Release Info

ㆍ신입사관 구해령 Rookie Historian Goo Hae Ryung E33-E34[@KTteam]
Ein Kommentar von Ro94kgh
🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tags

other
Veröffentlicht am: 2019-09-19
Downloads: 18
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

* تيم ترجمه کی تی تیم تقديم ميکند * *KT Team*

هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و* *کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است

بخاطر اینه که من عادت ندارم از عنوان های تجملی

استفاده کنم

بانوی من - خوبه -

و یه زن مثل منو چطوری باید خطاب کنی؟

بانوی من؟

کارآموز گو

میخواستیم برات یه کاری بکنیم چون این روزا

خیلی ناامید به نظر میومدی

من یه بطری از شرابی که برای مادرم خیلی با ارزشه آوردم

حسابی بخور

به سلامتی - به سلامتی -

کارآموز سونگ کجاست؟

.ما یکم پیش یه سر رفتیم خونه ش، ولی اونجا نبود

احیانا، تو چیزی درمورد اینکه چه اتفاقی

بین کارآموز سونگ و ولیعهد افتاده میدونی؟

.کارآموز سونگ گفت اتفاقی نیفتاده

.بازم، خیلی عجیبه

.نمیتونم سر دربیارم چرا چنین کاری کرد

،اوضاع وحشتناکه. همه درباره ش بد حرف میزنن

.و ممکنه که کارش رو به عنوان یه مورخ از دست بده

فکر کنم

.میتونم بفهمم الان چه حسی داره

میدونی، یه وقتایی هست

میخوای هر کاری که دلت میخواد بکنی بدون اینکه

.به پیامدهاش یا اینکه بقیه ممکنه چی بگن اهمیت بدی

.شاید دلش نمیخواست که رهاش کنه

.میخواست با خودش روراست باشه

ای خدا

...این همه راه اومدین که روحیه ی منو بالا ببرین، ولی من هی

الان

.بیاین فقط بخوریم و بنوشیم

باشه - باید همه چیز رو راجع به شاهزاده فراموش کنی -

به سلامتی - به سلامتی -

چی؟ شاهزاده؟

منظورت چیه؟

منظورت، یه پسر از خانواده های نجیب زاده ست؟

...یا

واقعا منظورت یکی از پسرهای پادشاهه؟

سول گوم - وایسا، یه لحظه -

یعنی ممکنه همون محقق اون دفعه ای باشه

که یه هاله نورانی بالای سرش داشت؟

.فقط دیدنش بهم یه لذت عمیقی داد که برای چهار روز ادامه داشت

اون یه شاهزاده ست؟

دریای بدون آب؟

همون کارمند لی که داشت بهت نخ میداد؟

...پس اون

...همه ی اون

سول گوم، آروم باش - بله، بانوی من -

خانم گوانگ جو

هی

اوه، نه

الان چیکار کنیم؟ - خدای من -

حقمه کتک بخورم - تو و اون زبونت -

ای خدا - چیکار کنیم؟ -

سرورم

میشه

میشه امروز فقط به عنوان خواهرت باهام رفتار کنی، برادر؟

خیلی سنگدلی

چی؟ - نمیتونی حداقل ازم بپرسی که حالم خوبه؟ -

میدونم که خوب نیستی

پس برای چی چنین سوالی بپرسم؟

درسته

.خوب نیستم

از قصر زدم بیرون چون احساس کردم اگه اونجا بمونم

.ممکنه بزنم یه چیزی رو داغون کنم

یو هی

کارآموز سونگ و ولیعهد هر دوشون هیچوقت کاری که

...تو بهش شک کردی رو نمیکنن - میدونم -

.با وجود شناختی که از شخصیت ولیعهد دارم، مطمئنم هیچ اتفاقی بینشون نیفتاده

.ولی این حتی منو بیشتر ناراحت میکنه

ولیعهد از صحبت کردن با من اجتناب میکنه

.بخاطر اینکه باعث میشه احساس ناراحتی کنه

ولی اجازه داد تمام شب

.اون دختر پیشش بمونه

ولی میدونی چیه؟

اونی که بیشتر ازش متنفرم

.نه ولیعهده و نه اون مورخ

پس کیه؟ - پدره -

،پدر اون دختر رو مجبور کرد که توی ارزیابی سوم شرکت کنه

،عالیجناب رو مجبور کرد که ازدواج کنه

و حتی دختر جوون خودش رو به زور به قصر برد

.وقتی که نمیخواست که با ولیعهد ازدواج کنه

همه ش توسط پدر ما، مشاور دوم دولت

.مین ایک پیونگ انجام شد

یو هی

اون موقع ها

نمیدونستم که

.ازدواج با ولیعهد چه معنایی داره

.متاسفم

.واقعا میگم

اگه میدونستی چی؟

باهام فرار میکردی؟

یه محقق نمونه مثل تو؟

...اون دختر، سونگ سا هی

لطفا مطمئن شو که پدر

.به هر صورتی مجازاتش نکنه

حتما

شماها هیچ کاری ندارین انجام بدین؟

برین اونور، اینقدر سر و صدا نکنین

سلام - سلام -

.باید وقتی میام سر کار صورتمو بپوشونم

همه اینطورین که: چه اتفاقی بین ولیعهد و کارمند سونگ داره میفته؟

.همه دارن درباره ش حرف میزنن و داره بدجوری میره رو اعصابم

.اصلا نزار شروع کنم

محقق کیم از سونگ کیون کوان دیروز این همه راه تا خونه م اومد

.میگفت داره میمیره که بدونه چه خبره

دوباره کارمند سونگ مرخصی استعلاجی گرفته؟

.فکر میکنی واقعا مریضه؟ بیش از حد خجالت زده ست که بیاد سر کار

.همه دارن میگن مورخ های زن باید بیرون انداخته بشن

.شرط میبندم خیلی خجالت میکشه که الان اینجا باشه

.ولی اگه واقعا مریض باشه چی؟ شما دخترا امروز باید برین ملاقاتش

.سر راه هم یکم غذای مقوی بگیرین براش

این دادخواست توسط پارک سونگ هیون،

.مدرس سونگ کیون کوان ارائه شده

به نظر میرسه افرادی در اداره فرمان های سلطنتی باعث به هم خوردن نظم شده اند"

".و شایعه های متعددی درباره ی مورخ های زن داره باعث هرج و مرج در قصر میشه

بعدی

.این توسط جو سونگ یول از دفتر بازرسی کل فرستاده شده

"...تاثیرات منفی استخدام مورخ های زن"

بعدی

.این توسط کیم میونگ سون از اداره بازرسی مطبوعات فرستاده شده

،رفتار نامناسب مورخ زن"

"...سونگ سا هی، باعث بی آبرویی

بعدی

.سرورم، این ها توسط افراد وفادارتون ارسال شدن

چرا حتی بهشون گوش هم نمیدین؟

،آدمای زیادی

.داخل و خارج قصر، شدیدا دارن نگرانی شون رو ابراز میکنن

.دیگه وقتشه که درباره منسوخ کردن شیوه ی استخدام مورخ های زن صحبت کنیم

.نمیتونیم این کار رو بکنیم

...پادشاه برای بهبود بخشیدن به رسومات با این موضوع موافقت کرده بودن

مورخ های زن هیچ کمکی توی بهتر شدن هیچ چیزی نکردن

ساکت، همه تون

سه روز قبل

،یه طوفان سهمگین به کشتی هایی که از جزیره ی گانگهوا برمیگشتن برخورد کرد

.و باعث شد که 2500 کیلوگرم برنج و همینطور 30 کارگر رو از دست بدیم

و دیروز 23 خونه آتش گرفت و

.پنج نفر جونشون رو به خاطر آتش از دست دادن

ولی همه شماها

فقط به این شایعات علاقه مندین؟

بسیار خب

.اگه لازمه که کسی رو سرزنش کنین، میتونین من رو سرزنش کنین

.بخاطر احساسات یک طرفه من به اون اتفاق افتاد

".اگه تصمیم بگیری که مال من بشی، برات هر کاری میکنم"

من تمام شب تهدیدش کردم و سعی کردم که متقاعدش کنم تا اونو پیش خودم نگه دارم

.این اتفاقیه که اون شب افتاد

سرورم

برای چی چنین رسوایی رو برای خودتون فقط به خاطر محافظت از یه زن ایجاد میکنین؟

شماها کسانی هستین که

.میخواستین که بخاطر شایعات تایید نشده به اون تهمت بزنین

پس، به من بگین

.تقصیرا رو فقط گردن اون نندازین

.باید بابت رفتارم به طور برابر ازم انتقاد کنین

ولیعهد

به یکی از کاندیدهایی که قراره با برادرش ازدواج کننن علاقه مند شده؟

.این یه شایعه رسواییه

.اونقدر خجالت زده ام که نمیتونم با کسی رو به رو بشم

...عالیجناب، این حقیقت نداره

مهم نیست

همین که چنین شایعاتی داره پخش میشه

.خودش ننگ عظیمی برای خانواده سلطنتیه

چطور تونستی سفارش همچین دختری رو بکنی ؟

عمیقا معذرت میخوام عالیجناب

فراموشش کن.من میخوام برنامه ازدواج شاهزاده دو وون رو کنسل کنم

.همه چیز رو کنسل کن

کنسلش کن - عالیجناب -

...ارزیابی سوم خیلی نزدیکه. ما نمیتونیم

پس چی؟ داری میگی که عروسی رو برگزار کنیم؟

میخوای همه دنیا خانواده سلطنتی رو مسخره کنن؟

این اوضاعو تا حد امکان حل و فصلش کن

.که دیگه هیچوقت دوباره پیش نیاد

.الانم برید

.باورم نمیشه. همیشه جوری رفتار میکردی که انگار خیلی باهوشی

.مریض شدی چون خودتو تو شرایطی انداختی که نمیتونی از پسش بر بیای

ای خدا. تو فقط خیلی خرخونی، همین

.سرورم، یه مهمون برای بانو سا هی اومده

اون توی حالی نیست که از مهمون پذیرایی کنه به مهمون بگو یه موقع دیگه برگرده

.آخه، مشاور دوم دولت هستن

.شما اینجا بمونین

.شنیدم که تب بالایی داری

.اینو از دفتر پزشکان برات گرفتم

بگیرش

.من خیلی بی ملاحظه بودم

،اگه میدونستم تو به ولیعهد علاقه مندی

.تو رو یکی از کاندیدها نمیکردم

الان دارین

ازم معذرت خواهی میکنین؟

.دارم به اشتباهم اعتراف میکنم

.مراقب سلامتیت باش

.ترجیح میدم مجازات بشم

منو از اداره فرمان های سلطنتی بیرون کنین

.یا به این بهانه منو تبعید کنین

.هر کاری دوست دارین بکنین

.تو برای من کار میکنی

برای همین هم

.همین یه بار دارم از جونت میگذرم

چی شد؟

مشاور دوم دولت رفت به دیدنش

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left