Die ersten 200 Zeilen.
= قسمت 85 =-
اون مرد
همونیه که برادرمو کشته
میشه این ماشینو دنبال کنی
اون کامیون؟
نه ولش کن ...راه بیفت
...امکان نداره
اون بیرون از زندان باشه
تمام عمرش قراره تو زندان بپوسه
چطور ممکنه اون باشه؟
تادا
عمو اومد؟
آره
قراره فردا ناهار با هم بخوریم
پس براش وقت خالی کن
باشه
می ران تو هم باید خیلی بهش احترام بذاری
چشم مادر
خب مامان
این چیه؟
...می ران قراره از فردا بره یک موسسه
قراره هر شب اونجا باشه
موسسه گویندگی
بله مادر
من قبل از ازدواج برگه هاشو پر کرده بودم
فکر کنم دوباره شرو ع کنم
باشه فکر خوبیه
تبدیل شدن به یک گوینده تلویزیونی به نظرت سخت نیست؟
ای بابا مامان باید تشویقش کنی
حتما می تونه گوینده بشه
هر چقدر بهش فکر میکنم
...نمی فهمم چیش خوب بوده که
لایق داشتن شوهر دوست داشتنی مثل گوری بوده
...حالام میخواد از پول پسرم استفاده کنه
بره کلاس خبرنگاری
درست سرموقع اومدین پسرها
بیان چای بنوشین
مادر بزرگ کجاس جایی رفته؟
رفتن برای آقای کانگ سوپرایز پارتی بگیرن
مهمونی سوپرایزی برای آقای کانگ؟
زندگیش به نظر خیلی هیجان انگیز میاد
چرا بهش زنگ نمیزی؟
ازش بپرس کی میاد
قراره دیر وقت بیان خونه؟
باشه
پدر
باورم نمی شه
مادر چی شده؟
چی شده؟
ازت متنفرم بابا
بخاطر تو هیچ کار من درست در نمیاد
موضوع چیه ؟
گریه نکن بگو چی شده
اگه شما آقای کانگ بیرون نکرده بودی
...اون اینطوری عاشق
چون شیم نمی شد، اون زنیکه عوضی
حالا من چکار کنم؟
الانم دارن با هم زندگی می کنن
میگه الان آقای کانگ مرد اونه
...چونکه شما بیرونش کردی
اونم عاشق یکی دیگه شد
اگه نرفته بود عاشق اون زنیکه نمی شد
الانم داره باهاش زندگی میکنه
ازت متنفرم بابا
بخاطر شما همه چی رو از دست دادم
مادرم ، عشقم همه چی مو
حالا چکار کنم؟
چطوری زندگی کنم؟ - مادر -
.مادر
نه ...الان چی گفت؟
داشت چی میگفت؟
کی با کی زندگی میکنه؟
به هونگ جو میگه چون شیم
اما هونگ جو که رفته امریکا
وای نه
نکنه اوضاعش خراب شده
حالا چکار کنیم؟
دوران
بگو چی شده ...ماجرا چیه؟
... خب پدرم
نه درست نیست خاله ام رفته امریکا
امکان نداره اونها با هم زندگی کنن
...مادر بزرگ اشتباه گرفته
مطمئنی بخاطر آلزایمر اشتباه نکرده؟
یه چیزی بگو ...درسته یا نه؟
درسته
پدرم و هونگ جو با همن
دوران موضوع چیه؟
تو از این موضوع خبر نداشتی؟
نه
منم با مادر بزرگ که رفتیم خونه اش متوجه شدم
هونگ جو قرار بوده بره امریکا
اما نتونسته بره
...می خواسته
...بخاطر گذشته پدرت
برگرده امریکا؟
درسته
پس معنیش اینه که
برگشته پیش پدرت
با اینکه همه چی رو در مورد گذشته اش فهمیده
درسته
دی ریوک
...من خیلی خوشحالم
....یکی دیگه هم هست که
کنار پدرمه برای آرامش دادن بهش
...به نظرت من خیلی احمقم
مگه نه؟
خودتو سرزنش نکن
این تصمیم اونه
...اما اگه
...بعدا بقیه
در مورد گذشته پدرم بدونن چی؟
در مورد بعدا می ذاریم همون بعدا فکر میکنیم
بهتره از حال نگران آینده نباشیم
.مامان
چی شده دا یا
چی باعث شده تو این ساعت بیای اینجا
...مامان خاله
داره با آقای کانگ زندگی میکنه
تو خبر داشتی؟
چی داری میگی؟
حالیت می شه داره چی میگی؟
اون الان امریکاس
نه نخیرم نرفته
به ما گفت میره امریکا و رفت
اما در واقع رفته پیش آقای کانگ
چی؟ جدی داری میگی؟
آره ، دوران رفته خودش دیده
دارم راستشو میگم
واقعا خاله داره با آقای کانگ زندگی میکنه
وای خدا دیوونه شده
شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد
حتما زده به سرش
چی شده؟ گوشی شو جواب نمیده؟
حالا چکار کنیم مامان؟
منظورت چیه چیکار کنیم؟
از اونجا می کشمش بیرون
چطوری؟
.مامان
بفرما
شروع کنیم اقای کانگ
چطور شده؟
هونگ جو
...بذار من
از حالا من غذا درست کنم
بد شده ؟
نه اصلا
خیلی خوب شده
وای اصلا شکل غذا نیست انگار داری آب نمک میخوری
اصلا خوشم نیومد
فکر کنم خراب کردم
نه خوشمزه است
خیلی خوب شده
...نخیر
بهتره از فردا برم کلاس آشپزی
به جای اون
بهتره اول بری دیدن خواهرت
خواهرم؟
آره
این کار مهمتره
باشه پس
اولین کاری که میکنم فردا اول صبح میرم دیدنش
خوب کاری میکنی
فعلا بیا بخوریم
شور شده نخورش - ممنون بخاطر غذا -
خوردنی نیست
بهت گفتم که خوب شده
....بازم نمی شه
هونگ جو درو باز کن
همین الان درو باز کن
فکر کنم خواهرمه
اومده اینجا
حالا چکار کنم؟
من درو باز میکنم
نه
من باز میکنم
هونگ شیل
اینجا چکار میکنی هونگ جو؟
مگه قرار نبود تو امریکا باشی؟
بدون اطلاع ما اومدی اینجا زندگی می کنی؟
کی بهت اجازه همچین کاری رو کرده؟
تو نمی تونی با زندگیت همچین کاری بکنی
ای خدا
چکار داری میکنی؟
زود باش با من بیا بریم
باید از این خونه بیای بیرون
نمی خوام بیام
اینجا خونمه ، بنابر این هیج جا نمیرم
چی؟خونه تو؟
گفتی اینجا خونته؟
...آقای کانگ و من
قراره ازدواج کنیم
پس اینجا میشه خونه من
چی؟
ازدواج؟
خاله
گفتی قراره ازدواج کنین؟
خوبی مامان؟
دایا اون زن دیگه خاله تو نیست
خواهر منم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.