Die ersten 200 Zeilen.
ممنونم
شبتون تا الان چطور بوده، قربان؟
خیلی خوب بوده. یه غذای معرکه خوردم
چند تا سرنخ رو حل کردین؟
چی؟
سرنخ
برای رسیدن به گنج پنهان. چند تاش رو حل کردی؟
به نظرم اشتباه گرفتی
من دقیقا میشناسمت، آقای براونینگ...
و چون تو وکیل داراییهای وارن باستویک هستی...
میدونم به چی دسترسی داری
چند تا سرنخ رو حل کردی؟
ببخشید
چند تا... سرنخ؟
هیچی. قسم میخورم
وقتی وصیتنامه داشت خونده میشد اجازه ندادن توی اتاق حاضر باشم!
سعی کردم فال گوش وایستم، ولی چیزی نشنیدم!
حرفت رو باور میکنم
- هارولد. - ببخشید
این ساعت خونهی من چی کار میکنی؟
این کارت درست نیست
حق با توئه. درست نیست. متوجهم
و اگه شرایط فرق داشت...
مزاحم نمیشدم
اینجا خوابیدی؟
یه چرت کوچیک زدم
روی صندلی اونجا
جدی میگم، در نهایت نیم ساعت شد...
و بعد هم داشتم صبحونه آماده میکردم
ببین، من مانت ورنون بودم، داشتم یه نقش کوتاه رو...
در بازآفرینی جنگهای استقلال آمریکا بازی میکردم...
که فرصت شد...
با هنگ یکم دلاور نوشیدنی بخورم
خلاصه همه چی دست به دست به هم داد
اون بر و بچههای دلاور خیلی نوشیدنی میخورن
تو چت شده؟ اصلا خونه داری؟
بفرما بشین، هارولد. قهوه بخور
باید در مورد کار صحبت کنیم
مثلا در مورد رابرت وسکو؟
بگو تو نبودی که اونو از زندان فراری دادی
توی روزنامه خوندم از بیمارستان فرار کرده
خوشبختانه
زندان جای کسی مثل...
رابرت وسکو با این جایگاه یا سن بالا نیست
متوجهی که الان باید پیدا و دستگیرش کنیم
خب، میتونین این کار رو بکنین، ولی اون وقت...
سه تا زن جوون رو در خطری مرگبار رها میکنین
کفتار دنبال شکاره
عضو لیست سیاه؟
از کم اهمیتترینها
وارن باستویک رو میشناسی؟
سرمایهگذار کله گندهی نیویورکی. دو سال قبل مُرد
میگن هرگز ثروتش پیدا نشد
هفتهی قبل، جنازهی وکیل باستویک...
توی دستشویی مردانهی رستوران بنکر پیدا شد
به نظر میومد پاش لیز خورده و افتاده...
ولی در واقع کار کفتار بوده
وقتی دزدان حرفهای یا کارمندان فاسد دولتی...
زندانی میشن...
چیزهایی که دزدیدن به ندرت پیدا میشن
میدونی چرا؟
به خوبی اونا رو مخفی میکنن
مجرم منتظره حکمش به پایان برسه...
که دوباره بره سراغشون
و اون موقعست که کفتار حمله میکنه
اون در اصل یه لاشخوره، غنایم مخفی رو به واسطهی...
اخاذی کردن اعضای خانواده و دوستان...
شکنجه کردن یا قتلشون پیدا میکنه
وارن باستویک شاید توی بازار...
زیر و رو کشیده باشه، ولی مجرم نبود
نه. ولی وارن پیر ثروتی مخفی...
به ارزش صدها میلیون دلار به جا گذاشت...
و بوش به مشام کفتار رسیده
اسم اصلیش شان بینه
از خشونت زیاد استفاده میکنه تا چیزی که دنبالش هست رو پیدا کنه...
و در حال حاضر دنبال پیدا کردن ثروت گمشدهی این مرده
یه هفته قبل از مرگش...
وارن باستویک پرتفوش رو نقد میکنه...
و ثروت عظیمش رو به حسابی ناشناخته منتقل میکنه
تا همین امروز اون سرمایهها پیدا نشده
بین با هدف قرار دادن ثروت یه مرد بیگناه...
از رویکرد اصلیش فاصله گرفته
هفتهی قبل، اون وکیل باستویک رو کشت
هدف منطقی بعدیش...
سه تا دختر زندهی باستویک هستن
سهقلو هستن؟
آره، و محافظت ازشون ساده نیست
کوردلیا توی یه روستای دورافتاده در بولیوی مشغول کارهای امدادیه...
الکس از ۸ ماه قبل ازش خبری نیست...
و کندال تنها کسیه که ازش آدرسی داریم
اون مدیر مالی شرکت پدرش تا زمان مرگش بود
الان توی عمارت باباش در وستچستر زندگی میکنه
ببخشید، ولی ووجینگ همین الان در حال جمع آوری اعضای لیست سیاهه...
تا ردینگتون رو نابود کنه. یعنی میگم، برای چی اون ما رو...
برای محافظت از یه مشت زن پولدار بفرسته؟
مهم نیست. اونا جونشون در خطره
رسلر، دمبه، برین دیدن کندال
مامور مالک، میخوام...
با یه سری رابطهای بینالمللیت تماس بگیری...
ببین میتونی اون دو تا خواهر دیگه رو پیدا کنی
سلام، رابرت
راحتی؟
همم! از یه عروس دریایی مست هم شل و ولتر شدم
از زمان حموم عمومی آنتالیا...
تا حالا همچین ماساژ ترکی رو تجربه نکردم
خب، بعد از یه سال حبس، لیاقتش رو داری
ناهار هم یه ساعت دیگه از رستوران ماماز تو میاد
ریموند...
مهموننوازیت رو دوست دارم...
ولی حس میکنم دارم برای سلاخی پروار میشم
تبر کِی قراره گردنم رو بزنه؟
تبری در کار نیست
پس قضیه چیه؟
اول منو از زندان فراری دادی
حالا مثل یه پرنسس پشمالو باهام رفتار میکنی
من خیلیها رو از دست دادم، رابرت
اگه حلقهی دوستانم از این کوچیکتر بشه...
دیگه خبری از حلقه نیست
فقط میخوام دنیا رو با کسایی که برام اهمیت دارن پر کنم
جفنگ محضه
منو برای کاری لازم داری یا چی؟
برای یه کاری لازمت دارم
دان براونینگ توی دستشویی پاش لیز نخورد و نیفتاد
وکیل پدرت به قتل رسید
ما دلایل محکمی داریم و معتقدیم...
یه خلافکار خشن دنبال ثروت اونه...
که باعث میشه شما و خواهرانت توی خطر باشین
ببخشید، آقایون، ولی یواش یواش...
شبیه این خل و چلهایی که توهم توطئه دارن به نظر میاین
یعنی میگم، کلی سابردیت...
به این اختصاص داده شده که بفهمن چرا وارن باستویک...
تمام داراییهاش رو نقد کرد
و در این مورد چی میتونی بهمون بگی؟
چطوره بذارم پدرم بهتون بگه؟
توی این عمر رو به افولم...
یه کشف دلگیر داشتم
من ممکنه توی بازار نابغه باشم، ولی پدر مزخرفی هستم
سه تا دختر بزرگسالم...
فقط منتظرن من بمیرم تا بتونن پولم رو به جیب بزنن
هر بار که میاین دیدنم میتونم اینو حس کنم
شما سه تا برای من بیگانه هستین...
و به زور حکم خواهر رو برای همدیگه دارین
برای همین این ویدئو رو میذارم...
به این امید که کاری رو بعد از مرگم بکنم که توی زنده بودنم موفق به انجامش نشدم...
بهتون یاد بدم سخت کار کنین و با همدیگه همکاری کنین
فقط اینجوری میتونین رنگ پولم رو ببینین
به عنوان بخشی از تلاشش برای اینکه کاری کنه با شایستگی ارثیهاش رو به دست بیارن....
وارن پیر داراییهاش رو به بیتکوین تبدیل کرد
عجب نابغهی مالیای!
بدجور ضرر کرد، ها؟
برعکس
حتی بعد از سقوط بازار...
سرمایهی وارن از زمان مرگش دو برابر شده
ولی مهمتر از اون...
تمام رمزارزهاش در یه محل ذخیره شدن
یه کیف پول دیجیتالی ناشناس
من برای اون کیف پول یه رمز گذاشتم...
که به سه قسمت تقسیمش کردم
در پایان این پیام...
یه شعری که خودم نوشتم رو براتون میخونم
این شعر حکم نقشهی گنج رو داره...
خطهاش مملو از سرنخهای مخفیه...
که از زندگی شخصیش نشئت میگیرن
سرنخها رو حل کنین تا رمز رو پیدا کنین...
و به ثروت زیادی دست پیدا کنین
شما سه تا تونستین با همدیگه هیچ کدوم از سرنخها رو حل کنین؟
ما هرگز با همدیگه کار نمیکنیم. نه
یعنی میگم، من خواهرهام رو دوست دارم، ولی اونا از هفت دولت آزادن
نمیدونن چطور پول نگهدار باشن
ولی وقتی پول رو پیدا کنم، تامینشون میکنم
به عنوان خواهر بزرگتر، وظیفهامه
صبر کن. بزرگتر؟ شما سهقلو هستین
و من ۱۲ دقیقه از بقیه بزرگترم
کی از وجود سرنخها...
و رمز مخفی خبر داره؟
تا جایی که من میدونم، الان که دان براونینگ مُرده...
فقط من و خواهرهام
میشه یه کپی از شعر بهمون بدی؟
چرا؟ برای اینکه آخر هفتهها شکارچی گنج بشین؟
متاسفم، ولی باید برگردم سر کارم، ماموران
ممنون که منو از خطر آگاه کردین
ببخشید، ولی بهمون اجازه داده شده...
تا تمام وقت ازتون محافظت کنیم
و از پیشنهادتون ممنونم، جدی میگم...
ولی مطمئنم تیم امنیتیم...
میتونن از پس خطرهایی که به اینجا میان بربیان
ممنون
به مدت دو سال، خود دختران وارن...
نتونستن رمز رو کشف کنن
چی باعث شده فکر کنی ما میتونیم؟
خب، ما مردان دنیا دیدهای هستیم که شبهای زیادی...
با وارن در جزیرهی ماستیک مشروب خوردیم
رابرت، میخوام بگم...
من و تو جزئیات بیشتری...
از زندگی شخصی وارن میدونیم تا دخترهاش
خب، به درک! دخترها فرصتش رو داشتن
اولین بند شعر رو بخونم؟
شعرش رو داری؟
برای یافتن جوابی که به دنبالش هستید...
No comments yet. Be the first to leave one.