Die ersten 200 Zeilen.
نگو که هنوز خوابآلوئی - یهخرده -
از سرـت میپّره
و بهش عادت میکنی
یالا، سوار شو
!بجنب
میتونی
!دیدی، تونستی
والریو، چشمهات سمت جایی باشه که میخوای بری
و نشون بده که رئیس توئی
دیگه زیادی پیر نشده؟
نه، نه، عین خودمه
بچه رو برات آوردم
پسرِ رومولو چه بزرگ شده
بیا روز رو شروع کنیم
توجه « زیرنویس مورد نظر برای پخش در رایانه تنظیم شده است » پاتپلیر برای نمایش هرچه بهتر این زیرنویس در رایانۀ خود از نرمافزار » « را بر روی سیستم خود نصب داشته باشید B Yekan استفاده کرده و فونت
چشمهات رو بسته نگه دار
بسته
خیلیخب، بازـشون کن
دوست داری؟
مانفردی وقتی بفهمه، کُفری میشه
نه اینکه به تخمـمه؟
اون الآن دیگه اون سوئیت قشنگه رو داره
اینجا رئیس مائیم
...و اینسمت
جاییه که شازدۀ جوون میخوابه
چی توی فکرـته؟
لهله
چینالیا، سامورایی، تمام مشکلات واموندهای که داریم
مشکلات رو دونهبهدونه راستوریس میکنیم
امروز مشکلمون با کولیها رو درست میکنیم
کسبوکار خوبه، معامله نباید به هم بخوره
من وقتی با توئم از هیچکس نمیترسم
خوب از آب در اومد، آره؟
باحاله
چزاره
یه روزی تو هم شاه میشی
آلبه
خوشحالام که خوشحالای
ولی دیشب بیقرار بودی
خواب چی رو میدیدی؟
لهله
...همهش حرف میزد، ولی
نمیتونستم صداش رو بشنوم
ولی میدونم چی میخواست بهم بگه
باید انتقامش رو بگیرم
و برای انجام اون کار، به این اتحاد نیاز دارم
و به اُرلیانو
بازداشت خونگی؟
سامورایی همچین حرفی زد؟
آره
سامورایی از یکی از سیاستمدارهاش استفاده میکنه و به افسر آزادی مشروط میرسه
سامورایی توی این کارِ کثیف وارده
هی وکیل، با تو صحبت کرده؟ - بله -
و در ازاش چی میخواد؟
اون هیچوقت کاری رو مفتی انجام نمیده
میخواد که تو برگردی به خاندان
اون اُستیا رو کنترل میکنه
به همین زودی کار ساختوساز روی بندر رو شروع کردهان
کسبوکار بزرگـیه
و اون میخواد اُرلیانو آدامی و اسپادینو از معادله خارج بشن
و خب؟ - ...خب -
!هی، مادرـم داره صحبت میکنه ها
نپّر توی حرفش
خب، تو میای خونه و جات رو پس میگیری
و اسپادینو رو سر جاش میشونی
این خبر فوقالعادهایه، مامان
بهترین خبری که از وقتی تو بودم، شنیدهام
حلقه، مامان
کی گفت از ماشین پیاده شی؟
میخواستم سیگار بکشم
هنوز از راه نرسیدی، هر گُهی !دلت میخواد، میخوری
پشیمونم نکن که باهات تماس گرفتم «وگرنه پس میفرستمت به «آبروتزو
بشین. چی میتونم برات بیارم؟
هیچی، ممنون
سلام، سارا - سلام، آمهدئو -
خب، پس از جزئیات سمت خودتون بیخبرـم نذارید
نمیمونی؟ - نه -
سارا میره
!متأسفانه باید با تو تنها بمونیم، چینالیا
بعداً باهات تماس میگیرم
زن جذابـیه، مگه نه؟
...این قطعههای زمین، سامورایی
رُم بدقلقه
نمیتونی کارها رو به عجله بندازی
.ولی در آخر، همهچی بهت میده اختیار، شرکت، امتیازنامه
.همهچیز راستوریس شده محلهای ساختوسازِ بندر باز شدهان
پدرـم خوشحاله، ولی میگه که حالا یه چیز دیگه در خطره
بله، بهتازگی خبری مهم از دوستانی مورداعتماد دریافت کردهام
کاری؟
بیشتر از کار
یک «ژوبیلۀ فوقالعاده» برای سال بعد
ژوبیله/جوبیلی/یوبیل): بزرگداشتی در) Jubilee ] [ کاتولیسم که معمولاً هر 25 یا 50 سال برگزار میشود
لحظهای مهم از معنویت
تبلیغشده توسط عالیجناب کاردینال ناسکاری
و مایه؟
خب، «ژوبیله» یک سال طول میکشه
واتیکان» بانی صدها رویداد، تبرک، جشن، گردهمایی میشه»
صدها هزار مؤمن از سرتاسر جهان
شهرداری پول دولت رو اختصاص میده
رویداد ویژهایه. مراقبی وجود نداره
قراردادها مستقیماً محول میشن
سیلی از پول به هرکی که بخوایم توزیع میشه
چی لازم داریم؟
شرکت؟ یه همفرجام؟ - همون «جعبههای چینی»ِ معمول -
مجموعهای از جعبهها که یکی از دیگری ] [ کوچکتر است و همه در هم جای میگیرند
امروز با سیبیلا صحبت میکنم
بهش اعتماد دارم، 30 ساله دارم باهاش کار میکنم
در این بین، چینالیا به کاردینال ناسکاری رسیدگی میکنه
زنش هم هست؟
آره، فقط آروم باش
همه با هم دوستایم
باید کاری میکردی همهچیز بدون مشکل پیش بره
وظیفۀ تو بود
...اگه مسئله پوله - مسئله پول نیست -
یکی از افراد ما چاقو خورد - تقصیر اون بیشعور بود -
بیشعوری که هنوز آزاده
خب، پُر بیراه نمیگه
خب، حالا چی کنیم؟
اینجوری هم نیست که بتونیم برگردیم
فکر میکنی حق با توئه؟
،بعد از تمام اتفاقاتی که افتاده باید دوباره سر معاملهمون بحث کنیم
نظر تو چیه؟
نظر اون تا یه جایی حسابه. ما چهار نفرـیم
خیلیخب، بهتون میگم نظر من چیه
،کسبوکار خوب داره پیش میره بنابراین باید همینطور بمونه
حق با توئه؛ این اتفاق نباید میوفتاد، ولی تقصیر نادیا نیست
درستـه، اسپادی؟
البته، تقصیر بیصحاب اون نیست
فلاویو با من
چینالیا و سامورایی چی؟
لهله خودش رو کشت، ولی یکی باید تقاصش رو پس بده
بعداً به اون رسیدگی میکنیم
اول، تو به دوستت رسیدگی کن
خدافظ، اسپادی
بریم
« مشاور مالیاتی، سیبیلا مانچینی »
چطور پیش رفت؟
خوب
حالا باید سر در بیاریم چطور سهممون رو به جیب بزنیم؛ از اونجایی که کار رو من دارم جور میکنم، باید رقم قلمبهای باشه
...«اطلاعات، رابط «واتیکان
کی رو میفرستی سراغ ناسکاری؟
چینالیا
بله، رسمیتره. مشکلساز نمیشه
سیگار برات ضرر نداره؟
چرا
که چی؟
فهرست رو درست کردی؟ - ایناهاش -
همهشون مبرّائن
مستمریبگیرها، معلمهای بازنشسته
میتونیم هر چیزی رو به اسمشون ثبت کنیم
خوبه. کاغذبازیها رو آماده کن
پیمانکارها رو هم همینطور؛ تصمیم میگیریم کدومها. مال بادالی غیرقابلقبولان
پس، مثل همیشه
مثل همیشه، سیبی
بهش رسیدگی کن
والریو
چیه؟
هنوز هم بهاندازۀ وقتی که شروع کردیم، دوستش داری؟
آره
خدا حافظ، واله - خدا حافظ، سیبی -
هی، بچهها
همینجا منتظر بمون
فلاویو رو ندیدهاید؟
نه
نه
تو ندیدهایش؟ - نه، اُرلیا -
گوشی رو بده من
بجنب
چیه، فرانچه؟
نه، اُرلیانوئم
دو ساعت دیگه بیا «ایدروسکالو» به دیدنم
همهچیز مرتبه؟
همهچیز مرتبه
عالیجناب، صبحتون بهخیر
فقط خواستم سلامی بکنم و پروژۀ عظیمتون رو تبریک بگم
لطفاً یادتون باشه که شهرداریِ رُم همیشه در خدمتتونه
خیلی خوشحال میشم کمکتون کنم
ممنون از کمککنندگیتون، ولی شاید مطلع نیستید
ژوبیله» در آفریقا برگزار میشه»
منظورـتون چیه؟
منظورـم اینه که فقط مراسم افتتاحیه و اختتامیۀ سال مقدس» رو در رُم میزبانی میکنیم»
ایدۀ انقلابیایه، شاید حتی بیشازحد انقلابی
چرا در رُم برگزارـش نکنید؟
در رُم رسواییهای زیادی صورت گرفته
با کلامِ «انجیل مرقس» آشنایی دارید؟
،اگر چشمانات تو را میلغزانند»
«آنها را دور افکن
و نظر «پاپ» چیه؟
مطمئنام ایشون هم موافقت میکنن
رُم مستحق چیزی بیشتر از یک ژوبیلۀ برونمرزیـه
مسلماً مستحق افرادی مثل شما نیست. میدونید چرا؟
نه
کنجکاوـم، بهم بگید
،چون وقتی با شما صحبت میکنم
صدای سامورایی رو میشنوم
سلام، فلاویو
یهخرده زود اومدم، موردی که نداره؟
مگه «ایدروسکالو» همدیگه رو نمیدیدیم؟
اینیکی رو من برمیدارم
بیا، جایی که بابات قبلاً نگهش میداشت
No comments yet. Be the first to leave one.