Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(مهمانسرای رمانتیک مخفی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!برو
!لی سول، وارث عزل شده، فرار کرده
!واینستید منو نگاه کنین باید قبل از سحر اعدامش کنیم
!این به ماموریت بزرگمون پایان میده
!بله قربان- !بله قربان-
!سریعتر حرکت کنین
!سریعتر حرکت کنین
تو کیای؟
داری اسم منو میپرسی؟
البته
یواشکی اومدی مراسم عزا
...تو اولین نفری که
اسمم رو میپرسی
نمیخوای بهم بگی مگه نه؟
آسیب دیدی؟
میتونی بیای بیرون؟
بوک شیل
عجله نکن
بازم هست
اون پسر کوچولویی که داشت فرار میکرد اومد اینجا تا قایم شه؟
ندیدمش
نزدیکتر نیا
،سگمون بوک شیل هاره
حتی موقع غذا خوردن هم مردم رو گاز میگیره
به خدا
اگه گازت گرفت دیگه تقصیر من نیست
رفتن
چرا نجاتم دادی؟
تو حتی اسممو نمیدونی
...تو
اولین بازدید کنندهمی
...خوشحالم
حداقل یه نفر اومده
تا پدرمو ببینه
...توهم
کسی رو از دست دادی؟
آره
پدرت؟
یا مادرت؟
جفتشون
الان کسی رو ندارم
،اگه دوباره همو دیدیم
اونوقت میگم بهت
چیو میگی بهم؟
اسمم رو
پنج نیانگ
روز خوب و خنکیه
اون داستان رو شنیدی؟- درمورد چی؟-
درمورد مهمانسرای تسخیر شده
مهمانسرای تسخیر شده؟
یه جوون نجیب زاده خوشتیپ ...از منطقه یونگنام
قبل از اینکه بتونه تو ...آزمون دولتی شرکت کنه
اونجا مونده و تسخیر شده
اون مُرد؟
...روح یه دختر تنها
اونو به عنوان همراهش به زندگی پس از مرگ برده
تف بهت
خوش اومدی
پنج نیانگ
پنج نیانگ
کجا میری؟
میتونی قبل از رسیدن به سالن امتحان مرگو به چشم ببینی
،این گذرگاه نام ته ریونگه که به ببر هاش معروفه
...تنها برو
و هیچوقت به موفقیت نرس
پنج نیانگ، لطفا
تو روز روشن دزدی میکنن
فقط برای رد شدن از یه گذرگاه پنج نیانگ میگیرن؟
میری جونگچون؟
من و تو جفتمون باید مراقب باشیم
روح ها دوست دارن مردای جوون رو بگیرن
اون چی بود؟- خدای من-
!ما گارد منطقه ایم
!راه رو باز کن، وگرنه میزنیمتون
این همون ببریه که بهت گفتم
،اگه تموم وسایلت رو رد کنی بیاد
میزارم بری
فقط تسلیم شو
!یکی رو گرفتیم
همه چیو از دست میدیم
اوه عزیزم- خدای من-
منو بزار پایین
!بگیرینش! یه کاری کنین
!بگیرینش- !بگیرش-
!هی
!رئیس
تو، گمشو
!بونگ شیک
بدو
بلند شو- !عجله کن-
بجنب
!لعنتی
وای خدایا
...اگه فقط به تله گیر نمیکردم
بین بقیه پخشش کن
وایسا- ممنون-
ممنونم
جمع شین
سلام، خوش اومدی
اگه میخواین توی آزمون دولتی قبول شین، بیاین باغ گل ها
فراخوانی همه مردای جوون به باغ گلها
اوه، سلام اشراف زاده های جوون
باغ گلها قبول شدنتون رو تضمین میکنه
بیاین و توی باغ گلها بمونین
باغ گلها"؟"- آره-
قبولی پنج نفر از دانشمندا پشت سر هم بزرگه
تو و اون دروغات
تاحالا داستانو نشنیدی؟
خونهی تسخیر شده توی جونگچون
اوه این خونهست؟
!آره
ما باید منصفانه رقابت !کنیم، یه بازی جونمردانه
هممون سرمون به کار خودمونه
بازی جونمردانه، به چپم
اشتباه فکر نکنین
همهی مشتریای که توی باغ گلها میمونن توی آزمون دولتی قبول میشن
ما فقط میزبانی تعداد محدودی رو داریم که بهشون اتاق و غذا میدیم
همه چیز بر اساس نیازتون درست شده
بنظر اتلاف وقت و انرژیه
ای وای من
!وایسا
بانوی من
چرا انقدر تقلا میکنی؟
با من ازدواج کن و زندگی راحت داشته باش
این سگه چی واق واق میکنه؟
چقدر نیاز داری؟ بگو بهم
...چقدر کافیه
تا منو به شوهری قبول کنی؟
ای خدا
بانوی من
بانوی من
وای خدای من خوش اومدی- از دیدنت خوشحالم-
!راه رو باز کنین، داریم رد میشیم
بیا اینور- !بیا اینور بازارو ببین-
اوه وایسا- تو اینجایی-
چیه؟- بیا و ببین-
ارباب جوان
نزدیک ظهره
نمیری خونه؟
حتی در صبحم زیبا بنظر میرسید
شبیه گل صدتومنی زیبایی
اوه لطفا
به زودی دوباره میبینمت
قبل رفتن هزینه نوشینی هاتو بده
آیگو معذرت میخوام
باید سریع از خونه برم
لطفا به حسابم اضافه کنین
اگه میخوای سالم برسی خونه، دنگتو بده
انقدر بهم سخت نگیر میتونی؟
هی تو
هی
چرا انقدر سرسختین؟
...بانوی من، چند بار باید ازتون درخواست کنم
تلاش نکن
هرچقدر هم تلاش کنی من هیچوقت عاشقت نمیشم
...نمیخواستم قبل از اینکه ازدواج کنیم
بهت دست بزنم
...نمیتونم این اراجیف نفرتانگیزت رو
تحمل کنم
تو حتی به من نگاه نمیکنی
پس هیچ چارهای ندارم
!وای
تا هنوز فرصتش هست دستم رو بگیر
هیچ مردی بهتر از من پیدا نمیکنی
دیوونه شدی؟
هرچند وقت یکبار اینو میشنوم
هرچند من دیوونه نیستم
...توی عوضی
نگاش کن تروخدا
الان واسه مشتم جاخالی دادی؟
!عوضی
هی
بیچارهات میکنم
!نه- !وای-
!قربان- !قربان-
فکر کردم یه هیولاس خیلی محکم زدمش
متوجهم
فکر نمیکنی شبیه سه تا برادر خوکن؟
باشه، بیا یبار برای همیشه این قضیه رو تموم کنیم
نشونت میدیم خوکها چقدر میتونن کشنده باشن
باشه، بیاید این قضیه رو یبار برای همیشه تموم کنیم
!برو
بدو- هی-
!بگیرشون! برو- !هی-
!بگیرشون- !اون عوضیا-
!بگیرشون- !هی-
!هی همونجا وایسا! بگیرشون
بگیرشون- هی-
!هی تکون بخور- !بدو، سریع باش-
اونطوری به من نگاه نکن
...من خوبم، اینا همه
بخشی از استراتژی من برای نجات توئه
استراتژیت اینکه من چطوری نجاتت دادم هم شامل میشه؟
انتظار اونم داشتم
لازم نیست بری پیش دکتر؟
حتی مشتش رو حس نکردم
دردش سریع از بین میره
آسیب دیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.