A Shop for Killers

A Shop for Killers (킬러들의 쇼핑몰)

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

A Shop For Killers S02 DSNP WEB 30NAMA POORUYO Fa
Ein Kommentar von PersianSUB
سی‌نما تقدیم می‌کند ‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ‫∞ POORUYO ∞

Tags

webdl
disney+_synced
Veröffentlicht am: 2026-08-15
Downloads: 1
Hörgeschädigt: No
FPS: 23.976

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫سلام، عمو. منـم.

‫خانم جونگ جی‌آن؟

‫جسد آقای جونگ جین‌مان رو پیدا کردیم.

‫عموی من این‌ها رو می‌فروخته؟

‫مطمئنـی؟

‫به‌به!

‫جمع همه‌ی خفن‌ها جمعـه!

‫هرکی برادرزاده‌ی جین‌مان رو بُکشه...

‫یا حتی زنده بگیرش...

‫یه جایزه‌ی تُپل پیش من داره.

‫شکار خرگوش رو شروع می‌کنیم!

‫خوب گوش کن، جونگ جی‌آن.

‫هروقت از چیزی ترسیدی...

‫مستقیم بهش خیره شو و حمله کن.

‫تو بدون فکر عمل می‌کنی.

‫عموت این‌طوری نبود.

‫ورودیِ مورته‌هلپ...

‫همون جاییـه که عموت توش کار می‌کرد.

‫پشمام.

‫پس اینجا واقعیـه.

‫خاموش کن... کور شدم!

‫جواب سؤالم رو ندادی!

‫جونگ جی‌آن!

‫بـ به این اعتماد نکن!

‫جونگ‌مین!

‫ولی این رو بدون.

‫عموت هم کم آدم نکُشت.

‫جفت‌مون پول می‌گیریم که آدم بُکشیم.

‫پس ادای آدم‌های درست‌کار رو درنیار.

‫حالم رو به هم می‌زنی.

‫اتفاقاً من و تو ‫خیلی شبیه همدیگه‌ایـم.

‫اگه الان من رو نکُشی...

‫برمی‌گردم همه رو می‌کُشم.

‫رفیق‌هات، خونواده‌ت ‫و هرکی که باهات ارتباط داره.

‫جونگ جی‌آن تویـی؟

‫واقعاً به عموت رفتی.

‫استاد؟

‫وقت نداریم، جی‌آن.

‫بِیل افتاده دنبالت.

‫نوبت شما دوتاست.

‫ببینم چی‌کاره‌ایـن.

‫به‌به، دوقلوها.

‫امروز با هم عازم جهنم می‌شیم.

‫فرار کن، جی‌آن!

‫- آبجی! ‫- برو دیگه!

‫دو راه بیشتر نداری.

‫ولی انتخابش رو به خودت می‌سپرم.

‫به نظرت منطقی نیست

‫که قاتل جونگ جین‌مان

‫خودم باشم؟

‫جناب فرمانده؟

‫چی شد؟

‫از اتاق سِرور بود! ‫زود باشین!

‫وایستا بینم! جونگ جین‌مان!

‫بذار بیام پایین!

‫لاشی!

‫زمان مرگ ساعت ۷ عصر ثبت شد.

‫جسد رو فرستادم ‫به بیمارستان هانسارانگ گیونگه

‫توی شهرستان یچونگ.

‫فقط یه برادرزاده ‫به نام «جونگ جی‌آن» داره.

‫لازم نیست پلیس رو قاطی کنیم.

‫به‌به، مَرد فراری.

‫هنوز زنده‌ای.

‫آخه از وقتی فرار کردم...

‫امنیت کره‌ی شمالی یه‌کم شُل شده.

‫الهی بگردمت.

‫مشخصـه مأمورها اذیتت نکردن.

‫لاشی.

‫سروان جین‌وو.

‫پاشین.

‫- چطوری، سلطان؟ ‫- قربانت.

‫زیادی ورزش می‌کنی‌ها.

‫ولی تویی که پلیسـی، ‫داری از لاغری می‌میری.

‫۶۲ ساعت وقت داریم.

‫بابِل...

‫دُم به تله داد.

‫از بیرون که نگاهش می‌کنی...

‫شبیه بقیه‌ی شالیکوبی‌هاست.

‫حتی یکی از ساختمون‌هاش ‫واقعاً انبار برنجـه.

‫ولی همه‌ش الکیـه.

‫تا شعاع یک‌کیلومتری ‫از همه‌طرف زمین صافـه.

‫هرکی بهشون نزدیک بشه، سریع لو می‌ره.

‫عملاً یه دژ ساختن.

‫لاشی‌ها پیشرفت کردن.

‫مجبوریـم از یه راه دیگه بریم.

‫تأسیسات بابل ‫اکثراً توی طبقه‌های زیرزمینیـه.

‫اسلحه‌خونه طبقه‌ی منفی چهاره.

‫اتاق فرمان طبقه‌ی منفی دو.

‫یه توپ ضدپیوست ‫۳۰‌میلی‌متری هم روی پشت‌بومـه.

‫۹۶ سرباز از نیروی ویژه‌ی بابل هم

‫تا ۶ عصر فعالیت دارن.

‫مگه قرار نشد شبیخون بزنیم، جین‌مان؟

‫باید بِیل رو یه جای دیگه گیر بندازیم.

‫هدف اینـه.

‫اتاق سِرور؟

‫تمام اطلاعات محرمانه‌ی بابل اونجاست.

‫این‌ها از دوران ‫دیکتاتوری نظامی فعال بودن.

‫(دوره‌ی دیکتاتوری نظامی در تاریخ کره‌ی جنوبی ‫به حکومت‌های نظامی سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ اشاره داره.)

‫بابل مسئول تمام ‫مأموریت‌های مخفیِ دولت...

‫آدم‌دزدی‌ها و ترور افراد مهمـه.

‫دولت‌ها عوض شدن، ولی اون‌ها موندن.

‫حتی بی‌خبر از دولت، ‫به کره‌ی شمالی سلاح فروختن.

‫توی مناطق درگیریِ ‫آسیای جنوب شرقی و مرکزی...

‫با هر دو جبهه اسلحه معامله می‌کردن.

‫حتی کودتاهایی رو ‫پشت‌پرده تشکیل دادن.

‫چند دهه اطلاعات...

‫مأموریت‌های محرمانه...

‫قراردادهای آدم‌کُشی‌شون...

‫همه‌ش اونجا نگه‌داری می‌شه.

‫بِیل صدها آدم بی‌گناه رو ‫توی مأموریت‌ها کُشت.

‫این اطلاعات هم اونجا نگه‌داری می‌شه.

‫برگ برنده‌ی ما همینـه.

‫بعدش دیگه بابل ‫مجبوره زیر نظر دولت بره

‫و بعدش دیگه کسی به ما کاری نداره.

‫ولی اگه موفق نشیم...

‫این جنگ مزخرف تا ابد ادامه داره.

‫لیاقت جی‌آن یه زندگی آروم و قشنگـه.

‫(واژه‌ی «جی‌آن» توی زبان کره‌ای به‌معنای «آرامش بسیار»ـه.)

‫پس باید پیروز بشیم.

‫فقط این‌طوری می‌تونیم ‫از جی‌آن محافظت کنیم.

‫نمی‌شه اطلاعاتش رو هک کنیم؟

‫شدنی نیست.

‫سیستم این اتاق ‫از اتاق سِرورهای کلی جداست

‫و زیر آب نگهش می‌دارن

‫تا امن‌تر باشه و داغ نکنه.

‫دیوارش هم که بُتنیـه

‫و عملاً نفوذناپذیره.

‫بالاخره دیوارش به یه جا وصلـه دیگه.

‫آره، ولی یادت نره زیر آبـه.

‫پس فارغ‌التحصیل دانشگاه ‫کیم ایل‌سونگ هم نمی‌دونه چی‌کار کنه.

‫به مأمورها بگو بیان این رو ببرن.

‫مرتیکه‌ی بی‌خاصیت.

‫پس الان چه گُهی بخوریم؟

‫موانع رو برمی‌داریم.

‫هرروز رأس ساعت ۳ بعدازظهر...

‫سِرور رو برای ‫بررسی امنیتی از آب درمی‌آرن.

‫پس همون‌جا هکش کنیم دیگه.

‫این تایلندی کسخل ‫واقعاً واسه بابل کار می‌کرده؟

‫حرف نزنی، نمی‌گن لالـی.

‫درست حرف بزن، مرتیکه.

‫درستـه که فرصت خوبیـه...

‫ولی کلاً ۲۰ دقیقه وقت داریم.

‫به نظرت می‌شه توی این مدت ‫به شبکه‌ی داخلی دشمن نفوذ کنیم؟

‫این کار واسه زاکربرگ هم قفلـه.

‫(مارک زاکربرگ، مؤسس شرکت متا و صاحب فیس‌بوک، اینستاگرام و واتسپ)

‫زاک... چی‌چی؟

‫بگو «هکر» که بفهمه.

‫در ضمن جناب نابغه...

‫مسئول انتقال بمب‌ها خودتـی.

‫نه بابا؟

‫اون‌وقت چرا؟

‫چون کارِت رو بلدی.

‫نمی‌تونیم با اسلحه وارد بابل بشیم

‫و مجبوریـم به اسلحه‌خونه‌شون بریم.

‫فرمانده‌ها و کله‌گنده‌ها ‫سلاح کمری دارن...

‫ولی فقط وقتی عملیات در جریان باشه...

‫به گلوله‌ها دسترسی پیدا می‌کنن.

‫همه‌چی توی اسلحه‌خونه‌ست.

‫باید اونجا رو شخم بزنیم.

‫توی قسمت مواد منفجره، ‫بمب‌های ای۵ هست

‫که به‌عنوان نسخه‌ی کوچیک‌ترِ ‫بمب سنگرشکن استفاده می‌شه.

‫با اون‌ها می‌تونیم اتاق‌های ‫بالا و زیر سِرور رو بترکونیم.

‫پس بمب‌ها رو بریزم روی سِرورها؟

‫پاشین‌جان، باید یه بمب ‫طبقه‌ی بالای اتاق سِرور بذاری.

‫این‌جوری سخت شد که.

‫چقدر ناله می‌کنی.

‫فکر کردی کار من راحتـه؟

‫اونجا رو ببین.

‫کارهای سخت همیشه ظاهر بزرگی ندارن.

‫چون کار تو فیزیکیـه، ‫معناش این نیست که سخت‌تره.

‫من هم باید بفهمم...

‫چه تله‌ای واسه این یارو پهن کنم.

‫ ‫

‫ ‫

‫واسه شکست دشمن، ‫باید مثل خودش فکر کنی.

‫مردم کره‌ی جنوبی عاشق پولـن.

‫هر دفعه پا می‌دن.

‫بابا حلالت.

‫بیشترِ زباله‌های بابل

‫می‌ره به زباله‌سوزی خودشون.

‫ولی هفته‌ای یه بار هم ‫ماشین جمع‌آوری زباله بهشون سر می‌زنه.

‫تنها فرصت ما برای ‫نفوذ به اونجا همینـه.

‫آره...

‫واقعاً هم زباله‌ای.

‫زباله‌جان...

‫من و تو فرقی نداریم.

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left