Die ersten 171 Zeilen.
اونی، میدونی "جمین" چیه؟ ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
!آره- آره؟- ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تو نیستی؟ ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
فکر کنم تویی ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
!نه- ها؟- ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
...نمیتونم یه بچه باشم ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
چرا انگار می خوای گریه کنی؟ ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
چرا اینقدر ترسیدی؟ ::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(آشپزی با مینوی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!خوش اومدید
!هاهاها
سلام
واسه چی اومدین...؟
بیا تو
سرفه
برو تو اتاق
!میرم
نه... واقعا جونگ یومی اینجاست؟
جونگ یومی مورد علاقمه
بیاین یه نگاهی بهش بندازیم
!خیلی کیوته
الان بهاره پس من فکر میکنم جعفری خوبه
بنظر میرسه یومی توی هر چیزی کیوته
پس من پاستای جعفری درست میکنم
!اونی، بیا بیرون
!هاهاها
اونی، من استرس دارم
چی تورو اینجا کشونده...؟
...ازشون خواستم که اجازه بدن بیام
من میرم پاستای جعفری درست کنم، خوبه؟
چرا پاستای جعفری؟
...چون که بهاره
!بهار
من به یاس زرد کرهای فکر کردم
و آب جعفری رو انتخاب کردم
اون دوتا چه ربطی بهم دارن؟
دوستش داری، آره؟
!آره
تا حالا "یوریزوری" رو دیدی؟
تقریبا کلش رو
!نه بابا
...بخاطر همین میخواستم بیام
الان داری پشیمون میشی؟
...یکم
اگه خرابش کنم چی؟
تو میتونی همینجوری بشینی و بازم باحال از آب درمیاد
احیانا میشه اونجوری بهم نگاه نکنی؟
...باشه
و قانون اینجا اینه که دوستانه رفتار کنیم
پس من این اجازه رو بهت میدم که معمولی صحبت کنی
!باشه
!برات آشپزی میکنم
چرا این چاقو اینقدر تیزه؟
من فقط به آرومی چاقو رو !روش کشیدم و بریدش، واو
...اینطوری انجامش میدی
منم میخوام اونجوری حرف بزنم
ولی توش خوب نیستم
!بیا یه امتحانی بکنیم
میخوام یاد بگیرم
اومدی که یاد بگیری؟
درباره "یوریزوری" چی فکر میکردی؟
چطور بود؟
میتونم راستشو بگم؟
چرا اینقدر ترسیدی؟
وقتی که خودمونی حرف میزنی رو دوست دارم
واقعا؟
جوری که حرف میزنی خستگی رو از تن آدم میبره
جوری که رک حرف میزنی
اونی، میدونی "جمین" چیه؟
!آره- آره؟-
تو نیستی؟
فکر کنم تویی
تو بدتر از منی
یه بچه به تمام معنا
!نه- ها؟-
...من نمیتونم بچه باشم
هستی
"!نه"
میخوای گریه کنی؟
احساس میکنم قراره گریه کنی
تو خیلی ورایتی شو شرکت نمیکنی
بار اولمه که دارم همچین کاری میکنم
اینجا... این... بار اولمه
چه احساسی داری؟
خیلی استرس دارم
خیلی روشنه
مودش؟
آره
واقعا؟
میتونید همتون ساکت باشید؟
!از بین رفت دیگه
...حتما
!من اوکیم
میخوای اینجا بخوابی؟
بهتر نیست یه چرتی بزنیم؟
!...حتما
!نگاه کن
!تا دا
چطور بود؟
تو خوبی
من کیوتم، درسته؟
آره، تو واقعا کیوتی
میدونم
میتونم یه لحظه بلند شم؟
چرا؟
من فقط کنجکاوم
تو فقط اومدی اینجا چون درباره من کنجکاو بودی، ها؟- !آره-
این حسیه که مردم دارن وقتی بهم نگاه میکنن؟
آره
چه حسی داره؟
...خیلی کوچولو موچولو
تو خیلی کوچولوتری
اولین برداشتت از من چیه؟
اولین برداشت؟
!گریه نکن
ازت خوشم میاد
لبخندت رو دوست دارم- واقعا؟-
من وقتی از نزدیک دیدمت نزدیک بود شلوارمو خیس کنم
...اوه خدایا- واقعا؟-
دماغت خیلی قشنگه
!درسته
چی؟
تو اینجوری کارارو اینجا انجام نمیدی؟
اوهوم
...این... اوه
خوشم اومد
چرا انقدر بچهای؟
یه خورده عجیب غریبی
من؟ آره
...من عجیبم
من عجیب نیستم، هستم؟
نمیتونستم بخوابم چون گفته بودن تو قراره بیای
اشتباه محض بود
...حالا، من فقط خستم- آره؟-
چرا خسته ای؟
!وراجی نکن
پرندهای؟
میتونم فقط همینجا اینجوری باشم؟- !آره-
...باشه
هعی
میخوای بری خونه؟
...خدایا
...شاید نباید میومدم
اونی، تو خیلی باحالی- مرسی-
!حدس بزن چقدر خوشمزس
تو خیلی خوبی
تو توی پختن پاستا خیلی خوبی
من پاستا رو از هرچی بیشتر دوست دارم
من تقریبا کارم تمومه یه خورده دیگه صبر کن
صبر کن
!و گریه نکن
خیلی پیچش خوبی بود
مگه نه؟
!اوه
سوپرایز شدی؟
بهتر از اونیه که فکرش رو بکنی
آره، سوپرایز شدم
فکر میکنم که اصلا پاستا درست کردن یاد گرفتم فقط واسه این لحظه
!واو
!این خیلی قشنگه
!تادا
بریم بخوریم
!این خیلی خوبه
!به چشماش نگاه کن درشت شده
!خیلی کیوته
خوبه، مگه نه؟
این عالیه
خیلی محشره
نوش جان
غذای مورد علاقهت چیه؟
!پاستا
No comments yet. Be the first to leave one.