Die ersten 200 Zeilen.
.پنیر و برنج، رفیق
.بهم سکته قلبی دادش - .خوبه -
کی هستی ؟
.باب بارنزم
.برای خدمات جنگل اینجا کار میکنم
از کل کشور بازدید میکنیم
.و سعی میکنیم تا علف کشت نشه
.بعنوان یه بومی، بخاطر کارتون ازتون قدردانی میکنم
،اما بعنوان صاحب این ملک
.باید ازتون بخوام ازش برین بیرون
.البته، قربان. نمیخواستم ضرر برسونم
.متاسفم که مراحمتون شدم
حق با توئه توی ملک نایتهورسِ ؟
.آره
.یارو قویه
دیدیش ؟ - یحورایی سرم داد کشید ؟ -
توی زمینش چیز مشکوک دیگهای ندیدی ؟
...آره، نزدیک باغش. اینو داشت
،این تیکه چوب توی زمین بودش، و بعدش اینو
.مثل، یه بندد چرمی، نازک، دراز که بهش وصله
چطور باغی بود ؟ - .مطمئن نیستم -
.هیچی توش رشد نمیکرد، اما خاک تازه زیرورو شده بود
.فکر کنم تازه کاشته بوده
ویک، اونجایی ؟
.سلام، والت، تازه رسیدم به مقر
.میخوام دستور حکم بگیری
برای نایتهورس ؟
.هَن
.مرسی، باب - ،منم باید تشکر کنم -
.والت، بخاطر این کارت
.کمکم کرد یه قدمی بزنم
...کار داوطلبانه بودش باب که حقوقم نداره، پس
.درسته، ولی بهم حس ساخت مسئولیت داد
.احترام به خویشتن
،یکی باید کار کنه، باب، و محض احتیاطت
...دستور دادگاهه، پس
.والت، روبیـَم
چقدر به مقر سینکیلر شرق شهر نزدیکی ؟
زیاد دور نیستش. چطور ؟
یه راننده وانت که بهش میگن راننده نترس توی شاسی بلند مشکی
توی جاده 232 به سمت جنوب میره و .خیلی بد منحرف شده
.باشه، بهش رسیدگی میکنم
.تنهام بزار
حالت خوبه ؟
آره ؟
.نمیدونم
.چیزی رو حس... نمیکنم
.یالا، بارلو
.بیا از اینجا بریم
.آسونه
.یه قدم بزرگتر
.گرفتمت. گرفتمت
کی رو گرفتی ؟
.مطمئن نیستم
میبریم زندان ؟
.باید ببرمت
،فکر کنم باندازه رفتی
.میبرمت خونه، بارلو
.باشه
.اینهاشی
.یالا. کمربند رو ببند
.بسته بودمش
.منو بستی. از سر راهم برو کنار
.باشه، تو ببندش
دارمش. سرت چطوره ؟
.حالم خوبه
.شبیه کمربند ایمنی خودم نیستش
Sina Salimi کاری از
تیم ترجمه اختصاصی دیویبی فیلم با افتخار تقدیم میکند
راضی بودی ؟
.مرسی. غذای خوبی بود
.فکر کنم اشتباه شده
.فکر نمیکنم
.انعامش زیاده - چقدره ؟ -
.50 هزارتا
.بزار ببینمش
.دیدم چیکار کردم
.انعام نیستش
.یه پیشنهاده
برای چی ؟
.اسم من کوین مورسِ
برای شرکت وکالت بوستون بیسد ،که بهش میگن دو موریس کار میکنم
.و اینجا توی دورانت تازه دفتر باز کردیم
شغل من پیدا کردم و استخدام .بهترین وکلا توی این ایالته
."با تو شروع میکنم، "کادی
من ؟ چرا ؟
.توی پرونده سهام هنری کار میکنی
.خبرش درز کرده
.باهوشی. جوونی
.اجتماع رو میشناسی
.و ترجیح میدم کنارمون بحث کنی نه علیهمون
...میدونی
.دربارش فکر کن
.بهم زنگ بزن
.آقای موریس
.اسمم کیدیِ
چی ؟
.اسمم... اشتباه تلفظ کردین. کیدیِ
ک-ی-د-ی ؟
.آره
.فکر کنم خودت اشتباه تلفظ میکنی
.لعنتی
.کلیدارو توی ماشین جا گذاشتم
...یا بیخیالش شو یا اینجا یه پنجره باز داریم که میتونیم
.کلانتر، میخوام یه ورود غیرقانونی رو گزارش بدم
.آره
.فکر کردم شاید بخوای باهوش باشی
.یا شایدم از یه راه دیگه وارد بشی
.مرسی، والت. باید بهم ملحق بشی
.برو یه لیوان بیار
...،من اهل ویسکی نیستم
...،آبجو .آبجو توی بخجاله
رینر چطور ؟
.نه. رینر نیستش
.فقط چندتا چیز مهم
.ازش میگذرم
...،میدونی، بارلو
،اصولاً دوست ندارم درباره جزئیات تحقیقات بحث کنم
.اما، فکر کنم یه چیزی هستش که باید بدونی
.فکر نمیکنم برنچ خودش رو کشته
چی ؟
نمرده ؟
.دلایلی دارم که نشون میده یکی کشتَتِش
،اگه کسی برنچ رو کشته .باید نایتهورس باشه
چرا اینو میگی ؟
.هرجوره میخواستم منو بگیره
اون استخونای سرخپوستها رو توی زمین گلفم دفن کرد
.تا جلوی پیشرفتم رو بگیره
.اما به این راحتیا کنار نمیکشیدم
...وقتی دید نمیتونه جلوم رو بگیره، اون
.رفت دنبال چیزی که دوست دارم
...،اگه کسی میرفت دنبال دخترم
.چیزی رو که کردم رو نمیخوام
.باید بگیریمش - .میگیرمش -
.من میگیرمش
،اما باید از راه قانونی اینکارو بکنم .و تو باید ازش دور بمونی
الان، تنهای حالت خوبه میشه ؟
نگرانی به خودم شلیک کنم ؟
.والت، کانالیها بزدل نیستن
.خودمون رو نمیکشیم
کلیدای ماشینای دیگت کجان ؟
،نمیخوام ماشین برونی .نباید خودت تنهایی برونی
.تا جایی که بهم مربوط زمینگیر شدی
.توی اتاق دیگم رو میزن
.یالا، سخت بگیر
.اونجاست، بشین
.باشه، اونجان
.بفرما - .تو کلانتری -
.ارولیف بالسامروت
اون آفتابگردونا به چیزا نگاه میکنن ؟
.آره
،برای یه مرد چند کلمهای، والت
.این یکی درخواست حکم طولانی مدته
..تا جایی مخواستم شدنی باشه، پس
.بهت میگم چیه
.میخوام بهت جکم بازرسی بدم
.مرسی، اعلی حضرت - .اما نه برای املاک جیکوب نایتهورس -
،بهت حکم خونه خودم رو میدم
.چون اون آفتابگردونا مثل علف درامتداد راه رشد میکنن
.درواقع، همه جا رشد میکنن
.نه کنار رودخونه که جسد برنچ رو پیدا کردیم
شاید آره، ولی مدرک کافی نیستش
.تا به جیکوب نایتهورس مضنون بشیم
.منظورتون جیکوب بلنکشیپِ
.تقریباً یادم رفته بود
.تغییر مرموز قانونی اسم
.با یه شیوه فریبنده حرف میزنه
به خواسته یه سرخپوست حرف میزنه
.تا بیشتر شبیهـشون بشه
،اشکال بزرگی داری که خودت رو تو مخمصه بندازی، والت
ولی نمیتونم بزارم با این مدارک ،مزاحم شهروندی بشی
مخصوصاً از وقتی که با تشریفات .سریع بازی کردی و باختی
،برای تمام چیزایی که میدونم
.خودتم میتونستی اونو توی غلاف شاتگان بزاریش
.تمام سلسله مدارک حفاظت رو جمع کردم
،وقتی نیابت بهترین دوستت رو کردی
،زندانی تازه آزاد شده .تا مدارک رو منتقل کنه
.دستمون کوتا شده، قربان
.پس یه وکیل جدید استخدام کن
ولی درخواستت مبنی بر حکم .بازرسی اموال نایتهورس رده
.والت
.الان تو فاز حرف زدن نیستم، ویک
.خب، این که جدید نیستش .ولی نباید حرف بزنی
.میتونیم مثل برگر یا همچین چیزی برم تو
میخوام منتظر بهانه نایتهورس باشی
.برای زمان مرگ برنچ
.تو بهانشی
.خودت بهم گفتی که خارج شهر بودش
.دیدم از هواپیما پیدا شد
.از کجا بدونم جایی که گفته بودش ؟ شاید فیلمشه
.جزئیات پروازش رو چک کن
.به فرگ بگو به کارتهای بانکیش نگاه کنه
.باشه
دیگه چی ؟
.همبرگر... مرسی، ولی امشب نه
.قرارداد محرمانست
،نشوته که نمیتونی اسرار شرکت تجاری
لیست موکلین، و غیره رو فاش کنی
.ادامه بده و اینجا رو امضا کن و اینجا شروع کن
باشه. قبلش خانم لانگمایر گمانه بشن ،و نظرشون عوض بشه
No comments yet. Be the first to leave one.