Deception

Deception

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Deception 1946 1080p WEB-DL DD1 0 H 264-SbR
Ein Kommentar von warez
Translated subtitle from English to Persian Deception 1946 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2025-12-25
Downloads: 13
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

تبریک می‌گم، آقای نواک. ممکنه برنامه‌ی من رو امضا کنید؟

حتماً. از نوازندگی شما ضبطی هم وجود داره؟

سال‌ها پیش توی اروپا چند تایی ضبط کردم، اما متأسفانه فکر نمی‌کنم اینجا فروخته شده باشن

قبلاً هیچ‌وقت آمریکا بودید؟ نه، هرگز

کی رسیدید؟ چهار هفته پیش

فقط چهار هفته؟ اروپا بودید؟

بله. می‌تونم بپرسم

نظرتون درباره‌ی جنگ چی بود؟

خب، دیگه تموم شده، مگه نه؟

بله، اما... یک لحظه صبر کنید، لطفا

من تری اسپنسر هستم، سردبیر بخش موسیقی روزنامه‌ی «بیوگل»

چهار سال مشغول تحصیل موسیقی بودم و می‌خواستم ازتون سؤالی بپرسم

کادانس‌های «کنسرتو» هایدن از خودتون بود؟

تا حدی، بله. اوه

بسیار تأثیرگذار بود. و خیلی جالب

شما لطف دارید

آقای نواک، به نظر شما کدوم‌یک از آهنگسازهای زنده رو باید ستایش کنم؟

بله. خب، چیزی به اسم «بهترین» وجود نداره

در بین اون‌هایی که واقعاً بزرگ هستن

از کی بیشتر خوشتون می‌آد؟ هلنیوس؟

شوستاکوویچ؟ خب، بذارید ببینم

وقتی به زمان حال فکر می‌کنم، استراوینسکی

وقتی به گذشته فکر می‌کنم، ریچارد اشتراوس

و البته، هلنیوس

کسی که ریتمِ امروز رو با ملودیِ دیروز ترکیب می‌کنه

اوه، ممنونم جناب. «بیوگل» از نظر شما خیلی استقبال می‌کنه

سمفونی رو از دست می‌دیم. از دیدنتون خوشحال شدم

خداحافظ، آقای نواک. ممنونم جناب

از این به بعد، تو نوازنده‌ی ویولنسلِ منی

ساکت باشید، لطفا. آقای نواک، امیدوارم باز هم بنوازید

اوه، می‌دونم. خیلی عالیه

هیس. ساکت باشید، لطفا

فکر می‌کردم مرده باشی

اوه

فکر می‌کردم تو رو کشتن

دیدم که دارن می‌کشنت، همون‌جا روی زمین افتاده بودی

عزیزم

کارل

یعنی واقعاً حقیقت داره که اینجایی؟

ما با همیم

بذار خودم رو

مرتب کنم

تو هیچ فرقی نکردی، شاتزی

شاتزی

اوه، خیلی وقت بود که این اسم رو نشنیده بودم

چی شده؟

چیزی که می‌ترسیدم ببینم

آه

حلقه‌ای نیست

هنوز هم می‌نوازی؟ هنوز آهنگسازی می‌کنی؟

بیا اینجا حرف نزنیم. کجا زندگی می‌کنی؟

یه اتاق توی خیابون نود و چهارم غربی دارم، اما اونجا

بیا خونه‌ی من

شماره فوق‌العاده

فوق‌العاده! شماره فوق‌العاده

فوق‌العاده

فوق‌العاده

فوق‌العاده! شماره فوق‌العاده

مردم توی نیویورک این کار رو نمی‌کنن

چه کاری نمی‌کنن؟

این کار رو

اما ما می‌کنیم

نامه‌هایی که مدام و مدام برات می‌نوشتم به دستت رسید؟

۱۹۴۰ فقط دو تا در سال

بعد از اون دیگه هیچی

خب، رسیدیم

کسی اینجا زندگی می‌کنه؟ طبقه بالا. هنرمندها. آدم‌هایی مثل ما

این چراغ هیچ‌وقت روشن نیست

خیلی بهت سخت گذشت؟

اوه، اولش آره

دانشجوهای موسیقی که تازه از اروپا برگشته بودن، زیاد رو بورس نبودن

وقتی رفتی، از همین می‌ترسیدم

اوه، کارهایی داشتم. می‌دونی، کارهایی که فقط اموراتت بگذره

برام مهم نبود، جز اینکه از موسیقی‌م دور بودم

اما دوباره برگشتی سراغش

بله. و داری موفق می‌شی؟

از لحاظ موسیقی آره، اما از لحاظ مالی

چندان خوب نیست؟ همم

اگه می‌تونستم به خوبیِ نوازندگی‌م آشپزی کنم، وضعم بهتر بود

اما عزیزم

بیا تو

نمی‌تونم بغلت کنم و بیارمت تو

کلاهت رو بده به من

نه، نه، خودت آویزونش کن

تو دیگه خونه‌ای

اینجا جاییه که وسایلمون رو می‌ذاریم

حالا، کدوم طرف؟

این طرف یا اون طرف؟

این طرف

و حتی یک سانت هم این‌طرف‌تر نیا

می‌خوام بهم بگی همه چیز به نظرت چطوره

فردا برات یه فنجون خیلی بزرگ برای قهوه‌ت می‌گیرم

خب، بذار ببینم

کدوم صندلی بشه صندلی مخصوص تو؟

این یکی، از همه بزرگتره. بشین

بذار برات دمپایی بیارم

خسته به نظر می‌رسی عزیزم. روز طولانی‌ای داشتی

اوه عزیزم، یه روز خیلی خیلی طولانی

و ممکن بود خیلی راحت دیدنش رو از دست بدم

خیلی راحت. دیدنِ چی رو؟

اون آگهی رو

امشب داشتم غذا می‌خوردم که بهم یه نسخه از روزنامه‌ی «تاون کرایر» دادن

یه ستون بود مربوط به برنامه‌های اون دانشکده

و داشتم همین‌طوری نگاهش می‌کردم، نه اینکه بخونم، و بعد ورق زدم

همون‌جا نشستم، فهمیدم اتفاق تکان‌دهنده‌ای افتاده، اما نمی‌فهمیدم چی بود

مدام حروف اسم تو رو به صورت چاپی می‌دیدم

فهمیدم ممکنه توی همون صفحه‌ای بوده باشه که ورق زدم، اما محال بود

حتماً یه اسم دیگه بوده شبیه به اون

و همون‌جا نشستم، می‌ترسیدم صفحه رو برگردونم، فقط بهش خیره شده بودم

خب، و بعدش من

خدای من، اصلاً پولِ صورتم‌حسابم رو ندادم

مستقیم از اونجا زدم بیرون و اصلاً پولش رو ندادم

اوه، کاش آدم از قبل می‌دونست که قراره یه معجزه رخ بده

به محض اینکه رسیدم، هر کاری کردم تا پیدات کنم

دفترچه تلفن و راهنما رو گشتم

اوه، اما عزیزم، من یه اسم هنری برای خودم انتخاب کردم

الان اسمم کریستین رادکلیف هست. رادکلیف؟

اوم-هوم

می‌دونی، بعضی وقت‌ها خوب بود که احساس نمی‌کردم خودم هستم

ممکن بود هیچ‌وقت همدیگه رو پیدا نکنیم

و تمام این مدت تو اینجا بودی و توی اون دانشکده‌های کوچیک می‌نواختی

خب، شانس آوردم که این فرصت رو پیدا کردم. به هر حال، من اینجا شناخته شده نیستم

اما چه اهمیتی داره؟ نفسِ نواختن، اصلِ مطلب همینه

دیر یا زود، آدم‌های اهل‌فن صدام رو می‌شنون

حتی اگه اولش درآمد زیادی نداشته باشم، باز هم من و تو می‌تونیم خوشحال باشیم

عزیزم، یه چیزی هست که باید بهت بگم

بله؟ و امیدوارم سوءتفاهم نشه

موسیقی توی آمریکا فرق می‌کنه، کارل

اینجا عمیقاً بهش اهمیت می‌دن

اما مثل هر چیز دیگه‌ای، باید به شکل بزرگی انجام بشه

اونجا می‌تونی توی یه گوشه و کنار بنوازی و مردم پیدات می‌کنن

اما اینجا، اگه از یه مدرسه یا سالن کنسرت توی حومه شهر شروع کنی

اوه، خیلی سخت می‌شه

خیلی طول می‌کشه

می‌دونم

و تو دوران خیلی بدی رو گذروندی

اما دیگه تموم شد. به هر حال، من آدم‌هایی رو می‌شناسم

مجبورتشون می‌کنم صدات رو بشنون، و وقتی بشنون، به جایی می‌رسی که لیاقتش رو داری

همه چیز خواهی داشت

اوه، کارل، این‌قدر خوشحال بودن واقعاً دردناکه

بهم بگو، وقتی خیلی ثروتمند شدیم چی می‌خوای؟

نمی‌دونم

شاید یه جا توی کوهستان

اوه، یه کوه می‌خوای. چقدر بزرگ؟

می‌دونی، خودت می‌گفتی که من همیشه از کاه کوه می‌سازم

که روزها و روزها برم اسکی

بدون اینکه چیزی محدودت کنه

اگه بتونم این کار رو بکنم

دیگه چی؟

اون، و تو

من که حضورم بدیهیه

جز اینکه دلم می‌خواد بگم

از این طرف

من مال توام، مگه نه؟

اگه بیش از حد خوب نباشه که واقعی باشه

اوه

البته، اگه... اگه لازم داری متقاعد بشی

اگه می‌خوای همه چیز رسمی و قطعی بشه، می‌تونیم

فکر نمی‌کنی بتونیم ازدواج کنیم؟

همین حالا

اولین روزی که بتونیم

مخالفتی هست؟

خب، فکر نمی‌کنی واقعاً باید دوباره از نو همدیگه رو بشناسیم؟

چطوری، آقای نواک؟

عزیزم، چقدر من احمقم

حتماً خیلی گرسنه‌ای. باید زودتر به فکرش می‌افتادم

می‌رم کمی قهوه و ساندویچ بیارم

نون اصلاً تازه نیست، تُستش کنم؟

کمی بوقلمون دودی داشتم

خب، حدس می‌زنم خدمتکار برای ناهارش خوردتش

اوه، اینجا کمی جگر چرخ‌کرده هست

سرشار از ویتامین. دقیقاً همونی که لازم داری

شاتزی

بله؟

اینجا؟ مالِ...؟

بهت قرضش دادن؟

قرض؟ اوه نه، مال منه

یعنی، الان دیگه مال ماست، عزیزم

اما

باید خیلی گرون باشه

نه اون‌قدرها

وقتی هنوز همه چیز ارزون بود، یه اجاره‌نامه‌ی طولانی بستم

شاتزی

بیا اینجا

بله، کارل

اینجا خونه‌ی یه هنرمند نیست

خونه‌ی یه نوازنده‌ی فقیر و در حال تقلا که درآمدِ یه خدمتکار ازش بیشتره

اینجا، یه مجسمه‌ی اسبِ تانگ که به درد موزه می‌خوره، و نقاشی‌ها و پوست‌ها و لباسِ تو

و این

اینجا چه جور جاییه؟ جوابم رو بده

اینجا چه جور جاییه؟ جوابم رو بده! نکن. نکن

منو ببخش

دست خودم نیست

اما امشب

کنسرت فشار زیادی بهم آورد

شوکِ دیدنِ تو

چنین امیدی، چنین

می‌دونی

اونجا، توی اون جایی که من بودم

هیچ پناهی جز خواب وجود نداشت

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left