؟
میخوام بهش بگم که
از الان به بعد خودم مراقب فانگ یانم
جور درنمیاد
اگه زو یائو اینجا بود
کمکم میکرد یک لباس انتخاب کنم
چرا همیشه دهنت زودتر
از مخت کار میکنه؟
...خب من- این لباسها زیاد خوب نیستن-
دیگه نمیخوام بپوشمشون
یائو یائو
منو ببخشید
از حرفی که زدم منظوری نداشتم
میشه من رو ببخشی؟
اینطوری نیست
تقصیر منه
خیلی احساساتی بودم
فقط بهترینها رو برات میخوام
میدونم
یائو یائو
بعد مامان بابام، تو بهترین
ادمی هستی که دارم
خیلی ببخشید
نباید نظر خودم درباره عشق رو به تو دیکته میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.