Die ersten 200 Zeilen.
،تابستوني كه من 8 سالم بود
5ساعت از عمرم ناپديد شد
5ساعت
گم شد
بدون هيچ ردپايي رفت
آخرين چيزي كه يادم مياد، اين بود ... كه من روي يك نيمكت نشسته بودم
كنار زمين بيس بال
بارون شروع به باريدن كرد
بعد از اون چه اتفاقي افتاد، به صورت يك فضاي تاريك بي كران باقي موند
برايان؟
برايان
اي مسخره
اونجا چه غلطي مي كني؟
هي
داره از دماغت خون مياد
اووه! بيرون وحشتناكه
!مامان
سلام، عزيزم چي شده؟
برايان توي زيرزمين قايم شده بود و داشت از دماغش خون ميومد
تو اونجا چه كار مي كردي؟
خوبي، عزيزم؟ پسر كوچولوي بيچاره ي من
اونا كل شب منو داخل اون پست خونه مزخرف زندوني كردن
من حتي تا موقعي كه كارم تموم شد نفهميدم كه بارون گرفته
حركت نكن
مامان يكي از بچه ها تو رو رسوند به خونه؟
من مي رم بخوابم - اميدوارم كه خوشحال شده باشي -
من مي دونستم كه اگر بره توي زمين بازي و ورزش كنه، آسيب مي بينه
مي دوني، وقتي كه من بچه بودم، من ،هم ستاره ي ميدون نبودم
اما حداقل، تمام تلاشم رو مي كردم من ترسو نبودم
معذرت مي خوام، بابا
شب بخير - شب بخير -
من به پدرت گفتم كه اون فكر ... بازي بيس بال
ايده احمقانه اي بود
دماغتو بگير
مامانم مجبورم كرد كه روز بعد از بيس بال خارج بشم
اين زماني بود كه كابوس ها ... شروع شدن
و شروع اون خون دماغ ها ...
... من چندين بار جامو خيس كردم
و بعدش نوبت بيهوشي ها بود ...
احساس مي كردم كه چشم هام برمي گردن توي سرم
مثل يك عروسك خيمه شب بازي مي افتادم روي زمين
هنوز يك سال هم از تعمير اش نگذشته
شايد رعد و برق هفته پيش گند زده بهش
اوه، پدرت حتما خيلي خوشحال ميشه اگه اين مساله رو بفهمه
بابا ساعت چند مياد خونه؟
حداقل تا يك ساعت ديگه نمياد، عزيزم
مامان، دوبراه !بياين ببينين
!اون يك بشقاب پرنده است
اوه، خواهش مي كنم. اون فقط يك بالون هواشناسي يا يه چيزي تو همين مايه هاست
نه، ببين تلويزيون چطوري شد
!داره از روي خونه رد مي شه
بياين بريم روي پشت بام
!نه، صبر كنيد !بچه ها، مواظب باشيد
اون تابستون، دو چيز اتفاق افتاد كه هيچوقت فراموش نمي كنم
اون تاريكي و مبهوتي داخل زيرزمين
... و، يك منبع انرژي و رمز و راز اون بشقاب پرنده
كه يه جايي اون بيرون، داشت توي اين جهان سفر مي كرد
،تابستوني كه من 8 ساله بودم براي اولين بار ارضا شدم
وقتي كه ديدم مامانم با دوست پسر مشهورش ،آلفرد
كنار تاب قديمي من رو هم ريخته بودن
،آلفرد مي تونست مدل تبليغاتي باشه و البته به همون اندازه ابله
كسي كه سالها بعد، فهميدم "از اون مردهاست كه "خوراك خودمه
و خسته كننده ترين و احمقانه ترين ... صداهايي
كه تا حالا از دهنش بيرون اومده بود
اما ديدن اون در اين حالت، كه ... ناله مي كرد و آه مي كشيد
مثل يك حيوان بي پناه، چيزي بود كه نمي تونستم چشم ازش بردارم
من سالها خود ارضايي ... مي كردم، اما تا اون تابستوني
كه اسپرم واقعا از آلت ام خارج شد، به صورت واقعي ارضا نشده بودم
نمي تونستم صبر كنم كه به مربي نشون بدم
اوه، شايد بهتره كه از اولش شروع كنم
برگرديم به ژوئن، مامانم منو توي كلاس بيس بال ثبت نام كرد
اين فكر آلفرد بود، كه ازشون دور باشم ،كه راحت سكس كنن
بدون خرج پول براي پرستار بچه
هيجان زده اي؟
آقاي مربي "هايدر"؟
شهوت مثل پتك به من ضربه مي زد
اون مثل نجات غريق ها، كابوي ها و ،آتش نشان ها به نظر مي رسيد
همونايي كه من توي مجله "پلي گرل" كه مامانم زير تختش قايم كرده بود، ديده بودم
اون روزها نمي دونستم با اين احساساتم چه كار كنم
احساساتم مثل هديه اي بودن كه مجبور بودم جلوي جمعيت بازش كنم
سلام - سلام -
من "الن مك كروميك" هستم "و اين هم پسرمه، "نيل
سلام، نيل
عزيزم، نمي خواي به مربي جديدت سلام كني؟
نگران نباش، يه خورده طول مي كشه تا با غريبه ها رابطه برقرار كنه
من خيلي سريع ستاره ي تيم شدم
... كه اين شامل خيلي از بچه هاي ديگه نمي شد
كه يه عده بي عرضه بودن
،بازي اولمون قبل از وقت هشتم
من با رد كردن 3 تا جايگاه، سه امتياز گرفتم
جمعيت ديوونه شده بودن
اما براي من اهميتي نداشت
همه چيزي كه برام مهم بود، اين بود كه باعث افتخار مربي ام شدم
بعد از اولين پيروزي، مربي ... به مامانم زنگ زد تا
بهش بگه كه مي خواد تيم رو براي جشن پيروزي، به سينما ببره
هي، پسر، آماده اي بريم؟
مربي؟ - بله -
بقيه كجان؟
خب، انگار قراره امروز فقط من و تو باشيم، رفيق
جدا؟ - آره -
خوبه
من فيلم "بلود پرام" (شب رقص خونين) رو ... انتخاب كردم، يه فيلم براي بزرگسالان و جلوه ويژه
با كلي صحنه خون و خونريزي و قتل
وقتي كه اون دختر بلوند كه منو ... اذيت مي كرد، سرش
از تنش جدا شد، من هورا كشيدم
... بعد از ديدن فيلم، ما رفتيم پيتزا خورديم
و برگشيتم به خونه ي مربي
خونه ي مربي خيلي خوب بوده
اون يك تلويزيون گنده داشت، و يك آتاري "با بازي هاي "دانكي كونگ"، "استرويد"، "فروگر
همه ي بازي هاي مورد علاقه من
هاه. تو منفجر شدي نوبت منه
منتظري مامانت منتظرت نيست؟
نه اون كار داره
تازه شايد بعدش با آلفرد قرار داشته باشه
حدس مي زنم كه تو خيلي وقتها تنهايي، نه؟
آره. اما يه جورايي تنهايي رو دوست دارم
من دوچرخه بازي مي كنم و تلويزيون نگاه مي كنم
حال مي ده
!اوه، لعنت !حواسمو پرت كردي
معذرت مي خوام
صبركن
يه دقيقه بيا اينجا
يه دونه از اون شيشه هاي پيچ ني" رو هم بيار"
حالا، شايد يه خورده اول عجيب به نظر برسه
،اما من بايد صداي اعضاي تيمم رو ضبط كنم
مخصوصا بهترين بازيكن هامو
باشه؟
اينو بگير
حالا به صورت طبيعي داخلش صحبت كن
خب، چي بايد بگم؟
هر چي دوست داري
با گفتن اسمت شروع كن
نيل
حالا يه جرعه بخور و يه آروغ بزن
لعنت
خوبه
دوباره بگو
لعنت
دوباره
لعنت، لعنت، لعنتي لعنت، لعنت
لعنت
لعنت
!گندش بزنن
حالا به دوربين نگاه كن
حالا زبونتو بيار بيرون
حالا يه شكلك دربيار
خوبه. خوبه
آره
آره، نيل، آره
آره
دهنتو تا جايي كه مي توني باز كن
نيل، عاليه
دوم جولاي
ساعت 7:30 يك بازي در مقابل هاتچيسون تاكا هوت" داشتيم"
مي دونم كه امشب ميخواي حسابي داغونشون كني، نه؟
تو مي خواي به خاطر مامان زحمتكش ات
حسابي سرويسشون كني، درسته؟
خب، بعد از بازي مربي تو رو مي رسونه خونه، درسته؟
آره - باشه -
تو مال مني و من عاشق تو ام و هيچوقت فراموش نكن اينو
!پسر، امشب آتيشي بودي
!بهترين بازي اي بود كه تا حالا انجام داده بودي
ممنون، مربي
هي، مي شه امشب يه كمي بيشتر از اون بازي هاي تفنگي بكنيم؟
البته كه مي شه
اما اول مي خوام يه چيزي بهت نشون بدم
اوه توي اين يكي مثل ديوونه ها شدم
نه
تو خيلي عالي اي قيافه ات
انگار كه يه روياي شگرف داري
نيل، من خيلي در مورد اين هفته فكر كردم
من گرسنه ام
حتما
پيتزا مي خواي؟
فكر كنم يه چيزي اينجا دارم كه تو خوشت مياد
كدومشو مي خواي، رفيق كوچولو؟
مامانم هيچوقت از اين چيزا نمي خره
ميگه اينها پول هدر دادنه
پس بيا بخوريم
كدومشو ميخواي؟
نمي دونم، تو چي ميخواي؟
ذرت بو داده
... پس من هم ... آه
كوكا كريسپيس مي خوام
لعنت
معذرت ميخوام
تو هم يكي شو باز كن
Here we go.
من دوستت دارم، نيل
من خيلي دوستت دارم
... وقتي من واقعا، واقعا يكي رو دوست دارم
يه راهي هست كه بهش اين ... احساس رو نشون مي دم
فرشته
هيچ مشكلي نداره كه كسي رو اينطوري ببوسي
هيچوقت نذار كه كسي بهت بگه اين كار اشتباهه
اون اتفاق افتاد
اين چيزي بود كه من به خودم گفتم
فقط اتفاق افتاد
و وقتي كه تموم شد، من به ... زمين
كه غذا ها روش ريخته بود نگاه كردم
No comments yet. Be the first to leave one.