Die ersten 200 Zeilen.
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
به نظرت کار کیه؟
کی میدونه؟
همه گانگنام دربارش حرف میزنن
آه جین هم فوق العادس ها
معلومه که هست
حتی برای تقسیم اموال و مهریه ش شکایتی نکرد
فقط اون خونه رو گرفت و تمام
گفته بود اون خونه حقشه خودش برای گرفتنش تلاش کرده
!تو گرداب حوادث گیر افتاده
ولی ببین چقد خوب باهاش کنار اومده
بخاطر عزت نفس و روحیه بالاشه
،خدا کنه دخترم که بزرگ شد مثل اون بشه
بجای اینکه به من بره
طلاق آخرین مرحله ازدواجه
موندم زوجی هستش که یبار فکر طلاق تو سرش نیومده باشه
همینو بگو
...به هرحال
شنیدم گیونگ هی ویار خیلی بدی داره
قراره پسرش برای تحصیل بره خارج از کشور
همون مدرسه ای که دوستش توشه
شنیدم با دوست پسرت بهم زدی
پس این روزا تفریحت چیه؟
یه زن پولدار و تنها با کلی وقت خالی غمگین ترین آدم روی زمینه
که اونم منم
غر زدن لازم نیست
دلم برا آه جین تنگ شده
حتما خیلی سرش شلوغه نه؟
هم اکنون دادگاه تجدید نظر طلاق در شعبه شهر سئول را آغاز میکنیم
طرف مقابل نیومدن؟
ایشون مدارکی ارائه دادن مبنی بر این که «مدعی هیچ دلیلی برای درخواست تجدید نظر ندارد»
ایشون مدارکی ارائه دادن مبنی بر این که «مدعی هیچ دلیلی برای درخواست تجدید نظر ندارد»
حرفی در پاسخ به این مدرک دارید؟
عالیجناب
من نمیتونم این طلاق رو بپذیرم
مصمم ام که از خانواده و همسرم محافظت کنم
...حتی اگه آسمون دو تیکه !نه نه سه تیکه بشه
...بدلیل اینکه طرف مقابل حضور ندارند
این دادگاه به تعویق می افتد
من چه اشتباهی کردم آخه؟
حداقل اینو بهم بگید
با اون زن بهم زدید؟
کدوم زن؟
ای خدا
!عالیجناب
این گزارشات رسمی پزشک قانونیه
زمان مرگ بین ۲ تا ۴ صبح روز ۲۸ فوریه تخمین زده شده
قبل از مرگش شراب مصرف کرده
اثاری از استفاده داروی اعصاب توی معدش پیدا کردن
اثاری از استفاده داروی اعصاب توی معدش پیدا کردن
پس مشکل اعصاب داشته؟
بله
متوجه شدیم حدود یک ماهه که توسط روانپزشک درمان میشده
بدون قرص های خواب نمیتونست بخوابه
جای گو بونگ چول رو پیدا کردیم
الو؟- منم-
دارم میرم پیش پلیس
همونی که گفتم بگو، باشه؟
همشو بنداز گردن پارک بوکجا
!پارک بوکجا، پارک بوکجا، پارک بوکجا
!اون دیگه مرده
!بونگ چول
!هی، گو بونگ چول
چرا فرار کردی؟
فرار نکرده بودم
!هزاربار بهت گفتیم بیای
الانم چون عکستو تو !مظنونین تحت تعقیب دیدی اومدی
من نکشتمش
اونو دیگه ما قراره بفهمیم
چیزایی از وو آه جین شنیدیم
تو بودی که پارک جی یانگ رو با خانواده آقای آن آشنا کردی؟
و پیشنهاد ازدواج با آقای آن رو بهش دادی
حس میکردی پارک جی یانگ بهت خیانت کرده؟
بله
اولش همین حسو داشتم
ازش متنفر بودم
اما یه جورایی هم درکش میکردم
طبقه اجتماعی بالا آدما رو عوض میکنه
اونم تغییر کرد و همرنگ اون جماعت شد
روز مرگ پارک بوکجا دلیل موجهی برای غیبتت داشتی؟
پارک جومی بهم گفته بود بکشمش
...همون موقع فهمیدم که پارک بوکجا
قراره به زودی بمیره
اره من ازش متنفر بودم ولی نمیتونستم بکشمش
تا الان کجا بودی ؟
تو جائجون بودم و به دوستم تو باشگاهش کمک میکردم
از کجا متوجه شدی پارک جی یانگ کشته شده؟
تو اخبار دیدم
مدرکی هست که نشون بده پارک جومی بهت دستور قتل پارک جی یانگ رو داده بوده؟
نه
اون هیچوقت همچین مدرکی جا نمیذاره
مهم نیست پلیس چقد بدونه اون همه مدارکو از بین برده
میدونید که خیلی باهوشه
نیازی به دوربین امنیتی نداشتیم
برای همین هم قراردادش رو لغو کردم
همه فقط از اتفاقایی که تو خانوادم افتاده بود حرف میزدن
"پرستار ، رئیس رو گول زد و پول ها رو دزدید"
نمیخواستم مارو ببینن
قبلا هم نمیخواستم
نمیتونم دوربین های امنیتی رو تحمل کنم
...در ۲۸ فوریه
حقیقت داره که شما با همسرتون تو مسافرخونه لئو بودید؟
بله
مدرکی براش دارید؟
فقط من و شوهرم میتونیم شهادت بدیم اونجا بودیم
شما به گو بونگ چول دستور داده بودید پارک بوکجا رو بکشه درسته؟
!کارآگاه
من استاد دانشگام
درسته که اونقدر ازش تنفر داشتم که بخوام بکشمش
...ولی
ولی شخصیتم جوری نیست که زندگیمو به خطر بندازم تا آدمی مثل اونو بکشم
فیلم دوربین مربوط به اون روز رو که روی ماشین نزدیک اونجا پارک شده بود چک کردیم
مردی رو نشون میده که داره میره سمت خونه
درواقع دوتا مرد
!کارآگاه
من استاد دانشگام
درسته که اونقدر ازش تنفر داشتم که بخوام بکشمش
...ولی
ولی شخصیتم جوری نیست که زندگیمو به خطر بندازم تا آدمی مثل اونو بکشم
فیلم دوربین مربوط به اون روز رو که روی ماشین نزدیک اونجا پارک شده بود چک کردیم
مردی رو نشون میده که داره میره سمت خونه
در واقع دوتا مرد
بارون میومده و زیر چتر اند برای همین قابل شناسایی نیستند
... به احتمال زیاد
یکی از اونا گو بونگ چول بوده
درسته که حرفامونو ضبط میکردی؟
نه! فقط یه سوتفاهمه
!همه کانگنام دارن دربارش حرف میزنن
پارک بوکجا اینو به یه گزارشگر گفته بوده
اون قبل مرگش چیزایی راجب پونگ سوک جانگ به گزارشگره گفته بود
گزارشگره هم فقط منتظر یه موقعیت مناسب برای گفتنشه
!مسخره نباش
ولی اینو از کجا شنیدید؟
شایعاتیه که تو گانگنام پخش شده
!ولی دیگه همه خبردار شدن
!به هرحال حقیقت نداره
!ضبط کردن حرفاتون؟ اصلا
چطوره خودمون وارسی کنیم؟
!بفرما! بررسی کنید
!ولش کنید
ما فقط درباره شایعات پخش شده حرف میزدیم
چرا یکی بخواد اونا رو ضبط کنه؟
درسته، چیزی نیست
مطمئنم داره چیزیو مخفی میکنه
!معلومه قضیه مال خیلی وقت پیشه
اون هرچیزیو که فقط ! بین خودمون گفتیم رو میدونه
یه دقیقه بیایین بیرون
ایشون خدمتکار جدید پونگ سان اند
اونا قبلی رو اخراج کردن و اینو استخدام کردن؟
من خدمتکار دوم نیستم
برای پخت و پز و تمیز کاری نیومدم
فقط طبق دستور رئیسم میام و غذاشون رو میبرم
زنش تو رو انتخاب کرد؟
نه دیگه؟
بله خانم منو انتخاب کردن
!هوامو داشته باشید
فیلم دوربین مداربسته روز ۲۸ فوریه رو براتون دانلود کردم
ممنون
متهم اینجاست
پس بعدش رفتی خونه؟
همونکاری که گفته بودید رو انجام دادم
رفتم تو و کشتمش
خیلی عصبانی بودم دیگه تحمل نداشتم
واسه همین هم کشتمش
...واقعا
کشتنش کار تو بود؟
بیخیال بابا
!خودم دارم اعتراف میکنم مشکل چیه دیگه؟
چرا اومدی اعتراف کنی؟
...فقط
... خیلی سخته
اگه کسیو بکشی
بهتره بری زندان
خیلی سخته که
راحت و بی تفاوت باشی
اینجوری قلبم آروم میگیره
قاتل مدیرعامل دسونگ پالپ امروز خودش را به پلیس تحویل داد
او پسر خوانده مقتول بود
و بزرگترین پسر آن ته دونگ، سهام دار سابق دسونگ پالپ بود
اعتراف کرده که وقتی متوجه شده پارک جی یانگ شرکت رو
به یه گروه خصوصی فروخته عصبانی شده و دست به قتل او زده
همچنین پلیس اظهار داشت که بارها آن جه گو با مقتول
راجب ارث و میراث پدرش جرو بحث داشتن
اتفاقی افتاده مامان؟
نه
جی هو
تو که به بچه های مدرسه نگفتی بابابزرگت چکاره ست؟
نه، چرا بگم
مطمئنم اگه میفهمیدن بابام تو کارخونه دستمال توالت سازی کار میکرده
همش منو «دستمال توالت» صدا میزدن
باشه
آفرین
بعدا هم بهشون نگو
نمیگم
امروز خاطراتت رو به انگلیسی ننوشتی
دیگه فقط سه روز تو هفته خاطره مینویسم
این اواخر همش خاطراتم غمگین بود نمیخوام هرروز بنویسمشون
مامان
این خونه رو دوست دارم خیلی خوبه
خوشحالم که دوسش داری پرنسس من
No comments yet. Be the first to leave one.