Pink Lie (Pingkeu Lai / 핑크 라이)

Pink Lie (Pingkeu Lai / 핑크 라이)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Pink Lie S01E02 WEB-DL[@AirenTeam]
Ein Kommentar von AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Veröffentlicht am: 2023-01-23
Downloads: 3
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 181 Zeilen.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

...فقط کنجکاوم بدونم کسی هست

که حاضر باشه منو همین جوری که هستم دوست داشته باشه یا نه

از لحظه‌ای که دیدمش محو زیبایی‌ـش شدم

فکر کنم راحت عاشق بشم

هیجان زده‌ام

...من

...سی و یک سالمه متولد 1992 ام

اسمم هان دائون‌ـه- واقعا جوون بنظر می‌آی-

توی شرکت فناوری آینده سامسونگ الکترونیک محقق ارشد هستم

ولی یکی شاید دروغ گفته باشه

شغل‌هامون و سن‌هامون ممکنه دروغ باشه- همه چی بنظر راست می‌آد-

یه نفر یکی از دروغ هامون رو توی اتاق حقیقت می‌فهمه

وقتی رازهاشون مشخص بشه)

(همچنان همدیگه رو دوست خواهند داشت؟

اسم فردی رو که می‌خوای) (حقیقت رو درباره‌ش بدونی، بگو

::::::::: آيـــ(دروغ صورتــی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

فکر نکنم به این زودی ها ،آماده‌ی ازدواج کردن باشم

چون فعلا چندتا چیز هست که باید بهشون رسیدگی کنم

در حال حاضر پنجاه درصد از حقوقم رو به خانواده‌ام می‌دم

کنجکاوم بدونم زنی هست که قادر به درک کردن این قضیه باشه یا نه

اینم می‌خوام که با یه خانوم خوب ملاقات کنم واسه همین واسه این برنامه ثبت نام کردم

اگر رازش رو مخفی کنه) (قادره با یه آدم خوب ملاقات کنه؟

،وقتی دبستانی بودم

خانواده‌ام خیلی درگیر مشکلات مالی شد

واسه همین مامانم مجبور بود تنها نون آور خانواده باشه

چیزی راجع به شغل‌ خانوادگی شنیدین؟ مغازه های خیلی کوچیکی‌ان

مغازه هه از اتاق الانِ منم کوچیکتر بود

چهار نفرمون پشتش زندگی می‌کردیم

و مامانم یکم هله هوله و شیر می‌فروخت اونجا

اینجوری کارش رو شروع کرد

فکر کنم از همون سن کم فهمیدم که چقدر دستمون تنگه

بنظرم نیروی محرکم همون بود که مجبورم می‌کرد بیشتر درس بخونم

،همه‌ی پدر مادرا همینن

ولی وقتی بچه‌شون نمرات خوبی می‌گیره واقعا احساس افتخار می‌کنن

،علیرغم گرفتاری خانواده‌مون این خبر خوبی بود برامون

،حتی تو دانشگاه هم حسابی درس خوندم ...که بتونم

وارد یه دانشکده ارشد بهتری بشم و کمک هزینه تحصیلی هم بگیرم

پس مصاحبه داشتم و وارد دانشکده علم و فناوری پیشرفته کره شدم

،حالا که فکر می‌کنم

بنظرم تو دوران دانشجویی زندگی بدون پشیمونی‌ای داشتم

اونموقع خیلی جوون بودم می‌تونستم بهتر عمل کنم

اون... صبر کن چرا اشکم داره در می‌آد؟

چمه؟

...بگذریم

از کجا شروع کنم؟ گمونم الان می‌تونم ادامه بدم حرفمو

من فقط بیست درصد از حقوقم رو استفاده می‌کنم

،باقیش رو

خرج خانواده‌ام می‌کنم

این بخش از وجودم که دارم پنهونش می‌کنم هم بخشی از شخصیت منه

ولی خانوما وقتی اینو بفهمن ممکنه ازم خوش‌شون نیاد

لازم نیست اون خانوم تجربه‌ی کودکیِ مشابه من داشته باشه

دلم می‌خواد اونم تا حدی سختی کشیده باشه

شاید عجیب بنظر بیاد حرفم

دلم می‌خواد آدمی باشه که بتونم باهاش حرف بزنم

فکر کنم یه همچین آدمی رو ترجیح می‌دم

واقعا قابل ستایش‌ـه

،اگر شخصیت تخیلی می‌بود

آدما تحت تاثیر قرار می‌گرفتن

...ولی تو زندگیِ واقعی

درکش آسون نیست

تصور کن زن یا دوست دخترش باشی

...زنه باید از

خانواده‌ی شوهرش هم مراقبت کنه- آره-

آدم مردد می‌شه درباره‌ش

بیاین رو راست باشیم- درسته-

درسته. متوجه‌ام- درسته-

فکر کنم طولانی مدت و حسابی راجع به ازدواج باهاش فکر می‌کردم

و اشتباه هم نیست

،ولی می‌دونی

،اگر شغل امیدوار کننده‌ای می‌داشت

،و خودتم شاغل باشی

بنظرم جواب بده

ولی تهش این نیست

اونا اولین شب‌ شون رو با هم گذروندن

راست می‌گی- موندم چقدر هیجان داشتن-

کسی هست بینشون که همه‌تون ازش خوشتون اومده باشه؟

من دارم بیشتر و بیشتر راجع به دائون کنجکاو می‌شم

صبر کن ببینم

وون سوک، فکر می‌کردم فکر کردم خیلی صمیمی شدیم با هم

وون سوک؟- ،اولش همچین حسی نداشتم-

،ولی از وقتی هیچول همش ازش حرف می‌زد

منم بهش علاقه مند شدم- !عجب آدمی هستی-

صبر کن- !احساساتش واقعا صادقانه نیست ها-

مردا اینجوری فکر می‌کنن

،اگه یه زن خیلی محبوب باشه

به این فکر می‌کنن که جذابیتش چیه

و بهش علاقه مند می‌شن

آها. پس بخاطر اینه- آروم باش-

پارک هانگیول، 25 ساله) (مدیرعامل یک استودیو عکاسی عروسی

هونگ هانو، 32 ساله) (مدیرعامل یک شرکت سرگرمی کی ویو

پنجاه درصد از حقوقش رو) (خرج خانواده‌اش می‌کنه: حقیقت

اونا اولین شب پر جنب و جوش‌شون) (رو با هم گذروندن

اوه

چرا تحت تاثیر قرار گرفتین؟ فقط اومدم بیرون

در مقایسه با ما خیلی خوب بنظر می‌آی

همه‌مون به روش خودمون آماده می‌شیم- روش هامون به شخصیت‌مون میخوره-

بهمون می‌خوره- خیلی جالبه-

چه آروم

ماه در اومده

اینجاست- ماه در اومده-

واقعا؟- ماه طلوع کرده؟ هنوز آماده نیستم که-

ماه صورتی‌ـه

ماه صورتی

دلمو می‌لرزونه

فکر کنم بهمون می‌گه امروز چیکار می‌کنیم

بیاین اول نگاهش کنیم

بیاین نگاهش کنیم- بیاین منتظرشون بمونیم-

می‌تونیم بعدا بدیمش بهشون

باشه؟ موافقین؟

آره- باشه؟-

ببینیم

چیکار کنیم؟

فقط واسه ماست- چیکار کنیم-

چیکار کنیم؟

باید ازشون بخوایم باهامون برن سر قرار

رو در رو ازشون می‌پرسیم؟

ولی چهار نفریم که- به ترتیب ورود؟-

یعنی یکی‌مون می‌مونه خونه و نودل فنجونی می‌خوره؟

اومدن- چی نوشته؟-

صبر کن- هیچی-

چیه؟- صبر کن-

نمی‌خواد بخونیدش- ...این-

چرا نمیخواد بخونیم؟

اجازه نداریم بخونیمش؟

می‌تونین بخونینش

کنجکاوم

شروع شده

چیه؟

چطور ممکنه؟

شروع شده- چه خبره؟-

یکی‌مون باید بمونه خونه

شروع شد

...همم

ببین

ولی چهار نفرن

چیه؟- صورتشو ببین-

یه نفر می‌مونه

مبارزه بلاخره شروع شد

مطمئنم که همه‌شون تا الان می‌دونن که زمان مهمه

درسته- آره. باید تر و فرز باشن-

تقریبا همون "اول برسی، اول هم ازت پذیرایی می‌شه" ست

راجع به همین کنجکاوم

دائون از هانگیول خوشش اومد

درسته- ولی از رازش خبر داره-

!درسته

موندم هنوزم انتخابش می‌کنه یا نه

فقط تویی که تمرکز کردی- خدایا-

ما هیچ ایده‌ای نداریم- درسته-

چون رازش رو نشون‌مون ندادن یادمون رفته بود

درسته- درسته-

شاید انتخابش نکنه

الان هیچی رو نمی‌تونیم پیش بینی کنیم

کی قهوه می‌خواد؟

هیچکی؟- ما خوردیم-

جالبه

باحال ـه

سرده، پس باید لباس هامو عوض کنم

خب، چجوری باید ازشون بخوایم باهامون بیان سر قرار؟

بنظرم رو در رو ازشون بخوایم

رو در رو؟

بنظرم آسیاب به نوبت ـه

واقعا؟

الان می‌ریم؟ فکر کنم الان می‌ریم

الان یکمی رقابت حس می‌کنم

بجنب

از کی می‌خوای؟

می‌خوای اینجا بهت بگم؟

تصمیمت رو گرفتی؟

آره

الان ازش می‌پرسم

واقعا؟ اجازه داریم بلافاصله ازشون درخواست کنیم؟

چرا نداشته باشیم؟

باید یکم بیشتر فکر کنم

بین کدوم دوتا؟- چی؟-

بین کی و کی؟

داهه نه

واقعا؟

آره

اینجا نیست؟- این کارامل اسپرسوئه-

،اگه شیر اضافه کنم بهش کارامل لاته می‌شه؟

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left