Die ersten 134 Zeilen.
خیلی وقت پیشها
توی یه کوچه که خیلی از اینجا دوره
اما خب راستش همینجا توی محلهی برادوی کانال بود.
بگذریم.
نیروهای شیطانی برای آخرین ضربهشون به یه شهر از خدا بیخبر متحد شده بودن.
فقط یه قهرمان میتونست جلوشون رو بگیره.
و اون قهرمان این نبود.
نه!
اون قهرمان...لاکپشت تایتان بود.
لعنت به تو لاکپشت تایتان!
ممنون رفیق.
این هم خدمت شما.
داستان واقعی لاکپشت تایتان افسانهای!
که تحت پوشش مایکلآنجلو
یه لاکپشت نینجای با وقار و مبارز راستی و حقیقت
و عدالت و راه و روش لاکپشتی بود.
از این خبرها نبود.
چیه خب؟ همهی داستانها یهکم پیاز داغش زیاد میشه.
۱۴۰۱/۱۰/۰۳ ۲۰۲۲-۱۲-۲۴
«فصل: ۶ قسمت: ۸» «درگیری دو لاکپشت تایتان»
تازه لاکپشت تایتان
بعد از نابود کردن تمام مریضیهای جهان، تلفن رو اختراع کرد.
آره! بعد از اون هم لاکپشت تایتان
دست تنها تمام نازیهای جنگ جهانی دوم رو لت و پار کرد.
بعدش هم نظریهی نسبیت رو برای آلبرت انیشتین توضیح داد.
یه چندتا چیز جزئی به داستانی که واقعیت داره اضافه کردیم
حالا دیگه تا آخر عمر ولمون نمیکنن.
این داستان واقعی که میگید در موردش کل دادههای بایگانی رو جستجو کردم
اما حتی کوچیکترین چیز هم شبیهش پیدا نکردم.
تو که من رو قبول داری مگه نه کودی؟
عه، اونجا رو ببینید!
برای موزهی سفری به موقع رسیدیم.
درسته من زیاد لاکم سر جاش نیست اما من که موزهای نمیبینم کودی.
گفتم که! یه موزهی سفری.
ارباب به این نتیجه رسیدن که این بخش از فرهنگ بهدرد شما بیفرهنگها میخوره.
من اگه فرهنگ میخواستم که ماست سفارش میدادم.
وای!
اسکیت بیجاذبه!
این بیشتر بهدرد من میخوره!
مسابقهی آروغزنی هم بیشتر بهدردت میخوره
اما امروز نمیشه.
اما من به فرهنگ حساسیت دارم!
من باید از تمام جاهای حوصله سربر خوشبو و...
کمیک بوک؟
یادم رفت بگم؟ اینجا موزهی قرن ۲۰ـه.
آخ جون!
غذای آشغالی! غذای خوشمزه و پر کالری!
فکر کنم باید میگفتم که اینا پلاستیک بازیافتی هستن
اما اینطوری خیلی خندهدارتر بود.
زمونه شاید عوض شده باشه
اما اسکیتبورد مرگ نداره!
این تویی؟ گروه اصلی نیروی عدالت؟
گفتم که واسه خودم برو بیایی داشتم.
این مال زمانی بود که لاکپشت تایتان گالاکتیکس رو شکست داد.
مایکی، باید بهت یهچیزی بگم.
تو میتونستی روی هوا بگیریش!
آره، اما اینطوری خندهدارتر بود.
انگار دردسر داریم.
آره، دردسر سهتایی.
فکر کردم گفتی نقشه داری.
خب دارم!
از زندان فرار میکنیم و همه چیز رو خراب میکنیم!
پس بیاید از اینجا شروع کنیم.
آخ جـون چه رنگهای خوشگلی داره!
تنها رنگی که امروز گیرتون میاد رنگ کبودیه!
و کلی سبز لاکپشتی!
کمیک رو بندازید تا کسی صدمه نبینه!
منو تهدید میکنی؟!
وقت نینجا بازیه!
داره میره سمت کابین خلبانی سفینه.
وقتشه دنده عوض کنی پیری.
چرا یه کمیک مزخرف قدیمی بدزدیم
وقتی میشه کل موزه رو دزدید؟
مواظب باش!
ایول! بریم باز هم ساختمون بترکونیم!
بیخیال. این دفعه من میرونم.
کمک! کمک!
دَووم بیار آبجی!
تا من هستم کسی حق نداره چیزیش بشه.
آروم باشید خانم.
این بابا کارش خوبههـا!
شما در آغوش لاکپشت تایتان کاملاً جاتون امنه.
لاکپشت تایتان؟
وایسا! جناب سروان، اونو دستگیر کنید! اون هویت منو دزدیده!
فکر کنم یه مشکل بزرگتر داریم.
عالیه! کنترل ضد جاذبه.
ممنونم ممنون.
واسه چی تشویق میکنید؟ این یارو قلابیه!
آروم بگیر مایکی. همین قلابی الان نجاتمون داد.
لاکپشت تایتان یک شخص خودسر و خودنما و دنبال توجه هست.
تازه این سفینه هم کنار تابلوی پارک ممنوع پارک کرده.
میدون تایمز رو میترکونیم
عکسمون هم میره توی اخبار
اونوقت همین یهدونه کمیک مسخره گیرمون میاد؟!
من پول زیاد میخوام!
من میخوام چیز میز بشکنم!
من عینک ایکس-ری میخوام!
بده ببینم!
صبر کنید! ما هم میتونیم پولدار شیم هم چیز میز بشکونیم
اون هم با تبدیل به ابَرشرور شدن.
میبینید؟
و سایر خبرها، لاکپشت تایتان دوباره شهر را نجات داد.
سرگذشت و هویت قهرمان دوستداشتنیمان هنوز نامشخص است
اما شهر با دانستن آنکه هر زمان با نشان دادن علامت لاک او در آسمان
میتواند او را فرا بخواند احساس امنیت بیشتری میکند.
بله، لاکپشت تایتان ما بینظیر است!
بینظیر رو بهت نشون میدم رفیق!
معذرت میخوام مایکی.
نمیخواستم راجعبهش بهت بگم چون میدونستم ناراحت میشی.
چرا فکر میکنی من ناراحتم؟
چه لحظهی خوبی.
اضافهش میکنم به حافظهم.
اینطوری به قضیه نگاه کن مایکی.
دلیل اینکه اصلاً لاکپشت تایتان رو درست کردی
این بود که میخواستی به مردم کمک کنی.
درسته، اتفاقاً باید افتخار کنی. چون باعث شدی یکی ازت الهام بگیره.
قبول کن...
تایتان جدیده از اصلیش خیلی بهتره.
دیگه بسه!
به دنیا نشون میدم قهرمان واقعی کیه.
شما کاری داشتید رئیس؟
نه، من کارِت دارم.
کف کردی، نه؟
ولی نترس، من روی آدمها همچین تأثیری دارم.
اما نمیخوام فکر کنی که دیوونهم.
من حاضرم تمام این جریانات رو فراموش کنم
به شرط اینکه تو قبول کنی هویت من رو دزدیدی و جلوی مردم ازم عذرخواهی کنی.
تو اصلاً کی هستی؟
و این لباس تقلبی مسخره لاکپشت تایتان چیه؟
به کی میگی تقلبی، تقلبی؟
خونسردیت رو حفظ کن شهروند.
شهروند؟ دیگه کافیه!
هیچکس حق نداره به من بگه شهروند!
مگه چهشه؟!
No comments yet. Be the first to leave one.