The French Minister (Quai d'Orsay)

The French Minister (Quai d'Orsay) (Quai d'Orsay)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

The French Minister 2013 1080p BluRay REMUX VC-1 DTS-HD MA 5 1-EPSiLON
Quai d'Orsay 2013 1080p BluRay DTS x264-SbR
Quai d'Orsay 2013 720p BluRay DD5 1 x264-VietHD
Quai D Orsay 2013 FRENCH 1080p BluRay x264-ROUGH
Ein Kommentar von SubAvaliHa
BluRay / Duration: 1h 53mn / Frame rate: 24.000 fps

Tags

other
Veröffentlicht am: 2022-10-12
Downloads: 13
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫"من به دنبال خودم میگشتم"

‫ هراکلیتوس، قرن ششم قبل از میلاد

‫اینجوری که آبروت میره. - ‫مگه چشه؟ -

‫یقه فلاپی با کراوات جور درنمیاد.

‫و جوراباتم عوض کن.

‫بی خیال...

‫پرده‌ها رو بکش.

‫مگه نمی‌دونی اون یارو پیسه چه هیزیه.

‫اون دیگه به آخر خط رسیده، ‫بزار حالشو ببره.

‫الان خوبه؟

‫قرمز و سیاه... ‫عینهو ژان ماس.

‫طرف کیه؟

‫شدی مثل کارمندای تو سری خور.

‫مطمین نیستم اون شغل رو بخوام.

‫ما برای فرار کردن از دست اون، ‫یه سال خارج از کشور بودیم.

‫نمی‌خوام برگردم سر خونه اول.

‫یادت نره.

‫همیشه خونسرد جلوه کن.

‫یه کم سرحال و خونسرد باش.

‫به دانش آموزاتم اینا رو یاد میدی؟

‫خب؟

‫حله.

‫ولی فَکِ اونا رو هم میندازه؟

‫شک نکن.

‫به شرطی که ریلکس باشی.

‫با الكساندر تايلارد دو ورمس قرار ملاقات دارم.

‫وزیر.

‫اسم من آرتور ولامینکه.

‫ببخشید...شما متوجه میشید؟

‫هیچ کی تو این وزارت خونه ایتالیایی بلد نیست؟

‫من می‌فهمم، ‫ولی بلد نیستم حرف بزنم.

‫یا قمر بنی هاشم.

‫قربون آقا...

‫آقای ولامینک؟ لطفا دنبالم بیاید.

‫ممنون.

‫بفرمایید تو.

‫اومدم تا آقای وزیر رو ببینم.

‫ -آقای ولامینک؟ ‫ -آره.

‫خواهشا منتظر بمونید. ‫جلسه‌ـشون داره تموم میشه.

‫اگنس بهتون راه رو نشون میده.

‫چطوری رفیق؟

‫پیدا کردنت خیلی سخته. ‫داری ازم قایم میشی؟

‫پیدا کردنت از فرمانده مسعود هم سخت‌تره.

‫زیرش نزن! تو یه چپ‌گرایی، ‫و برای تو من...

‫اینو می‌بینی؟

‫زادگاه میتران تو این کره خاکی هستش!

‫کشتیمون داره غرق میشه،

‫و وقتی یه کشتی غرق بشه،

‫کجا سمتِ راسته و کجا سمتِ دروغه؟

‫تو بهم بگو. - ‫درسته، سمت دروغ یعنی...

‫برم یه لیوان برات بریزم؟

‫اصل شرابه. ‫حرف نداره.

‫میدونم کتاب دوست داری. ‫ببین پسرم چی بهم داده.

‫دستات تمیزه؟

‫بپا، این اولین نسخه چاپیشه.

‫دیدی؟

‫پایینِ صفحه 80.

‫بخونش.

‫دیدیش؟

‫نه.

‫"خواستن توانستن است."

‫آهان، آره.

‫مائو این ضرب المثل رو از لنین برداشته،

‫که اونم از هزلیت برداشته،

‫که اونم از یه ضرب المثل انگلیسی که مبدا اصلیش چینه،

‫دزدیدش.

‫یه چرخه کامل!

‫من یه تیم لازم دارم، آرتور.

‫یه کماندو.

‫آدمای پاسحگو، ‫که 24 ساعت شبانه روز در حال تحرک باشن.

‫یه کماندو.

‫تعادل 50 ساله جهان شکسته شده.

‫یازدهم سپتامبر، آمریکایی‌ها رو از

‫از قدرت و ضعفشون آگاه کرد.

‫همون طور که داریم حرف می‌زنیم،

‫محافظه کارها دارن عقیده "امنیت" رو سنگزنی می‌کنن.

‫عقیده جنگ پیشگیرانه.

‫اگه حتی بو بردی یه نفر مشکوکه،

‫پس شک نکن تهدید به حساب میاد.

‫یعنی اقدام پیشگیرانه. ‫تاکتیک‌های گاز گرفتن.

‫چیزِایه خطرناکیه.

‫الان، ‫آمریکا خودشو مُنزوی کرده.

‫و برا همینم،

‫خطر کور شدنش وجود داره.

‫اگه کشوری به آمریکا چپ نگاه کنه،

‫شاید دیکتاتوری راه بندازن.

‫قطعا با یه برنامه تسلیحاتی می‌تونن عملیش کنن.

‫ولی به نظرت این بهونه ساده، ‫برای حمله‌های هوایی و نابود کردن کشور لوزدمیستون کافیه؟

‫قربان،

‫نحست وزیر پشت خطه.

‫بهش بگید بعدا زنگ میزنم.

‫بازم می‌خواد درباره اون بحث تکراری حرف بزنه.

‫ و ماهیگیرهای ماهیِ تُن رو تو سیشیل اسکان بده.

‫ببخشید؟

‫کجا بودیم؟ ‫داشتیم راجع به مسائل جدی حرف میزدیم.

‫آهان، آره. آمریکا.

‫اونجا، این شاهین‌ها فکر می‌کنن از دنیا سر در میارن،

‫ولی اشتباه می‌کنن.

‫برخلاف فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها‌، یا حتی بلژیکی‌ها ،

‫اونا از آفریقایی‌ها، ‫چین،

‫یا جهان عرب سر در نمیارن.

‫وگرنه می‌دونستن کی ریاضیات صفر رو اختراع کرده.

‫ما باید از همه دام‌ها جا خالی بدیم.

‫دامِ ترس از،

‫.سر افکندگی

‫و از همه بدتر:

‫دام جهل.

‫وزیر امور خارجه آمریکا،

‫یه تیم 80 نفره با یه عالمه پشتیبانی مالی داره.

‫ما به زور ده دوازده نفر میشیم. ‫کشتیمون خیلی کوچیکه.

‫حتی کشتی هم نیست، ‫بیشتر یه قایق موتوری، قایق بدون بادبان،

‫و یه کَلَک هستش.

‫ولی تو این کَلَک بهترینا رو انتخاب کردم.

‫تو جوونی، ‫ولی ذهنیت خوبت واقعا ستودنیه.

‫پس ناامیدم نکن. ‫بهت ایمان دارم،

‫و تو عرشه لازمت دارم.

‫واقعا باعث افتخارمه، ولی...

‫می‌خوام مهم‌ترین چیز رو بسپارم به عهده تو.

‫زبان!

‫عصر بخیر.

‫هیچی نشده بهت یه شب مرخصی داد؟ ‫اهلیش کردی؟

‫خونسرد و سرحال بودی؟

‫بهت چی پیشنهاد داد؟ ‫هندوراس؟

‫چرا هندوراس؟

‫چون مکان مورد علاقمونه. ‫بهش گفتی؟

‫بهم "زبون" رو پیشنهاد داد.

‫زبون؟

‫چی هست؟ ‫میخوای بهشون شیوه سخنوری یاد بدی؟

‫زبون یعنی...

‫استفاده از کلمات به جا.

‫یه وزیر نمی‌تونه هر حرفی رو بزنه، ‫یک کلمه می‌تونه جنگ راه بندازه.

‫قراره همه چیزو برام توضیح بدن.

‫مگه می‌تونی یه آدم راستگرا رو تحمل کنی؟

‫این کاراش برای مصلحت عمومیه.

‫و رئیس ستادش یه چپ‌گرایه.

‫میخواد مقابل آمریکایی‌ها وایسه.

‫پس طرف یه پا سوپرمنه.

‫بِهِشَم میاد.

‫مثل تو تلویزیون، سکسیه؟

‫خب... الان مشکل این نیست.

‫کلا آدم با بینشیه. ‫یه آدم جستجوگر.

‫مثل مسیحی‌های هزار سال پیش حرف میزنی.

‫یا آدمی که هیچ وقت بابا نداشته.

‫شک نکن می‌ترکونی.

‫بهترین حرفا رو تو دهنشون میزاری.

‫حرفایه هوشمندانه...

‫خنده دار...

‫هرزه‌ای...

‫هرزه‌ای؟

‫آره.

‫"کوشش کردن، پدر همه چیز است."

‫ هراکلیتوس، قطعه شماره 129

‫پس شما، آدمِ زبونه جدیدمون هستید؟

‫برم چک کنم ببینم آقای موپا می‌تونه شما رو ببینه.

‫سوال دیگه‌ای،

‫درباره نوارِ غزه نیست؟

‫آقای موپا منتظرتون هستن

‫این سوال‌هایه نماینده‌ها خیلی دست و پا گیر شده.

‫داریم زمان بیشتری رو صرف توضیح می‌کنیم تا کار.

‫گور بابای این سوالای بیخود.

‫مخصوصا از سمت راستگراها.

‫همش دارن به این ریسمون چنگ میزنن،

‫ولی موندم قراره با این کاراشون به کجا برسن.

‫آقای موپا؟

‫رئیس جمهور پشت خطه.

‫آره، منم. وصلش کنید.

‫از زمان شروع این کار تو هیچ چهارشنبه‌ای

‫ساندویچ نخوردم.

‫بعدشم سوالایه سه‌شنبه رو داریم،

‫و به زودی مجلس سنا تو روزایه پنج‌شنبه.

‫میخوان یه کاری کنن وزن کم کنیم.

‫آرتور، ‫خوشحالم بهمون پیوستی.

‫الکساندر گفت میخوای بخش زبون رو مدیریت کنی.

‫پس قراره تنها مغر فعالمون بشی.

‫چون دیگه مغزی تو سرمون نمونده.

‫به نظرم آب دستمونه باید بزاریم زمین،

‫و مسیولیت سخنرانی وزیر در سازمان ملل،

‫و مدارس برلین و گراد رو بدیم بهت.

‫فقط بهت هشدار بدم، ‫از این سخنرانی‌های سنتی نمی‌خواد.

‫میگه اونا به "رانش پیشگامانه" نیاز دارن.

‫پیشگامانه؟

‫آره.

‫مثل آب خوردن نیست، ‫ولی تمرین خوبیه.

‫ آقای موپا؟ ‫بزودی رییس جمهور میان پشت خط

‫این سیلوین مارکت هستش، ‫مرد ما تو اروپا.

‫کسی که می‌تونه یکم آپدیدت کنه.

‫سیلوین.

‫با استفان کاهوت که پدرِ خودشو از کار کردن درآورده دیدن کن. ‫مرد ما تو خاورمیانه.

‫از این همه کار سو تغذیه گرفتم.

‫من برات پیشِ رئیس نوشابه باز کردم. ‫تا اعتبارت بره بالا.

‫و سریع‌تر بری زیر پر و بالش.

‫ولی کت و شلوار با ژاکت متناسب بپوش.

‫از بندهای مشکی، کراوات مشکی و ‫کفش‌های انگشت مربعی هم استفاده نکن.

‫الان بیشتر شبیه بادیگارد شدی.

‫یه چیز دیگه.

‫اگه کسی به ناتو اشاره کرد،

‫بگو: ناتو فقط یه شعاره.

‫به این میگن یه جواب حرفه‌ای.

‫یا ناتو برای آدمای بی فایده هستش.

‫باشه...

The French Minister (Quai d'Orsay) subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left