Die ersten 200 Zeilen.
.نمي دونم اينجا چه خبره
!خفه شو
!لعنتي. لعنتي، اون جنس منه
.توي خونه منه
.نه، من ربطي به اين قضيه ندارم هي! چرا الان تفنگ ها رو پايين نمياريد؟
.بابا، من شغلم تحويل دادن بسته هاست من اينجا چه غلطي مي کنم؟
.چه روزيه
!خفه خون بگير
"پرواز روز بعد"
Brain, brain, go away
Come to play another day
"دو روز قبل"
Go away, go away
.فيلادلفيا، خيابان 7500 ويساهيکون .واحد 303
.هجيش کن - جدي ميگي؟ -
.فيلا-دل-فيا، 19144
.واحد 303 مطمئني؟
.آره بابا، مطمئنم .مي دونم کجا زندگي مي کنم
.حتما اونجا باشيد تا رسيد رو امضا کنيد - .نگران نباش. اينجا هستيم -
.راينو
.اينو بگير
.دو ساعت ديگه بايد فرستاده بشه
مطمئني مي توني به اون خانم با اين کار زياد اعتماد کني؟
.فعلا چاره اي ندارم .بعد از اون دسته گلي که کارلوس به آب داد
.صحبت از کارلوس شد، پيداش کردم .توي ماشينه
!بذار بيام بيرون! لعنت
.ببين چه بلايي سر صورتم آورده - چه بلايي؟ -
فکر مي کني صورت تو برام مهمه؟ - .پيش من نيست -
.بذار بگم چه اتفاقي افتاد
.فکرشو نمي کردم .پول رو از جسوس گرفتم
،آماده شدم و رفتم به فرودگاه و وقتي که مي خواستم سوار هواپيما بشم
.مأمورها اومدن سراغم و گرفتنش
!ببين، به خدا قسم
.فقط نمي دونستم چطور بهت بگم .آخه زده بود به سرت
قراره باور کنم مأمورها 700 هزار دلار توي چمدون لعنتيت پيدا کردن؟
!دروغ نمي گم - مي خواي باورم کنم؟ -
.دروغ نمي گم، خب؟ لعنت
.دروغ نمي گم بابا - .يه لطفي بهش يکن -
!نه، بودگا. نه
"ديروز"
"فيلادلفبا"
و در خبرهاي ديگر، در ادامه ،خبري که ديروز داديم
سه مرد مسلح با ماسک ظاهرا به بانک پرستيج در تقاطع
.براود و اولني دستبرد زده اند .گزارشات اوليه ناقص بودند
اما حالا پليس عقيده دارد که سارقاني
،که قصد داشتند بانک را بزنند .اصلا بانک را نزده اند
مسئولان مي گويند که همه وجوه بانک دست نخورده است
و تنها چيزي که دزديده شده .نوارهاي نظارتي بانک بوده اند
.لعنت - گزارش زنده سندي کارتر -
...از مرکز شهر
!نوارهاي نظارتي؟ احمق ها
نوارهاي نظارتي؟ واقعا؟
!نوارهاي نظارتي، لعنت
.تقصير من نيست - چي؟ -
ميگي تقصير منه؟ .تقصير من نيست
همون اول تو ما رو مجبور کردي .بريم توي بانک
...چي؟ پسر، من فقط گفتم
.ماشين رو روشن نگه دار .بهتره همه بيايم اين تو
مي دونين چي ميگم؟ .هر سه مون
ميريم تو و ميايم بيرون. خب؟
چي شده، پسر؟ .اين طوري به من نگاه مي کنين
براي پول آماده اين؟ - !بيا بريم -
!پس بجنبين، بياين بريم - .تفنگ لازم دارم، بابا! تفنگ مي خوام -
.پسر، يادم رفت، يادم رفت، يادم رفت - .اي بابا -
.آره، مي دونين که وقت چيه !بخوابين رو زمين، يالا
.رفيق، لازم نيست آدمکشي کنيد .کاري رو که بهتون گفتن بکنيد
.تو چي ميگي؟ اين که عالي بود
.برگرد
.هسي محافظ رو داشت .من مردم رو زمين رو داشتم
!همه ساکت باشن، حرف نباشه
عينک رو بده .تا بتونم کاغذ رو ببينم
...کافي بود حرف منو گوش کنيد که
.گاوصندوق رو خالي کن
.همين جا وايسا، گوچ - چيه؟ -
...مي تونم قسم بخورم شنيدم که گفتي
.هي. نوارها رو بردار
آخه چرا بايد يه کيسه زباله بندازم طرفت و بگم نوارها رو بردار؟ چرا؟
،اون بالا مثل بيلي بچه وايساده بودي .کلاش هم دستت گرفتي
فکر کردم حداقل .کشوها رو خالي مي کني
.بهتره تو اين يکي گوشت خوک نباشه
.بجنب، بجنب، نوارها رو بده من
!بيا بريم! بيا بريم! بيا بريم
مي خواي بگي اين همه وقت که توي خزانه بودي
هيچ پولي نديدي؟
!برودي، بجنب، پسر - .گرفتمش، گوچ. دارم ميام -
.تو استرس بودم .يادم نمياد
.احتمالا پولي نديدم
!بچه ها، گرفتمش. گرفتمش. بريم
،آره، با اين که عينک پسره رو زده بودي هيچ پولي نديدي، نه؟
.چون زياد بازي مي کني
.بياين بريم - !بجنب، در رو باز کن -
!در رو باز کن
چي شده، پسر؟
.لعنت. تقصير منه، هي، تقصير منه
!بجنب، بريم! هي، برودي
.بايد يکي به اون حرومزاده چاق مي زدم ...پسر، اگه تفنگم درست کار کرده بود
تفنگت چه ش شده، گوچ؟
.نمي دونم بابا .فکر کنم از پين يا چيزي ديگه اي بوده
،انگار يه چيزيش هست ...ميشه يه بار ماشه رو کشيد
.دست بردار بابا .اون تفنگ رو سمت من نگير
دست بردار. من با تفنگ لعنتي .به تو شليک مي کنم
.مي دونم دارم چي کار مي کنم
،ميگم، يه بار که ماشه رو مي کشي .همه فشنگ هاي اين خشاب رو شليک ميکنه
آره، مي تونستي حساب اون .حرومزاده چاق رو برسي، واقعا
،آره، حساب اون حرومزاده چاق رو مي رسم
و ده تا مادرجنده ديگه اي که .پشتش وايساده بودن
،لعنت. الان تو اين خراب شده هستيم .سوار ماشين هم نشديم
.به هر حال اون دزديده شده بود - خب که چي؟ -
تو تنها کسي هستي که مي شناسم دو سال با يه ماشين دزدي سواري مي کنه
.و طوري رفتار ميکنه انگار مال خودشه
خب، من که هر روز وقت ندارم .ماشين بدزدم
.به من گير نده .تقصير اين رفيق توئه که اينجاست
.اون بود که درها رو قفل کرد
.کي؟ اين رفيق توئه
.رفيق توئه .بهم گفت تو گذاشتي بياد اينجا
.به من گفت تو گذاشتي بياد اينجا
.چي؟ ازش بپرس
.خودت ازش بپرس ...تو داري متهمش مي کني. انگار
.من مشکلي ندارم .همين الان ازش مي پرسم
.به من ربطي نداره
.هسي! بيدار شو. هي! بيدار شو
چيه؟
کي گفت مي توني اينجا زندگي کني؟
.هر دوتون گفتين
!لعنت
مادرجنده هاي احمق .منو بيدا مي کنن. لعنت
.رفيق توئه
.شنيدي که الان چي گفت .گفت هردوتون. نگفت من
.من حتي اين يارو رو نمي شناسم
.ديوونه است
!اوه، خداي من
.لئو، ديدم چيکار کردي
.نه، نديدي
.بيا. سعي کن اين يکي رو نندازي. ممنون
.خوشحالم که امروز سرحالي چي شده؟ ديگه از دستم عصباني نيستي؟
.نيستم، ولي فکر کنم خانم جکسون باشه
مي خواد همين الان .تو رو تو دفترش ببينه
.فکر کنم اون خانم منو لو داده - چي کار کردي؟ -
فکر کرده وقتي بسته ش رو تحويل دادم .داشتم مواد مي کشيدم
.همين الان هم بوي مواد ميدي - .نه بابا -
.ببين. خودتو نگاه کن
.صبر کن. هي، بذار يه چيزي ازت بپرسم - چي؟ -
اون يارو که ديروز رسوندت خونه کي بود؟
.کي، بارتون؟ اون فقط يه دوسته
گفتي اسمش چي بود؟ - .بارتون -
بارتون؟
اسمش بارتونه؟
باهاش خوابيدي؟
.وايسا ببينم. ببخشيدا .تو نگران نباش من با کي مي خوابم
.ما يه هفته پيش قطع رابطه کرديم
منظورم اينه که ماشين خوبي داره .ولي به پاي من نمي رسه
.ببين، لئو. متأسفم، ولي من عاشقش شدم .خب مي خواي با اين مسأله چي کار کني
.بايد از اين کار بري بيرون
!هيچ وقت نبايد اين شغل رو به اين هرزه مي دادم ...هيچ وقت نبايد اين
!لئو! بيا اين تو
...چند تا جعبه ديگه مونده که - !حالا! لعنت -
ديروز يه زن تماس گرفت گفت وقتي در رو برات باز کرده
!داشتي حشيش مي کشيدي
يه خانم اين حرف رو زده؟
.تو که مي دوني من حشيش نمي کشم - .پسر، منو احمق فرض نکن -
چيه؟ فکر کردي هيچ کس نمي دونه اين طرف ها مواد مي کشي؟
با سيگار توي دهانت ،اين طرف و اون طرف مي چرخي
.نفست بوي مواد ميده
.اين طرفا کسي احمق نيست .لباست رو بنداز تو! يالا
.نمي دونم باهات چي کار کنم .از حرف زدن خسته شدم
وقتشه بس کني ،و ديدت رو باز کني
.چون مي خوام اخراجت کنم
اوه، لعنت! مي خواي اخراجم کني؟ .مامان! اخراجم نکن. خواهش ميکنم، مامان، متأسفم
.آره، هميشه متأسفي .تأسفت واسه خودت،بشين
.ولي اين دفعه فرق مي کنه .واقعا جدي ميگم
ديگه هرگز هرگز هرگز يه چيز منفي .درباره من نمي شنوي، مامان
.خواهش ميکنم، اين شغل رو لازم دارم
،آره. منم لازمش دارم .ولي تو داري منو خراي مي کني
.خواهش مي کنم. خواهش مي کنم، مامان .من پسرتم
مي خواي چي کار کني؟ مي خواي منو بندازي تو خيابون؟
مي خواي تنها پسرت رو بندازي تو خيابون، مامان؟ خواهش مي کنم؟
مامان. مامان؟
فقط يه بار ديگه، مي شنوي؟ - هيچ بار ديگه. اين چطوره؟ -
!يه زنگ درباره تو بهم بزنن، اخراجي .بهتره تو اخراج بشي نه من
.مي دوني، به نظرم عادلانه است، مامان
.به من نگو مامان .اريک رو ببين
"کارمند برتر ماه"
.بله، اريک
اريک تو خونه با مامانش زندگي مي کنه؟
.نه - .نه -
،اريک سر وقت مياد اينجا تا کار کنه .تا به کارش برسه
.کاملا حق با توئه، مامان ،و مي دوني چيه؟ داره دير ميشه
پس بايد اين بسته ها ...رو برسونم قبل از اين که
...و اگه يه زنگ درباره تو بهم بزنن، فقط يه زنگ
مامان، ديگه شکايتي .ازم نميشه. همين
.از دفترم برو بيرون
.دوستت دارم - !از دفترم برو بيرون -
"خيابان 7500 ويساهيکون "
.اينا همه ش چرنده - ترسيدي؟ -
کي؟ - تو؟ -
.من از هيچ کس نمي ترسم
،وقتي اين مادرجنده بيدار بشه .بايد گورش رو از اينجا گم کنه
.به اين مي خندي .تو مي توني همين الان گورت رو گم کني
.من هيچ جا نميرم .تو اين خراب شده چند تا قبض رو دادم
همه شما مادرجنده ها بايد ياد بگيرين .اينجا چطور زندگي کنين
No comments yet. Be the first to leave one.