Light as a Feather

Light as a Feather

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Light as a feather S02 E06
Ein Kommentar von MATIN008
ارائه شده توسط الماس ساب T.me/diamondsubtitle

Tags

other
Veröffentlicht am: 2021-09-21
Downloads: 27
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

آنچه گذشت....

مدام تو این جاهای عجیب بیدار میشم

که نمیدونم چجوری به اونجا رسیدم

پس میتونم بیدار باشم و مراقب باشم که سیاهنمایی نمیکنی

و دوباره هر کار دیوونه واری رو انجام بدی

من زیاد درموردش حرف نمیزنم

اما پدر و مادرم، درواقع یک سال قبل از امشب مردند

اوه خدای من

من واقعاً از تو خوشم میاد

و تو عادی ترین چیز توی زندگی من، در حال حاضر هستی

مارک، چیکار کردی؟

ببین، بازی از یه نفر به نفر بعدی

مثل یه نفرین منتقل میشه

چیزی از مجله رو ذخیره کردی؟

اینو ببین

من تعجب کردم که این به چی میرسه

درواقع، اون مال منه

فقط واست نگهش میدارم

من بازی کردم و دو نفر مرده‌اند

و سمی توی خطره

من واقعاً متأسفم - فقط به من دست نزن -

تو این کارو کردی

من دارم میمیرم

من دارم میمیرم

واسه مدتی، سمی کاراس، به خوش بینی ادامه داد

حتی با کاهش شدید دما

و اندام اون سفت شد

مطمئنا کسی اونو قبل از اینکه دیر بشه پیدا میکنه

اما با گذشت زمان

و شروع تپش قلبش

نفس سمی آروم شد

و خوش بینی اون محو شد

و سپس، ناگهان اون زن وایستاد

...امیدواری

....حرکت کردن

....نفس کشیدن

و در آخر، زندگی کردن

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

سلام

ممنون که چند شب گذشته رو پیش من موندی

میدونم که یه زندگی بدون پرستاری کردن از من داری

مطمعنا

فقط خوشحالم که جواب میده

....تو مثل یه بچه میخوابی و

غیر از خر‌ و پف ات، آه....

اینجا خیلی ساکته

من خر و پف نمیکنم

هرچی تو بگی

تو هرگز به من نمیگی اونا چجوری‌ان

سیاهنمایی‌ها

مثل راه رفتن تو خوابه؟ - نه -

قطعاً نه

ظاهراً من یه زامبی بی فکر نیستم

من یه کارهایی رو انجام میدم

من رانندگی میکنم

من میلک‌شیک میخرم

یه جاهایی رو خراب میکنم

بازی می‌کنی؟

آره

تری، اگه میتونستم همه‌چیز رو برگردونم، همین کارو میکردم

من هرگز نمیخواستم بهت آسیب برسونم - میدونم -

تو این کارو کردی چون فکر میکردی داری از من محافظت میکنی

اما بعد همه چیزایی که ما پشت سر گذاشتیم

من امیدوار بودم که به ما ایمان بیشتری داشته باشی

و من

امشب تو دیدی؟

آره

اوه، ریدم توش

باورم نمیشه که خوابمون برد

من باید قبل اینکه ننه‌بزرگ بیدار بشه و بفهمه من اونجا نیستم برم خونه

ایزاک؟

ایزاک.

ببخشید، چی؟

تو واقعاً باید توی منطقه باشی

چقدر وقته که بیداری؟ - یه چند ساعتی -

با این تصویر تو سرم بیدار شدم و شروع به نقاشی کشیدن کردم

عجیب نیست، هست؟

نه، تو فقط پرشوری

اما میخوام ببینم با کی واسه جلب توجه تو رقابت میکنم

مارک؟ - چی؟ -

هیچی - تو از این خوشت نمیاد؟ -

نه، این... -

اون شخص رو میشناسی؟

نه، چرا، تو میشناسی؟

نه. البته که نه

مرسی

سلام اموری

چطوری؟

خب، من هرثانیه از سه روز گذشته رو سپری کردم

...در عجبم اگه من قراره تا حد مرگ یخ بزنم، پس

می‌دونی، تو ستاره‌ای

الو؟ هنوز اونجایی؟

بذار دوباره بهت زنگ بزنم

تا حد مرگ یخ زدن. بیا سمی

یه مشت کصشر

کمک!

کمک! کمکم کنین!

کمک!

کمک، لطفاً! خواهش میکنم!

باشه باشه

گوه توش

آنتن نمیده

نه. خواهش میکنم، خواهش میکنم کمک!

کمک! لطفاً، لطفاً کمک!

کمک!

الو؟

کمک!

الماس ساب با افتخار تقدیم میکند

متوجه نمیشم، وقتی گوشی داشتی

تو خودت ناز و کنایه آمیز بودی

و بعد، مورد بعدی که میدونی، من از یه کارمند

فروشگاه رفاهی تماس میگیرم و بهم میگه

باید دخترم رو از یخچال بیرون بیاره

اوه، پس من حالا دوست دخترتم، ها؟

...خب، حرف‌هاشه، اما

آره

....من نـ...... من نمیدونم. من

حدس میزنم فقط از اینکه حدس بزنم

نفرین واقعیه یا نه، خسته شده‌ام

یعنی، این تنها کاریه که این چند روز گذشته انجام دادم

من واقعاً قراره بمیرم؟ مثل واقعی؟ پس....

آره. من فریزر رو دیدم، و فکر کردم ، گوه توش،

یه راه واسه پیدا کردن هست

حدس میزنم به اون سوال پاسخ دادم

درست انگار همه‌چیز در درون من

میخواست باور کنه که حقیقت نداره

این فقط یه شوخی بزرگ و بیرحمانه و همچین چیزی بود

چجوری میتونم یه مدت ذهنتو از بین ببرم؟

خب....

ما باید امشب بریم دور دور

مگه اینکه مجبور شی دوباره یه کاری بکنی

آره. متأسفم. فقط مامانم چون وقت بیشتری رو تو تعطیلات باهاش نگذروندم

به پرونده ی من رسیدگی کرده

نه، نه. گرفتمش. گرفتمش. مشکلی نیست

اما امشب، فقط واسه تو و منه

بهش میگم که توی خونه‌ی اسپنسر میمونم

و اون با این کار خوب میشه؟

کاملاً

اون یه چیزی واسه پدر اسپنسر داره

ممنون

ببخشید، این فقط چیز‌های زیادیه که یاید استفاده بشه

تو با ایزاک که نقاشی میکنه، معاشرت داشتی

و معلوم میشه که اون، دوست پسر سابق تو رو، یعنی مارک رو میشناسه؟

میدونم. منظورم اینه که، دیوونه کنندست

و از تمام نقاشی های اون عکس گرفتم

همه‌ی اونا کسایی هستند که این بازی رو انجام دادند

مثل اینکه اون ارتباطی باهاش داره یا یه همچین چیزی

چطور ممکنه؟ - به آسونی -

اون به جنین دست زد

ناموسن؟

به این ترتیب اون توی کما به سر میبره؟

کیرم توش. ویولت! - نه! -

نه، نه، تصادفی بود

ما داشتیم بهم وصل میشدیم و قبل اینکه بفهمم، اونو لمس کرد و....

بعدش اون بهتر شد و من فکر کردم همه چیز خوبه، اما...

حالا تو نگرانی که اون بفهمه چیکار کردی

نه، من....

من نگران اونم

اون لایق دونستن حقیقته

ببین....

امشب چیکار می‌کنی؟

نمیدونم، چطور؟

خب، من تموم اطلاعاتی که درمورد نفرین دارم رو مرور کردم

و الکس به زودی تموم میشه

چرا فقط شب رو نمیمونی؟

واقعاً؟ - آره -

شاید چیزی تو نقاشی های آیزاک باشه که بتونه کمک کنه

یا حداقل نشون بده پنجمین بازیکن هودی کیه

آره، آه، من کش‍‍ــ.... من یه کوله توی ماشین دارم

ما میتونیم فقط ناخن هامون رو مرتب کنیم یا باهم وقت بگذرونیم

این یه خواب پارتی نیست ویولت

....نه، میدونم. این

فقط هیچکی منو دعوت نکرد تا شب رو اونجا باشم

و اینطور نیست که ما نتونیم موسیقی گوش کنیم

و یکمی پیتزا بخوریم

آره

منظورم تینه که فکر کنم باید غذا بخوریم

دقیقاً. این همون چیزی بود که میخواستم بگم

مثل افکار، یادته؟

اوف، شرمنده دیر کردم

من و پری، هدایای کریسمس رو به مرکز خرید برمیگردونیم

اوه، مرکز خرید

آره، چرا؟

تو فقط یکمی رژلب زدی، همین

باشه. خوبه

ما هم یکمی توی ماشین وقت میگذرونیم

خب، من واست خوشحالم - ممنون -

وخوشحالم که تری از من خواست

تا امشب جای اون بمونم

خب، قدر این حس رو بدون

چون ممکنه بعد شنیدن این حرف، حس بدی داشته باشی

ویولت امشب خوابیده

....چی؟ مک‌کنا

ما به اون نیاز داریم، الکس

به گفته‌ی اون، آیزاک چهره‌ی اونایی که بازی میکردن

رو میکشه و ما تحقیقات لنا رو داریم.

اما ممکنه اون اونجا چیزی رو ببینه که ما ندیده‌ایم

More Farsi Persian subtitles for Light as a Feather

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left