Die ersten 199 Zeilen.
« کالین رابینسون، خونآشام انرژی »
کالین، میتونم یه قرص مکیدنی بهت بدم؟
نه، ممنون
کالین، لورا میخواد توی دفترـش باهات صحبت کنه
لورا؟
فکر کنم اتفاقی که افتاده اینه که، بالأخره متوجه شدن که
من اصلاً نمیدونم این شرکت چه غلطی میکنه
،فقط تماشا کنید
ککـمم نمیگزه
سلام، لورا
...من مدتی هست که دارم کارـت رو ارزیابی می
نه. نه
نمیتونی اون کار رو بکنی
دقیقاً برعکس چیزی که فکرـش رو میکردم
از آب در اومد
در حقیقت تصمیم گرفتن یه ترفیع لعنتی بهم بدن
این خوب نیست
،بیشتر بهخاطر دوستهام آ... نندور، لازلو، و ناجا
نمیخوام هیچ کاری که از وقتـم با هماتاقیهام کم میکنه انجام بدم
عین اون ضربالمثل قدیمیـهست، میدونی؟
همکارها میمیرن
،هماتاقیهای خونآشامی
اونا برای همیشهان
پس، ما تصمیم گرفتهایم که آثار هنریمون رو نوبتی بزنیم به دیوار
« ناجا »
«این بخشی از چیزی بزرگتر به نام «گرنیکا بود. فقط اون بخشی که من توـشام رو بریدم
ولی حتی اونهایی که دوست داشتم رو ،هم 200 ساله که دارم نگاهشون میکنم
پس، الآن دیگه ازـشون متنفرـم
پابلو پیکاسو. بیشتر به پابلو پیکاسهول میخوره
اه! اون اولین کشتیـمه
لگن بود
این رو به جا میاری؟
فَرْجـمه
مسلماً هست
نندور! کی گفت تو میتونی نگاه کنی؟
خب، پس انقدر نگیرـش طرف من
لزلو، اینیکی رو یادته؟
چهرهنگاریایه که ادعا کردی درـش بمب چهرهنگاری رو ابداع کردهای
بمب چهرهنگاری رو من ابداع کردم
،من اینجام، پشت یاروی مُرده
دو تا انگشت روی هوا، دارم شاخ میذارم
مجبور بودم حدود هفت ساعت بشینم اونجا
و الآن هم همچنان انجامـش میدن. چرا؟ چون تهِ خندهست
...نه، ازـش متنفـ - هماتاقیهام -
من دوستـش دارم
!بُز رو نمیزنیم به دیوار
!ازـش متنفرـم - سلام، سلام. چه خبر؟ -
دیلی دیلی - اوه - واژهای که در تبلیغات آبجو در هنگام پخش سوپربول :Dilly dilly ] [ به کار میرود و ریشه در شعر کودکانۀ دهۀ 1700 هم دارد
کالین رابینسون، این به تو مربوط نمیشه. پس خواهشاً رجعت کن به اتاقخواب زیرزمینیـت
ممنون - اوه، دارید چیدمان نقاشیها رو تغییر میدید، هان؟ -
خب، من کارـم با چهارگوشها و پیداکردن نقاط ایدهآل روی ...دیوار خیلی خوبه، پس اگه به کمک من احتیاج داشتید
نه، به کمک تو احتیاجی نداریم، کالین رابینسون
هوم، خیلیخب
آ... حرف از خبر شد، من امروز سر کار یه ترفیع بزرگ گرفتم
ولی، آ... مطمئن نیستم قبولـش کنم
...قطعاً وقتِ هماتاقیانهمون رو مختل میکنه
کالین رابینسون، هرطور که سعی داری !انرژی ما رو تخلیه کنی، فقط بس کن
بله، کالین، لطفاً ما رو با مرتبسازیمون تنها بذار. و خودنگارهت رو هم میتونی با خودت ببَری
ولی... چهرهنگاری از همهمونه
روی «نقاشی حرفهای تگزاس اینسترومنتس» درستـش کردم شرکت بزرگ آمریکایی در زمینۀ :Texas Instruments ] [ ادوات نیمهرسانا و فناوری کامپیوتر در دالاسِ تگزاس
،یکی از چیزهای سختِ خونآشامِانرژیبودن اینه که
حتی وقتی بیریائی و شاید دنبال ،اطمینان خاطرـی یا، یا حمایت
مردم فکر میکنن که سعی داری نیروی حیاتشون رو تخلیه کنی
ای کاش مردم درک کنن که من برای تخلیۀ انرژی زندگی نمیکنم
من انرژی تخلیه میکنم که زنده بمونم
اما برای اونا همون تخلیۀ انرژیـه
خب، من رئیسام
یه دستیار دارم
جواَنا
سلام، جواَنا
سلام، آقای رابینسون
کالین رابینسون
میتونی لطفاً یه کپی برام بگیری؟
البته. آم... از چی، قربان؟
...آم
آ... اون
حواسـم بهت هست
بیشتر کار کن
باید اقرار کنم، من بابت
رئیسبودن خیلی مضطربام
با این وجود، بالأخره سر در آوردم کار شرکت چیه
طراحی و بازاریابی زمین بازیـه
یا طراحی و تولید مین زمینی
یکی... از اونهاست
باید اولین ارائهام رو انجام بدم
انسان. انسان، انسان
!سلام
با اینکه فزونی جزئیای وجود داشته، ما ... رو حفظ کردهایم
...خیلیخب. خب، آ
به گمونم فراتاب تصمیم گرفت یه وقفه واسه صرف قهوه ایجاد کنه
!اه! اه! برگشتیم
من آمادۀ کلوزآپـمام
!بسیارخب
اون رو دیدید؟
داشتن به حرف من گوش میکردن، چون من رئیسام
مجبور بودن گوش بدن
این ماجرای رئیسبودن
ممکنه جواب بده
،ولی مهمترین چیز اینه که ما 100% وقف کنیم
سوای زمانی که به اهدای خون میرسه
کاملاً ممکنه که چیزی که رپکنها میگن حقیقت داشته باشه
منظورـم اینه، رئیسبودن معرکهست
پس، این همهش یهجورایی پیشدرآمدی به نمایش اسلاید بزرگتری هست که میخوام شروع کنم
احساس میکنم همین الآن قدرت هزار کابوی توی رگهام در جریانـه
...هی، اریک، آ
روی اون نشین
دامنیک و دن از قبل روـش نشسته بودن و شکستنـش
نگران بودم رئیسبودن من رو زیاد از هماتاقیهام دور کنه، ولی اونها بهعنوان یک پایینمرتبه باهام تا میکنن
سر کار، من بالامرتبهام
سلام، دن. بچرخ به چپـت
تخلیۀ عندالمطالبه
دن، برای یک بررسی عملکردِ بدونآمادگیقبلی - ازـت خواستم بیای اینجا - چـ... چرا؟
اگه درخت بودی، چه نوع درختی میبودی؟
آ... نمیدونم. درخت افرا
خیلیخب، جالبـه
ازـت میخوام برگردی به اتاقکـت و یه مقالۀ 2000خطی دربارۀ اینکه چرا تصمیم گرفتی درخت افرا باشی تایپ کنی
آرنی، دست از حرفزدن با جواَنا بردار
اون دستیار منـه
تایلر، سلام. کالین رابینسونام، رئیسـت. بیا اینجا
درسته، گییرمو، مواظب برهنهنگاری من باش
!وای - با دستـت چیکار داری میکنی؟ -
چطور جرأت میکنی؟ - وای -
دستـت رو از ماتحت فراخ اما سفت همسر من بکِش
ممنون، عزیزـم - درسته، ولی ادارهای، یا...؟ -
چقدر با اداره فاصله داری؟
میدونم اداره نیستی - سلام، کالین رابینسون -
اولین روزـت بهعنوان رئیس بزرگ چطور بود؟
نه که به تخم چپـت هم هست
چقدر با اداره فاصله داری؟
کالین رابینسون چش شده؟
اون هیچوقت فرصتی رو برای تعریفکردن اینکه روزـش چقدر حوصلهسربر بود از دست نداده
اونیکی غیرقابلپیشبینیـه ورقی در پاسور که هر ارزشی میتواند داشته :wild card ] [ باشد و یک عامل غیرقابلپیشبینی محسوب میشود
چی میگی واسه خودت؟ اون که غیرقابلپیشبینی نیست اون کارت رویی دستـه که رهنمودها روـشه، بنابراین میندازیـش دور
آ... میتونی خودت رو برسونی اداره؟ - ،کالین رابینسون -
دوست داری توی انتخاب یه نقاشی برای زدن به دیوار کمک کنی؟ هنوز یهخرده جا هست
گوشی دستـت. آ... نه
...من تماس واسه گرفتن دارم؟ ولی
همیشه به اینیکی علاقهمند بودهام
چی؟ - وای -
چطوری داره اون کار رو میکنه؟ - میتونی خودت رو برسونی اداره؟ -
چه چشمانداز زیبایی
چرا من هیچوقت این نقاشی رو ندیدهام؟
کی میدونه؟ در هر صورت به این اتاق هم نمیاد. باید شرّـش رو کم کنیم
اهداش کن به یه یتیمخونهای جایی، گییرمو
عین دهکدهایه که من توـش بزرگ شدم، و داره میسوزه
...چیزه - بذار یه نگاه دقیقتر بندازم -
من توی حکایتها دربارۀ این تهاجم شنیدهام
گفته شده که دهکدۀ من قرنها پیش از اینکه من متولد بشم
مکان خیلی خاصی بوده
میگن که آبـش مثل عسل بود
حتی ادرار... مثل گلاب بود که میتونستی ،بنوشیـش، و وقتی مینوشیدیـش
باعث میشد بخوای برقصی
مکان خیلی خاصی بود. و بعد به دست
یک ارتش افتضاح نابود شد
فقط از جان سبکمغزترینها و احمقترین اشخاصِ دهکده گذشتن، و تخموترکههاشون
همه ایراددار از کار در اومدن
ما هیچوقت اون نبرد رو از یاد نخواهیم برد
...اون روز خیلی طوفانی بود، و فرماندۀ ارتش
،اون بر رویۀ یک صخرۀ مرتفع ایستاده بود .و گفت: «هرگز نام مرا از یاد نخواهید برد
«...نام من
،اسمـش رو نفهمیدیم
ولی حالا میدونم
!نندورِ بیرحمـه، همخونهای عنِ خوک من
اینهمه مدت، و هیچوقت هیچی نگفتی
زندگیها نابود شد! تمام مردان دهکدۀ !من بهخاطر سوءتغذیه، 90سانتیان
،اون وقتی میره اونجا !حکم یه غول کوفتی رو داره
اینهمه ویرانی و فلاکت به دستان !همخونهای خونآشام خودم! بزدل
نمیدونیم که اون دقیقاً دهکدۀ توئه
اون بیرق دهکدۀ منـه که !توی عکس داره میسوزه
...خب
غارتگری میتونه کار هر کسی بوده باشه
نمیتونیم عجولانه نتیجهگیری کنیم که مقصر منام
حق با اونه، عزیزـم. مدرکی نداریم که اون بوده
پس «فرانک زاپا»ی پارسی چه گُهی داره روی یه اسب میخوره؟
آره، خودشـه
.کُلی دهکده وجود داشت ...کُلی غارتگری. من نـ
!اون چیه؟ گییرمو، جلوـش رو بگیر
آغاز میشود
!نندور، میکُشمـت
!مطمئن باش میکُشمـت
!تکتک موهای بدنـت رو میکّنم
قسم میخورم اون مرد رو تیکهتیکه میکنم و ازـش یه لباس درست میکنم
!لازلو، ولـم کن - نه، عزیزـم. باید آروم بگیری. توی فاز کشتارـی -
و میرم خونۀ خانوادهش و میگم: «از این خوشتون میاد؟ «!این پسرـتونه، و من بهعنوان لباس پوشیدمـش
!لازلو، ولـم کن - گییرمو، سپر انسانی -
باید آروم بگیری - فکر کردم در این باره صحبت کردیم -
باید وقتی میخوام کسی !رو بکُشم، ازـم حمایت کنی
نه در این مورد، عزیزـم - آره، ممنون -
!ول کن، لازلو
الو؟ کسی پشت خطه؟ - سلام، بله. بث هستم -
و سارا - ما از ... تماس میگیریم -
کالین رابینسون هستم، شعبۀ استَتِن آیلند
الو؟ - الآن کسی بهمون ملحق شد؟ -
.یه صدای بوق شنیدم همه صدای بوق رو شنیدیم؟
...آره، ما فیل و پائول هستیم از شعبۀ هابوکن. ما
ما از طرف خودمون صدای بوق رو شنیدیم، اگه کسی پشت خط هست
آره، ما هستیم، کالین - آها، ما هستیم -
اوه، خیلی هم خوب، بچهها، هستید. خیلیخب
...خیلیخب، بذارید صاف برم سر اصل مطلب. برای
No comments yet. Be the first to leave one.