Die ersten 200 Zeilen.
رویاهام
خیلی واضح بودن
و روشون متمرکز بودم
انگار قرار بود با تفنگ شلیک کنم
هدف جلوم بود و من مرکزش رو هدف گرفته بودم
و باید سرِ این قضیه مواظب باشی
چون ممکنه خیلی درگیرش بشی
بعدش دیگه به چیزهای دور و برت توجهی نمیکنی
بحران برق؛ فلاکتی دیگر برای مردم کالیفرنیا
بازار بورس دچار سقوط شده
هر مشکلی که بود و نبود
یه جا بر سرمون نازل شد
اقتصاد اون دوران واقعا وحشتناک شده بود
وقتی گندکاریهای کالیفرنیا رو دیدم
بیشتر باعث شد که خودم رو
توی ساکرامنتو
و به عنوان فرماندار ببینم
البته نمیدونستم چطوری
"مردم میگفتن "احمقانهست
ملت معمولا کاندید شورای شهر"
و بعدش کاندید شهرداری میشن
"پلهپله میری بالا"
گفتم "نه بابا، رونالد ریگان هم "همین کار رو کرده بود
واسه همین اصلا نگرانش نبودم
سال 2002ـ
رفتم سراغ اندی وانجا
طرف مالک شرکتِ کارولکو بود
گفتم نظرت درباره کاندیداتوریم برای فرمانداری چیه؟
گفتم تو پولداری، آدمهای پولدار و تهیهکنندههای استودیوها رو میشناسی
واسه همین ازت میخوام کمک کنی پول جمع کنم
بعدش اون هم گفت "مشخصه روانی شدی"
گفتم این واکنشیه دیگه؟
گفت یادته درباره ساختنِ ترمیناتور 3 صحبت کردیم؟
خب، فیلمه رو فروختم
اوایل سال آینده هم فیلمبرداریش شروع میشه
مجبور میشم ازت شکایت کنم چون اونا از من شکایت میکنن
واسه همین فعلا بیخیالِ این قضیه شو
من هم بهجاش "پیشنهاد49" رو ارائه کردم
که باعث میشد کارم با کلاسهای فوق برنامه رو ادامه بدم
لایحه تحصیلات فوق برنامه و امنیت
باید روی لایحهها، اسم گیرا بذاریم تا همه بفهمن چی به چیه
.بهنظرم وقت حرّافی تموم شده الان وقت اکشن (عمل) ـه
من قهرمان فیلمهای اکشنم
و میخوام واسه بچهها هم اکشن بسازم
اون موقع واسه اولینبار داشتنِ یه کمپین
که منحصر به خودت باشه رو تجربه کردم
آروند شوارتزنگر اومده - تام، از اینجا بودنم خیلی خوشحالم -
بیاید به مشکلات بگیم "هاستا لاویستا عزیزم"
قراره به چی رای بدیم؟ پیشنهاد 49؟ - آره -
برمیگردم
برمیگردم
خیلی ممنونم
متشکرم
بعد از اینکه آرنولد شوارتزنگر جادوی هالیوودیش رو بهکار گرفت
...و پیشنهاد 49 رو مطرح کرد
حالا سال 2003ـ
زمانبندیش عالی بود
چون توی کالیفرنیا انتخابات برکناری برگزار شده بود
و دنبال یه رهبر دیگه میگشتن
پیروزی در انتخابات مقدماتیِ جمهوریخواهان واسهم سخت بود
ولی انتخابات مقدماتیای درکار نبود
نمیان دو سال وقت بدن
که ملت بیان تحقیق کن
و آمار گذشتهت رو دربیارن
مثل اروپا، دو ماه وقتِ فعالیتهای کمپینی داری
دو ماه. تمام
« آرنولد » « قسمت سوم : آمریکایی »
« مترجمان: سینا اعظمیان و امیرحسین ترکشاوند » .:: Sina_z & Hiz3n ::.
زندگیت
تموم چیزهایی که برات با ارزشن
موندگار نیستن
"عراق - 2003ـ"
وسطِ ساختنِ ترمیناتور 3 بودم
و داشتم دور دنیا رو میگشتم
واسه همین رفتم عراق
من نقش ترمیناتور رو بازی میکنم
ولی ترمنیاتورهای واقعی شماها هستید
به ژاپن، کشورهای اروپایی
خاور میانه و اروپا سفر کردم
وقتی اعلام کردن قراره انتخابات برکناری انجام بشه، توی مکزیکو بودم
از این اتفاقات فقط توی کالیفرنیا میافته
فرماندار نامحبوب ایالت کالیفرنیا؛ گری دیویس
که مشکلات اقتصادی و کبمود بودجهی ـ38 میلیون دلاری
باعث شده در مرز برکناری باشه
کارزارِ برکناری فرماندار رو هنوز امضا نکردین؟
جنبش برکناریِ گری دیویس که ابتدا کوچیک و نوپا بود
الان تبدیل به یه کارزار قدرتمند و مولتی میلیوندلاری شده
روز 7 اکتبر، رایدهندگان، تصمیم میگیرن که دیوس باید بره یا بمونه
و درصورت رفتن، کی باید جاش رو بگیره
و سوال بزرگ
اینه که آیا ترمیناتور براش کمین کرده؟
تا اون موقع، ماریا از کاندید شدنم بهشدت بدش میاومد
واسه همین بلاتکلیف بودم
چون نمیخواستم درصورت عدمِ حمایت کاملش، کاندید بشم
باهم توی جکوزی نشسته بودیم که بهش گفتم
راستی نظرت چیه که من کاندید فرمانداری بشم؟
کلا قاطی کرد
...اصلا انگار
حس میکردم تنگی نفس گرفته
چون همیشه معتقد بود
که با خانوادهم این بدبختی رو کشیدم
از دالاسِ تگزاس همراهتون هستیم؛ رئیسجمهور کندی تیر خورده
و ترور شده
رابرت کندی تیر خورد
ضارب ناشناس و در هتل امباسادور تیراندازی کرده
یه واکنش احساسی بهدنبال داشت
ضربههای روحی روانیِ شدیدی بهش وارد شده بود
.به این جنگ پایان میده مکگاورن و شرایور بهش پایان میدن
نه نیکسون
سناتور ام ادوارد کندی با ماشینش
از یک پل باریک، به داخلِ یک آبگیر افتاده
یک خانم جوان در ماشین بوده که غرق شده
.میگفت در قدرت بودن، افتضاحه حریم خصوصیت رو از دست میدی
باعث بهفنا رفتنمون میشه
واسه همین، بیخیال این قضیه شدن
دیویس، یه دردسر کمتر داره
چون آرنولد شوارتزنگر، چهارشنبه بعدی در برنامه تونایت شو
حضور پیدا میکنه و انتظار میره که عدم تمایلش به کاندیداتوری رو اعلام کنه
همین، راه رو برای دوست شوارتزنگر هموار میکنه
یعنی شهردا سابق لس آنجلس؛ ریچارد ریوردن
دیک ریوردن، سال 2002ـ کاندید فرمانداری شد
گفتم اگه بخواد دوباره
توی انتخابات برکناری کاندید بشه
ازش حمایت میکنم
واسه همین رفتم خونهش که باهاش شام بخورم
رفتیم ساحل قدم زدیم
گفت میدونی آرنولد، باید باهات صادق باشم
حوصله کاندیداتوری ندارم
اشتیاقش رو ندارم
گفت ولی تو باید کاندید بشی
من هم گفتم، ای بابا
اگه قدرت برتری وجود داشته باشه
به بهترین نحو ممکن خودش رو بهم نشون داد
صبحِ روی که قرار بود برم تونایت شو
ماریا یه نامه انداخته بود توی حموم
و نوشته بود
اگه خواستی کاندید بشی حرفم بهت اینه
و اگه نخوای کاندید بشی
حرفم بهت اینه
با خودم گفتم
خیلیخب، ماریا برای اولینبار
پذیرای ایدههامه
...حسِ
خیلی خوبی داشت
که میتونستم برم تونایت شو
و هرچی که میخواستم رو بگم
بذار ازت بپرسم
میدونم چند هفتهای شده و ملت سردرگمن
یه مدتی شده
بعد گفتی امشب میای اینجا و تصمیمت رو اعلام میکنی
فکر میکردم قرار نیست کاندید بشه
یهکم حس دو رویی بهم دست داد چون وقتی گفت قراره بیاد
"جی لنو - مجری تلویزیونی"
حتی توی رختکن هم بهش گفتم
که صحبت میکنیم و قراره تصمیمت رو اعلام کنی
اون هم گفت آره، باشه
من هم گفتم حله دیگه
با خودم گفتم سریع ازش میپرسم و مخاطبها هم ناراحت میشن
کسی که داره بیش از همه مردم رو نا امید میکنه
گری دیویسه
خیلیخب
داره بهشدت نا امیدشون میکنه
و واسه همین باید برکنار بشه
و واسه همین قراره کاندید فرمانداریِ کالیفرنیا بشم
.خشکم زده بود ...چون با خودم میگفتم
.تو بزرگترین بازیگر تاریخی چی کار داری میکنی؟
"لیندا همیلتون - بازیگر"
خشکم زده بود و شوکه شده بودم
و بهنظر کار جنونآمیزی میاومد
"دیوید دویتو - بازیگر"
واسه من مسخره بود
بهنظرم کار چرتی بود
میخواست فرماندار بشه
بابا بیخیال
"جیمز کامرون - فیلمساز"
کی فکرش رو میکرد، اون همه مدت رو صرفِ آمادگی برای اجرای نقش بزرگش میکنه؟
"جیمی لی کورتیس - بازیگر"
یادمه با خودم میگفتم
هوم، آره
انتخابات رو برنده میشه
بدون شک برنده میشه
"گری دیویس - فرماندار سابق کالیفرنیا"
میدونستم اگه آرنولد کاندید بشه، قضیه جدی میشه
چون اون یه سیاستمدار عادی نیست
عضو خانواده کندیه
داشتنِ این ویژگیها همه بخشی از مجموعه ویژگیهاش بود
و همین یه نقطه عطف بزرگه
تموم ایجنتها، مدیربرنامهها و تهیهکنندهها
دهه 70 بهم گفتن
.تو به درد بازیگری نمیخوری اصلا براش اقدام نکن
اون موقع هم گفتن دیوونه شدی؟
از هر فیلمی، داری 20 30 میلیون دلار پول درمیاری
ولی وقتی بیشتر بهم بگن نمیتونی
یا بگن غیرممکنه، بیشتر برای انجامش هیجانزده میشم
دو سه ساعت بعد از اعلامِ کاندیداتوری
توی اتاق پذیراییِ آرنولد و ماریا نشسته بودم
"پت کلری - رئیس ستاد آرنولد"
و کاشف به عمل اومد
که هیچ کارکنی نداشت
برنامهای نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.