Tracker

Tracker

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Tracker 2024 S03E07 1080p WEB H264-NESTED
Ein Kommentar von NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2025-12-01
Downloads: 94
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫کوسه ‌ها در آب آبی آروم شناورن، ‫قوی، باکلاس...

‫و کاملا روی فرم هستن.

‫اطرافشون یک تیم غواص هست،

‫قلبشون داره تند تند میزنه...

‫دوربین ها درحال چرخش

‫کوسه گاوی جزو خطرناکترین...

‫سلام، اندی فلمینگ؟

‫- وقتش تمومه. خط رو خالی کن. ‫- کولتر شاو.

‫بله، بگو ببینم چی کار داری؟

‫پدرت والت فلمینگ بود، درسته؟

‫آره همون بود.

‫- جریان چیه؟ ‫- من...

‫تو وسایل قدیمی کار پدرم ‫یه شماره تلفن پیدا کردم.

‫مال یکی به اسم دیوید پیرسون بود.

‫- با پدرت کار میکرد. ‫- تو دولتی هستی؟

‫نه نه، اصلاً دولتی نیستم.

‫چجوری پیدام کردی؟

‫کارم همینه، آدما رو پیدا میکنم.

‫میتونستی زنگ بزنی.

‫یه سوالم ازت دارم...

‫پدرت یه بار اسم...

‫اشتون شاو رو آورده بود؟ پدر منه.

‫شاید سه‌ تایی با هم .

‫یه کاری میکردن

‫وای، آره، برای خیلی وقت قبله.

‫من اون موقع نه ده سالم بود، ‫ولی پدرتو یادمه.

‫چند هفته خونه ما مونده بود.

‫دیوید پیرسون چی؟ ‫اونم پیشتون مونده بود؟

‫آره، اون خیلی پیشمون بود.

‫ولی پدرت فقط همون یه تابستون.

‫چیز دیگه‌ ای از پدرم یادته؟

‫هر چیزی که باشه.

‫فقط یادمه بهم یاد داد ‫چجوری با اولین تفنگمو شلیک کنم.

‫آره.

‫اشتون... خیلی دوسش داشتم.

‫باهام خوب بود.

‫از چیزایی که خوندم، ‫پدرت متخصص مغز و اعصاب بود، درسته؟

‫آره، استنفورد بعدش ییل.

‫مال تو چی؟

‫آزمایشگاه تحقیقاتی، دانشگاه برکلی کالیفرنیا.

‫بیشتر علوم محیطی

‫بعد یه جورایی...

‫رفت یه مسیر دیگه، میدونی چی میگم.

‫- باشه. ‫- آره.

‫راستی...

‫سال ۲۰۰۳ مُرده، همون سال پیرسون.

‫درباره پیرسون چیزی میدونی؟

‫تا جایی که من فهمیدم، وزارت دفاع بود.

‫سطح امنیتی بالا.

‫فکر میکنی چرا یه آدم دولتی

‫مثل پیرسون باید با ‫یه متخصص مغز و اعصاب کار کنه؟

‫نه، نمیدونم.

‫من و پدرم هیچ وقت با هم ‫صمیمی نبودیم، واسه همین...

‫میدونی، همیشه...

‫همیشه با من مثل مریض ‫رفتار میکرد نه پسرش.

‫میدونی اون تابستون

‫سه ‌تایی چه غلطی میکردن؟

‫تنها چیزی که یادمه اینه که

‫ تو گاراژ میموندن

‫بهش میگفتن مخزن فکر.

‫- چیزی دستگیرت شد درباره چی بود؟ ‫- نه زیاد.

‫ولی یه بار دزدکی رفتم دیدمشون

‫آره، داشتن یه سری نوار نگاه میکردن

‫از یه مرد که به یه دستگاه وصل بود.

‫نمیتونستم...

‫عجیب بود.

‫اندی، تلفنت زنگ زده.

‫ببخشید، باید برم یه کم کار کنم.

‫- آره. ‫- ولی...

‫یه سری فشنگ اضافه اونجا هست داداش.

‫به حساب من، هر چند تا دلت خواست بزن

‫مرسی ‫قربونت

‫- از دیدنت خوشحال شدم. ‫- قربونت.

‫- باشه. ‫- ممنونم.

‫به نظر میاد اونجا گیر کردی.

‫بذار یه کم...

‫بزن ببینم.

‫آره؟ آره.

‫فکر کنم دهانه خروج پوکه‌ ات مشکل داره.

‫ اینجا رو ببین ...

‫پوکه درست پرت نشده بیرون.

‫بهش میگن استووپایپ.

‫فقط خشابو یه تکون میدی...

‫میکشی عقب.

‫بعد دوباره خشاب میذاری.

‫تمومه.

‫اوه...

‫- مرسی. ‫- خواهش میکنم.

‫اوه...

‫اسمم دیلِ.

‫خوشبختم دیل.

‫شنیدم گفتی آدمای گمشده رو پیدا میکنی؟

‫آره.

‫واقعاً به کمکت نیاز دارم.

‫دخترم نوئل گم شده.

‫- خب، چند مدته؟ ‫- دو روزه.

‫ما هر شنبه حرف میزنیم.

‫منتظر موندم و منتظر...

‫هر بار زنگ زدم رفت تو وویس‌میل.

‫- به پلیس گفتی؟ ‫- آره آقا.

‫اولین کارم این بود که گزارش مفقودی بدم.

‫پلیسا واسه چک کردن حالش ‫رفتن آپارتمانش

‫و گوشیشو پیدا کردن ‫هیچ اثری از زورگیری نبود،

‫هیچ نشونی از کار کثیف و...

‫ولی دوچرخه برقیش غیبش زده.

‫با همون کار میکنه و تو شهر میچرخه.

‫باشه. ‫فکر کنم پلیس بوستون

‫هنوز باید دنبالش باشه.

‫مگه اینکه...

‫شاید یه چیزی پیدا کردن که به من نگفتی؟

‫باشه ببین، تو آپارتمانش مواد پیدا کردن،

‫پلیس بوستون گفت نمیتونیم دنبال یه معتاد

‫بچرخیم که آخر هفته غیبش زده.

‫ولی من بهت میگم اون مواد مال اون نیست.

‫حتی مشروب هم نمیخوره.

‫داداش بزرگش معتاد بود.

‫به خاطر همون مُرد.

‫باشه.

‫آخرین جایی که کسی دیدتش کجا بود؟

‫اوه...

‫این برنامشه.

‫- باشه. ‫- از شب جمعه که رفته سرکار

‫هیچکس نه دیده نه صداشو شنیده.

‫شب جمعه.

‫بوستون بلیز؟

‫آره، یه مغازه فروش علف.

‫نوئل براشون پیک میبره

‫اونجا رفتی؟ باهاشون حرف زدی؟

‫راستی...

‫آره، رفتم.

‫با مدیرش حرف زدم.

‫شاید یه کم عصبانی شدم ‫و اونم منو بیرون انداخت بیرون.

‫دخترت تا حالا با این یارو مشکل داشته؟

‫اون، اون مدیره؟

‫آره، بهم گفته بود

‫هفته پیش پولشو دیر داده،

‫وقتی رفته دنبالش، اون قاطی کرده.

‫رفته تو صورتش،

‫شروع کرده داد زدن و تهدید کردن.

‫بهش گفتم ول کن بره.

‫گفت نمیتونه، پول لازم داره.

‫به خاطر همین اینجایی،

‫داری با تفنگ بازی میکنی؟

‫میخوای یه کار احمقانه بکنی؟

‫نمیدونم چی کار کنم.

‫ببین آقا، نمیدونم چقدر میگیری ولی...

‫قول میدم یه جوری پولتو بدم.

‫هیچکس به دادم نمیرسه.

‫من کمکت میکنم.

‫ ‫قسمت هفتم

‫سلام رینی، نیویورک چطوره؟

‫آره، خوبه.

‫با مامانم سفر، اسپا، برادوی، میدونی...

‫- کار توئه اینا. ‫- آره.

‫امشب اگه بخوای برات بلیط ماما میا میگیرم.

‫خیلی لطف داری، ولی دو سه بار دیدمش.

‫تو خوش بگذرون.

‫پیاممو دیدی؟

‫آره، رندی برام گفت.

‫اصلاً نمیدونستم تو بوستونی.

‫فقط رد میشدم.

‫درباره اون یارو مغازه علف چیزی داری

‫که باهاش مشکل داشته؟

‫آره، با دوستم حرف زدم

‫تو دفتر وکیل تسخیری بوستون.

‫اسمش وینس آنگره، ‫ ۳۵ سالشه، مشروط آزاد شده،

‫مدیر مغازه بوستون بلیز

‫اولین بار در ۱۸ سالگیش

‫به جرم پخش مواد گرفتن.

‫قوی بوده از بچگی.

‫خب، بابای نوئل خیلی مطمئنه

‫این یارو تو گم شدن دخترش دست داره.

‫یه سابقه ضرب و جرح داره،

‫دوست‌دختر سابقش ‫حکم منع تعرض گرفته بود.

‫مرسی رینی، دمت گرم.

‫باشه، اگه چیزی خواستی بگو

‫مرد جدی نمیدونم چی میگی

‫داری بیشتر از چیزی که ‫میرسونی میکشی، بیشعور.

‫میخوام از کونت بکشم بیرون.

‫واو!

‫سرت به کار خودت باشه

‫خودم حلش میکنم.

‫یالا

‫- تو وینس هستی؟ ‫- چی از جونم میخوای؟

‫نوئل بوکنن. کجاست؟

‫نمیدونم.

‫پس چرا باباشو زدی؟

‫دفاع از خود. پیرمرد دیوونه ‫اومد سرم داد زد، بهم تهمت زد.

‫دنبال دخترش میگشت. ‫تو باهش کاری کردی؟

‫نه، اون به من کاری کرد.

‫قبل از اینکه پیک ‌هاشو تموم کنه در رفت.

‫نه پولمو آورد

‫- نه علفمو. ‫- پاشو. همینجا. بیا اینجا.

‫بتمرگ اینجا

‫کجا داشت میرسوند؟

‫هیچی بهت نمیگم.

‫باید حریم خصوصی مشتریامو حفظ کنم.

‫میخوای زنگ بزنم پلیس بیاد؟

More Farsi Persian subtitles for Tracker

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left