Tell Me Lies

Tell Me Lies

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Tell Me Lies S01E02 1080p WEB H264-CAKES
Tell Me Lies S01E02 XviD-AFG
Tell Me Lies S01E02 1080p HEVC x265-MeGusta
Tell Me Lies S01E02 720p WEB h264-KOGi
Tell Me Lies S01E02 480p x264-mSD
Tell Me Lies S01E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
Tell Me Lies S01E02 720p WEB x265-MiNX
Tell Me Lies S01E02 WEBRip x264-ION10
Tell Me Lies S01E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E02 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Ein Kommentar von Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

other
Veröffentlicht am: 2022-09-07
Downloads: 77
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫میسی هستم.

‫اتاق پیپا و بری اون‌طرف راهروئه.

‫لوسی هستم.

‫خیلی خوشحالم که با تو هم‌اتاقی شدم.

‫من هم همین‌طور.

‫ظاهرا پیراهنت خیلی اذیتت می‌کنه.

‫اِم، شما؟

‫استیون دی‌مارکو هستم.

‫اون استیونه خیلی ازت خوشش اومده.

‫می‌خوای بیای بیرون؟ ‫بیرون دانشگاه مهمونی گرفتن.

‫من راننده حوصله‌سربرمون می‌شم.

‫آها، گمون کنم امشب ‫همین‌جا بمونم.

‫جریان چیه؟

‫نشنیدین چه خبر شده؟

‫میسی دیشب تصادف کرد.

‫پیشم می‌مونی؟

‫واقعا نمی‌خوام اینجا تنها باشم.

‫بعد از جداییمون با کسی سکس نداشتی؟

‫نمی‌خواستم داشته باشم. نه.

‫- ‫- بی‌خیال دیگه.

‫- چیه؟ ‫- سلام رفیق.

‫می‌تونی الان بیای اینجا؟ ‫درو وحشت کرده.

‫پای میسی، همون دختره که مرده، وسطه.

‫بگو چی شده بود.

‫گمون کنم بدجوری گند زدم.

‫چیزی نیست. چیزی نیست. استیونه.

‫جلوی من کاملا راحت باش.

‫چند شب پیش، اِم...

‫که میسی مرد،

‫من رفته بودم مهمونی...

‫و می‌خواستن یکی بره آبجو بخره.

‫کسی جز من هم کارت شناسایی جعلی نداشت.

‫کارت شناسایی جعلی ‫قبلی خودم رو بهش دادم.

‫ولی وقتی داشتم برمی‌گشتم،

‫یهو سر و کله ماشین دیگه‌ای پیدا شدن،

‫من هم آخرین لحظه منحرف شدم، ‫اون ماشینه هم منحرف شد.

‫ماشینه زد به یه درخت.

‫بهتر بود بعدش پیاده می‌شدم، ولی...

‫پام رو گذاشتم رو گاز و رفتم.

‫بهتر بود با یکی تماس می‌گرفتم.

‫ولی وحشت کرده بودم.

‫نمی‌دونستم ماشین میسی بوده.

‫نمی‌دونستم خودش بوده.

‫فرداش که پیداش کردن فهمیدم.

‫راستش، وقتی بهم گفت، ‫نمی‌دونستم چیکار کنم.

‫خودت هم که می‌دونی بلد نیستم ‫این مشکلات بزرگ رو حل کنم.

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫فرض می‌کنم به کس دیگه‌ای نگفته باشی؟

‫- نه. ‫- نه.

‫درو، کس دیگه‌ای هم تو جاده بود؟

‫کسی نبود که ممکنه تو رو دیده باشه؟

‫نبود؟

‫خودت هم که می‌گی منحرف شدی.

‫اصلا ماشینت با ماشینش برخورد داشت؟

‫- نداشت؟ ‫- نه.

‫خب، پس اگه ماشینت بهش نخورده باشه،

‫یعنی زدن و در رفتن حساب نمی‌شه دیگه، نه؟

‫این شکلی حساب نمی‌کنن.

‫نباید صحنه تصادف رو ترک کرد.

‫بهتر بود زنگ می‌زدم بیان کمک.

‫- شاید می‌تونستن نجاتش بدن... ‫- آره، ولی شوکه شده بودی درو.

‫- شوکه شده بودی دیگه، نه؟ ‫- نه.

‫کمی تو مهمونی مشروب خورده بودم.

‫کارت شناسایی جعلی هم دستم بود، ‫نمی‌خواستم پلیس خبر کنم.

‫خیلی‌خب.

‫- خیلی‌خب. ‫- شاید بهتر باشه خودم...

‫عه، عه، عه، عه، نه‌خیر.

‫ببین چی می‌گم.

‫فعلا همه خیال می‌کنن تصادف عادی بوده.

‫- واقعا هم تصادف عادی بود. ‫- نه، خودم می‌دونم، می‌دونم.

‫ولی کسی جز خودمون ‫از وقایعی که برام...

‫تعریف کردی خبر نداره.

‫یعنی نمی‌تونی میسی رو احیا کنی.

‫خب؟

‫ولی اگه زندگی خودت رو نابود کنی، ‫این اتفاق برعکس نمی‌شه.

‫انسانی دیگه. وحشت کردی.

‫می‌شه این جریان رو محو کرد.

‫ولی خودت باید بخوای محو بشه.

‫باید با من صحبت کنی. ‫باید قبلش با ریگلی صحبت کنی.

‫خب؟ نباید این جریان رو به کسی بگی درو.

‫باید بین خودمون بمونه.

‫باشه.

‫خیلی‌خب.

‫مشکلی برات پیش نمیاد.

‫«بهم دروغ بگو»

‫«فصل یکم، قسمت دوم» ‫«شهوانی»

‫گذر از مسیر...

‫سوگواری روش‌های متعددی داره.

‫ما دور هم جمع شدیم ‫که از حال بقیه باخبر بشیم...

‫و تجربه خودمون رو توصیف کنیم.

‫لوسی، تو میسی رو ‫بهتر از همه می‌شناختی.

‫می‌خوای اول شروع کنی؟

‫آها، من خیلی نمی‌شناختمش.

‫اینجا نوشته حتی وقتی ‫کسی رو نشناسیم...

‫هم ممکنه سوگوارشون بشیم.

‫آها، به نظرم مرگ تجربه‌ای شخصی محسوب می‌شه.

‫می‌تونین از نفر بعدی بپرسین.

‫خب، من مطمئنم...

‫لطفا از نفر بعدی بپرسین.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫لوسی، گپ کوتاهی بزنیم؟

‫راستش باید به کلاسم برسم...

‫صرفا خواستم زودتر بهت خبر بدم.

‫مدیر امروز والدین میسی رو...

‫میاره اتاقت که وسایلش رو جمع کنن.

‫عجب.

‫خیلی‌خب. مرسی. ‫دقیقا چه ساعتی میان؟

‫می‌خوام حواسم باشه ‫که تو اتاق نباشم.

‫به نظرم احتمالا ‫اگه آقا و خانم کمپبل با کسی...

‫که میسی رو تو دانشگاه می‌شناخته ‫صحبت کنن، خوشحال می‌شن.

‫مطمئنم خیلی تسکین پیدا می‌کنن.

‫چرا که نه؟ باشه، حتما.

‫[لوسی: بابت دیشب ممنونم. ‫گمون کنم شام خوش بگذره.]

‫دیروز و پریروز با ریگلی صحبت نکردی؟

‫- چرا. چطور مگه؟ ‫- چه بدونم.

‫حس می‌کنم رفتارش اصلا عادی نیست.

‫آره، مصرف گلش رو کاهش داده.

‫احتمالا به خاطر فوتبال آمریکایی کاهش داده.

‫ذهن خودت درگیر چیه؟

‫قراره اون سال اولیه، لوسی رو ‫شام مهمون کنم.

‫- شام مهمون کنی! عجب. ‫- هوم.

‫- حتما خیلی ازش خوشت میاد. ‫- من که اصلا تو رابطه نیستم.

‫آره، ولی دایانا که بالاخره ‫دوباره قبولت می‌کنه.

‫الکی وانمود نکن ‫که التماسش نمی‌کنی.

‫من التماس نمی‌کنم.

‫ترغیب می‌کنم.

‫خیلی کسشعر می‌گی.

‫- نه‌خیر. ‫- چرا، می‌گی.

‫ای خدا، تصور بلایی که دایانا ‫بعد از خبردار شدنش سر دختره میاره...

‫از توانم خارجه.

‫دخلش رو میاره.

‫نمی‌خوام شاهدش باشم.

‫راستش، من که خیلی می‌خوام شاهدش باشم.

‫راستش، همین الان با دایانا کلاس دارم.

‫آها. خب، حداقل سعی کن کیرت رو ‫بین سکس با دختران مختلف تمیز کنی.

‫لطفا الکی وانمود نکن ‫قبل از این که نمک‌گیر...

‫کس آلی بشی، ‫با کلی آدم سکس نداشتی.

‫- عه. ‫- آره دیگه.

‫حرف کس آلی رو پیش نکش.

‫- خیلی‌خب. ‫- ممنون.

‫ببخشید.

‫کس درجه یک آلی.

‫خیلی بی‌ادبی‌ها، می‌دونستی؟

‫خیلی قشنگه. ‫ولی خیلی جاهاش رو کشف نکردن.

‫عین جنوبگان می‌مونه.

‫- هوم. ‫- متروکه است.

‫خیلی سرده.

‫هر مقاله‌ای که تحویل بدین،

‫میز گرد تشکیل می‌دیم ‫تا آثار همه رو بررسی کنیم...

‫و از نظر بقیه مطلع بشیم.

‫بهتره بهتون هشدار بدم ‫تحملش خیلی دشواره.

‫خلاصه اگه آمادگی زجر کشیدن ندارین، ‫بهتره سر این کلاس نباشین.

‫می‌شه اولین تکلیفمون رو...

‫راجع به دانشجویی که هفته پیش مرد بنویسیم؟

‫کلاس ما واسه نوشتن آثار تخیلیه.

‫اون موضوع تخیلی نیست. ‫پس نمی‌شه.

‫خیلی‌خب، شروع می‌کنیم.

‫- بهت پیام می‌دم. ‫- خیلی‌خب، صحبت می‌کنیم.

‫وای. چه خوشگل شدی.

‫برات جا گرفتم.

‫واقعا؟

‫صبح به خیر.

‫صبح همگی به خیر.

‫کسی پس از مطالعه مبحث امروز...

‫نظری نداره...

‫که بخواد باهامون در میون بذاره؟

‫بذارین سوالم رو این‌طور مطرح کنم ‫که فردا قراره اداره کشوری رو به دست بگیرین.

‫در زمینه سیاست خارجه، ‫قدرت سخت رو به کار می‌گیرین...

‫یا با قدرت نرم پیش می‌رین؟

‫بگو.

‫خب، اگه زنجیره قدرت سخت ‫و قدرت نرم رو در نظر بگیریم،

‫ظاهرا المان اساسیشون زمان‌بندیه.

‫به کار بردن قدرت سخت پرسرعته،

‫آخه ابزار مورد نیازش ثابتن.

‫اگه تاریخ رو در نظر بگیرم، ‫عامل اصلیش ارتش بوده.

‫هیچی مثل تهدید مسلحانه ‫نتیجه کار رو تضمین نمی‌کنه.

‫- هوم. ‫- تقریبا درسته.

‫بگو.

‫اِم، درست می‌گه.

‫به کار بردن قدرت نرم ‫بیشتر طول می‌کشه،

‫ولی خیلی تأثیرگذارتره.

‫اگه همه‌چی علیه آدم باشه، ‫دیپلماسی اجباری به درد نمی‌خوره.

‫در واقع قدرت نرم خیلی مهمه.

‫می‌تونم حرفم رو اثبات کنم.

‫چطوری؟

‫دوازده دانشجو دستشون رو بلند کرده بودن،

‫ولی شما خوشگل‌ترین ‫دختر کلاس رو انتخاب کردین.

‫خیلی‌خب. اِم، صفحه صد و چهل و پنج ‫کتاب چاوز رو باز کنین.

‫سلام.

‫- سلام. ممنون. ‫- خواهش.

‫ممنون که اومدی.

‫اِم، به نظرم بهتره ‫اینجا رو پاک‌سازی کنیم.

‫منظورت چیه؟

‫تا والدین میسی نرسیدن، پاک‌سازی کنیم.

‫اگه خودت مرده بودی، دلت می‌خواست ‫والدینت کل وسایل...

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Lies

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left