Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
خب، تنی، امروز قراره چیکار کنیم؟
خب، این چالش، دربارهی جاییه که مد شروع میشه
برمیگرده به دوران معصومیت، خلاقیت و ماجراجویی
شبیه...دوران بچگی
این جیجیعه
!تا خط پایان مسابقه بده
!برو- !نه! تو قراره برنده بشی-
!آره
!تو روحت، جیجی حدید
صبح بخیر
صبح بخیر
بچهها، واقعا دلم براتون تنگ شده بود
واقعا میگم
!دلم تنگ شده بود
پس امروز روز جدیدیعه
و هرکدوم از شما میتونه برنده نکست اینفشن بشه
نیجل و دئونتره شما چالش قبل رو برنده شدین
ولی این دفعه خبری از امتیاز نیست
آه- معلومه-
"منم میخواستم، ولی اون گفت "نه- باید به خودتون تکیه کنین-
همیشه نمیتونین امتیاز بدین- بهتون گفتم که اون پلیس بدست-
من واقعا میخواستم که شما چیزی داشته باشین "اون گفت که "نه، تنی
پس آمادهاین که ماجراجویی بعدی نکست اینفشن رو بشنوین؟
آره- معلومه-
برای این چالش، شما قراره براساس یه منبع الهام طراحی کنین
و این خیلی تاثیر گذاره
و همینطور منبع الهام لباسهای امروز ماست- آره-
باشه
برای این چالش، میخوایم
بازسازی کامل شما از
لباس های دوران بچگی
خودتون رو ببینیم
!وای خدای من
جی، الهام بخشبودن ما برای امروز چطوره؟
خب، من قبلا اسب سواری میکردم
زمان زیادی رو توی انبار، یونجه، خاک گذروندم
پس این یه جورایی
نسخهی دوباره و زیباتر از چیزیه که روزها رو اونجا می گذروندم
!مثل یه لباس سوارکاری؟ ووو- آره_
دربارهی تو چی، تنی؟
برای من خیلی شبیه آسیای جنوبی هستم
ما توی خونه لباسهای آسیای جنوبی میپوشیدیم بنابراین لباس من یه ظاهر بازسازیشده آسیای جنوبی هست
واو، فوقالعادهست
!ممنونم، آماری
حس خیلی خوبی داره
بنابراین، برای این چالش، در مورد طراحی شما بر اساس حافظه صحبت نمیکنیم
ما در مورد یه نقطه برگشت کمی خاصتر صحبت می کنیم
عکسهای دوران بچگیتون
اووو
من انتخاب زیادی دارم
ما میخوایم شما از لباسهای دوران بچگیتون الهام بگیرین و براتون نقطهی مرجع باشه
و تبدیلش کنین به یه چیز کاملا جدید
و یادتون باشه که داستانگوییتون کلید اصلی ماجراست
طراحیهاتون باید چیزی دربارهی زندگیتون به ما بگن
خیلیخب، تیمها، مثل همیشه، ما به یه مهمون مخصوص اضافه خوش آمد میگیم
،شماها طراحیهاشو قبلا روی ادل ویکتوریا بکهام، کیت ماس دیدین
و خیلی خیلی افراد دیگه
اون توی دنیا به زیبایی شناسی غیر متعارف
و استایل پاریسی راحتش معروفه
عاشقشم- ایزبل مرنت-
اوووو- !چی؟-
مم عاشق ایزبل مرنتم
من عاشق شیک بودن تک به تک شوهای رانویش هستم
هر کدوم از کالکشنهایی که طراحی کرده
من طرفدارشم
شماها باید هرکدومتون طرح اولیه، دوخت فقط یه لباس رو به ما تحویل بدین
ما قراره باهاتون مهربون باشیم
واه- برای انجام کار امروز هفت ساعت وقت دارین-
برای فردا چند ساعت بیشتر برای تکمیل کارتون دارین
و بعدش نوبت به ران وی میرسه
میدونی، به نظر میرسه که ما قبلا اونجا بودیم، مگه نه؟
آره، اینجوریه
چون ما
بهترین بازسازی مورد علاقهی ما برنده میشه
و بعد از این که همهی حرفا گفته شد
ما باید یکی از شمارو به خونه بفرستیم
الان وقت اینه که کار کنین
آمادهاین؟ خوبه- آره-
...چون چالش بازسازی دوران بچگیتون
!الان شروع میشه
!برین- !فهمیدم-
باعث بشید بهتون افتخار بکنیم
بیا انجامش بدیم- به چیزی که قراره درست کنم خوب نگاه کن-
بچگیام با خودم چه فکری میکردم؟
نظرت دربارهی این چیه؟- بامزهست-
حس میکنم میتونم این لباس یهتیکه رو دوباره درستش کنم
این برای زمانیه که تقریبا 7 سالم بود
لبخندشو نگاه کن حتما خوشحال بودی
چالش دوران کودکی
نمیتونم صبر کنم تا عکسای بچگشیون رو ببینم- منم-
...منتظر دیدن اینم که
چطور یه تیکه کوچیک ازش رو استفاده میکنن
و یه طرح برای ران وی درست میکنن
آره، دوست دارم یه همکاری ازشون ببینم
از کسایی که قبلا بودن و تا به کسایی که الان تبدیل شدن
مامانم همیشه بهم از این گیرههای لعنتی میزد
نمیتونستم تحملشون کنم- پس میخوای ازشون استفاده کنی؟-
!آره- ایول-
کل لباس من قراره گیرهای مو باشه
ما دنبال لباس برای بچهها نیستیم- نمیخوایم-
اینجاست که امیدوارم طراحی الیانا و مگان خراب نشه
چون این چالش ما رو به دوران نوجوونی میبره
اگه تصور کنی که این چیزیه که یه بچه ممکنه بپوشه، این چیزی نیست که ما میخوایم
توی عکس، من دستبند داشتم، تا آرنجم پوشیده بودم
وقتی که بچه بودم عادت داشتم این کارو کنم
لباسها و جواهرات وینتیج پیدا میکردم و تا جایی که میتونستم میپوشیدم
میخوام چیری شبیه این بازوهای باریک با دست های بزرگ درست کنم
برای تقلید و نشون دادن حرکت دستبندها از مچ تا آرنج
و بازو رو ادامه بدم
من طول زندگیم همیشه درگیر این حس ناامنی بودم
پس میخوام نشون بدم که چطور فشن برای من به عنوان یه بچه حمایتگر هست
این همیشه چیزی هست که من میتونم منظور خودمو باهاش برسونم
وقتی که بزرگ میشدم، عادت داشتم که کتوشلوار زیادی بپوشم، این منم
میدونم شبیه بچه کوچولوهای بد هستم
آره شبیه هستی
این عکس برای من خیلی خاصه
منو به زمانی میبره که بابام به من کتوشلوار میپوشوند
عاشق نگاه کردن به کتوشلوار پوشیدن بابام بودم
من روشهای مختلفی رو دیدم که دوست داشت لباس بپوشه
و این به من الهام داد که وارد مد بشم
پس امروز خواستم که کتوشلوار دوتیکه رو دوباره بسازم
سلام، دزیره- سلام، دزیره-
چه خبرا؟- میتونیم عکس بچگیتو ببینیم؟-
!وای خدای من! تو دقیقا همون شکلی هستی- !کاملا مشخصه که تویی-
این نازو دست دارم چرا این عکس؟ چیش برات مهمه؟
...برام مهمه چون
به این خاطر که من جلوی آپارتمان وایسادم
مامانم وقتی 17 سالش بود منو به دنیا اورد
و به اون آپارتمان اسبابکشی کرد
توی اون عکس 19 سالشه
مادر بزرگم تازگیها فوت شده
اوه، متاسفم
این واقعا اولین باری بود که خود واقعی مادرمو اینجوری دیدم
اون مراقبم بود و منو خیلی خوب بزرگ کرد
اون بهم یاد داد که چطور یه زن مستقل واقعی باشم
فقط میخوام بدونه که "من متوجه "همشون هستم و واقعا قدردانتم
مثل اینکه بگم "تو قهرمان منی" میدونی؟- ممم-
خوب قراره چجوری باعث بشی که مادرت بهت بیشتر افتخار کنه؟
این اولین باره که با یه مدل زن کار میکنم
پس واقعا میخوام چیزی رو تجسم کنم که قوی و زنانه باشه
و واقعا نشون دهندهی مامانم باشه
من اون بخش مخمل رو از روی ژاکت برمیدارم
بعدش یه پیراهن سفید رسمیتر درست کنم
با این تیکههای مخملی
بعدش شاید یه جین دمپا درست میکنم
با خطهای چیندار
،خب این یه جورایی وایب جذاب اورسایز، روکش کفشو میده
فکر میکنی نظر مامانت دربارهی طرحت چی باشه؟
"!قراره اینجوری باشه که "یدونشو میخوام، ری
کنجکاوم که میتونم ازش بپرسم؟- نه-
آره، میتونیم باهاش یه تماس کوتاه داشته باشیم؟
سلام، مامان
سلام، مامان! من جیجیمام، اینم تنعه- سلام، ماما! تنیم-
ما عاشق دزیره هستیم
!وای خدای من
!منم عاشقشم- سلام، مامان-
من برای دزیره خیلی هیجان زدهام- آره-
خیلی برای جایی که الان هست زحمت کشیده
انگیزه و پشتکار خیلی زیادی داره
!یالا- خیلی خلاقه-
هیچ کلمهای نمیتونه توصیف کنه که چه قدر بهش افتخار میکنم
اون داره چیزی رو درست میکنه که از تو الهام گرفته، عزیزم
بر اساس این طرح- هی، این هنوزم عالی به نظر میرسه-
آره همینطوره
مامان، ممنون برای وقتی که گذاشتی
امیدوارم رو در رو ببینمت- منم از دیدنت خوشحال شدم-
عاشقتم- خدافظ، قندعسل-
عاشقتم
فعلا
کار کن، خوشگله
من هیچ وقت خسته نمیشم، هیچ وقت گیر نمیوفتم
...هیچ وقت اخراج نمیشم، هیچ وقت گیر نمیوفتم
منبع الهام من... کچند تا از عکسای من هست که کتشلوار جین پوشیدم
کامل نشون میده، که چطور همیشه مامانم بهم لباس میپوشوند
و بعدش چطور روی حرفهی مد من تاثیر میذاره، میدونی
مثل اینکه من چهقدر عاشق جین هستم، میدونی
،پس باخودم فکر کردم مثلا، یه سرهمی سهلایه درست کنم
که بالاش سهلایه داشته باشه
،و یا میتونی یکیشو ببندی یکیشو آویزون کنی، میدونی، یدونشو بپوشی
آره، پس قراره فوق العاده نوآورانه باشه
سلام، جیمز
سلام بچهها
حالت چطوره؟- خوبم، بچه ها چطورین؟-
این پیراهن یکمی برام عذابآوره
اما مهمه، قراره نقطهی مرکزی باشه
بهمون بگو چرا، میتونیم عکستو ببینیم؟- باشه-
آره، میتونین عکسمو ببینین اما محاسباتش زیاد جور نیست
چون، میدونی، من دوتا داداش بزرگتر دارم
خب در واقع من اینجا، سمت چپیام- !جیمز-
نمیدونم شما بچه ها می دونین یا نه، اما من در واقع ترنسجندرم
باشه- واسه همین خیلی از مردم نمیدونن که من ترنسم-
مخصوصا وقتی بهم نگاه میکنن
پس این چالش برات سخته؟
آره، چون باید تمام روز به این عکس نگاه کنم، واقعا حالم داغونه
متاسفم- اشکالی نداره-
درست مثل اینه که من عکسهای ...زیادی از بچگیم ندارم چون
نگاه کردن به اونا برام خیلی سخته
مثلاً وقتی مجبور شدم لباس بپوشم کت و شلوارای زیادی رو دور انداختم
اوکی- فروپاشی کامل-
No comments yet. Be the first to leave one.