Die ersten 200 Zeilen.
« آنچه در بابیلون برلین گذشت »
چرا جوخهی منکرات؟ چرا یه جای ...مناسب نه؟ جوخهی قتل، جوخهی مبارزه با فساد
پلیس مخفی؟
.شهردار کُلن مورد اخاذی قرار گرفته دکتر ادنار
امر ناخوشایندیـه
فکر میکنم یک تمامیت قراردادی وجود داره - تاکنون سرنخی پیدا کردی؟ -
این کیه؟ - موتی از ودینگـه -
تو دلیلی واسه نگرانی نداری
نه
چی شد؟
میتونی صدام رو بشنوی؟
میرم کمک بیارم
خواهش میکنم
بذارید قطار رد بشه
...طبق مقرراتمون - این قطار بفرمان رایشسوهر رد میشه -
یه نفر باید بارنامه رو امضا کنه
ایشون سرلشگر سیگرس هستن
قطار امروز صبح از مرز رد شد
!صاف میاد به برلین
الکسی کارداکوف
ممنون از کمکتون
« بارنامـه »
!هـی، اون کُت منه - !بدهش من -
!کثافت
!جناب سرکار
!ایست! پلیس
!تکون نخور
!فوراً بایست! ایست
« محوطهی بارگیری انهالتر » « کرویتسبرگ، برلین »
بزن به جاده
موفق باشی. قطار تو دوساعت دیگه ایستگاه «باغوحش» رو ترک میکنه
ارتباطی برقرار نکن. با هیچکس
تا دوشب دیگه، برگشتی موسکو
!مرگ بر خائنین انقلاب
همهچیز مرتبه؟
کارداکوف کجاست؟
سرویس مخفی دنبالـشه
چی؟ از کِی؟ - نمیدونیم -
ولی ریسکـش زیاد بود
سلام
سلام
این قطار 10:14 از لنینگراده؟ میخوام مدارک رو ببینم، لطفاً
یه واگن نیازه که روی یه ریل دیگه قرار بگیره
برای سفر پیش رو
کدوم واگنـه؟
آخری
پاریس، آره؟
ساعت 3:30 ظهر از سکوی 23 حرکت میکنه
پاریس؟
چرا پاریس؟ - برنامه تغییر کرد -
.چرا پاریس؟ واگن باید برسه استانبول !به تروتسکی
ساکت باش! دیگه هیچوقت اسمـش رو به زبون نیار
مشکلی هست؟
...نه! چیکار داری
مدارک رو بده من
پاریس؟ چه خبر شده؟ چرا یهمرتبه پاریس؟
!همین الان اون رو بده من
.میخوام با کارداکوف صحبت کنم، نه کس دیگهای اون باید اینجا باشه. نه تو
!مدارک رو بده من
همین حالا
میکُشمـت
!نه
!نه
!جلوش رو بگیرید! دستگیرش کنید
!آروم باش، سلیطه
!ولم کن
مافوقـت کیه؟ - میاد به دیدنـت -
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
بوی گند میدی - یهخرده بدشانس بودم -
نشکسته، خوششانس بودی
موتی رو کجا میتونم پیدا کنم؟
موتی دیگه دلـش نمیخواد توی خیابونا باشه
الان دیگه فقط توی خونه کار میکنه
،پنج مارک میشه. دو مارک الان میگیرم سه مارک هم بعداً میدی بهم
راهپلهی دوم از چپ
یک ربع وقت داری. بعدش میای پایین وگرنه خودم میام بالا
تو همهش اینجایی، دیگه بسمه، میفهمی؟ دیگه بسمه. به اینجام رسیده
مامانـت هست؟
ببخشید؟
.بیرون، و خواهرتم با خودت ببر تو هم بیرون
گورت رو گُم کن، اکلت
کُتـت رو درآر و اونجا بشین
!گفتم بذار باز باشه
آستینهات رو بده بالا
یالا
مُشت کن
چی شد؟
اگه سرویس ویژه رو نمیخوای چرا میای به دیدن موتی؟
برو بیرون
یه لحظه
خب، این کیه؟
من از کجا بدونم؟
فکر میکنی من قیافهی تمام اون منحرفها رو به خاطر دارم؟
اونیکی زنه کیه؟
مارتا کونوپاتسکی
،ولی پرسوجو کردن در موردش بیفایدهست برگشت به پومرانیا
این عکس کجا گرفته شد؟
نمیدونم. یه جایی در غرب
آدرس؟ - ندارم -
ولی اونجا بودید
شب ما رو بردن اونجا
با کلاه به سر که بهقدری کِشیدنشون پایین که هیچی نمیتونستیم ببینیم
کی اونکارو کرد؟
این یارو، اون یارو. این رو هم نمیتونم بهت بگم
چه چیز دیگهای یادتونـه؟
هیچی
بسیارخب، اسب قرمز
روی دیوار آویزون بود و به ما زُل زده بود
اونجا، میبینی؟
چطوری؟
روز خوبی داشته باشید
صبحبخیر، ینیکه. همهچیز مرتبه؟
بذارید رد بشم
سلام - سلام -
اوه، روز تعیین نقشـه - همراهان، مردها -
رئیس کل پلیس
سلام، آگوست
!بله، بسیارخب. بسیارخب
کافیه. راحت باشید
همهتون میدونید این راجع به چیه
مشکلات زیادی در اول مـِی، در انتظار ماست
انجمنهای کمونیست بسیاری اعلام کردن که ضد ممنوعیت تظاهرات، اقدام میکنن
این میتونه به واکنش زنجیری منجر بشه
ما باید برای متوقفکردنـش، مصمم باشیم
نیروهای تندرو چندین ساله که سعی میکنن حکومت ما رو تضعیف کنن و ناآرامی به خیابونهامون بیارن
ولی ما باید از شهروندان کشورمون !و ساختار اجتماعی دموکراتیکمون، محافظت کنیم
...لذا، اول از همه
گروهان موجودمون از طرف نیروهایی از اشپاندا و زلیندورف پشتیبانی میشن
اینها به کرویتسبرگ، نویکُلن، و ودینگ اعزام میشن
اونجاها جاهاییـه که تمام مشکلسازها زندگی میکنن
،رهبرین عملیات، رایزر - حاضر -
بلاچوسکی، بوگلا، و ولتر
تجهیزاتتون رو از انبار تسلیحات میگیرید
سلام، اروین - آقای ولتر -
اسلحهی ماوزر98، صد عدد گلوله
بعدی
هـی، ویلی، صدتا گلوله؟
!مثل جنگ میمونه
اینیکی رو ترجیح میدی؟
اِمپی28، کاملاً نو
البته که اینیکی رو ترجیح میدم
ژنرال توی شهره
میخواد باهات صحبت کنه
نه
سلام، بازرس رت - یه بزرگساخت لازم دارم -
یه بزرگساخت خیلی بزرگ
امکانپذیره؟ - بله -
دقیقاً از چی؟
اوه، اینجایی - دوریس -
میخواستم خدافظی کنم - جای من رو میگیری؟ -
چی هست؟
،مقایسهکردن پروندهها، مرتبسازیشون بهش میگن فهرستِ واژهی راهنما
.عجب، زدی به معدن طلا ارزش اون، هفتهها کاره
ولی نمیتونم انجامـش بدم
تمام روز توی زیرزمین، آدم مثل پامچال پژمرده میشه
واسه من مهم نیست
پس برای من انجامـش بده
بهت ساعتی هفتاد «فنیگ» میدم
نودتا
هشتادتا. پیشنهاد آخره، وگرنه خودم انجامـش میدم
قبوله
بسیارخب، خانم ریتر
اسم بیماری فرانسوی به گوشتون خورده؟
ببخشید؟ - یه عفونت میکروبیـه -
.از طریق تماس غشای مخاطی منتقل میشه بهش مقلد بزرگ هم میگن
منظورتون کهیره؟
.هیچ ارتباطی با اون نداره یه پماد برای اون تجویز میکنم
پس چمه؟
سیفیلیس. باید قبلاً اسمـش رو شنیده باشید، درسته؟
شرکای جنسی مختلفی دارید؟ - عذر میخوام؟ -
در سن من؟
شرکای جنسی مختلفی دارید؟ - نه، ندارم -
فقط یه شریک در زندگیـم داشتم
شاید بهخاطر جانورهاست
.من سی سال توی کُشتارگاه، کار کردم ...حالا من رو نمیخوان، بهخاطر این
.فقط از طریق انسان به انسان، منتقل میشه رابطهی نامشروعی داشتید؟
شوخی میکنید؟
وزارت بهداشت خواستار شده که تمام پروندهها مستند بشن
حکومت میخواد بدونه که شهروندانـش چیکار میکنن
پس، رابطهی نامشروعی داشتید؟
میتونه برای مدتها پیش باشه
یکی
یکی کافیه
اسم؟
مُرده
خوب میشه؟
نه
باید برید به دیدن یه دکتر، خانم ریتر
شما هم باید دهنـت رو ببندی، خانم شکچوویچ
اون یه بار؟
،برای بیشتر از بیست سال پیشه نمیتونه ممکن باشه
این بیماری، دوران نهفتگی خیلی طولانیای داره
میگید بیست سال؟
اوناهاشش
چی شده؟
مامان رفت دکتر
خب؟
لباس سیاهتون رو آماده کنید
این رو نگو
یه کهیره، چیز دیگهای نیست
No comments yet. Be the first to leave one.