Die ersten 200 Zeilen.
من میتونم بقیه عمرم رو با
این زن زیبا بگذرونم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
من خوش شانس ترین مرد در منطقه سه ایالت هستم
آره
ای کاش میتونستیم زمان رو نگه داریم
کاری کنیم امشب تا ابد بمونه
اینجا رو ببین
اینو از یک دوست گرفتم
...میدونم چیزی که میخوایم نیست
وقتی تو رم هستی ؛باشه؟
رایج ترین سوالی که بیماران می پرسند
وقتی در حال مرگ هستند اینه که
چقدر وقت دارم؟
تا کی باید کارام رو راست و ریست کنم؟
اشتباهاتم رو اصلاح کنم
و به افراد زندگیم بگم که دوستشون دارم؟
چیزی که اونا واقعا می پرسند اینه که
چقدر وقت دارم تا خودم رو از گناه خلاص کنم
قبل از اینکه برم؟
اما وقتی زمان محدوده احساس گناه اجتناب ناپذیره
این اجتناب ناپذیره
و تنها درمانش؟
بخششه
یک منبع به ظاهر محدود درباره انسان
امیدوارم مشکلی نداشته باشی
من شنبه تو رو خراب می کنم جان
معمولا فقط من و دوستم یوهان تو خونه هستیم
تصمیم گرفتم برم بیرون و روی مهارت های اجتماعیم کار کنم
حالت چطوره؟
سکوت تو گویای همه چیزه
برام مهم نیست کسی درباره تو چی میگه
دکتری که شبش رو با تعطیلی میگذرونه
خداحافظی با یک بیمار
تو کتاب من تکه
خداحافظی؟ من جایی نمیرم
...مگه اینکه پرستار دقیقا چی شده؟
تو نه
اون
اون در حال انتقال به یک مرکز مراقبت طولانی مدته
صبح میره
و یکی از اون خفناش نیست
کی اجازه داده؟ دکتر لاندون؟
بالاتر از اون
چی؟ شماها چطور اینطوری حالمو گرفتید؟
بچه ها تا حالا ولف رو دیدید؟
میدونی چرا صداش زد؟ چه اتفاق اضطراری افتاده؟
تو ؛ پارگی آنوریسمت
اشتیاق مسریه
اتفاقا شلوار خوبیه
ممنون وان
خوشحالم که یکی از اطرافیانم ازم قدردانی می کنه
مرد ؛ بهتره یه شیوع زامبی تو اورژانس داشته باشیم
کجا بودی؟ شنبه شبه بیرون بودم
و تو بهترین باور رو داری که تنها به خونه نمی رفتم
ادکلنت سینوس هام رو اذیت می کنه
خب بیشتر دخترا بهم میگند که بوی منو دوست دارند
اون دخترا باید برای معاینات عصبی گسترده مراجعه کنند
ما یک بیمار داریم
جان دویی که چند هفته پیش اومد درسته؟
آره من شنیدم که بعضی از پزشکان آی.سی.یو درباره اون صحبت می کنند
هیچ سابقه مرتبطی با اون وجود نداره
آره فقط یک لیست طولانی از عفونت هاست
و باکتری های مقاوم به دارو
از بیمارستان به بخش ویژه و برگشته
ترسناکه
خب اونو فردا صبح
از بیمارستان ما منتقل می کنند
مگه اینکه بخوایم دلیلی برای موندن اون پیدا کنیم
باورم نمیشد که خونه دارها رو برای این کار سرزنش کردم
میدونی مراقبت طولانی مدت از همچین بیماری به چه معنیه؟
اون فقط از یک مرکز به مرکزی دیگه میره
تا وقتی که اون فراموش بشه
دقیقا درسته دکتر کینی
از کجا شروع کنیم؟ برنامه چیه؟
خانم
چارلی رو دیدی؟ خدای من
باشه باهام بیاید چارلی رو دیدی؟
مطمئن نیستم چارلی کیه
حدس میزنم شوهرش باشه
مردمک ها کاملا گشاد شدند
بیاید یک سری سی.تی ؛ یوتاکس ؛ سی.بی.سی و آزمایش شیمی داشته باشیم
خانم ؛ میتونید بهم بگید چطور اینجا اومدید؟
پاهاش سرده پاهاش سرده باشه
میشه اسمتو بگی؟
پاهاش سرده نبضش رو چک کن
قلبش می تپه
میخوام با چشمهات نور منو دنبال کنی
باشه؟
فکر نمی کنم خون مال اون باشه
چارلی رو دیدی؟
یکی به اسم روان
مایا هستم ؛ پیام بزارید
مایا ؛ امی ماری آلن
منع رفت و آمد از ساعت یازده شب
از دومین باره تو این ماه که از دستش میدی
تو قوانین رو میدونی
یه مشکلی سر کار پیش اومد
۱۵دقیقه دیگه میرسم بیمارستان
انتظار دارم تا اونموقع خونه باشی
الان بهم زنگ بزن
خدایا کمکم کن
نمیدونم چی گرفتیم ...این
مثل آبنبات بود و یک اسم داشت
شبیه مولی بود
بعدش چی یادت میاد؟
نمیدونم
داشتم راه میرفتم
ماشینی اومد منو سوار کرد و منو آورد اینجا
میشه لطفا فقط بهم بگید
شوهر من کجاست؟
تمام تیم ما در حال حاضر تو بیمارستانه
تو هر منطقه ای که صحبت کردیم
بهتون اطمینان میدم که ما پیداش میکنیم
و بهتون کمک می کنیم چیزی رو که اتفاق افتاده به خاطر بسپارید
شادترین روز زندگیت رو تصور کن
که به یک کابوس کامل و مطلق تبدیل میشه
واضحه که مواد مخدر در این ماجرا نقش داشته
اما این همه چیز نیست
نشانه های کتاب درسی فراموشی تجزیه ای
هر اتفاقی که برای اون زن افتاده خیلی نادره
مغزش اونو از هوشیاری پاک کرده
انگار ذهنش از چیزی محافظت می کنه
اصلا میخوایم بدونیم چیه؟
پرستار شارژ حتما بهشون زنگ زده
افسر استنلی همیشه از دیدنت خوشحالم
تو خوب به نظر میرسی ممنون دکتر
ای کاش یک تماس اجتماعی بود
اما ما برای عروس اینجا هستیم
گزارشات میگه اون خون آلوده
...و گمشده
چارلی
عروس خونین به علاوه یک داماد گمشده
برای فهمیدنش لازم نیست نابغه باشی درسته؟
اون زن ممکنه یک آسیب عصبی موذی داشته باشه
صرف نظر از اینکه ممکنه کاری کرده باشه یا نکرده باشه
ما موظفیم با تک تک افراد حرف بزنیم
هرکسی که از کنار این درها رد میشه و ما این کار رو انجام میدیم
اون اینجا رو ترک نمی کنه تا وقتی که ما اونو پاک کنیم
و ما باید داماد رو در نظر بگیریم
بیاید فرض کنیم اون هنوز زنده است
اما با توجه به مقدار خون روی اون
اون زمان زیادی نداره
یک ساعت طول می کشه تا اونو به ایستگاه برسونیم استنلی
اما تو میدونی که من میتونم سریع تر جواب پیدا کنم
اون اینجا میمونه
ازت میخوام اینا رو کنار هم نگه داری
پلیس ها اینجا هستند
فکر کنم خب این ما رو همکار می کنه
اما ما هنوز باید ازش سوال کنیم
البته ؛ راه رو نشونتون میدم
نقشه چیه؟
هنوز دارم بهش فکر می کنم
چیه؟
اینو نزدیک ایستگاه پرستاران پیدا کردم
حتما اون ولش کرده
فکر کنم به ما اجازه میدی ببینیمش
قبل از اینکه اونو به پلیس بسپاریم
اسم عروس بریجت مایرزه
اون در ساوت جرسی زندگی می کنه
ما یک کارت شناسایی و کارت هتل ازش پیدا کردیم
و وسایل مهمونی
هیچ نشونه ای از مهمانان دیگه نیست شاید فرار کردند
نتایج اوتاکس تا یک ساعت دیگه برنمیگرده
الان ما روی داماد و پیدا کردنش تمرکز می کنیم
شاید تصادف کردند
ممکنه جایی گیر کرده باشه
باشه ؛ اگه تصادف بود اون زخمی میشد
هیچ خراشی روی اون نبود
ممکنه تصادفی بهش حمله کرده باشند
یا بهش حمله کرده
شاید بریجت چارلی بیچاره رو کشته
اون گفت که پاهاش سرده
بیاید زود نتیجه نگیریم
اگه بنا به معجزه ای اون بیرون باشه و در حال خونریزی باشه
وقتش داره به سرعت تموم میشه
مگه پلیس ها برای همین اینجا نیستند؟
اونا در حال تلاش برای حل یک جنایت هستند
ما یک بیمار رو نجات میدیم
باشه پس به عقب میریم قدم های عروس رو یک بار دیگه مرور می کنیم
و باید ما رو به داماد برسونه
اما حتی اگه یادش باشه
مگه ما براش وقت داریم؟
باید وارد سرش بشیم
خب پس این دقیقا همون کاریه که ما انجام میدیم
چی؟
دکتر ولف الان مواد زدی؟
میخوام خودمو در شرایط روحی عروس قرار بدم
به ما کمک می کنه بفهمیم اون چی میخواد به ما بگه
میتونم احساس کنم اون احساساتی داره باید فکر کنم اون چطور فکر می کنه
ما باید دنیا رو از دریچه تحریف شده اون ببینیم
درواقع این یجورایی هوشمندانه است
و خطرناک
این کاری نیست که قبلا انجام داده باشم
این زن برای کمک پیش ما اومد
پس مگه اینکه کسی گزینه بهتری داشته باشه
بیاید با هتل شروع کنیم
کی با من میاد؟
دانا دانا
No comments yet. Be the first to leave one.