Die ersten 200 Zeilen.
آنچه در پرونده هری کبر گذشت
ببخشید که زدمت
از قصد نزدم
!لطفا لطفا در و باز کن هری
اوه جناب کشیش راجع به نولا شنیدم
حالش خوبه؟
شما احتمالا شنیدید که اون سعی کرده خودکشی کنه
بله همینطوره
اون سردرد گرفته بود
بعد یه قرص اشتباهی رو خورد
اوه خب این با عقل جور در میاد
تو خودت نویسنده ای
چرا حقیقت رو درمورد اون
حرومزاده مریض نمی نویسی؟
چون اون نولا رو کشت
و یه جورایی جنی من رو هم کشت
مامان فکر نکنم بیاد
معلومه که میاد
مطمئنم که درگیر نوشتن ش شده
کبر؟
!کبر
نولای عزیزم؟
اگه از دست میدادمت عشق من چه می شد؟
خوب گوش کن
قراره همین پاییز کتابت رو بدیم بیرون
این یعنی که یه ماه و نیم وقت داری
تمومش کنی
چی شد ، یه ماه و نیم فقط؟
خیلی . . . خیلی . . . مسخره س
این کار رو برا من تو انجام بده
منم قرارداد قدیمی ت رو پاره میکنم
یه میلیون دلار پیش هم میدم بهت
به چه دلیل مفتخر به این
ملاقات ثبت نشده شدم؟
من دارم درباره
قتل نولا کلرگان تحقیق میکنم
خب یه شاهد اونو چندین بار تو اون تابستونی که ناپدید شد
دیده که سوار
ماشین راننده تون شده
راننده من ، لوثر کیلب
مرد شجاع و صادقی بود
شما که قاتلتون رو دارین آقای گلدمن
خب متقاعد نشدم که اون گناهکاره
که به همین دلیل اینجام
پرونده هری کبر
قسمت پنجم
تقدیم با افتخار palchemi
سی ژوئن 2008
سوال هایی که باید جواب داده بشن یک. چرا کلرگان ها آلاباما را ترک کردن؟ دو.داستان الایجا استرن و نولا چی بود؟ سه.لوثر کیلب کدوم خریه؟
لوثر کیلب کدوم خریه؟
دیگه غیر از خانم کویین کی راجب
نولا و هری میدونست
و چرا رییس پرت بعد از اینکه
خانم کویین بهش گفت چی پیدا کرد
از هری بازجویی نکرد؟
تامارا کی بود؟
ولش کن اصلا نباید هیچکدوم از اینا
رو بهت بگم
عزیزم آخه من میتونم به کی بگم؟
باشه ، مامان ببین باید برم ، باشه؟
بعدا باهات حرف میزنم
ممنون که پای صحبتام نشستی
بهت که گفتم صبر کنی
صبر برای چی سرگرد؟
مدرک تا از آسمون بباره؟
ببین من کلا رفتم یه سر بهش زدم باشه؟
ببین تو خونه اش چی پیدا کردم
یه نقاشی برهنه س
با دقت نگاه کن شرلوک
درسته یه نقاشی برهنه از
نولا کلرگان
تو خونه الایجا استرن ، خب؟
امضا شده توسط
ل.ک
راننده ش ، لوثر کیلب
وقتی بحث اونو پیش کشیدم استرن یهو رفت تو سکوت مطلق
تو بدون اجازه خونش رو گشتی
این عکسا غیر قانونی ن
نمیشه بهش استناد کرد
نه نه نه
شما هنوز میتونین برین سراغش
اون اصلا نمیدونه من نقاشی ها رو دیدم
...خب
باشه پس تو پا رفیقت کبر حرف بزن
ببین اون راجع به استرن و ارتباطش
با دختره مرده
چی میدونه
منم راننده رو بررسی میکنم
الان تو میخوای که برم از هری بپرسم که
دختری که سی سال عاشقش بوده
با الایجا استرن بهش خیانت میکرده یا نه؟
دوست ها به درد همینجا ها میخورن دیگه
آها ، باشه
اون گفت که کاغذ رو تو یه گاوصندوق بالای رستوران نگه میداشته اون تنها کسی بوده که کلید داشته ولی یه روز اولای آگوست بوده که کاغذ به طرز عجیبی غیب میشه ، یعنی مدرک علیه هری کبر غیب میشه
!ماریسا
همون صفحه ها خوبن
...یعنی مدرک علیه هری کبر غیب شد
روی عزیز
این کتاب ، کتاب آشغالی نیست
که فقط برای فروش رسوایی به بار بیاره
این بار بهانه گلدمن چیه؟
این کتاب رو چون تو میخوای
نمی نویسم
این کتاب رو می نویسم چون باید این کار رو بکنم
اگه خوندیش و خوشت اومد زنگ بزن
اگه هم نیومد به وکیل هات زنگ بزن
...لطفا سلام گرم منو به
!ماریسا
تماس ها مو وصل نکن
ایمیل م برات اومد؟
فوق العاده است
این پیش نویس فوق العاده س
خب هنوز پیش نویس نیست روی
همینجوری صفحه ن
خب اینا مطمئنا صفحه های
یه نویسنده پرفروشن
ای خدا
قتل ، آزار کودک
رابطه دختره با مردای بزرگتر و قدرتمند تر
خدای من
ببین
قرارداد اولیه هیچ
پوچ شد ، خب؟
این پیش نویس رو برام
تا آخر آگوست میاری
آخر آگوست ؟- آخر آگوست-
یک و سیصد پیش بهت میدم
خب ، این
!یا پیغمبر
کاری نکن پشیمون بشم ، باشه؟
خب به کبر گفتی یا نه؟
نه
نه ، نه هنوز به زودی میگم
بر اساس رمان " پرونده هری کبر" اثر جوئل دیکر
خب هر چه زود تر بهتر
نمیخوایم از لبه مرگ ازمون
شکایت کنن
اگه ناراحت نمیشی بپرسم
چی شد که نظرت عوض شد؟
خب برام یه سری نامه های تهدید آمیز اومد
یکی انگار خیلی نگران چیزی
بود که ممکنه پیدا کنم ، بعدش دیگه
به نظر اومد که حقیقت ارزش داره
یه کتاب
راجبش نوشته بشه ، میدونی؟
میتونی فکرش رو کنی
اگه یکی تلاش کرده باشه تو رو بکشه؟ میتونه یه صفر به رقم
فروش کتابت اضافه کنه
دو تا ، اگه خوب بودن
باشه
ممنون ، روی
خداحافظ
خداحافظ ، بچه
ریشه های پلیدی
که توسط هری کبر متهم نوشته شده
از مدارس بیرون آورده شده
و در کتابخانه های سراسر کشور ممنوع شده
جهت احترام به قربانیان
انتشارات اشمید و هانسون اعلام کرده
که کتاب رو تجدید چاپ نمیکنند
و اینکه همه کتاب ها را از
انتشار دوباره اخیر برمیگردانند
صندلی الکتریکی مخصوص افراد هنرمند اینجوریه
من دوباره مینویسم
عالیه
یه کتابه
خب
درباره توئه هری
تو و نولا
و پشتیبانی تو رو میخواستم اگه بهم بدی ش
به خاطر دوستی من کتاب رو ننویس
بنویس چون مجبوری این کار رو بکنی
باشه
یه لطفی بهم میکنی؟
آره
باید مطمئن شی که اینو تو کتاب میاری
خب
آماده شدی بگو بهم
نولا عاشق اپرا بود
هفده جولای 1975
میگفت بهترین اپرا ها ، قشنگ ترین اپرا ها
اونایی بودن که داستان عاشقانه غم انگیز داشتن
من میخوام برم هری
میدونم
دکترا گفتن فقط واسه
چند روز دیگه باید اینجا باشی
...نه
میخوام از سامردیل برم
ما هیچوقت اینجا خوشحال نیستیم
امشب میخوای بری جشنواره تابستانی درسته؟
نمی دونم
به مگی پرت قول دادم میرم
ولی زیاد حس ـش نیست
!باید بری هری
باکی قراره حرف بزنم؟
!مهم نیست
از همون موقعی که اومدیم اینجا من آرزو داشتم برم
مامانم اجازه نمیداد
باید بری
منم اونجا هستم کنارت
No comments yet. Be the first to leave one.