Die ersten 31 Zeilen.
سینا سلیمی سینما کده
هفت سال قبل
خب، آمادهای ؟ - .آره -
.باید پنل دسترسی رو باز کنی
.... پیچخورده به
.دنبال سیم اصلی و سیم جریان میگردی
و شبیه چین ؟ - .شبیه سیمـن، عزیزم -
.توی این ماشین، باید قرمز باشه
هنوزم داری با خرگوشه حرف میزنی ؟
.نه"خرگوشه"، فقط خرگوش
الان مثل اون کیپ شدی ؟
به هرچیزی که میخوایم .دسترسی داره، جوب
... تجهیزات، پول ... چندتا پلیس داره
.مردم رو میکشه - .بقول معروف -
... شوخی نکن !بقول معروف -
.شوخی نکن، عزیز دل
،اون یه گنگستر قدیمی دیوثه
.و تو توی اون جعبه بازی نمیکنی - میبینیشون ؟ -
آره، الان یه اینچ از هرکدومشون .لخت کن و یکمی بپیچونشون
،فقط یه شغله، تو و بیرون .به این خدمه ملحق نمیشیم
این اراذل اوکراینیـه ،که داریم حرف میزنیم
.یه بار بری توش، دیگه بیرون نمیای
حالا چطوری این یارو رو پیدا کردی ؟
.فرستاده شدم
.میبینی، یه مشکله کی تو رو فرستاد ؟
رمبرندت، یادته ؟ انهدام چی ؟
... فکر میکردم رمبرندت خودشو منفجر کرد
.نه دستش رو پوکوند چطوره ؟
.خوبه .الان بهم بزنشون
،نباید قرمز باشه. مثل یکی دیگه لختش کن ،اما مراقب باش
هیچ فلزی رو لمس نکنی، یا .قبل اینکه استارت بزنیم کوتاهمون نکنی
No comments yet. Be the first to leave one.