Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: آيــــ(تسویه حساب)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی شخصیتها، مکانها) (سازمانها، پروندهها
و تنظیمات دادستانی در این) (دراما ساختگی هستند
دیگه تحقیق و توقیف تموم شدن
تحقیقات راجع به
نقاشی تصویر بزرگتره
ماهیتش همینه
من الان تو دوراهیِ بین دو تا سناریو گیرم
و تو ازم میخوای تو پیدا کردن داراییهای میونگ همکاری کنم باهات
…و تو زمان درستش فیصله بدم
و یا علیهت پیش برم و به نابودی کشیده شم
واو
چقد رکی، خجالت آوره
بنوش
تو به دفترم حمله کردی و الان داری به جای دستبند زدن بهم، نوشیدنی تعارف میکنی
میخوای باهام معامله کنی
ازم میترسی؟
از قدرتمندها دوری میکنی و با ضعیفها با خشونت رفتار میکنی
درست مثل چیزی که جون گیونگ قبلا گفت
تو یه دادستان عادل نیستی که برای سود بهتر مبارزه کنه
تو فقط تجارت میکنی که به قدرت و پیشرفت برسی
پس دادستانهای عادل کسایین که برای عدالت بدون هیچ احتیاطی میجنگن
درحالی که اونایی که تصمیمات واقع بینانهای میگیرن
تا به همین طریق حکم بدن واسه پیشرفت خودشونه؟
به بیان واقع بینانه بخوام بگم
دعواهای بی ملاحظه به عدالت میرسن؟
باید این که کِی باید بیخیال چیزی شی رو هم یاد بگیری
تو و پارک جون گیونگ
!هردوتون دنبال عدالت بیش از حدین
مفهوم عدالت، سیاه و سفیده این "عدالت بیش از حد" دیگه چیه؟
تو گفتی همشونو به خاک سیاه میکشونی تا آخرش رئیسو بکشونی پایین
ولی بهش فکر کن
همه یه سری رسوایی پنهون دارن
در واقع
واسه حفظ نظم و قانون
ما نخبههایی هستیم که نباید واسه حفظ جامعه، دست و پامون رو گم کنیم
!گورِ بابای گم کردن دست و پا
تو فقط ترسیدی به خودت و پاتو عقب کشیدی احمق
بهت قول دادم هرچیزی که از دست دادی رو پس بگیری
واسه همینم بهت کمک کردم که خودت رو از وضعیت داغونت، بالا بکشی
به نظرم ترسیدی که بازم باهام همکاری کنی
و بازم آخرش به ته خط برسی
اونا تو رو سرآشپز هوانگ صدا میزنن اما نه به خاطر اینکه از نظم و قانون دفاع میکنی
بلکه به خاطر کارایی که واسه راضی نگه داشتن بالادستیا میکنیه
تو فقط بلدی که چطور به دست صاحبت نوازش بشی واسه این که سگ مطیعی بودی
درواقع تو قبلا هیچ تحقیق واقعیای
انجام ندادی، مگه نه؟
اوکی
این دفعه درست انجامش میدم
بریم که داشته باشیم یه عدالت بیش از حد واسه تو و دوستات، خوشحالی؟
این تنها کاریه که میتونی با قدرتی که بهت پسش دادم، انجام بدی؟
پولهای کثیف میونگ رو به جیب بزنی و به دوستام زور بگی؟
واو
باورم نمیشه که اینقدر رقت انگیزی
رقت انگیز؟
چقدر گستاخی که تو این شرایط این حرف رو میزنی
اگه به اندازهی کافی همکاری کنی ممنوعیت سفرت رو برمیدارم
میتونی هروقت خواستی بری
نه
من نمیرم
من قبلا خارج از کشور ساکن شدم و کشورم رو ترک کردم که البته ازش پشیمونم
بیا این دفعه تا آخرش
بجنگیم
تله کار گذاشته شده
ولی نظرتون درمودش چیه؟
خب هنوز مطمئن نیستم
اون خیلیم حیلهگره
هوانگ گی سوک به داییت حمله کرد
شنیدم خودش به شخصه به پنتهاوس رفته
!لعنت بهش، ناموسا میدونستم این اتفاق میفته
درست خودِ هوانگه
وقتی هدفش حمله و کشتنه هیچ مشتی رو دریغ نمیکنه
درست به سمت مرکزش میره و به قلبش ضربه میزنه
قلبش نبود، از پشت زدش
از الآن یه پرونده تشکیل بدین که اون یونگ و صندوقش رو به همهی ارتباطاش وصل کنه
رو اتهامات قبلیش بیشتر تمرکز کنین
مثل خودکشی رئیس اوه و یا هرچیز دیگهای که پیدا کردین رو به پرونده گره بزنین
هرکس که باهاش حرف زده و ...یا به چشماش نگاه کرده
نه! هرکس که باهاش تو یه هوا نفس کشیده مقصره، فهمیدین؟
همشون رو پایین بکشین
اگه ایرادی پیدا کردین، پخشش کنین
اگه هم چیزی پیدا نکردین، از خودتون بسازین
فهمیدین!؟
!بله قربان
هونگ هانا رو دستگیر کردیم، چیکارش کنیم؟
به عنوان شریک توطئهی مرگ مدیرعامل اوه واسش حکم صادر کنین
سرمایه صندوق رو هم مسدود کنین
من رو بازداشت میکنن؟
هوف! با تشکر از اون یونگ قراره زندانم ببینم
در اسرع وقت یه حکم احضار به دادگاه ثبت میکنم
صندوق چی؟- همشون مسدود شدن-
از فردا تجارت ممنوع میشه- !لعنت بهش-
...وات ده
گمونم پروژهی مغولستانم به خاک رفت دیگه
من خیلی وقته که مداوم و بدون وقفه روی این پروژه سرمایهگذاری میکردم
متأسفم
چرا تو باید متأسف باشی؟
فراموشش کن
نگران پولش نباش
هرچیم باشه
من مدیون اون یونگام
وقتی که تو آمریکا زندگی میکردم
ازم کلاهبرداری شد و خونهی مامان بابام رو از دست دادم
ولی یونگ برش گردوند بهم
وقتی که من تو داغونترین وضعیت بودم، اون اینقدر احمق بود که
تا آخرش واسم بجنگه
همیشه ازش ممنونم
شبیه داستان خودت باهاشه، نه؟
به یونگ بگو نگرانم نباشه
و مطمئن شه هرچیزی که میخواد رو به دست بیاره
بهش میگم
اونا حتی هانا رو دستگیر کردن
من دادخواست حکم احضار به دادگاه رو واسش ثبت میکنم تا با وثیقه آزادش کنم
مراقبش باش
اون قویه، ولی هیچوقت تو این موقعیت نبوده
بهش بگو متأسفم، باید یه مدت دندون رو جیگر بذاره
باشه
ولی صندوقت مسدود شده واسه همین قراره سخت باشه
انتظار داشتم که این اتفاق بیفته
لازم نیست نگران باشی
پروژهی مغولستان چی شد؟
این الان مهم نیست هانا ازت خواست که بپرسی؟
از پسش برمیام بهش بگو مراقب خودش باشه
تا وقتی که انتقالش بدن، پیشش میمونم
نباید از خودمون ضعف نشون بدیم
خیلی خب، روت حساب میکنم
ما مدرک محکمی نداریم
ولی بیانیهی خانم کیم بوک سون
و فیلم دوربین ماشینِ رئیس لی تو منطقه شرقی
دوتا حقایق غیرقابل انکارن
پس چیزی که ما باید بفهمیم اینه که میونگ بعد از بازدید از منطقهی شرقی، کجا رفت؟
اینجا جایی۱ه که مدیرعامل اوه مُرد، نه؟- آره-
من دوربینهای مداربسته ساختمون و اطرافش رو چک کردم ولی چیزی به چشمم نیومد
راستی یه چیز عجیب در رابطه با نامهی خودکشیش پیدا کردم
مگه نامه چش بود؟- تو لیست مدارکی که داریم-
نتایج تشخیص اثرانگشت که قانونی باشه، اینجا نیست
ها؟ نمیشه که
بررسی نامهی خودکشی از مقدمات لازم برای پروندههای خودکشیه
درسته، ولی این مدرک نیست
صبر کن
...دادستان مسئول این پرونده
رئیس لی یونگ جین بود؟
عه اینجایی
همه چیز رو سازماندهی کردی؟
هوانگ شاید دفترکل من رو گرفته باشه ولی اعداد تو ذهنمن
اون نمیتونه از این متوقفت کنه
پس سعی میکنه دستگیرت کنه تا ساکتت نگه داره
از موقعیتی که هوانگ توشه میشه فهمید که میخواد من پیشنهادش رو قبول کنم
و بعدش تو زمان درستش، پا به فرار بذاره
و اگه روشش جواب نده هرکار کثافتی که ممکنه رو نسبت به کارکنام انجام میده
و نسبت به خانوادههاشون و دوستاشون درست مثل کاری که با هانا کرد
درست مثل کاری که با مامانم کرد
…از بین کسایی که تو مرگ مامانم دست داشتن
هوانگ، میونگ و اعضای ارشد دادستانی رو دستگیر کرد
الان فقط
هوانگ گی سوک مونده
تاریخچه تراکنش با یه صندوق سنگاپوری
این رو تو کامپیوتر اون یونگ پیدا کردی؟- بله قربان-
این مدرک دست یافتن به سود از روش تجارت غیرقانونیه که
قبل پروندهی صندوق باوو به دست آوردن
...این یه مدرک قطعی از ارتباطش با صندوق
این یکی رو کنار بذار
ببخشید؟
نمیتونیم از این به عنوان مدرک استفاده کنیم
...خب، ولی
بقیه ی دفتر کل ها رمز دارن برای همین نمیتونیم رمزشونو بشکونیم
رمز دارن؟- بله آقا-
شنیدم این کاریه که نزول خور ها تو گذشته انجام میدادن
کامپیوتری که ما ضبط کردیم- بله آقا-
نمیتونیم به عنوان مدرک ازش استفاده کنیم
از لیست مدارک حذفش کن ولی کامپیوتر رو برام بیار
آقا
...این یکم
درسته خدایا، حالا که راجع بهش فکر میکنم
تو همه چیز رو برای این پرونده ریسک کردی ولی من هیچ کاری برای تو نکردم
فصل ترفیع ماه دیگهست؟
اگه به عنوان دادستان ارشد عضو تحقیقات ویژه بشی
توی مسیر سریع قرار میگیری
دادستان ها به یه مسیر جدا مثل این نیاز دارن
تو دیگه جوون تر نمیشی
خب؟
فکر میکنی میتونی دوباره لیست مدرک رو آماده کنی؟
بله آقا
من کامل انجامش میدم و گزارش رو براتون باز ارسال میکنم
اوکی، من فقط تظاهر میکنم که هیچوقت اینو ندیدم
بله آقا
راجع به اینکه چرا تو رفتی ناحیه شرقی
هنوز یادت نمیاد؟
شبی که تو از ناحیه شرقی دیدن کردی مدیر عامل اوه فوت کرد
ولی نتیجه ی شناسایی اثر انگشت از نامه ی خودکشیش وقتی که داشت
به دادستانی منتقل میشد، گم شد
دادستان مسئول و کسی که مدرک رو از بین برد
تو بودی رئیس لی
هی دادستان جانگ
بله
شما برام چند تا کاغذ و عکس اوردین
فکر میکنی میتونین با این کار ادامه بدید؟- هرچقدر که طول بکشه-
دست از کار نمیکشم تا قاتل رو پیدا کنم
اگه احتمالا همدست دیگه ای هم باشه تا وقتی پیداشون نکنم دست از تلاش نمیکشم
شما حتما به ساختگی کردن تحقیقات خیلی عادت کردید
No comments yet. Be the first to leave one.