Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
فکر نمیکنم که به خاطر جادو بوده باشه
کار جادو نبود
باید ازت خوشم اومده باشه
میفهمم
مرسی
چرا اونو گفتی؟
نباید این کارو میکردی
باید خودتو کنترل میکردی
چرا اونو گفتی؟ چرا؟ فقط بگو چرا؟
احمق بیشعور
اون هیچ حسی نداره
پس چرا داری خودتو مسخره میکنی؟
چرا؟
ای وای
::::::::: آيـــ(آیدل بهشتی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(قسمت نهم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هی، یون وو
کی این جعبه هارو ول کرده اینجا؟
چی؟من. میندازمشون دور
پس بندازشون. سر راه ان
بهشون دستم نزدی؟
بابام فرستادشون. گفت خیلی ارزون خریده
ولی برندشو نمیشناسم
نمیخوامشون
پس بندازشون دور نکنه انتظار داری اینم ما انجام بدیم؟
باشه بابا
یون وو، چند تا سی دی امضا کن
یه مراسم پیش رو داریم
اولین بار نیست که یه زن عشقش رو بهم اعتراف کرده
هیچ کس تا الان بهم دست نزده بود ولی
باید ازت خوشم اومده باشه
یون وو، چته؟
...خب
آره، فقط ترسیدم
گفت هیچ احساسی بهم نداره
پرام ریخت که یهو نظرش عوض شد
باید شل کنم
دوباره آرامشم رو به دست میارم
یون وو، آروم باش لازم نیست همشو باهم انجام بدی
چشه؟- نمیدونم بابا-
باید از شر آت و آشغالامون خلاص شیم
ولی هیچکس نمیبره که
خیلی خب
این آخرین شانستونه که به احساساتتون اعتراف کنید
قبل اعتراف به احساساتتون
بهمون بگید برنامهتون چیه؟
فقط کاری که میکردمو ادامه میدم
اگه خودم بودنو ادامه بدم
مطمئنم موفق میشم
فقط یه نفره که دلمو برده
و من همش به خودم یادآوری میکنم
که زندگیم برای اون یه نفره
من خیلی جدیش میگیرم
آماده ام که احساسات واقعیم رو اعتراف کنم
...مطمئنم که
مین سو خانوم از مراد دلم باخبره
و این دوتا رو شوت میکنم بیرون
از قلب مین سو
خیلی خب. مصاحبه همین بود
خسته نباشین- خسته نباشین-
مرسیی- تشکرمندم-
عالی بود- چش مایی-
ممنون- ممنون-
مرسیی
اینجا خیلی خوشگله
من اینو برای شما آماده کردم مین سو
شنیدم که از گل ها خوشت میاد
آره. من عاشق گل هام
خوشمزه به نظر میاد
قشنگ نیست؟
هرچی بخوای بهت میدم مین سو
اگه بهم اجازه بدی، میخوام که کنارت باشم
و هرچی میخوای رو بهت بدم
اون چی بود؟
ببخشید؟
خب
میتونی یه بار دیگه بگی؟
زیادی سریع حرف زدی
تمرکز کن جون مادرت
آسون نیست خب
هرچی بخوای بهت میدم مین سو
اگه بهم اجازه بدی دلم میخواد کنارت باشم
و هرچی بخوای بهت بدم- یه بار دیگه لطفا-
دوبار تا حالا گفتمش
مین سو
مجبوری هی بپری وسط حرفمون؟
بیناموس
مین سو وایسا
!وو یون وو
معلومه چه خبره؟
این شایعه ی قرار گذاشتن شما دو تا چی میگه؟
واقعا متاسفم
یون وو، تو بهم بگو
چه کوفتی بین شما دو تا اتفاق افتاده؟
همون جوری اون جا واینستا وا کن اون دهنو
باید بگی چه خبره
!تا بتونم برای گزارشگرا توضیح بدم
خانوم ایم، میدونم کسایی که عکسارو دیدن چرا اشتباه برداشت کردن
ولی واقعا درست نیست
داشتم کمک میکردم که برای اعترافش توی "جنگ عشق" آماده بشه
واسه همین کاری که تو عکسا دیدین رو کردیم
واقعا؟
...پس
این بوس رو پیشونی دیگه چه صیغه ایه؟
...اون لحظه
داشتیم واسه صحنه اعترافش ایده روهم میریختیم
چیز شخصی ای نبود
درسته یون وو؟
یون وو تو حتی عذرخواهی ام نمیکنی؟
به خاطر این رسوایی
ممکنه حتی نتونی سینگل بعدیتو بدی بیرون
احساس بدی نداری؟- چرا باید معذرت بخوام؟-
گزارشگرا دچار سوتفاهم شدن
وو یون وو! عوضی
اون بوسه هیچ اشکالی نداشت که به خاطرش معذرت بخوایم
...منظورش اینه که
همه اون حرفا یه مشت چرندیاتی بیش نیست
هیچی اتفاق نیفتاده
مارمولک- مطمئنم اونم حس بدی داره-
نردبون بی خاصیت...کاش میشد پاره پوره اش کنم
اوا- اگه "جنگ عشق" رو ببینید-
میفهمید که دارم حقیقت رو میگم
...اعتراف آخرشو دقیقا همون جایی انجام داد
که داشتیم داخلش تمرین میکردیم
خیلی خب...من همون چیزی که الان گفتی رو به گزارشگرا میگم
و سعی میکنم توضیح بدم چه اتفاقی افتاد
جفتتون بزنین به چاک
واقعا متاسفم
!بیرون
بیست چهاری نچسبن به هم
!جدا جدا غلط هاتونو کنین
وقتی راجع به رسوایی قرار شنیدم
فکر کردم راجع به من و سون وو شیله
بشین
فکر نمیکردم واقعا یه نوشیدنی مهمونم کنی
این همه چیزیه که میتونی بگی وقتی اینقدر بخشنده ام؟
فراموشش کن. برو پی کارت
دیگه غذا رو سفارش دادی، الان بهم نگو برم
این مشروب گرون رو سفارش دادی
بفرما
اینروزا کسب و کارت رو به راهه؟
،همونطور که میدونی
وایلد انیمال داره خیلی خوب پیشمیره
پس من سه تا لیوان میخورم به سلامتیش
چی؟
عجبا
خیلی خب، هرطور راحتی
بیا خودمون نوشیدنیهامون رو بریزیم
...نه، بذار- نه، مشکلی نیست-
لیوان من خالیه
،به هرحال
چرا خواستی باهام بههم بزنی؟
شب بخیر
...باورم نمیشه که
جلوی سون وو شیل بیهوش شدم
ولی بازم مطمئنم اتفاق خاصی نیفتاده هی خدا
!بله
چیه، دال؟
کمپانی داره بهخاطر بی احتیاطی من آسیب میبینه
واقعا شرمندم
...من تمام مسئولیت
...این رسوایی رو بر عهده میگیرم
،و هرطور شده
همهچیز رو مرتب میکنم
سلام- اومدی-
میتونی یه نگاهی به این بندازی؟
اوه، سلام
خجالتهم خوب چیزیه- سلام-
گند زده به همهچی عین خیالشم نیست- سلام-
حرف منم همینه، این چندمین بارشه که دردسر درست میکنه؟
سلام- سلام-
اوه، سلام
چی شده؟
میشه لطفا تنهاش بذارین؟
باید یهچیزی رو ازش بپرسم
...جدیدا کسی دنبالش کرده یا
خودِ تو بودی که دنبالم میکردی
همش دور و بر من میپلکی
هیچکی به اندازه خود تو مشکوک نیست
ای خدا، هی، تو درگیر رسوایی قرار گذاشتن شدی
ولی بازم عین دُم چسبیدی به من؟
من هیچ دلم نمیخواد باهات ،درگیر چیزی بشم
پس باهام حرف نزن
پس هونگ وو ده ده چی؟
اصلا حرفشهم نزن
حدترو بدون، خیلی خب؟
تو در حد اینکه داخل هونگ وو ده ده باشی نیستی، شیرفهم شدی؟
گرفتی چی میگم؟
خدایا
یون وو
اوه، سلام
فیلمنامه اصلاح شده رو خوندی؟
نه، هنوز نه
خدایا، من واقعا متاسفم
ما یه صحنه تعقیب و گریز داریم
فهمیدیم خیلی هم بهت نیاز نداریم
عا- برو خونه و یه کم استراحت کن-
اوکی؟
حتما- خوبه-
No comments yet. Be the first to leave one.