Fire Country

Fire Country

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Fire Country S03E20 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ein Kommentar von filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Veröffentlicht am: 2026-08-08
Downloads: 0
Hörgeschädigt: No

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه گذشت در «فایر کانتری»... ‏

‏ داروهاش یه کم سرعت زوال عقل رو کم کرده. ‏

‏ می‌خوام تا هنوز حالش خوبه ببینمش. ‏

‏- چیزی برام داری؟ ‏ ‏- چه خبر؟‏

‏یه پیشنهاد کاری از بیوت گرفتم.‏

‏ پس وینس سعی نکرد ‏

‏راضیت کنه بمونی؟‏

‏آره، یعنی می‌میره‏

‏اگه بابت این همه سال خدمت ازم تشکر کنه؟‏

‏معلومه که می‌خوام تا ابد توی ۴۲ بمونی.‏

‏ولی جیک، توی ۴۲ ترفیعی نیست.‏

‏نمی‌دونم کی هم باز می‌شه.‏

‏پس رئیس، اوم...‏

‏پس این رو اطلاع دو هفته‌ای من حساب کن.‏

‏ اتو. ‏

‏وقتی بابات شروع می‌کنه،‏

‏سمعک‌هام رو خاموش می‌کنم.‏

‏اصلاً سمعک توی گوشت نیست.‏

‏بهتره برگردی اتاقت و بذاری‌شون.‏

‏و از تخت من هم دور بمون.‏

‏یارو هرجا دلش بخواد خوابش‏ ‏می‌بره. هیچ حدومرزی نداره.‏

‏به نظرم بچه‌ها عالی‌ان،‏

‏ولی الان تمرکز من...‏

‏روی تری راکه.‏

‏بالاخره وقت داریم.‏

‏شاید نظرت عوض بشه.‏

‏ خونهٔ خودش رو آتیش زد ‏

‏ تا من برم سراغش. ‏

‏می‌دونه کجا زندگی می‌کنم. می‌دونه کجا کار می‌کنم.‏

‏و حالا یه جایی بیرونه؟‏

‏پس باید حساب‌شده عمل کنیم.‏

‏- کجاست؟‏ ‏- اسلحه‌ات، گابریلا.‏

‏ فین رو دیدم داشت ایستگاه رو می‌پایید. ‏

‏ توی یه ماشین چهاردرِ آبیه. ‏

‏فکر کنم اینجاست، پیداش کردم.‏

‏لعنتی.‏

‏ باورم نمی‌شه دربارهٔ آینده‌مون ‏

‏ و بچه خواستن این‌قدر متفاوت فکر می‌کنیم. ‏

‏ حرفی که زدم جدی بود. ‏

‏دوستت دارم.‏

‏منم دوستت دارم.‏

‏پس به نظرت‏

‏حالا تکلیف ما چی می‌شه؟‏

‏باید همین الان بری.‏

‏چی؟ چرا؟‏

‏آتیش رسیده.‏

‏همه از تخت‌ها بیرون! آتیش داریم.‏

‏ایو. ایو!‏

‏باید بری.‏

‏ایو!‏

‏گرین‌کرست، تری راک!‏

‏بگو، تری راک.‏

‏پرتاب شدید اخگر و چندین کانون‏ ‏تازه، اردوگاه رو تهدید می‌کنه.‏

‏بچه‌ها!‏

‏پنج دقیقه پیش بیرون بودم.‏

‏اصلاً این‌طوری نبود.‏

‏این باد لعنتی شوخی نداره.‏

‏ما هم نداریم.‏

‏- منتظر دستوریم، کاپیتان.‏ ‏- باشه.‏

‏تا نیروی کمکی برسه این آتیش رو نگه می‌داریم!‏

‏هرچی دم دستتونه بردارین...‏

‏کپسول، شلنگ باغچه،‏

‏بیل.‏

‏و همه‏

‏سمت ضلع چارلی جمع می‌شیم. مأمورها،‏

‏ماشین‌ها رو جابه‌جا کنین و همهٔ‏ ‏گروه‌ها رو از آسایشگاه‌ها بیارین بیرون!‏

‏حرکت! بجنبین! بریم!‏

‏چه روز آخری شد.‏

‏آروم، گابریلا.‏

‏اسلحه رو بده من.‏

‏گابریلا! اسلحه رو بده.‏

‏این چه‌طوری اتفاق افتاد؟‏

‏اوم...‏

‏فین...‏

‏گوشیم رو ردیابی می‌کرد و...‏

‏اومد توی خونه.‏

‏به آدری شوکر زد.‏

‏بعد برای گرفتن اسلحه‏

‏با من درگیر شد.‏

‏گرفتمش.‏

‏تمرکز کن.‏

‏یه بیمار داریم.‏

‏یه بیمار داریم، دخترم. ‏

‏باشه. باشه.‏

‏و زنده نگهش می‌داریم.‏

‏چون آخرین چیزی که می‌خوای‏

‏اینه که با عذاب وجدانِ کشتن یه آدم زندگی کنی.‏

‏همین حالا هم خیلی چیزها ازت گرفته،‏

‏نمی‌ذارم بیشتر از این بگیره.‏

‏آدری، میز رو خالی کن.‏

‏برو. بجنب.‏

‏بجنب دخترم، کمکم کن.‏

‏بگیرش.‏

‏بریم.‏

‏آماده‌ای دست‌به‌کار بشی؟‏

‏باید از خودت بشنوم! آماده‌ای دست‌به‌کار بشی؟‏

‏آره.‏

‏باشه، من می‌رم با ۹۱۱ تماس بگیرم.‏

‏باشه.‏

‏زخم مکندهٔ قفسهٔ سینه‌ست.‏

‏هوا داره وارد حفرهٔ قفسهٔ سینه می‌شه‏

‏و نمی‌ذاره ریه‌ها باز بشن.‏

‏باشه. بیا اینجا.‏

‏دست اضافه لازم دارم.‏

‏آدری!‏

‏ولش کن.‏

‏اینجا بهت نیاز دارم. بجنب.‏

‏آره، باهاتم.‏

‏گوش کن، تو متوجه نیستی!‏

‏کاملاً متوجهم، آقای لئونه.‏

‏- «رئیس لئونه»!‏ ‏- نونّو.‏

‏نونّو، بی‌خیال. هی. آره، همین. دیدی؟‏

‏یه نفس عمیق بکش. این احمق حرفم رو گوش نمی‌ده،‏

‏من که یه آتش‌نشان پرافتخارم!‏

‏با تمام احترام به رئیس بازنشسته لئونه،‏

‏بوئنا ویستا پروتکل‌های اضطراری خودش رو داره.‏

‏اگه لازم به تخلیه باشه، آتش‌نشانی فعلی‏

‏به ما خبر می‌ده. هشدارمون می‌کنن.‏

‏من آتش‌نشان فعلی‌ام.‏

‏باشه؟ این باد بیرون همین الان‏

‏وحشی شده. آتیش داره چند بلوک جلو می‌پره.‏

‏همین الان اخگرها دارن بیرون فرود میان.‏

‏باید پیش‌دستانه شروع کنین به جابه‌جا کردن آدم‌ها‏

‏و سریع هم انجامش بدین.‏

‏نمی‌شه هفتاد و پنج بیمار رو‏

‏با مشکلات مختلف حافظه و ناتوانی، سریع جابه‌جا کرد.‏

‏دقیقاً حرف من همینه.‏

‏و داریم وقت باارزش رو همین‌جا تلف می‌کنیم‏

‏و به ورور تو گوش می‌دیم.‏

‏همین الان تکون بخور!‏

‏در خدمتت،‏

‏یه اسطورهٔ زندهٔ کَل فایر همین‌جا داری.‏

‏باشه، لازم نیست از طرز حرف زدنش خوشت بیاد،‏

‏ولی باید بهش گوش بدی.‏

‏رک می‌گم.‏

‏پدربزرگت تمام عصر چندین دورهٔ اختلال شناختی داشته.‏

‏خیلی بی‌قرار شده.‏

‏یک‌بند دربارهٔ جهتی که‏

‏- پرچم تکون می‌خوره غر می‌زنه.‏ ‏- بهت نشون می‌دم بی‌قرار یعنی چی.‏

‏گوش کن، شاید همه‌چیز یادم نمونه،‏

‏ولی آموزش‌هام هیچ‌وقت یادم نمی‌ره،‏

‏چون توی کَل فایر‏

‏اون‌قدر توی مغزمون فرو می‌کنن‏

‏مثل پیچ توی کره.‏

‏می‌دونم چی می‌گم.‏

‏باید به حرفم گوش بدی!‏

‏ببین، اون باد رو می‌خونه‏

‏و رفتار آتیش رو هم مثل تو که آمار پزشکی می‌خونی.‏

‏و اینکه الان باد داره به جنوب‌شرق می‌چرخه‏

‏یعنی ما درست توی مسیر آتیشیم.‏

‏باید شروع کنین مردم رو جابه‌جا کنین.‏

‏همین الان، قبل از اینکه دیر بشه.‏

‏باشه.‏

‏خب بچه‌ها، دستور رسمی تخلیه رو می‌دم.‏

‏سوارشون کنین.‏

‏برانکاردها و صندلی‌های چرخ‌دار رو آروم حرکت بدین.‏

‏چشم.‏

‏ کَل فایر اعلام کرده آتش‌سوزی ‏ ‏ یال زِیبل صفر درصد مهار شده. ‏

‏ تمام واحدها، با کد ۳ به ‏ ‏ آتش‌سوزی یال زِیبل اعزام شین. ‏

‏ ایستگاه ۵۷ گزارش می‌ده. آتیش از خط ما رد شده. ‏

‏ موتور ۹۶. ‏

‏واحدهای بیشتری درخواست می‌کنیم‏

‏و در موقعیت‌مون آب‌ریزی هوایی؛ فوری.‏

‏منفی، ۹۶.‏

‏با این باد حتی نمی‌تونیم‏

‏هواگردها رو بلند کنیم.‏

‏ «آخرالزمانی» ‏

‏این کلمه‌ایه که توی خبرها استفاده می‌کنن.‏

‏آره خب، کارشون همینه.‏

‏کلمه‌های قلمبه می‌زنن تا خبر بفروشن.‏

‏خب، این خبر‏

‏داره شبیه فیلم ترسناک می‌شه.‏

‏دارم نگران می‌شم.‏

‏برای من فقط یه روز عادی سر کاره.‏

‏نمی‌دونم می‌تونم به این عادت کنم یا نه.‏

‏می‌تونی. می‌تونی. ببین،‏

‏خبر رو خاموش کن، ولی هشدارهای‏ ‏واچ دیوتی رو روشن بذار.‏

‏جیک، فقط...‏

‏فقط...‏

‏مطمئن شو فیلم ما آخر خوش داشته باشه، باشه؟‏

‏من و تو بریم بیوت، همون‌طور که برنامه داشتیم.‏

‏موتور ۱۵۹۱،‏

‏گرین‌کرست.‏

‏با کد ۳ به اردوگاه تری راک اعزام شین‏

‏برای کمک به گروه حاضر در صحنه، حفاظت سازه‌ای‏

‏و احتمال تخلیهٔ اضطراری.‏

‏عزیزم، باید برم.‏

‏آره، دریافت شد.‏

‏ آتش‌سوزی تری راک ‏

‏می‌شه دومین آتیش در یک ساعت گذشته.‏

‏موتور کافی نداریم.‏

‏آتیش زیاده، منابع کم.‏

‏گردان ۱۵۰۸.‏

‏باد شرقی یه آتیش تازه در تقاطع اسپروس‏

‏و بوئنا ویستا روشن کرده.‏

‏داریم شما رو به اون موقعیت تغییر مسیر می‌دیم.‏

‏اون درست پایین خیابونِ‏

‏مرکز مراقبت حافظهٔ والتره.‏

‏و حالا شد سه آتیش در یک ساعت.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left