Die ersten 200 Zeilen.
"من به دنبال خودم میگشتم"
هراکلیتوس، قرن ششم قبل از میلاد
اینجوری که آبروت میره. - مگه چشه؟ -
یقه فلاپی با کراوات جور درنمیاد.
و جوراباتم عوض کن.
بی خیال...
پردهها رو بکش.
مگه نمیدونی اون یارو پیسه چه هیزیه.
اون دیگه به آخر خط رسیده، بزار حالشو ببره.
الان خوبه؟
قرمز و سیاه... عینهو ژان ماس.
طرف کیه؟
شدی مثل کارمندای تو سری خور.
مطمین نیستم اون شغل رو بخوام.
ما برای فرار کردن از دست اون، یه سال خارج از کشور بودیم.
نمیخوام برگردم سر خونه اول.
یادت نره.
همیشه خونسرد جلوه کن.
یه کم سرحال و خونسرد باش.
به دانش آموزاتم اینا رو یاد میدی؟
خب؟
حله.
ولی فَکِ اونا رو هم میندازه؟
شک نکن.
به شرطی که ریلکس باشی.
با الكساندر تايلارد دو ورمس قرار ملاقات دارم.
وزیر.
اسم من آرتور ولامینکه.
ببخشید...شما متوجه میشید؟
هیچ کی تو این وزارت خونه ایتالیایی بلد نیست؟
من میفهمم، ولی بلد نیستم حرف بزنم.
یا قمر بنی هاشم.
قربون آقا...
آقای ولامینک؟ لطفا دنبالم بیاید.
ممنون.
بفرمایید تو.
اومدم تا آقای وزیر رو ببینم.
-آقای ولامینک؟ -آره.
خواهشا منتظر بمونید. جلسهـشون داره تموم میشه.
اگنس بهتون راه رو نشون میده.
چطوری رفیق؟
پیدا کردنت خیلی سخته. داری ازم قایم میشی؟
پیدا کردنت از فرمانده مسعود هم سختتره.
زیرش نزن! تو یه چپگرایی، و برای تو من...
اینو میبینی؟
زادگاه میتران تو این کره خاکی هستش!
کشتیمون داره غرق میشه،
و وقتی یه کشتی غرق بشه،
کجا سمتِ راسته و کجا سمتِ دروغه؟
تو بهم بگو. - درسته، سمت دروغ یعنی...
برم یه لیوان برات بریزم؟
اصل شرابه. حرف نداره.
میدونم کتاب دوست داری. ببین پسرم چی بهم داده.
دستات تمیزه؟
بپا، این اولین نسخه چاپیشه.
دیدی؟
پایینِ صفحه 80.
بخونش.
دیدیش؟
نه.
"خواستن توانستن است."
آهان، آره.
مائو این ضرب المثل رو از لنین برداشته،
که اونم از هزلیت برداشته،
که اونم از یه ضرب المثل انگلیسی که مبدا اصلیش چینه،
دزدیدش.
یه چرخه کامل!
من یه تیم لازم دارم، آرتور.
یه کماندو.
آدمای پاسحگو، که 24 ساعت شبانه روز در حال تحرک باشن.
یه کماندو.
تعادل 50 ساله جهان شکسته شده.
یازدهم سپتامبر، آمریکاییها رو از
از قدرت و ضعفشون آگاه کرد.
همون طور که داریم حرف میزنیم،
محافظه کارها دارن عقیده "امنیت" رو سنگزنی میکنن.
عقیده جنگ پیشگیرانه.
اگه حتی بو بردی یه نفر مشکوکه،
پس شک نکن تهدید به حساب میاد.
یعنی اقدام پیشگیرانه. تاکتیکهای گاز گرفتن.
چیزِایه خطرناکیه.
الان، آمریکا خودشو مُنزوی کرده.
و برا همینم،
خطر کور شدنش وجود داره.
اگه کشوری به آمریکا چپ نگاه کنه،
شاید دیکتاتوری راه بندازن.
قطعا با یه برنامه تسلیحاتی میتونن عملیش کنن.
ولی به نظرت این بهونه ساده، برای حملههای هوایی و نابود کردن کشور لوزدمیستون کافیه؟
قربان،
نحست وزیر پشت خطه.
بهش بگید بعدا زنگ میزنم.
بازم میخواد درباره اون بحث تکراری حرف بزنه.
و ماهیگیرهای ماهیِ تُن رو تو سیشیل اسکان بده.
ببخشید؟
کجا بودیم؟ داشتیم راجع به مسائل جدی حرف میزدیم.
آهان، آره. آمریکا.
اونجا، این شاهینها فکر میکنن از دنیا سر در میارن،
ولی اشتباه میکنن.
برخلاف فرانسویها، انگلیسیها، یا حتی بلژیکیها ،
اونا از آفریقاییها، چین،
یا جهان عرب سر در نمیارن.
وگرنه میدونستن کی ریاضیات صفر رو اختراع کرده.
ما باید از همه دامها جا خالی بدیم.
دامِ ترس از،
.سر افکندگی
و از همه بدتر:
دام جهل.
وزیر امور خارجه آمریکا،
یه تیم 80 نفره با یه عالمه پشتیبانی مالی داره.
ما به زور ده دوازده نفر میشیم. کشتیمون خیلی کوچیکه.
حتی کشتی هم نیست، بیشتر یه قایق موتوری، قایق بدون بادبان،
و یه کَلَک هستش.
ولی تو این کَلَک بهترینا رو انتخاب کردم.
تو جوونی، ولی ذهنیت خوبت واقعا ستودنیه.
پس ناامیدم نکن. بهت ایمان دارم،
و تو عرشه لازمت دارم.
واقعا باعث افتخارمه، ولی...
میخوام مهمترین چیز رو بسپارم به عهده تو.
زبان!
عصر بخیر.
هیچی نشده بهت یه شب مرخصی داد؟ اهلیش کردی؟
خونسرد و سرحال بودی؟
بهت چی پیشنهاد داد؟ هندوراس؟
چرا هندوراس؟
چون مکان مورد علاقمونه. بهش گفتی؟
بهم "زبون" رو پیشنهاد داد.
زبون؟
چی هست؟ میخوای بهشون شیوه سخنوری یاد بدی؟
زبون یعنی...
استفاده از کلمات به جا.
یه وزیر نمیتونه هر حرفی رو بزنه، یک کلمه میتونه جنگ راه بندازه.
قراره همه چیزو برام توضیح بدن.
مگه میتونی یه آدم راستگرا رو تحمل کنی؟
این کاراش برای مصلحت عمومیه.
و رئیس ستادش یه چپگرایه.
میخواد مقابل آمریکاییها وایسه.
پس طرف یه پا سوپرمنه.
بِهِشَم میاد.
مثل تو تلویزیون، سکسیه؟
خب... الان مشکل این نیست.
کلا آدم با بینشیه. یه آدم جستجوگر.
مثل مسیحیهای هزار سال پیش حرف میزنی.
یا آدمی که هیچ وقت بابا نداشته.
شک نکن میترکونی.
بهترین حرفا رو تو دهنشون میزاری.
حرفایه هوشمندانه...
خنده دار...
هرزهای...
هرزهای؟
آره.
"کوشش کردن، پدر همه چیز است."
هراکلیتوس، قطعه شماره 129
پس شما، آدمِ زبونه جدیدمون هستید؟
برم چک کنم ببینم آقای موپا میتونه شما رو ببینه.
سوال دیگهای،
درباره نوارِ غزه نیست؟
آقای موپا منتظرتون هستن
این سوالهایه نمایندهها خیلی دست و پا گیر شده.
داریم زمان بیشتری رو صرف توضیح میکنیم تا کار.
گور بابای این سوالای بیخود.
مخصوصا از سمت راستگراها.
همش دارن به این ریسمون چنگ میزنن،
ولی موندم قراره با این کاراشون به کجا برسن.
آقای موپا؟
رئیس جمهور پشت خطه.
آره، منم. وصلش کنید.
از زمان شروع این کار تو هیچ چهارشنبهای
ساندویچ نخوردم.
بعدشم سوالایه سهشنبه رو داریم،
و به زودی مجلس سنا تو روزایه پنجشنبه.
میخوان یه کاری کنن وزن کم کنیم.
آرتور، خوشحالم بهمون پیوستی.
الکساندر گفت میخوای بخش زبون رو مدیریت کنی.
پس قراره تنها مغر فعالمون بشی.
چون دیگه مغزی تو سرمون نمونده.
به نظرم آب دستمونه باید بزاریم زمین،
و مسیولیت سخنرانی وزیر در سازمان ملل،
و مدارس برلین و گراد رو بدیم بهت.
فقط بهت هشدار بدم، از این سخنرانیهای سنتی نمیخواد.
میگه اونا به "رانش پیشگامانه" نیاز دارن.
پیشگامانه؟
آره.
مثل آب خوردن نیست، ولی تمرین خوبیه.
آقای موپا؟ بزودی رییس جمهور میان پشت خط
این سیلوین مارکت هستش، مرد ما تو اروپا.
کسی که میتونه یکم آپدیدت کنه.
سیلوین.
با استفان کاهوت که پدرِ خودشو از کار کردن درآورده دیدن کن. مرد ما تو خاورمیانه.
از این همه کار سو تغذیه گرفتم.
من برات پیشِ رئیس نوشابه باز کردم. تا اعتبارت بره بالا.
و سریعتر بری زیر پر و بالش.
ولی کت و شلوار با ژاکت متناسب بپوش.
از بندهای مشکی، کراوات مشکی و کفشهای انگشت مربعی هم استفاده نکن.
الان بیشتر شبیه بادیگارد شدی.
یه چیز دیگه.
اگه کسی به ناتو اشاره کرد،
بگو: ناتو فقط یه شعاره.
به این میگن یه جواب حرفهای.
یا ناتو برای آدمای بی فایده هستش.
باشه...
No comments yet. Be the first to leave one.