Die ersten 200 Zeilen.
...نکن، نکن، نکن
!نکن، نکن
!این کارو نکن، این کارو نکن
این کارو نکن، غلغلکم میاد
باعث شدی اسپری از بینیم دربیاد
چیه، صورتم رنگی شده؟
!رفیق، ماه رو نگاه کن
وای
چیه؟
وقتی همچین ماهی میبینی
...به فکرت خطور کرده
که زندگی خیلی شگفت انگیزه
و شاید ما نباید همیشه با نئشه کردن
اونو هدر بدیم
نه
درمورد آرزوم فکر میکنم که کاش یه گرگینه میبودم
اگه یه گرگینه بودی کار میکردی؟
همیشه نئشه میکردم
صدای چیه؟
صداش از کجا میاد؟
الان چه اتفاقی افتاد؟
هی، هی، هی
رفیق، رفیق، حالت خوبه؟
آره، فکر کنم
رفیق، حالت خوبه؟
رفیق، اون همین الان جوابش رو گفت
نه، این رفیق نه
این رفیق
وای رفیق
...فکر نکنم که
اون رفیق حالش خوب باشه
میخواهم باور کنم
مولدر
داری چه بلایی سر پوسترم میاری؟
اسکالی، از وقتی توی این پرونده نبودیم
خیلی از ناشناختهها، شناخته شدن
"خط شیار مرگ"
معلوم شد که قطعههای یخ هستن
...وقتی ذوب میشدن
به اطراف حرکت میکردن
آره، یخ
خجالت باعث شد که چطور
یه زمانی فکر میکردم که
این قضیه یه ارتباطی با
یک سری گزارش مرموز از
یه موجود سنگی شکل در کلورادو داره
که بعداً معلوم شد فقط
تبلیغاتی برا جذبه که
با محوطه سازی انجامش دادن
...شگفت انگیزه
که اینا رو تفکر جدید هم نباشه، با یه دید جدید
مو شکافی و بررسی کنی
چند تا از این پروندهها
"چه "مرد آرمادیلویی زد
"یا "واتویز پرموی والا والا
که میشه اینجور توضیح داد که این شوخیهای خرکی
شوخی های مردم و چیزایی که از خودشون در میارن
صرفاً به این خاطر بوده که حوصلهشون سر رفته یا دیوونه هستن
...و حتی اگه این برای توضیحش کفات نکنه
پس احتمالاً فقط یخ بوده
مولدر، این مدت داروهاتو میخوردی؟
اسکالی، چارلز فورت کل زندگیش رو
صرف تحقیق طبیعی و ناهنجاری های علمی کرده
برای همین چهار کتاب منتشر کرده
که از همهشون کاملاً خبر دارم
و در پایان عمرش
خود فورت براش سوال بود که
این همه وقتش رو تلف کرده یا نه
متوجهم
من یه مرد میانسال هستم، اسکالی
نه، هستم، همینطوره
فکر کنم دیگه وقتشه که
....دیگه چیزای بچهگانه رو کنار بزارم
ساسکوآچ و ماتمنها و پاگندهها
خیال میکردم که خیلی خوبه که برگردم سر کار
ولی واقعاً میخوام اینطوری روزهام رو بگذرونم؟
دنبال هیولاها برم؟
یه پروندهی دیگه بهمون دادن، مولدر
توی پرونده یه هیولا هم هست
یه شاهد ادعا کرده که اون موجود سه تا چشم داشته
و اون یکی، جدا بوده
متوجه شدم که عکسش رو نگرفتن، که عجیبه
چون این روزا همه همیشه یه دوربین پیششون دارن
الان که اینجاییم میخوای با این شاهدها حرف بزنی؟
بگذریم، این همون منطقهایه
که اونا میگن اون موجود رو دیدن که
داشته به افسر کنترل حیوانات حمله میکرده
با این حال افسر ادعا میکنه که حتی اون چیزی که
بهش حمله میکرده رو ندیده
معلومه که نه
شیرهای کوهی همیشه از پشت حمله میکنن
برای بررسی یه گزارش تلفنی دربارهی یه شیر کوهی، اومده بود بیرون
!اون یه شیر کوهی بود
شیرکوهی اون یکی قربانی رو هم کشته
خب، این چیزیه که مقامات محلی خیال میکردن
تا وقتی که امروز صبح یه جستجویی کردن
و این منطقهی این طرف رو پیدا کردن
اینجا چند تا قربانی دیگه هم پیدا کردن
گرگهای خاکستری، اسکالی
دوباره به این منطقه برگشتن
گرگها شکارشون رو به لونهشون میارن
همهشون دقیقاً به یه طریق
کشته شدن
ولی، سومین مقتول هیچ لباسی به تن نداشت
شاید یه برهنهگرا بوده
نصفه شب لخت اومده گردش
و یه گرگ یا شیر یا یه خرس بهش حمله کرده
شاید همهشون یه دفعه حمله کردن
دوست دارم گزارش رو اینطوری بنویسم
مولدر، یکی بودن زخمها
حاکی از یه عنصر انسانیه
اسکالی، قبل از اینکه بیخیال هیولاها بشم
بیخیال خیالات شدم
،تو قاتل سریالی دیدی همهشونو دیدی
مولدر، متوجهم که یه جورایی
تو فاز سوالی برت داشته
ولی چند نفر اینجا کشته شدن
و اگه ما کمک کنیم جلوش گرفته بشه
،و جون چند نفر نجات پیدا کنه ...به نظرم یه
بی چون و چرا یه کار باارزشه که انجام میدیم
صرفنظر از اینگه اون موجودی که پیدا میکنیم
...حیوون باشه یا انسان یا
برعکسش - خیلی خب -
میشه اینطوری هم گفت
ولی گوش کن چی میگم، اسکالی
...وقتی این چیزی که این آدما رو میکشه بگیریم
فقط قراره دوتا چشم داشته باشه
پارتی میخوای؟
بیخیال بابا
الان ماه کامله
بیا بریم تو کار، عزیزم
دونفری، ولی پول یه دونه رو میگیرم
..یا تنهایی - نوچ -
عوضیهای بیشرف
به نظر بهش شلیک خوبی کردی
به نظرم درست به شاخش زدم
یه شاخ داشت؟
مثل تک شاخ؟
چند تا شاخ داشت
...از پشت
مثل یه مارمولکی چیزی رود
یه همچین قیافهای داشت؟
نه
موجودی که من دیدم، فقط دو چشم داشت
و شرت هم تنش بود
شرت ورزشی یا معمولی؟
شرت کتانی
از همونایی که قبلاً میپوشیدم
پارسال تغییر جنسیت دادم
دیدی کجا رفت؟
به پلیسا گفتم به اون طرف خزید و در رفت
ولی اونا فکر میکنن خمار کردم
خماری؟
آره
آهای
هیچ نشونهای از چیزی پیدا کردی؟
!نکن
همینطور یهویی پشت سر کسی سبز نشین
ببخشید
مگه تو همون افسری نیستی که
دیشب بهش حمله شد؟
خودم بودم
میدونی اون زن ممکنه امشب
چه جور حیوونی دیده باشه؟
چند لحظه پیش به خاطر
یه توله سگ ولگرد که اینطرفاست، بهم زنگ زدن
...من
یه جورایی امیدوارم که فقط همین باشه
چون میتونم از پس سگ و گربهها بر بیام
...هر چیز بزرگتری از اونا باشه
...اونوقت کم کم چیز رو زیرسوال میبرم
تصمیمات کاری؟
نه، زندگیم رو
داری چیکار میکنی؟
مولدر
...اگه این موجود همون شکلی باشه که مردم میگن
دلم میخواد یه عکس خوب ازش بگیرم
اگه این موجود شبیه اون نقاشیها باشه
سریع بهش شلیک میکنم
حتی اگه شرت پاش باشه
مولدر
این نرم افزار جدیده دوربینه
مطمئن نیستم که درست کار میکنه یا نه
اون چیه؟
تازه کشته شده
،اونطرف یه صدا شنیدم برای همین به این سمت فرار کردم
گوشیت چه مرگشه؟
نمیدونم، به خاطر این نرم افزار جدیده
نمیدونم درست کار میکنه یا نه
داری عکس میگیری یا فیلم؟
نمیدونم
برو تنظیماتش - کجاست؟ -
...برو به تنظیماتـ
!مولدر
!مولدر
نه، روبراهم
خون روی تو ریخته
فکر نکنم خون من باشه
خیلی خب، همین دیگه
استعفا میدم
No comments yet. Be the first to leave one.