The Sopranos

The Sopranos

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 6

Release Info

The Sopranos S06E17 Walk Like a Man
Ein Kommentar von Black_sky
🌟Resync for 720p

Tags

other
Veröffentlicht am: 2021-01-09
Downloads: 73
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

تماشاي اين سريال بهيچ عنوان براي افراد حساس . يا کم سن و سال توصيه نميشود

چرا صبح به اين زودي بيدار شدي ؟

. خوابم نميبرد

صبحانه ميخوري ؟ - . آره ؛ باشه -

. " آنتوني " - چيه ؟ -

. دارم نون تست فرانسوي درست ميکنم

گرسنه نيستم ؛ يا مسيح ؛ آخه چند بار بايد اين سئوالو ازم بپرسيد ؟

تا حالا لغت " غذاي دلداري دهنده " رو شنيدي ؟ . شايد خوردن اين صبحانه حالتو بهتر کنه

. . ميدونم باورش برات سخته

. اما غذا ؛ جوابِ همه ي مشکلات نيست . .

. همينطورم مثل يه جنده ي نِق نِقو رفتار کردن

. " توني " - سرِ کار غذا ميخورم . . باشه ؟ -

. همون شغل مزخرفِ پيتزا فروشيمو ميگم

اگه اينقدر برات وحشتناکه ؛ . امروزو استراحت کن

. نامزدم ترکم کرده

. اون شغل ؛ تنها چيزيه که تو زندگيم دارم

بالاخره ولو يک بار عشقو بدست آوردن . " خيلي بهتر از هرگز پيدانکردنشه " اِي.جي

چي ؟ - . راس ميگه -

براش ناراحتم ؛ اما خب . . چه کارش ميشه کرد ؟

چرا ناراحتيشو سرِ ماها خالي ميکنه ؟

. دنبال يه اره ي چوب بري با زاويه ي نود درجه ميگردم

يه دونه مارکِ " ماکيتا " دارم ؛ . با تيغه ي کاربيد و نور راهنماي ليزري

. قيمتِش تو بازار 600 دلاره ؛ اما من 200 تا ميدم - . قبوله -

. " مايک " ؛ فهميدي ؟ اره ي " ماکيتا " - . باشه -

. حواستونو جمع کنين . پليس خارج از خدمت اومده سري بهتون بزنه

دامادام " کريس " ؛ که تهيه کننده ي فيلمَه رو ميشناسي که ؟

چطوري ؟

. اگه خبري از اون برگه ي جريمه گرفتي بهم بگو - . ديگه از بين رفته . . فراموشش کن -

. ممنون تو چطوري ؟ دختر کوچولوم چطوره ؟

خوبه . . يک شنبه مياي ديگه ؛ درسته ؟ - . آره . . دخترم گفت ساعت 2 -

واسه توئه ؛ به اون دوستِت " پولي " بگو . که بازم از اون وسايل برقي برام بفرسته

عاليه . . پس اون وسايل سخت افزار سه سوتِه فروش ميرن . . هان ؟

از بعداز جشنواره ي ساليانه ي دوناتِ " دانکن " ؛

. اين همه پليس نديده بودي که يه جا صف کِشيده باشن . .

. اونا همه اشون تو کارِ تعميراتن

بالاخره براي تامين هزينه ي قايق هاي صيدِ . هجده فوتيشون ؛ به شغل هاي جانبي احتياج دارن

کاتالدو " ؛ همون که سواره نظام ايالتيه " . داره تو زيرزمين خونه ام برام يه سقفِ کاذب ميزنه

. دستت دردنکنه عزيزم - . خواهش ميکنم -

. تو اين بسته 12 هزار دلاره . سهمِ خودمو هم برداشتم

. هفته ي آينده دوباره با " اَل " قرار دارم

. به سلامتي کسب و کار

ميخواي يه کاري بکني بدشانسي سراغم بياد ؟ داري با آب جامِتو به سلامتي بالا ميبري ؟

. اين آب نيست و سوداس ببينم ؛ تو مشکلت چيه ؟

. تو خودت مشکل داري دوستِ من . اين اواخر بدجوري بدذات و بي شخصيت شدي

وقتي معتاد بودم ؛ . باعث ننگ و عار بودم

اما حالا که اعتيادو کنار گذاشتم ؛ شدم بي شخصيت ؛ چي از جونم ميخواي ؟

مثل يه آدم عادي رفتار کردن چطوره ؟ يعني اينقدر سخته ؟

راستش ؛ آره " پولي " ؛ . براي بعضيامون . . عادي بودن سخته

. حالا نميخواد مثل دخترا رفتار کني . دارم سر به سرِت ميذارم

چي ميگي بريم يه دوري بزنيم و يه چيزي بخوريم ؟

از اين دنده کبابي هاي درجه يک ؟ . مهمون من

. شايد دفعه ي آينده اومدم

حالا ديگه چيه . . هوايِ بالانرفتنِ کلسترلِ خونِتو هم داي ؟

. آره . . تو خيلي مضحکي

. " هي " توني خبراي خوب خوب چي داري ؟

. خبري نيست که بابتش نگران باشم - . " البته که داري . . " فيل ليوتاردو -

وقتي از آکادمي پليس فارغ التحصيل شدم ؛ . اولين ماموريت خارج از آکادميم ؛ تو " بروکلين " بود

. هيچوقت ازش خوشم نيومد

سعي کرد ترتيبي بده که اون يکي همکارم که يه خانمِ . تازه کار بود ؛ مورد تجاوز و کتک خوردن قرار بگيره

. . گوش کن . . اون موضوعي که حرفِشو زديم

. . اگه درباره ي موضوعي اطلاع داشتم . .

. . که امکانش بود با عمليات تروريستي درارتباط باشه . .

. . و گفتنش به شماها ؛ بهتون کمک کنه . .

اين خوش نيتي نشون دادنم . . ميتونه عواقب مثبتي هم برام داشته باشه ؟

. . خب

. . اتفاقي که ميفته اينه که . .

من خودم شخصا نامه اي . . . تحت عنوان " پنج-کِي " برات مينويسيم

اون نامه ؛ سنديه که نشون دهنده ي . . . همکاري و خدماتيه که ما ارائه کردي

. . اين نامه ميتونه تو پرونده ات قرار بگيره

. . و اگر روزي به جنايتي متهم شدي . .

. . ميتونه به آقا يا خانم قاضي ارائه بشه . .

تا به اعتبار اون نامه . . . از تخفيف مجازات برخوردار بشي

. . خب ؛ يه دونفري بودن

مطمئن نيستم که خودشون عرب بودن کلا . . يا شايدم عربي حرف ميزدن

. . قبلا پاتوقِشون " بينگ " بود . .

. . و يکي که من ميشناسمش . .

. ممکنه باهاشون خريد و فروش کرده باشه . .

تو بندر ؟

. داشتي ميگفتي - . . موضوع اينه که اونا قبلا هميشه اينطرفا بودن -

. . اين دوتا هميشه باهمديگه بودن ؛ مشروب ميخوردن . .

و سينه ي دخترهاي استريپر تو دهناشون بود ؛ . خلاصه از اين جور کارا ديگه

اما بعدش يه دفعه اي . . . . همينطوري دود شدن رفتن هوا

. و يعني ميخوام بهتون بگم که کاملِ کامل . .

و بعدش ؛ تقريبا يه هفته پيش که داشتم . . با ماشين تو خيابون ميرفتم . . اونا رو ديدم

که با چند نفر که فکر کنم مسلمون بودن . . . داشتن دِل ميدادن و قلوه ميگرفتن

از اين دستمال هاي مخصوص روسرِشون بود ؛ . . ريش داشتن

. و خلاصه تمام موارد اصولي همچين تيپ آدماييو داشتن

اما خب . . کارِ غيرقانوني اي که نميکردن . . درسته ؟

مگه داشتن چيکار ميکردن ؟

. قدم ميزدن

. رفتن و رفتن تا با يه گروه ديگه ملاقات کردن

. نميدونم . . بنظر ميرسيد که

اسم هم داري ؟

. . اسم يکيشون . . " احمد " بود

. . يا شايدم " جمال " ؛ . .

. . وايسا . . يه لحظه . .

. " هي " تي

. . گوش کن ؛ چند نفر اينجا پيشمن

و . . اون عربها رو يادته که تو " بينگ " ميومدن ؛ اسم هاشون چي بود ؟

ميگي " چند نفر " پيشتن ؟ - . دقيقا همينطوره -

اوه . . آهان . . باشه ؛ . " احمد " و " محمد "

مگه چيکار کردن ؟ - . " احمد " و " محمد " -

ميدوني ؛ راستِشو بخواي . شماره تلفن همراهِشو هم دارم

اين اواخر چند باري بهش زنگ زدم . منتها ديگه جواب تلفنمو نميده

. " احمد النجفي "

. " 973-555-01 46 "

. " احمد النجفي "

بگو که نقشه نکِشيدن تا کارخونه ي شيمايي اي . چيزيو بفرستن هوا

. نميدونم . بعدا باهات تماس ميگيرم

. شماره تلفن همراه - . يه بُردِ واقعيه -

. متشکرم

پس . . بالاخره گفتم . . باشه . . ميدوني "

به شرطي که خوردن پيتزاي مونده ي ديروز . . . " بنظرت اشکالي نداشته باشه

بعدش يارو بهم گفت " نه ؛ نه ؛ . " اشکالي نداره

منم بهش گفتم ؛ . " فوق العاده اس . . فردا برگرد "

. خيلي بدجنسي

. هي - هي . . چطوري ؟ -

اضافه کاريتو حساب کردن ؟ - . آره . . دستِت دردنکنه -

اون مَرد کيه ؟ - . نميدونم . . يه مَرديه که اينجا کار ميکنه ديگه -

يعني . . باهاش قرار ميذاري ؟

. " فقط لبخند زد " آنتوني . اون اينجا کار ميکنه

. بايد تمومش کني - اگه نکنم چي ؟ -

. والا ديگه حاضر نميشم ببينمت يا باهات حرف بزنم

حالا اينگار قرار گذاشتن و . يه قهوه خوردن باهمديگه اينقدرها هم مهمه

راستِشو بخواي ؛ بهرحال بنظرم . فکر خوبي نيست

چطور مگه ؟

بخاطر اينکه دفعه ي آخري زدي زير گريه و مجبور . شدم از قهوه فروشي " استارباکس " بيرون بيام

. شبا ؛ بدونِ تو ؛ خوابم نميبره

حالا . . زمان که بگذره اوضاع بهتر ميشه ؛ خب ؟

. خيلي عاشقتم

. ديگه بايد برگردم سرِ کارم

. بسه ديگه . داري خجالتم ميدي

زودتر از موعد کارِتو تموم ميکني ؛ . . بعدش باهمديگه ميريم خونه ات

و اون ملحفه هاي نويي که داشتي برام تعريف ميکرديو . به اسم خودمون غسلِ تعميد ميديم

پس برنامه ريختي هان ؟

. بالاخره شق کردم ديگه

. بذار اينو جواب بدم

. هي - . منم -

. بايد بياي خونه . موضوع " اِي.جِيِ"ـه

چه اتفاقي افتاده ؟ - . " نگرانم " توني -

. هرگز اينطوري نديده بودمش

با دلال معاملات ملکي . . براي ديدن يه ملکِ جديد قرار دارم

. اما ميترسم که تنها بذارمش و برم . . - آخه چرا ميترسي ؟ -

ميشه لطفا بياي خونه ؟

. برو پي کارت

. منم

موضوع چيه ؟

چي شده ؟ - . خودت ميدوني چي شده -

هنوزم بخاطر " بلانکا " ناراحتي ؟

. خيلي خب . . ديگه کافيه . بسه ديگه

ببين ؛ بدجوري بخاطرش افسرده ام . . خب ؟

. حالا فوقش باهمديگه بهم زديد چند وقت ميخواي بخاطرش گريه زاري کني ؟

. اون زن ؛ تمام زندگيم بود

. تو همه اش 20 سالتِه . . بزور بشه بگي زندگي داري که اون بخواد همه اش باشه

. و بهرحال . . بدون اون . . خيلي برات بهتره . .

. قبول دارم . . خواستني بود . . اما . .دست بردار ديگه . از يه مردِ ديگه بچه داشت

. اون بهترين اتفاقي بود که درتمام عمرم برام افتاده بود

. . اين ماجرايي که داري پشت سرميذاري

. . اين احساسي که الان داري . .

. بعضي وقتا براي هر مردي اتفاق ميفته . .

. بالاخره همه يه روزي به دليلي افسرده ميشن

حتي يه صنعت پونصد ميليون دلاري . بهش اختصاص پيدا کرده

چيو ميگي . . داروي " پروزاک " ؟

. نخير . . صنعت موسيقي رو ميگم

هزاران آهنگ درباره ي افسردگي . و اين جور برنامه ها ساخته شده

. " اشک هاي روي مُتکام "

مونا ليزا " . . درسته ؟ "

گوش کن ؛ . . اين زن هاي لعنتي

با احساسات و عواطفت بازي ميکنن . . . و ديوونه ات ميکنن

و ميدونم که الان شايد حس کني . ديگه هرگز عاشق کسي نشي

اما باور کن ؛ . . ميليون ها دختر اون بيرونن

. که جون ميدن تا با پسري مثل تو آشنا بشن . .

. من خودم هر روز ميبينمشون - . آهان . . درسته . . من خيلي خاصم -

. شک نکن که همينطوره . . تو خوش تيپي . . باهوشي

. . و سخت کار ميکني و پشتِکار داري . .

و بذار باهمديگه روراست باشيم . . . سفيد پوست هم هستي

. همچين چيزي ؛ اين روزا مزيت مهميه

برو بيرون ؛ يه جنده اي کسيو پيدا کن . که کيرتو بخوره

! نميخوام کسي برام ساک بزنه

. صداتو بيار پايين

چرا ؟

مگه کي بيرون داره حرفامونو گوش ميده ؟ - . هيچکي -

! اوه . . گائيدي مارو

دوباره ديديش . . مگه نه ؟

. ميدونستم

. نميخوام درباره اش حرف بزنم

. " من دوستِت دارم " آنتوني . وقتي به اين وضع ميبينمت بدجوري داغون ميشم

آخه چه فايده اي داره ؟

فايده ي چي ؟ - . فقط تنهام بذاريد -

. راستشو بخواي ؛ وقتي بهم زدن خوشحال هم شدم

بالاخره با توجه به شکاف فرهنگي اي که وجود داشت . . چندان جالب نبود . . اما الان

! همه چي به گوه کِشيده شده . . .

. سلام

. خيلي ممنون که دعوتمون کردي - . خواهش ميکنم -

از اينکه دارم براي اينهمه آدم غذا درست ميکنم . . بدجوري دستپاچه شدم . . اوه . . بابا

خواهر " توني " . . " باربارا " رو يادته ؟ . . - . البته که يادمه -

. سلام . . از ملاقاتتون خوشوقتم - . " شوهرش " تام " ؛ " استفان " و " آليشا -

. . سلام . . اين هديه رو براي شما آوردم - . اوه . . دستِتون دردنکنه -

. و اينم براي بچه . .

. اوه . . بفرمايين داخل . بفرمايين تو

More Farsi Persian subtitles for The Sopranos

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left