Die ersten 200 Zeilen.
لعنتی
هی، عوضی
دوش یخ زده. آب گرم لازم دارم
اول اجاره رو بده
برو بابا
بیا، اینم از ماهیت. مرسی
چطور بود؟ - عالی
حساب کردی دیگه، نه؟ - آره معلومه
این پیکها چی؟ جفتمون باید رانندگی کنیم. شب بخیر
لوسیا، آبجوها حاضره
یه لیوان شراب بده، اجنبیِ فلان فلان شده
منم عاشقتم، سقراط
سلام. کجایی؟
دارم سوار ماشین میشم
شبِ آخرمه و تو اینجا نیستی
سرم شلوغ بود. بدون من شروع کن
هیچوقت آدم نمیشی، نه، زینوس؟
از فردا دیگه ریختم رو نمیبینی
عوضی
خودت خواستی بری، نادین
نادین؟
لعنتی
یه مشت خُل و چِل اون تو ان
شب بخیر
زینوس؟
زینوس کازانتزاکیس
از ابتدایی... توماس نویمن
یادته، تو مجلههای پورن عکسها رو ماچ میکردیم؟
این نامزدمه، تانیا. - سلام
الان چیکارهای؟ - تو کارِ املاکم
تو چی؟ - من رستوران دارم
کجا؟ - ویلهلمزبورگ
آها. اسمش چیه حالا؟
سول کیچن. - چی؟
همون سبکِ موسیقی سول دیگه
چرت و پرت رو بس کن! خستهام
کازانتزاکیس، خوشحال شدم دیدمت
یه سر بهت میزنم! - حتماً، منتظرم
پسر، این یونانیه... توماس نویمن، باورت میشه؟
گارسون؟ بی زحمت بیا اینجا
فقط اینو تست کن
سلام، مامانبزرگ کروگر. اومدی بالاخره! یه صندلی دیگه بیارین لطفاً
همه جمعتر بشینین. زحمت نکشین بابا
یه بشقابِ پُر برای این آقا پسر. - نه مرسی، من نمیخورم
هر چی رو میزه رو باید بخوری
خانم کروگر... آقای کروگر. سلام زینوس
درست بشین پسرجون
باز چیه؟
میخوام گاسپاچوم داغ باشه
باید از سرآشپز بپرسم
نظر اون برام مهم نیست. - چشم
رئیس، یه مشکلی پیش اومده
باز یه چیز جدید، نه؟
این مثلاً اسپرسوئه؟ - آره دیگه
اومم. سوپ
گذاشتی بره چین که سگ بخوره
مامان، بیخیال! من اجازه ندادم کسی بره
بیا با من. قبلاً دربارش حرف زدیم
خب باز حرف میزنیم. - باشه، بیا حرف بزنیم
همهاش شده رویاهای تو! این کارِ منه
تکلیفِ کارِ من چی میشه؟
ساکت
غذاتونو بخورین
من گاسپاچوی داغ خواستم. مگه چی گفتم حالا؟
گاسپاچو یه سوپ سنتیِ اسپانیاییه و سرد خورده میشه
مایکروویو نداری؟ مگه من بهت میگم چطور کارت رو انجام بدی؟
یه گاسپاچوی داغ برام بیار
نه
میشاشم تو سوپت که گرم بشه
شاین، بسه! دیگه شورشو درآوردی
گمشو بیرون! بزن به چاک
همون چیزایی که فروختنی نیست رو بفروش! عشق! سکس! روح
سنت! ریدم تو سنتتون! اخراجی
بسه دیگه
معذرت میخوام
میرم یه سیگار بکشم
حالا میخوای چیکار کنی؟ - مسافر
هنوز به مقصدش نرسیده
مراقب خودت باش، رئیس
فعلاً
خدانگهدار
به نظر من که غذات حرف نداشت
برام کار داری؟
میترسم. - نادین، باز شروع نکن
بسه دیگه
از هواپیما میترسم. خودت که میدونی
آها، فهمیدم. ببخشید
خیلی اوضاع خیطه؟
نمیدونم. آره
بیا اینجا
بو میدی
ببین، خیلی سادهست
تو اسکایپ بهم زنگ میزنی
روی علامت دوربین میزنی و همدیگه رو میبینیم
من فقط نمیخوام ببینمت... میخوام حست کنم، بوت کنم
اگه دلم برای بوت تنگ شد، میرم نزدیکترین ساندویچی
یه بو کن! نعنا
فهمیدی چطوریه؟ - آره کاملاً
بنویسش یه جا. - بعداً
زینوس، "بعداً" دیگه نداریم
این پاها رو ببین
بدون این پاها چیکار کنم من؟
این باسن
نادین؟ لعنتی
کازانتزاکیس. بزن بریم
ایلیاس، پایهای؟ - همیشه
سنگ، کاغذ، قیچی
بیا! ۳۵ تا بهم بدهکاری
از اونجا؟ نه، اوکیه
فقط اینجا رو امضا کن
تا شش برگردیا، باشه؟ حالا نیم ساعت اینور اونور
شوخی میکنم
ایلیاس، چه خبر؟ فرار کردی کلک؟
همه چی روبراهه
چطوری؟ خوشتیپ شدی، لاغر کردیا
بشین، باید باهات حرف بزنم
گوش کن، یه لطفی باید در حقم بکنی
جا برای قایم شدن میخوای؟ - نه بابا، مرخصیِ مشروط دارم
آخر هفتهها میتونم بیام بیرون. - خب این که عالیه
آره، ولی اگه بیرون کار داشته باشم میتونم هر روز بیام
تو که تو عمرت کار نکردی! - حالا یه کاریش میکنیم دیگه، صوری
چقدر؟ - ۶ ماه، تا حبسم تموم شه
بیخیال بابا. به اندازه کافی آدم دارم. - گفتم که فقط اسماً اونجا باشم
گوش کن دیگه
فقط کافیه این کاغذ رو اینجا امضا کنی
«شروع کار ساعت ۵ بعدازظهر، پایان ساعت ۲ صبح»
ولی من که نیمهشب میبندم. - مهم نیست چی نوشته
مثلاً برادرتمها
آخه چطوری با موتور پوشک جابجا کنم؟
صبح بخیر رئیس
در مورد زندان به کسی چیزی نگو
چرا؟ - دهنِ مردم باز میشه. فعلاً باید برم
آها راستی، یه بیستی داری بهم قرض بدی؟
دمت گرم
مرسی
خواهش میکنم
برادرت بود؟ - یه جورایی
قراره اینجا کار کنه
من نمیفهمم. چرا یه گارسونِ دیگه آوردی؟
آخه... بیکاره، کار لازم داره
بیکاره ولی با کتشلوار میگرده؟
ماشین ظرفشویی معمولاً اینقدر سنگین نیست
این یکی یونانیه
بیارش بالا. خب، یک، دو
یالا
ما زورمون نمیرسه. تو زورت کمه
به نظرت فکر خوبیه رئیس؟ - آره
میگیرمت، وایستا
زینوس؟ رئیس؟
خوبی؟ چی شد؟
لوسیا، بیا اینجا. لوسیا
حالا کی میخواد آشپزی کنه؟ - من
باید بری دکتر! - نمیتونم برم اون دکترِ صاحابمرده
چی؟ چرا؟ - بیمه ندارم
هی، زینوس، چرا سیخ وایسادی؟
تو فقط اجارهات رو بده پیرمرد
حقوقمون رو میدیم دیگه؟
خودم ردیفش میکنم، باشه؟
نادین! - زینوس
دارم میبینمت. باورم نمیشه. مثل فیلماست
صورتت رو نمیبینم، بشین دیگه
نمیتونم بشینم، کمرم داغونه
دیسک کمر گرفتی؟ - نمیدونم. هر چی هست بدجوری درد میکنه
طفلکی
الان میبینی منو؟ - سلام
برای کمرت برو پیش آنا. - آنا دیگه کیه؟
فیزیوتراپه. لینکش رو برات میفرستم
باشه، بفرست
تو چی؟ خبرنگارِ خارج شدی دیگه؟
آره دیگه
خیلی مسخرهست
نمیتونم صورتت رو لمس کنم، همهاش یه تیکه پلاستیکه
از هیچی که بهتره
یه پیشنهادِ بهتر دارم
بیا نزدیکتر
میام شانگهای پیشِ تو زندگی میکنم
پس رستورانت چی؟
یه مدیر براش پیدا میکنم
شنیدن کی بود مانند دیدن
همهشون رو میبرم
الو؟
صبح بخیر ناخدا. امرتون؟
دنبالِ زینوس کازانتزاکیس میگردم. - مریضه
مریضه؟ آها
صاحباینجا کیه؟
همون که افتاده
به گوشم
نسخه داری؟
نه
دکتر دیدت؟ - نه راستش
ترسیده بودم
خم شو جلو. - بیشتر از این نمیتونم
شاید دیسک کمر باشه
خیلی بده؟ - اگه زده باشه بیرون، آره
از کجا بفهمیم؟ - با امآرآی
براش باید نسخه دکتر داشته باشی
لعنتی
چندتا ورزش یادت میدم
شغلت چیه؟ - آشپزم
با این حالت نمیتونی کار کنی
No comments yet. Be the first to leave one.