Die ersten 200 Zeilen.
."امشب بدجوري ساکتي،"جني
داشتم به يه راهِ درست فکر ميکردم تا ازت بخوام
.دور بزني و برگردي
.تو اين جاده؟ نميتونم، عزيزم
."جدي گفتم، "الن .ميخوام دور بزني، لطفاً
موضوع چيه، "جين"؟
.من..قبل از اينکه از خونه بياييم بيرون سعي کردم بهت بگم
من..فقط دوست ندارم .واسم رئيس بازي در بيارن، همين
.فکر نکنم بتونم يه شبِ ديگه رو اينجوري تحمل کنم
،رئيس بازي؟ اُه، عزيزم ...رلف" يکي از بهترين آدمهايي که"
.ميدوني منظورم "رلف" نيست
،اون زن پُر از الماس و جواهرشه ...از بالاي دماغش جوري نگاه ميکنه
.که انگار خونهي زشتِ بزرگش داره از بالا به هاليوود نگاه ميکنه
.لطفاً. نميخوام بيام .سرعتُ کم کن و يه جايي گير بيار تا دور بزني
.اُه،"جين"، تو ديوانهاي. "آليس" تو رو دوست داره
.لطفاً،"الن". جدي گفتم .من نميخوام بيام
ميخواي چي کار کني؟ پرتمون کني پايين؟
.خيله خب. دور ميزنيم
،بهشون گفتيم قراره بياييم .ولي دور ميزنيم
!تقريباً زده بود بهمون
.الن"، يه چيزي پرت کرد" .اين پشته
.انگار توش کاغذ هست
کاغذ؟ - .آره، همچين حسي داره -
.بازش کن
انداختنش داخل؟ - .آره -
.شايد اتفاقي افتاده تو - .الن"، بازش کن" -
!سريع،"الن"، بيا تو. "الن"، بيا تو
."دنبالمونه،"جين .کيف براي اون بوده
جين"، ميخواي چي کار کني؟"
.گمش کرديم. آرومتر .فرمون رو ميگيرم
،خب، تقريباً با اين کار ما رو به کُشتن دادي .ولي جون سالم به در برديم
حالا چي ميشه؟ - متوجه چيزي نشيد، "الن"؟ -
.به معني واقعي کلمه پول رو انداختن رو پامون
.هيچکس تو دنيا نميدونيم داريمش
خودت رو کنترل کن،"جين"، ميشه؟ .يه کيفِ ديناميته
.پوله زور بوده
...احتمالاً اخاذي. اون کيف رو برميگردونيم به پليس تا بتونن
."نگه ندار،"الن .تقريباً يه بلاک عقبتز از ماست
واسه چي اينقدر ترسيدين؟ - کي ترسيده؟ -
.شماها قبلاً تا حالا جريمه نشدين؟
.قرار بود رازـه بزرگي باشه، سرکار
.ولي تو راهيم که بريم لاسوگاس
.از اون مُدلهاي قديميايم .با عشقمون فرار کرديم
.بازم قراره جريمه بشين
.دفعه بعد که خواستي دور بزني، راهنما بده به نظرت اين يادت ميمونه؟
.من..متأسفانه ذهنم حواسش به رانندگي نبود
.اضطراب داري،رفيق .اين عروسه که بايد وحشت زده و عصبي باشه
.راه بيُفت - .خيله خب -
تو چت شده،"جين"؟
برنامه داشتي با اون چي کار کني؟
.نميدونم
.فرصتِ اينو داشتي که بيخيال پوله بشي چرا اين کارُ نکردي؟
.الان داشتم همين ساول رو از خودم ميپرسيدم
.ميبريمش به آپارتمان
.ميخوام نگاهش کنم
."نميبينمش،"الن
کتي" چطور؟" .نميدونم اون اومده خونه يا نه
.فکر کنم رفته يه نمايش ببينه. عجله کن
.راحت صدام کن دراکولا
.متأسفانه بايد بگم يه خورده ما رو ترسوندي - خواهرم اومده، "پيت"؟ -
.آه..نه،فکر نکنم
هي،آه...مدتيه که نبودين؟
اُه،نه. فقط دنبال يه سري چيزهايي .که آقاي "پالمر" تو انبار داره هستيم
در رو قفل کردي؟ - .آره -
.خب، خيلي کار عاقلانهاي نبود
الان وقتِ خوبي واسه اومدن "کتي" يا کس ديگهاي هست، نيست؟
،خودت گفتي ميخواستي نگاهش کني .الن". نگاهش کن"
.اسکناس 50 تايي و 20 تايي .بايد چند هزار دلاري باشه اينجا
.آره، احتمالاً 100 هزار
.پولش قديميه. اعدادش فرق دارن
.ميتوني باهاش باقيه عمرمونُ رديف کني
،بس کن،"جيني". اگه گزارشش نديم .جُرمه، درست مثل دزديدنش ميمونه
.يه کوچيهي تاريکه با يه درـه بزرگِ بسته آخرش
.بيا سعي نکنيم ازش استفاده کنيم، عزيزم
،بيا فقط قايمش کنيم يه جايي .و بعد تا وقتي مطمئن نشديم امنه بهش دست نزنيم
.هيچوقت امن نميشه. جواب نميده
چي شده،"جين"؟ .فقط نميتونم درکت کنم
،سعي کردم هرچي ميخواي بهت بدم .هرچيزي که ميتونستم
آره، يه ده دوازده تا بدهي و قسط
.واسه باقيِ عمرمون بهم دادي
."بهش دست نميزنيم،"الن
...خيلي ساده ميذاريمش جايي که
.قايمش کن
.قايمش کن، سريع
.سلام - ."سلام،"کتي -
.پيت" گفت سراغ منو ميگرفتين"
.اوه،اره."الن" ميخواست بدونه خونهاي يا نه
خب، هستم.و از اونجا که .داري دستم رو ميچرخوني،ميام تو
برادر عزيزم کجاست؟ - .اوه، يه دقيقه ديگه مياد-
اوضاع تو دفتر چطوره؟
.خب، اون روزي به رئيسم ترفيع درجه دادن
شايد سرشون خورد به جايي .و بعداً يه اضافه حقوقي هم به من دادن
.يه جوري ميگي انگار ميخواي قدر يه عمر پولش ازش در بياري
.انگار چيزي درباره کم بودن مردها نشنيدي
.به شک افتادم، شايد نشنيدي
."چطوري،"کتي - سلام، حالت چطوره؟ -
.حالا نگو خوبي، چون افتضاح به نظر ميايي
.واسه همين دوست داشتم بيام اينجا .همه خيلي بيخيال و شناورن
پيت" يه جوري باهام حرف زدم که" .فکر کردم ميخواي درمورد چيزي باهام حرف بزني
اوه،اه..داشتيم فکر ميکرديم ،"واسه خوردني يه سر بريم "ريمولي
.ولي نظرمون عوض شد
.الن" حالش خوب نيست"
خب، چي شده، "الن"؟ - .اُه، هيچي -
.فقط يه سر درد
.خب،اميدوارم جفتتون صبح حالتون بهتر بشه .شب به خير
."شب به خير، "جين - ."شب به خير، "کتي -
.تمومه
.حالا بايد برم واسه سرم پيش دکتر .کم مونده بود لو برم
ولي حقمون براي برداشتن اون پول
مثل اينه که رفته باشيم تو بانک .و يه ساکِ پُر از رو ميز برداشته باشيم
،آبجي کوچيک يه سر مياد ما رو ببينه .و تا حدِ مرگ ميترسونتمون
،معلومه که وحشت کرده بوديم .چون پوله درست همينجاست
،ولي وقتي مخفي و دور از دستهامون باشه .چيزي واسه ترسيدن نيست
.هيچکس نميدونه داريمش - هيچکس نميدونه؟ -
اوني که کنار کوه تعقيبمون ميکرد چي؟
،اگه خوندن بلد باشه .ممکنه شماره پلاکمونُ برداشته باشه
.اونقدر نزديک نبود که بتونه پلاکمونُ ببينه
."گوش کن چي ميگم،"الن
،دوسِت دارم،عزيزم
و اگه تصميم بگيري نبايد .هيچوقت دست به پوله بزنيم، نميزنيم
ولي بايد همين الان درموردش فکر کنيم؟
نميشه جايي قايمش کنيم که نتونن به ما ربطش بدن
و به خودمون وقت بديم تا بهش فکر کنيم؟
.لطفاً کمکم کن قايمش کنم
.باقيش رو ميسپارم به تو
اگه فکر ميکني هيچوقت .نبايد بهش دست بزنيم،نميزنيم
جدي ميگي،"جين"؟ ديگه درمورش حرف نميزنيم؟ تلخياي پيش نمياد؟
."جدي گفتم،"الن
.يه هفته نگهش ميداريم
."آخرين هشدار براي "سانتافه سن برنديانو
،قطار شماره 42 که ساعت 10:10 حرکت ميکنه .از دروازه "ام" در حال ورود است
.اين آخرين هشدارـه
.قطار 103"يونين پسيفيک" از شهر لسآنجلس درحال ورود است
تمومه.الان همه چيز رو به راهه، نيست، عزيزم؟
.آره،من..گمونم
بليط کجاست؟
.چيزي نيست .اين پايين افتاده
.جيبم سوراخ داره .جاش امنه
به اون مردـه پشت ميز چي گفتي؟
.هيچي به اون مرد پشت ميز نگفتم
.ولي گفتي، ديدمت
.اوه.اُه،آره
...بهش گفتم ميخواستم برم بيمارستان
.و واسه يه مدتي نميتونم بيام دنبال ساک
.گفت اشکال نداره
.فولر". بازرس اداره پليس"
بله؟
الن پالمر" اينجا زندگي ميکنه؟"
.بله، شوهرم سر کارـه
،خب، اين فقط به چک کردنِ معموليه ."خانم "پالمر
،يه شماره پلاک داريم .ولي صد در صد از درست بودنش مطمئن نيستيم
ميشه بيام داخل؟
ميشه يه نگاهي به اطراف بندازم؟ - چرا؟ -
چيزي واسه قايم کردن ندارين، دارين؟
.نه، ميتونم ببينم که ندارين
اين کارها براي چيه، آقاي "فولر"؟
.بهتون گفتم، يه چک کردنِ معمولي .ميخوام خونه رو يه نگاهي بندازم
دنبال چي بگردين؟
،با خودم حکم نياوردم ."خانم "پالمر
.شايد بايد برم يکي بيارم
،اگه بذارم بدون حکم اطرافُ ببينيد
قول ميدي بگي اين کارها براي چيه؟
شايد يه چيز جالبي براي حرف زدن رو پُل
.بهم بده
."حتماً،خانم "پالمر
.مرسي
.کار بهشون نداشته باش. اونا هديهان
پس،از الان شروع کردي به خرج کردنش، ها؟
خرج کردنش؟ - .آره،عزيزم، خرج کردنش -
.فکر نکنم خوشم بياد
.شرمنده، حرفِ درستي نميزني
اگه يه زنِ خونهدار بيگناه بودي ،و چيزي واسه قايم کردن نداشتي
.هيچوقت اجازه نميدادي بيام تو
با داد و بيداد ميخواستي برم ،حکم بگيرم و به نمايندهت تلگراف ميزدي
.پس بيا حرفهاي بيخود رو کنار بذاريم
ساکِ من کجاست؟ - پس پليس نيستي؟ -
.فقط از سمتِ مادرم، عزيزم پوله کجاست؟
.اون چيزهاي تو آشپزخونه مال خواهر شوهرم هستن
...و راهت دادم بيايي تو چون
خب،زنهاي خونهدار .گاهي اوقات شديد حوصلهشون سر ميره
.ولي باور کن، اصلاً نميدونم چي داري ميگي
.خيلي بيخيالي، عزيزم .بيش از حد بيخيالي
پوله کجاست؟
پول من کجاست؟ - .فرستاديمش به پليس -
.دروغ ميگي. اگه اينطور بود قبلاً بهم ميگفتي
.ميترسيدم - .بايدم بترسي. مال من بود -
چرا کسي بايد بيخيال اون همه پول نقد بشه؟ .نميفهمم
.درواقع، باور نميکنم - .حقيقته. قسم ميخورم -
و الان بايد بلند شم و برم؟ همين ديگه؟
.خب، شايدم برم
.ولي اگه پول رو فرستاده باشي به پليس، بايد تو روزنامه باشه
...اگه نکرده باشي
.هست. ديشب فرستاديشم
خيله خب،ميتونم چند ساعت بيشتر منتظر بمونم
.و شک دارم تو و شوهرت برين سراغ پليس
،ميرم يه روزنامهي عصري بخرم
.و بهتره يه چيزي درمورد پوله توش باشه وگرنه دوباره برميگردم
.و ميترسم اون موقع شديد از دستت عصباني باشم، عزيزم
.فعلاً
.آلن"،تو..تو زود اومدي خونه"
No comments yet. Be the first to leave one.