Sex

Sex

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Sex 2024 WEB-DL 1080p VIAP NORViNE Dream Per
Sex 2023 NORWEGiAN 720p VIAP WEB-DL H 264-NORViNE
Ein Kommentar von CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

Tags

webdl
cinema_dreaming
persian_cc
Veröffentlicht am: 2024-09-02
Downloads: 125
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫«اگر به عنوان یه انسان توانایی شناخت ‫ نیکی و زیبایی رو داشته باشی...

‫و تحت تاثیرش قرار بگیری.

‫اگه توانایی تشخیص بی‌عدالتی رو داشته باشی ‫ و بهش عکس‌العمل نشون بدی.

‫اگه توانایی تشخیص بدی رو داشته باشی ‫ و ازش فاصله بگیری.»

‫- فکر کنم چنین چیزی بود. ‫- قشنگ به نظر میاد.

‫واسه چی احساس ناراحتی می‌کردی؟

‫دلیلش حرفی که زد نبود، ‫انگار که...

‫اولش قشنگ بود. ‫بهم خیره شده بود و این‌ حرف‌ها رو می‌زد.

‫ولی بعد یه تغییری ایجاد شد و احساس ‫ شوم و ناراحتی بهم دست داد.

‫معمولا خواب‌هام رو یادم نمیاد ولی ‫این یکی رو با جزئیات به خاطر دارم.

‫- توی وجودم رخنه کرده و بی‌خیال نمی‌شه. ‫- و همین ناراحتت می‌کنه؟

‫- از دیوید بویی خوشت میاد؟ ‫- نه، اصلا.

‫راستش اصلا مطمئن نیستم که ‫دیوید بویی بوده باشه، یعنی...

‫شروعش این‌طوری بود که از اتاقک توالت اومدم ‫بیرون، حالا هر جایی که بود...

‫و اون هم اونجا ایستاده بود و دست‌هاش رو ‫می‌شست و از توی آینه بهم نگاه می‌کرد.

‫با هم ارتباط چشمی برقرار کردیم ‫و لبخند زد و این‌ها رو گفت.

‫یا یه حرفی توی همین مایه‌ها.

‫اولش متوجه نشدم که بوییه. ‫فکر کردم خداست.

‫- خدا؟ ‫- آره، خدا.

‫بعدش خیال کردم آنی‌-فرید از گروه آباست.

‫و یهو متوجه شدم که دیوید بوییه.

‫و داشت دست‌هاش رو می‌شست؟ ‫قبلش گفتی با گوشیش مشغول بود که.

‫تغییر می‌کنه. عجیبه که خواب‌ها وقتی ‫تعریفشون می‌کنی تغییر می‌کنن.

‫جاهای خالیش رو پر می‌کنی ‫ که روایت منسجمی خلق کنی.

‫خود بویی بود‌ها، ولی مطمئن نیستم که داشت ‫دست‌هاش رو می‌شست یا مشغول گوشیش بود.

‫در هر صورت...

‫بعد به من نگاه کرد و ‫ لبخند زد و اومد طرفم...

‫و بعد سکس کردین؟

‫هم... نه.

‫یعنی چی؟ چرا باید سکس کنیم؟

‫ولی یه نگاه خاصی توی چشم‌هاش بود...

‫یه نگاه ملایم و محکم دوستانه ‫ که مملو از اشتیاقه.

‫جوری که آدم دلش می‌خواست ‫ نگرانی‌هاش رو فراموش کنه...

‫و همه چیز رو به اون بسپره.

‫خیلی حس خوبی داشت.

‫وقتی که بهم نزدیک شد متوجه شدم که...

‫نگاهش بهم طوریه که انگار کسیم ‫که خودش رو نمی‌شناسه.

‫یا یعنی...

‫از دید اون خودم رو نمی‌شناختم، متوجه‌ای؟

‫مطمئن نیستم.

‫- خودم هم متوجه نمی‌شم. ‫- خب نگاهش چطور بود؟

‫نگاهش بهم طوری بود که حس می‌کردم یه زنم.

‫من هم با همون لحن سلام کردم.

‫صدام خیلی عجیب بود، ‫ولی توی خوابم متوجه‌اش نبودم.

‫ولی بعد این‌که بیدار شدم به‌جای ‫ این‌که احساس رهایی کنم...

‫احساس ناراحتی می‌کردم.

‫عجیبه‌ها. این‌که بهت طوری ‫ نگاه کرد که انگار زنی.

‫- نگاهش جنسی بود؟ ‫- نه، راستش نمی‌دونم.

‫نه، تا حالا خودم رو با جنسیت ‫ دیگه‌ای تصور نکردم.

‫یا نسبت به مردها کشش جنسی نداشتم.

‫چنین حسی ممکنه یهویی پیداش بشه. ‫مهم نیست قبلا سابقه‌اش رو داشته باشی یا نه.

‫گمون نکنم این‌طوری باشه، ‫به نظر تو هست؟

‫آره گمونم.

‫به نظرم... ‫البته مطمئن نیستم که گفتنش درست باشه.

‫یعنی که...

‫من...

‫دیروز با یه مرد سکس کردم.

‫جدا؟ آره؟ یعنی...

‫با یه مرد؟ دیروز؟

‫مشتریم بود. داشتیم دودکشش رو تمیز می‌کردیم.

‫تاریه رفته بود و توی آشپزخانه داشتم ‫با طرف حرف می‌زدم.

‫متوجه شدیم که دودکش ترک خورده.

‫و بعد یهویی ازم درخواست سکس کردم.

‫اول فکر کردم اشتباه شنیدم، ‫ولی دوباره حرفش رو تکرار کرد.

‫انقدر شوکه شده بودم که خنده‌ام گرفت.

‫مسلما پیشنهادش رو رد کردم. ‫گفتم «نه ممنون.»

‫ولی...

‫حق نداشتم ناراحت بشم که. ‫حالا شاید هم داشتم.

‫آخه خیلی یهویی گفت. ‫اصلا با عقل جور در نمی‌اومد.

‫رفتم بیرون توی کوچه و...

‫یکم بهش فکر کردم و یهو...

‫برگشتم داخل.

‫- و بعد سکس کردین؟ ‫- آره.

‫وای. عجب‌ها...

‫شوکه شدم. حالا شوکه که نه، ‫یعنی نمی‌دونستم همجنس‌گرایی.

‫تا حالا بهش اشاره نکرده بودی، کرده بودی؟

‫نه، نه، همجنس‌گرا نیستم. ‫از این بابت مطمئنم.

‫تا حالا چنین کاری نکرده بودم. ‫دفعه اولم بود.

‫اگه همجنس‌گرا نیستی ‫پس چرا چنین کاری کردی؟

‫سوال خوبیه.

‫موضوع همینه دیگه. مطمئن نیستم. ‫چون من...

‫گمونم یکم به خواب تو شباهت داره.

‫یعنی به نگاه خاص طرف بستگی داشت. ‫من تا حالا...

‫کسی این‌طوری بهم نگاه نکرده بود... ‫که انگار من رو بطلبه.

‫- بدون هیچ شرمی. ‫- نگاهش، آره. مطمئن نیستم.

‫فکر نکنم نگاه دیوید بویی به ‫ من این‌طوری بوده باشه.

‫می‌دونم. صرفا یه آمیزش بود. ‫به نظر ناراحت میای. قصد من چنین چیزی نبود.

‫مشتری بود؟ نمی‌شه که.

‫نمی‌تونی با مشتری‌ها سکس کنی. ‫متوجه‌ای؟

‫البته که هستم. نمی‌دونم چی شد.

‫حالا چطوری بود؟ عجیب نبود؟

‫آره، کلا یه چیز متفاوت بود.

‫ولی حس خوبی داشت.

‫راستش رو بگم خیلی شگفت‌انگیز بود.

‫انگار از حرف‌هام خجالت می‌کشی، ‫شرمنده.

‫- متوجه‌ام که زیادی وارد جزئیات شدم. ‫- جزئیات زیاده ولی...

‫گمونم که... گمونم که... ‫نمی‌دونم باید چه عقیده‌ای داشته باشم.

‫- نمی‌ترسی بیماری جنسی بگیری؟ ‫- از کاندوم استفاده کرد.

‫- وقتی من رو از پشت گرفت... ‫- آره، باشه.

‫خب... درد نداشت؟

‫شاید یکم، ولی نه خیلی... ‫بیشتر...

‫عجیب بود.

‫- خب حالا تو... ‫- چی؟

‫- همجنس‌گرا شدی؟ ‫- نه، نه.

‫قصد ندارم تکرارش کنم. ‫ولی به نحوی خوب بود.

‫این حس که یه فرد کاملا غریبه...

‫من رو این‌طوری بطلبه...

‫و من تسلیمش بشم.

‫نه گوش کن، ببخشید.

‫راستش تصمیم گرفتم که چیزی نگم.

‫فقط یکم... آره، نمی‌دونم.

‫عجیبه. تا حالا چنین تجربه‌ای نداشتم.

‫ولی یه جورهایی...

‫برام احساسی بود.

‫باید در موردش حرف بزنم.

‫و فقط به تو می‌تونم بگم.

‫و البته زنم.

‫- بهش نگفتی؟ ‫- گفتم. همون که رفتم خونه گفتم.

‫- واکنشش چی بود؟ ‫- غافلگیر شد، تعجب کرده بود.

‫ولی واکنش خودم هم همین بود. ‫ برام اعجاب‌انگیز بود. حتی از لحاظ فیزیکی.

‫در موردش حرف زدیم، ‫گفت که نمی‌فهمه دلیل کارم چی بوده.

‫ولی خب خودم هم دلیلش رو نمی‌دونستم دیگه...

‫ناراحت نشد؟ عصبانی چطور؟

‫نه، فقط می‌خواست بدونه دفعه‌ی اولمه یا نه. ‫که واقعا هم بود.

‫فهمید که دفعه اولمه. ‫اگه قبلا چنین کاری کرده بودم بهش می‌گفتم.

‫- خب چه حرفی می‌تونست بزنه؟ ‫- چه حرفی بزنه؟

‫خیانت کردی. با یه مرد دیگه.

‫می‌تونست از خونه بیرونت کنه.

‫خیانت؟ سکس بود دیگه. ‫به نظر من که خیانت نیست.

‫به نظر من سکس کردن که خیانت محسوب نمی‌شه.

‫- پس خیانت چیه؟ ‫- شروع رابطه با یه نفر دیگه.

‫- بدون اطلاع زنت. ‫- این دیگه عجیبه.

‫می‌فهمی چی می‌گی؟

‫با یه مرد دیگه سکس کردی...

‫و طوری رفتار می‌کنی که انگار عادیه.

‫قطعا این‌طور نبوده. ‫حتما قبلش زمینه‌اش رو داشتی.

‫حتما به مردها کشش داشتی. ‫نمی‌شه یهویی واست پیش بیاد که.

‫واست پیش بیاد؟ ‫راستش اصلا تا حالا بهش فکر نکردم.

‫ولی خب نسبت به همجنس‌گرایی ترس ندارم ‫ و نسبت بهش حس بدی ندارم.

‫فقط هیچ‌وقت به مردها کشش جنسی نداشتم.

‫هنوز هم ندارم.

‫- باز هم قهوه می‌خوای؟ ‫- نه، ممنون.

‫چیه؟

‫راستش باید اعتراف کنم یکم شوکه شدم. ‫خیال می‌کردم کامل می‌شناسمت.

‫خب می‌شناسی دیگه. دلیل نمی‌شه بخاطر ‫این کارم متفاوت شده باشم...

‫امیدوارم چنین فکری نکنی.

‫وگرنه پشیمون می‌شم که بهت گفتم.

‫نه بابا، ما دوستیم. ‫باید از زندگیت بهم بگی دیگه.

‫فقط این‌که...

‫تو خیلی بی‌‌‌حد و مرزی، حالا من...

‫خجالت می‌کشم که کنار زن باردارم راه برم...

‫چون ملت می‌فهمن که سکس کردیم.

‫به نظرت من بی‌حد و مرزم؟

‫من هم حدود خودم رو دارم. ‫هر کاری رو امتحان نمی‌کنم.

‫به نظرت من کاملا بی‌حد و مرزم؟

‫واقعا عقیده خاصی ندارم.

‫- امروز باز هم تماسی داشتی؟ ‫- آره، دو تا.

‫من باید زود برم، یه...

‫یه چیز عجیب دیگه هست.

‫وقتی از خوابم بیدار شدم صدام یه جوری شده.

‫متفاوت شده. حسش می‌کنی؟

‫- انگار یکم خش‌دار شده. ‫- نه، بیشتر انگار...

‫انگار گستره‌اش عوض شده...

‫و وقتی که حرف می‌زنم دائما ‫باید گلوم رو صاف کنم.

‫- و وقتی آواز می‌خونم... ‫- آواز؟ مگه آواز می‌خونی؟

‫- آره راستی، توی گروه آوازی. ‫- آره.

‫به زودی هم کنسرت داریم و من تک‌خوانی دارم.

‫واسه همین می‌رم پیش مربی آواز.

‫رهبر گروه پیشنهادش کرد. ‫فقط اول باید برم دنبال کلاوس.

‫مربی آواز، بعدش هم تمرین رژه گروه.

‫بدون هیچ استراحتی.

‫حیف شد نتونستیم بیشتر ‫در مورد خوابت حرف بزنیم.

‫گمون نکنم جزئیاتی ازش مونده باشه.

‫- کنسرتت کیه؟ ‫- شنبه.

‫آوازمون... راستش یکم عجیبه.

‫رهبر گروهمون... به نظرم... ‫کارش خیلی خوبه.

‫ولی دوست‌ داره که آوازهای تجربی بخونیم.

‫آهان؟ می‌شه اومد دیدش؟

‫خب آره، ولی گمون نکنم تو بپسندیش.

‫- بهتر نیست خودم نظر بدم؟ ‫- چرا که نه؟ شرکت واسه عموم آزاده.

‫- دوست داری نیام؟ ‫- نه...

‫اگه می‌خوای بیا. فقط هشدار دادم.

‫خب...

‫فقط... داشتم فکر می‌کردم که...

‫ممنون می‌شم اگه از خوابم به کسی نگی.

‫چیزی نمی‌گم.

‫در مورد حرف من هم همین‌طور.

‫ممنون می‌شم که یه راز بمونه.

‫آره، حتما.

‫- فردا استخر می‌بینمت. ‫- ساعت هشت و نیم؟

‫هشت و نیم.

‫سلام.

‫سلام.

‫- امروز از خونه کار کردی؟ ‫- نه، بعد ناهار اومدم خونه.

‫- توی باغچه بودم. ‫ - خوبه.

‫آماده باغچه هستی؟ ‫می‌دونی چه بذری نیاز داریم؟

‫علف چشمه و لوپن.

‫- مگر این‌که توی جعبه چیزی باشه. ‫- نه، چیزی نداریم.

‫بچه‌ها اومدن؟ گفتم بریم بیرون شام بخوریم. ‫فقط من باید یه دوش بگیرم.

Sex subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Sex

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left