Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: آيــــ(اتفاقی دیدمت)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...اتفاقایی که تو روستامون افتادن
مجرم واقعی... من دیدمش
!دیدم قتل اتفاق افتاد
کار داداشم بود
بالاخره این عوضیو گرفتیم- ااه-
کو می سوک مجرم نبوده
شاهد بوده
مجرم یه مرده
و تنها کسی که صورتشو دیده کو می سوک بوده
معلم یون- یو بوم ریونگ؟-
!سون ئه
نه
لی سون ئه، پاشو
سون ئه، منم
یه نفر دیگه کشته شده
اینبار یه پسر بوده
تو یه خونه متروکه از ناکجاآباد مرد
اگه اون نبود لی سون ئه به جاش کشته میشد
اگه به خاطر شما نبود
ممکن بود گیر مجرم بیفتم
چند وقته این اینجاست؟
::::::::: آيــــ(قسمت چهاردهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!عوضی حال بهم زن، بی چشم و رو
با چه جراتی اومدی اینجا؟
به چه حقی با یه یادداشت احمقانه تهدیدمون میکنی؟
باید اون قیافه نحس و وقیحشو میدیدم
لطفا آروم باشین، بفرمایین داخل- خدایاا-
!کثافت بیشرف
یون یونگ سوار شو
بهتره تا چند وقت خونه ما بمونی
باشه
آشغال بی همه چیز
لعنتی چه جراتی داشته که اینجا آفتابی شده
اومده اینجا یادداشت تهدیدآمیز گذاشته واسه من
یعنی مثلا از دستگیر شدن نمیترسه
...این
اینطوری فکر میکنی؟
به نظر من که کاملا برعکس به نظر میاد
یارو مثل سگ ترسیده که گیر بیفته
...میخواد با این یادداشت بترسونتش که
ساکت بمونه
...این اولین باریه که
موفق نشد قربانیشو بکشه
این واقعیت که قربانی هنوز زنده ست بردتش تو شوک
ولی چرا فقط دو تا کاراگاه واسش گذاشتن؟
چی؟- ...به جز این-
پرونده مهم دیگه ای هم تو روستا هست؟
چرا فقط دو نفر اومدن بعد اینکه اینو گزارش دادیم
...خب، اون
مطمئنم که پلیس نمیخواد ...قضیه رو کش بده
این بار هم
منظورت چیه فقط دوتامون میریم؟
ما به همه نیروهامون نیاز داریم شاید حتی همونم کافی نباشه
مجرم اصلی تو بیمارستان بوده
کی گفته که خود مجرم بوده؟
منظورت چیه؟- ...مثلا اگه یه نفر-
میخواسته بازیمون بده چی؟
چی شد فوری به این نتیجه رسیدین که کار مجرمه؟
مردمو نترسونید، بی سر و صدا برید
و یادداشتو واسم بیارین
خودم ته و توشو درمیارم، روشن شد؟
انتخاب دیگه ای هم دارم؟ واسه گرفتن پسره هوامو داره
بی خیال گرفتن ترفیع شو
ممکنه سر این شغلشو از دست بده واسه همینم نمیذاره یه نفس راحت بکشیم
خب چه کاری از دستم برمیاد؟
چون قبلا کو مین سو رو بازداشت کردیم
باید اون مجرم باشه
کو مین سو، لی جویونگ و لی کیونگ ئه رو کشته
پس یه نفر دیگه مجرم مورد آخره؟
درسته
اینطوری حداقل یه پرونده بسته داریم
هنوز هیچ مدرکی واسه یو بوم ریونگ پیدا نکردیم
ولی یه سری شواهد از لی سون ئه به دست آوردیم
یه جمله مشابه با دست خط یکسان
"زنایی که کتاب میخونن خطرناکن"
درسته، بدون یادداشت منطقی بود
...و یادداشت امروز تو اتاق بیمارستان
نباید اونجا می بود
ممنون که تا خونه رسوندیمون
خجالتم ندین
...راستی، نباید به هیچکس بگین
که امشب چه اتفاقی افتاده
باعث میشه تحقیقات خوب پیش نره
متوجه منظورم میشین، مگه نه؟
البته
فقط یه چیز ازتون میخوام مجرمو بگیرین
باشه
پس چرا دارین میرین؟
...مجرم ممکنه یکی از
آدمایی باشه که امروز اومدن
...ولی چرا ازش نمیپرسین
کیا بهش سر زدن؟
آها، اون. کلا بحثش جداست
یه کم صبر کنین
چقدر دیگه باید منتظر بمونیم؟
برای پیش بردن پرونده چه نقشه ای دارین؟
حتی از مجرم یه یادداشت تهدیدآمیز گرفت
نگین تنها برنامه ای که دارین این بود که بفرستینش خونه
میرم اداره همه چیو چک میکنم
کل شبو کجا بودی؟ گفته بودی زود میای
باید یه راهی پیدا میکردم که بتونم باهاتون روبرو شم
بقیه داخلن؟
بریم داخل صحبت کنیم
اخبار؟
بله
میتونیم تو اخبار بگیم دیروز چی شده
...دیروز بعد از بیمارستان
کل روستا رو گشتم
...ولی مردم و پلیس
خیلی آروم بودن انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
این سکوت امنیت سون ئه رو تضمین نمیکنه
از همه مهم تر سون ئه یه یادداشت تهدید آمیز داره
ولی هیچ پلیسی از خونمون محافظت نمیکنه
باید هر چقدر که شده مردم رو مشارکت بدیم
پلیس باید جدی تر تحقیقاتشو انجام بده
اگه پلیس نمیخواد اینکارو کنه
باید ما مجبورشون کنیم
به نظرم بهترین راه حل که تن به کار بدن اخباره
اگه برای خبرگذاریا فاش کنیم
پلیس مجبور میشه بررسیشو شروع کنه
به محض اینکه کارشونو شروع کنن
مجرم درمورد سون ئه تجدید نظر میکنه
الان تنها راهمون واسه گرفتن مجرمه
که سون ئه هم در امان باشه
...اما
اول از همه
سون ئه باید تو اخبار باشه
برای مصاحبه با قربانی و همچین چیزایی
میدونم نگران چی هستین
...مطمئن میشیم
که صدا یا تصویرش مشخص نشه
خبرنگارایی که براش این کارو کنن میشناسم
...بهت اعتماد دارم ولی
حتی اگه صدا و تصویرشو تغییر بدیم
مجرم واقعی میشناستش
چون پای دخترم در میونه
همه چی میتونه خطرناک ترم بشه
...راستشو بگم دلم نمیخواد
...من هیچوقت
واسه شما آشپزی نکردم، آره؟
همیشه دلم میخواست واست غذا بپزم
چیز زیادی نیست چون عجله ای شد
ولی لطفا بخورین
بخور عزیزم
چشم
...هرچی هم که بشه
...حتی اگه
اتفاق ناگواری برای بچهم بیفته
باید شکم بقیه خونواده رو سیر کنم
یه مادر همچین حسی داره
معلم یون شما شاید پسرم نباشین
ولی من بازم شمارو جزوی از خانواده به حساب میارم
،اگه اینطور نیست
،پس چطور تونستید این همه مدت به ما اهمیت بدید
به فکر ما باشید، نگران ما باشید
و کمکمون کنید؟
همونطور که گفتید مسئلهی شما نبود
اصلا نمیتونست مربوط به شما باشه
...پس اگه شما
فکر میکنید توی اخبار بودن چیز مهمیه
من به حرفتون اعتماد میکنم
...ولی میتونید
امنیت سون ئه رو تضمین کنید؟
عزیزم
میدونی پلیس بیشتر از همه چی به ما گفت؟
"آروم باشید، ساکت بمونید"
تا الان با ساکت موندن چیزی درست شده؟
اگه چون ترسیدیم دست رو دست بذاریم
اونوقت بلایی سر سون ئه بیاد چه خاکی قراره بریزیم سرمون؟
تا کی باید مخفی بمونه؟
من میخوام توی اخبار باشم
خودمم میخوام که باشم
تقصیر من نیست
...کسی که باید بترسه
مجرمه، نه من
...میدونم چقدر این ممکنه براتون سخت باشه
ولی لطفا تموم سعیتونو بکنید چون مصاحبه مهمیه
دوربینو روی مادر و دختر متمرکز کن
آقای کیم، لباستونو درست کنید- باشه-
چهرش اصلا مشخص نباشه
و صداهاشون رو کامل تغییر بدین
بیننده ها باید در مورد مجرم کنجکاو باشن نه قربانی
حتما
اگه میتونستیم مستقیم نشون بدیم بهتر میشد
...حتما پلیس قوطی کبریت و نوشتهی داخلش رو
برداشته، نه؟
بله، همش رو دادیم بهشون
خیلی خب، پس
فیلمبرداری رو شروع میکنیم
آقای کیم، مصاحبه رو شروع کنیم
اینجا چیکار میکنی؟
خودت چی؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
چطور تونستی پروندهای که پلیس هنوز داره بررسی میکنه افشا کنی؟
اونم بدون مدرک
ولی مشکلی نداره مدرک رو برداری؟
گفتم اگه اونجا بمونه نابود میشه
بههرحال حق با تو بود
بعید میدونم یه آدم از آینده بهم دروغ بگه
بازم، نمیدونستم قراره انقدر اوضاع خراب شه
No comments yet. Be the first to leave one.