Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سرنوشت الهی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت دوازدهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ولی استاد
من خدای تبعیدی نیستم
میدونم
من میتونم حقیقت رو از کوچک ترین جزئیات بفهمم
فکر میکنی میتونی من رو
با این حقه های ساده گول بزنی؟
فکر کنم
دلیلی که ارشد اجازه داد به شیشوان بپیوندی
این نبود که تو یک خدای تبعیدی هستی
پس چرا؟
به خاطر سه قلمرو
روچن
یک مصیبت به زودی
در سه قلمرو رخ میده
و تو تنها کسی هستی
که میتونه سه قلمرو رو نجات بده
استاد
من فقط یک موجود فانی ام
بدشانسی به سرنوشت من گره خورده
و طول زندگیم رو کوتاه میکنه
چطوری یکی مثل من میتونه سه قلمرو رو نجات بده؟
وقتی موقعش برسه
تو میفهمی که میتونی چه کارهایی انجام بدی
ولی این خبر
درمورد امنیت سه قلمرو
و اقتدار شیشوانه
برای همین ازت میخوام
که فعلا این رازو پیش خودت نگه داری
اگه اونا بفهمن که تو یک خدای تبعیدی الکی هستی
نه تنها یه دشمن عمومی مطلق میشی
بلکه کل فرقه هم در آتیش نابودیت میسوزن
پس برای اینکه بتونم
هویت دروغیم رو حفظ کنم
ازم میخوای با کو چینگ ازدواج کنم
به خاطر خودت
برای شیشوان
و برای مردمانمون
تو باید این کارو انجام بدی
ولی استاد
صاحب اصلی سنگ آبی یینفنگه
اون کسی بوده که با کو چینگ قول و قرار گذاشته
کو چینگ سنگ آبی رو اشتباه گرفته
برای همین اون ازدواج اشتباهی رو انتخاب کرده
من نمیتونم به این اشتباهات ادامه بدم
استاد، لطفا از تصمیمتون صرف نظر کنید
یینفنگ خدای تبعیدی واقعیه
اما اون مدت هاست
لطف و عطوفت الهی رو از دست داده
مردم از نظرش بی اهمیتن
و هیچ نشانه ای از همدلی درش نیست
اون لیاقت خدا بودن رو نداره
ولی تو
کار مهمی برای انجام داری
تو باید به خاطر سه قلمرو این کار رو انجام بدی
چه این سرنوشت ابدی باشه
چه فانی
دنبال کردن سرنوشت خواست خداست
نافرمانی از سرنوشت هم خواست خداست
من تصمیمم رو گرفتم
استاد، لطفا از تصمیمتون صرف نظر کنید
روز عروسی انتخاب شده
ارشد جینشان و پری کو چینگ موافقت کردن
الان دیگه برای تغییر خیلی دیره
چی میشه اگه با خواست خدا مخالفت کنم؟
!بی معنیه
میدونم مدت ها پیش
از جانگ یینیین خواستگاری کردی
ولی الان اوضاع فرق میکنه
اگه یینیین دلیلیش رو بدونه
مطمئنم متوجه میشه
نه نمیشه
فراموشش کن
با من بیا باید به ملاقات کسی بریم
میتونی بعد از ملاقاتش
خودت تصمیم بگیری
خداحافظ عمو
!خداحافظ لینگ
سرنوشت یک فانی باید فراموش بشه
فقط
یادت نره که برگردی
روچن
برو یه نگاه بنداز
خانم
روچن
خواهشی ازت دارم
چی چیزی؟
تا وقتی که در توانم باشه
انجامش میدم
پس رو حرفت حساب میکنم
...استاد جینگشیائو، اون
هنوز نمرده
با اینکه تمام بدنش به سنگ تبدیل شده
هنوز هم شانس زنده موندن داره
جینگشیائو جنرن
برای نجات تو مسموم شد
اگه جون خودش رو برای نجات تو به خطر نمینداخت
کسی که الان رو این تخت خوابیده بود
تو بودی
همش تقصیر منه
خیلی ناراحت نباش
راهی برای درمانش پیدا کردم
چه راهی؟
هنرهای مخفی یون جونگ جو
اگه استاد جینشان بخواد کمک کنه
سم به سرعت درمان میشه
یون جونگ جو؟
ولی ارشد جینشان گفت
تنها تحت شرایطی به جینگشیائو کمک میکنه
که تو به ازدواج با پری کو چینگ راضی بشی
ازدواج میان دو فرقه
ما رو مثل یک خانواده متحد میکنه
روچن
برای نجات تو
پری کو تمام قدرت های الهیش رو از دست داد
و نمیتونه به قلمروی خدایان برگرده
!برای همین تو الانشم خیلی بهش مدیونی
ارشد جینشان خیلی به مریدانش اهمیت میده
!به همین سادگی از این قضیه نمیگذره
همینطوری دست رو دست نمیذاره
ببینه تو به عشق پری کو چینگ
!بی توجهی میکنی
من به کو چینگ مدیونم
و هر وقت بتونم جبرانش میکنم
ولی نه اینطوری
نمی تونم یینیین رو ناامید کنم
نمیتونید نظرم رو تغییر بدید
من تو این دنیا با هیچکسی
بجز یینیین ازدواج نمیکنم
اگه فقط بخاطر اینکه به
کو چینگ مدیونم باهاش ازدواج کنم
این رفتارم
حتی بیشتر به کو چینگ صدمه میزنه
...تو
آخر باهاش ازدواج میکنی
یا نمیکنی؟
روچن
همین الانش هم تو مبارزه هائوفانگ
کلی دشمن برای خودمون تراشیدیم
اگه اتحادمون با یون جونگ جو رو هم از دست بدیم
هیچ متحدی
!برای فرقه شیشوان باقی نمیمونه
و اگه کسی به اینکه خدای تبعیدی نیستی
شک کنه
بقیه فرقه ها هم پشتش درمیان
دشمنانمون با هم متحد میشن و به ما حمله میکنن
شیشوان در خطر بزرگی قرار میگیره
روچن
برای تو مقدر شده که عذاب بکشی
امنیت سه قلمرو رو دوش توئه
برای همین سه چیز هست که
نمیتونی فقط به خودت فکر کنی
بخاطر این دنیا هم که شده
با یوجونگ جو با ازدواج متحد شو
و هویتت رو به عنوان خدای تبعید شده نگه دار
این تنها راه برای ثابت کردن تائوئه
روچن
تو شاید عدالت فرقهات رو نادیده بگیری
بخاطر تو اینطوری شد
،من میتونم بدون همسر زندگی کنم
ولی یینیین نمیتونه پدرشو از دست بده
اگه بدونه که پدرش داره میمیره
،و تو گذاشتی بمیره
خیلی ناراحت میشه
و قلبش میشکنه
بالاتر آویزونش کن
سریع باش
اوکی
یکم سمت چپتر
این طرف
خیلی خب، بیارش اینجا
بدو، باشه؟
قطعا، مشکلی نیست
اینجاست
من چی؟
میتونی ببریش
تمیزش کن
مراقب باش
خیلی خب
صاف آویزونش کن
خیلی خوشگله
بله
فکر میکردم باهام موافقت نمیکنی
چرا اینطوری میکنی؟
تو نمیتونی از فرمان استادت نافرمانی کنی ها؟
ما همین الانشم نامزد کردیم
دلیلش مهمه؟
میخوام فقط ازت بپرسم
واقعا این نظر خودته
که با این ازدواج موافقت کنی؟
میتونی الان بهم بگی
اگه واقعا دلت نمیخواد انجامش بدی
موافقم
باشه
اینو شنیدم خیالم راحت شد
وقتی که ازدواجمون تایید بشه
حرفتو عوض نکن
از الان به بعد
No comments yet. Be the first to leave one.