Die ersten 200 Zeilen.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
«حوالی اورُووِت»
ترجمه شده توسط Shayan
بیست و سه آگوست
همهچی روبراهه؟
.بهت گفتم تاریخشو بزنی 21ام
.نه نگفتی - .فقط انجامش بده -
جرئت نمیکنه از این کارا .با کریستین بکنه
اون برای تعطیلات کجا رفت؟ - .نمیدونم -
.رفته ملاقات خونوادهی شوهرش
.برام یه کارت پستال از «ساناری-سور-مر» فرستاد
!ساحل اونجا توی آگوست مزخرفه - .آره -
.وقتی برگرده من میرم - .امیدوارم سپتامبر قشنگ باشه -
کجا؟ - .با یه دوستم میرم از اینجا -
ولی هنوز نمیدونم کجا. امروز یه قرار .ناهار داریم که دربارهش تصمیم بگیریم
جوئل، پروندهی «سدیمون» رو ندیدی؟
.پیداش نمیکنم
.اونجاس؟ نه
.نمیدونم چیکارش کردم
دور که ننداختمش، نه؟
آقای میگل؟ نامهای که گفتید رو چطوری تموم کنم؟
.خودتون تمومش نکردید - منظورت چیه؟ -
.ته نامه رو نبستید - .بنویس ارادتمند شما، فلان -
.باید بایگانی شده باشه
!شده بود .دو روز پیش دیدمش
.این یکی نه
،آقای میگل
.تلفن باهاتون کار داره
.پیداش کن. الآن برمیگردم
.جوئل، بیا دفتر من .میخوام باهات صحبت کنم
.بیا با هم ناهار بخوریم - .نه، من چیزی نمیخورم -
واقعاً؟
!خوب نیست ناهار نخوری
،در هر صورت .با دوستم قرار دارم
!کارن
گفتی توی کافی شاپ .پایین منتظرم میمونی
.کارن، ایشون گیلبرتـه - .خوشبختم -
.میخوام یه چیزیو نشونت بدم - چی؟ -
شوخی میکنی؟
دیدیش؟
!خیلی خوشعکسی
ناز نیست؟
.خیلی دوست دارم بیارمت جزو کارمندا میتونی تایپ کنی؟
!نه، ولی تایپ تو رو میدونم
باهام میای بریم لباس شنا بخریم؟
کی باید برگردی؟ - .دو و نیم -
فکر نمیکنم .زمان کافی داشته باشی
.خیلی بد شد .یه روز دیگه میریم
!داشت یادم میرفت - چی شده؟ -
از دخترخالهم کارولین .یه نامه به دستم رسید
.میتونیم سپتامبر باهاش باشیم - .عالیه -
.مامانش ویلا رو میده دست ما
خودمون تنهاییم؟ - .تو یه ویلای بزرگ -
.داشتم میمردم که برگردم اون جا .از موقعی که 5 سالم بود نرفتم
!فوق العادهس، میبینیش .واقعاً عالیه
.یه ساحل بزرگ .موجهای سنگین، تفریحات
.یه یارویی هست اسمش «میمیل»ـه .نمیدونم هنوز اونجاس یا نه
دیگه چی گفت؟
،همین، قطعیه .اگر دوست داری بیای
،خودت میبینی .ساحل اقیانوس اطلس بینظیره
... آره، ولی برنامه داشتیم که با همکارا
.بریم هتل «کلاب مِد» توی سیسیل
!عالیه .با هم میریم
.هوای اونجا خیلی خوب نیست
.خیلی گرم نمیشه
... با جریان گلف استریم و اینجور چیزا .بستگی داره که کجا باشی
!اون بامزهس
.اگر جای ساحل «بریتانی» باشه اونجا کجاست؟
توی منطقهی ... «سنت ژیل کرود وی»
سنت ژیل کرود وی؟ - .نه -
نزدیک «لِساب دلون»؟
.نه دقیق .خیلی دور نیستش
!پس قرار جور شد .یک سپتامبر میریم
یک سپتامبر هفت صبح
یک سپتامبر، 4 و نیم عصر سنت ژیل کرود وی
اونجا رستوران خوب نیست .که یه چیزی بخوریم؟ گشنمه
رژیم من چی میشه؟ .من تا فردا چیزی نمیخورم
یه کم خوراکی از نزدیک خونه .میخریم
،در هر صورت، میخوایم میونبر بزنیم .از روی اون تپه
.نمیدونم هنوز اونجا هست
.اونجوری اصلاً خوب نمیشن
.نمیتونی بخوریشون - .معلومه که میتونی -
خام میخوریشون؟ .باورم نمیشه
.نشونمون بده - .باید بپزیشون -
!نه، چیز بدی نیست
پوپول، میشه کلاهت رو بدی؟ - .حتماً -
و کفشای چوبیت؟
!اون کچله .الآنه که بیفتیم
!چیزی نیست - .میافتیم تو آب -
.بیا، پوپول - .مرسی -
.داریم شوخی میکنیم
باید از اون بریم بالا؟ .با چمدونامون
.ساحل اون طرفه .سادهس
!خیلی شیبه
جوئل، باید با چمدونامون .از اون بریم بالا
چی؟ - .اون تپهی اونجا -
.از اونوری میریم
!یالا
.من جلوتر میرم .نمیخوام اینجا بمونم
نمیای؟
!زود باشید! داریم میرسیم
!صبر کنید منم بیام
!قرار نیست برسیم
!خیلی عجیبه
کسی سنجاق قفلی داره؟
!زود باشید
.زیپم بسته نمیمونه
.مجبورم شبیه اردک راه برم
.کواَک - کواَک
!درست مثل کمپ تابستونی - .دیگه خسته شدم -
واقعاً عوض شده! این همه خونه قبلاً .اینجا نبود
.تازه ساختنشون
خیلی زشتن! یکی هم بود .که وافل میفروخت
.هنوز هست .درست پایین ویلا
!درست پایین ویلا - !بسه -
.عالیه، چون دارم میمیرم
از گشنگی؟ - .من تا فردا چیزی نمیخورم -
تشنهت نیست؟
میشه یه گاز کوچیک دیگه بزنم؟ - .نه، یه بار زدی -
.بیاید تو
خیلی خسته شدم، شما نشدید؟
اون دوستپسرته؟
.آره
.میرم اتاقمو ببینم
.انگاری هیچ وقت از اینجا نرفتم .الآن سال 1954ـه
.اون بو رو یادم رفته بود .من پنج سالمه
چراع نفتی. میخواستم هر شب .روشنشون کنم
.یه کاسه جای کشو بود
.شاید هنوز همونجاست
.احمقانهس .واقعاً دوست داشتم دوباره ببینمش
،اگه یه شیشه بذارم جای اون .هنوز میتونم ببینمش. غذاهای کنسروشده
!کارن
کارن، خوابیدی؟
!کارولین! جوئل
.اتاق تو خیلی خوبه - میخوایش؟ -
!بیاید غروب رو ببینید
من با صدای دریا .نمیتونم بخوابم
.این یکی مال من
.خیلی قشنگه
نوشیدنی وافل بستنی
یک سپتامبر پنج و نیم عصر
برای شام چیکار کنیم؟
ساعت چنده؟
.حوصلهی خرید ندارم .بیاید هرچی مونده بخوریم
اون چیه؟
.حمام
... ولی نه دوش داره
.نه وان، نه توالت
... نه، وان اینجاست
میبینیش؟
یک سپتامبر ده شب
!کارولین! ببین
!ببین چی پیدا کردم
!کاسهی مامان بزرگ
!خیلی بهت میاد
... بهترم شد - به عنوان یه کلاه؟ -
.بذارش رو سر من
!خیلی خوشحالم
!به سلامتی عروس
!خدایا
!کفشای چوبی
اندازهی تو میشن؟ - .نمیدونم، پا میزنم -
.یکم بزرگن
.بازم هست .خیلی خوبن
یکیش گم شده؟
!بیا رقص محلی بریم
!برید بخوابید
!کاسه
دو سپتامبر، ظهر «لس شاردونتس»
!کارولین
!بیدار شو! بیرون خیلی قشنگه - جدی؟ -
خوب خوابیدی؟ - !عالی -
.مثل خرس خوابیدم ... خیلی خسته شدم
.بعد جابهجا کردن اون چمدونا
.کاش برای صبحونه تخم مرغ داشتیم
مزرعه این اطراف نیست؟ = .یه عالمه -
همیشه برای تخم مرغ و شیر پیش یکیشون میرفتیم. کجا بود؟
.«حوالی «اُرُووِت = کجا؟ -
ارووت؟
!آره! ارووت
و میدونی اسم مزرعهش چی بود؟ .«مزرعهی «گرووِت» در «ارووت
.اوه، درسته .یادم اومد
.مزرعهی گرویت در ارووت
.گرویت نه .گرووِت
.به هر حال، من میخوام رژیم ماهی بگیرم .رژیم خیلی خوبیه
میگی میخوام رژیم بگیرم .بعدش مثل گاو میخوری
!نه، امروز تصمیمم رو گرفتم
.هر روز میگه که میخواد رژیم بگیره
و هر روزم ساندویچ ...گریل شده
... نون و کره، شکلات .میخوره
.یه کتاب خوب از پاریس خریدم
میخوای ببینیش؟
.مطمئنم اینو میگه
.ببینیمش
پروانهی کاهش وزن» «انتشارات پولینزیَن، از پاپِت
ارووت؟ - .نه، پاپت -
.فقط یک راه برای کاهش وزن وجود داره»
«... رژیم گرفتن. ولی نه هر رژیم قدیمیای
کتابش خیلی .تقسیمبندی حسابشدهای داره
.ببین، چیزای جالبی توش میبینی
No comments yet. Be the first to leave one.