Die ersten 200 Zeilen.
تمام شخصیت ها، مکان ها، شرکت ها و وقایع ساختگی و ساخته ی ذهن نویسنده میباشند
چطور با کانگ آشنا شدی؟
دکتر لی عشق اول نونامه
نه
اونا هردوشون عشق اول
همدیگه ان
عشقشون از واندو شروع شد
اونا همیشه باهم برخورد دارن
اونا ممکنه واسه هم مقدر شده باشن
فکرمیکنی از کی خوشم میاد؟
اون بهت گفت فکرمیکنه ازش خوشم میاد؟
میخوام ازش دوری کنم
اما همش منو نگران خودش میکنه
و نمیتونم بهش فکرنکنم
نمیخواستم
هر رستورانی ببرمت
این غذا خیلی خوشمزه است
که خیلی خوشحالم میکنه
واسه همین نمیتونم جلوی گریه امو بگیرم
احیانا وقتی کوچیک بودی
واندو اومده بودی؟
احیانا رستوران بادا اومده بودی؟
منو
یادته؟
یه مهمون نباید ظرفارو بشوره
فقط راحت باش
هی کوچولو
اومدی بری رستوران بادا؟
بله ولی هیچکس داخل نیست و درم قفله
شنیدم کانگ خیلی منتظرت بوده
چرا اون روز نیومدی؟
تا اونجایی که یادمه قول دادی دوباره برای ناهار برگردی
یه اتفاقی پیش اومد
منتظرت بودم
معذرت میخوام که
سر قولم
نموندم
کانگ اوپا
قسمت13
تعجب کردم که هنوز اینجایی فکرکردم باید رفته باشی تا الان
بعد از شستن ظرفا میرم
من گفتم شام بیا پیش من
لازم نبود لوازم بگیری وخودت آشپزی کنی
به نظر
دوست دختر کانگ اوپا باشید چیکاره اید؟
من
دوست دخترشون نیستم
اوه واقعا؟
پس اشتباه برداشت کردم
باید زودتر بهم میگفتی معذرت میخوام
راستشو بخوام بگم
از وقتی کوچیک بودم به کانگ علاقه داشتم
ولی عموم به مادرش علاقمند بود
واسه همین بیخیالش شدم
ببخشید- ولی میدونی-
حالا که دوباره دیدمش
احساسم بهش داره برمیگرده
من از یکی خوشم میاد جونگ بوک
چی؟
از یکی خوشت میاد؟
کیه؟ دختره سئولیه؟
از من خوشگلتره؟
به تو ربطی نداره که
آره حق با توئه
مجبور نیستی جوابمو بدی
راستش منم همچین کنجکاو نیستم بدونم
ببخشید
شما میدونی کانگ اوپا کیو دوست داره؟
نه
میتونم حدس بزنم چه شکلیه
شک ندارم این شکلیه
با این حقیقت که ردم کردی هیچ مشکلی ندارم
ولی حالا که اینجایی باید بری دریا (پادا به کره ای دریا) رو هم ببینی
به اندازه ی کافی دیدم
درباره ی دریای عادی حرف نمیزنم نوه ی سان رو میگم
نگو که سان رو فراموش کردی
اوپا سگتو فراموش کردی؟
شنیدم سانو سپردیش دست عموم
و قول دادی وقتی سه سالش شد برمیگردی
لی کانگ
لی جون
اسمش پادا ست(دریا)
درست شبیه سانه, مگه نه؟
سان مریضه
سان خواهر کوچولومه
من نمیام سئول
همینجا با سان زندگی میکنم
پیر و مریض شده
مطمئن نیستم کی میمیره ولی به سختی داره دووم میاره
فکرکنم میدونه صاحبش مرده
دو روزه لب به آب نزده
و از رو پتوی عموم جم نمیخوره
استراحتگاه
کجایی؟
زنگ میزنم جواب نمیدی
من تو استراحتگاه بزرگراهم
استراحتگاه بزرگراه؟
اونجا چیکار میکنی؟
دارم میرم واندو
واندو؟ واسه چی داری میری واندو؟
میرم کانگو ببینم
چرا؟
چون دلم براش تنگ شده
مراسم ختم خوب پیش رفت
نه مریض نبود بخاطر تصادف فوت شد
راستی رئیس کوان
فکرکنم باید یکم بیشتر اینجا بمونم
عیبی نداره چند روز مرخصی بگیرم؟
باشه
ممنون خداحافظ
پادا خوب غذا میخوریا
فکرکنم بیخود نگران بودم
چطور غذا دادی بهش؟
اون حتی آبم نمیخورد
این سوپ پولاک خشک شده است
وقتی کوچیک بودم یه سگ داشتیم
هروقتی مریض میشد اشتهاشو از دست میداد
ولی یادم اومد باز با اینحال سوپ پولاک خشک شده میخورد
خوشبختانه اونم دوستش داره پسر خوب
کل کاسه رو تموم کردی
دوست داشتی؟
اگه چیزای دیگه ام بخوری خیلی خوب میشه
فهمیدم که پادا چی دوست داره
شنیدم چند روز دیگه هم میخواید اینجا پیش پادا بمونید
نمیتونم وقتی اینجوری
داره عذاب میکشه ولش کنم
شما چطور خانم چایونگ؟
همینکه هوا روشن شه با اولین اتوبوس میرم
نگران من نباشید
اگه ازت بخوام یه کم دیگه اینجا پیشم بمونی
خیلی خودخواهیه؟
معذرت میخوام
خیلی خودخواهی کردم
مطئنم توأم برنامه های خودتو داری
معذرت میخوام از دیروز اسباب زحمتت شدم
نمیخواد با اتوبوس برگردی سوئیچ ماشینمو میدم بهت
بهتون قول دادم با شما برمیگردم
پس سر قولم میمونم
اگرچه نتونستم به قولم سر شکلات شاشا عمل کنم
نمیتونم یکی که
اینجوری داره عذاب میکشه
تنها بذارم
بفرمایید تموم شد
میشه یه بچشید ببینید پادا خوشش میاد یا نه؟
بیا پادا
بخور
نونا کلی زحمت کشید تا اینو برات درست کنه امتحانش کن
بیا
بذارید من بهش بدم
پادا دوست داری اینو بخوری؟
خوشش اومده
آخی پادا خوب غذا میخوریا
ممنون
که پیشم میمونی
اگه میرفتی گریه میکردم
یه لحظه ببخشید
الو
سلام
ته هیونم برادر کوچیکه ی چایونگ
بله
دیروقته چیزی شده؟
خب دیروقته
واسه همین کنجکاو بودم ببینم خواهرم تا این وقت شب چیکار میکرده
میشه گوشیو- معذرت میخوام -
واسه چی نصف شبی تماس ویدیویی گرفتی؟
قطع کن
داره دوباره زنگ میزنه
ببخشید
چیه؟ - بهتره دوباره قطع نکنی-
اینکارو کنی خودم پا میشم میام واندو همین الان
الان نباید خوابیده باشی تو؟ نصف شب نیست احیانا؟
خودت چی نونا؟ خودت چرا هنوز نخوابیدی؟
میبینم که ترگل ورگلم کردی
صبر کن
دیوارا چرا اونجورین؟
نرفتید هتل؟
واسه چی باید برم هتل؟
خب
فکرکنم برادرم مسته
اگه هی قطع کنید باز به زنگ زدن ادامه میده
فقط خاموش کنید گوشیتون رو
چی میخوای بدونی؟
چرا وقتی پولداری به جای اینکه ببریش هتل،بردیش متل؟
نکنه چایونگ اصرار کرد برید متل تا پول کمتری خرج کنی؟
یااا، ای وای خیلی ببخشید
معذرت می خوام
...چون برادرشی بذار موضوع رو مشخص کنم، فکر می کنی
قطع کنید فقط، فکر کنم الان عقلش سر جاش نیست
باشه
اول ازهمه
اینجا متل نیست اینجا خونه آجوشی ایه که میشناسمش
دوماً
چیزی که تو تصورته هیچوقت اتفاق نیفته پس نگران نباش
دیگه چی می خوای بدونی ؟- معذرت می خوام -
اگه یه بار دیگه زنگ بزنی ، می کشمت
می دونی که واقعا دخلت رو میارم مگه نه؟
خاموشش کنید
شبتون بخیر . منم دیگه باید برم بخوابم
وای، خیلی شرم آور بود ته هیون خودتو مرده بدون
فردا ، فکر می کنم باید برم ماهیگیری
No comments yet. Be the first to leave one.