True Blood

True Blood

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 5

Release Info

True Blood 2008 S05E11 Sunset 1080p BluRay x265 Silence
Ein Kommentar von hossein200
1080P X265 Silence هماهنگ با

Tags

BluRay
1080
x265
Veröffentlicht am: 2020-09-03
Downloads: 50
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

،اگه حقانيت "ليليث" رو نپذيري .بزودي با مرگ حقيقی مواجه خواهي شد

.ليليث" يک خداي دروغينه"

اون تو و تمام اطرافیانت رو .به سمت نابودي مي کشونه

آلاسکا"؟"- هفته ي آينده ميخوام برم-

.ميخوام منو افسون کني .کاري کني که فراموشت کنم

ميخوام که "جيسون" هم از ذهنم پاک بشه- "خدانگهدار، "هويت-

."امشب، زنده از "نیو اورلینز"ِ "لوییزیانا

."کشیش "استیو نیولین

.اون تو این ایالته .باید بریم

.احتمالاً اونو یه جایی گذاشته

می دونی که بابایی خوشش نمیاد .از اینکه آدم بشی

اجازه ميدي "الايجا" همه چيزت رو ببره؟

من و تو مخفيانه زندگي مي کنيم .همونطور که يه زماني با "اريک" زندگي کردم

.ما فرار نمی کنیم

.تو مبارزه ی ریاست گله باختم .طرد شدم

.پس حالا یه گرگ تنهایی .درست عین بابات

لیلیث" بر من ظاهر شد" و خالقم رو نابود کرد

کسی که به عنوان ِ خدای .دروغینی می پرستیدم

.ما فرزندان ِ "لیلیث" هستیم

خواهی دید که تو و من

مقدر بوده که رهبران همنوعانمون .به دنیای جدید باشیم

کدوم دنیای جدید؟

خون ِ پری ها به ما .اجازه میده در روز قدم بزنیم

.ما متعلق به شب هستیم

خودم می تونم داخل زمین برگردونمت

.لیلیث" رو برای خودتون نگه دارین"

!من خورشید رو بدست میارم

اینو از کجا آوردین؟

.زیر تخته های کف خونه ی مامان بزرگم

.یه قرارداده

،"من، "جان ویلیام استکهاوس»

به آقای "م. وارلو" می بخشم

«.اولین فرزند ِ مونث ِ پری ِ خود را

."سوکی"

هشدار: در اين فيلم از ادبيات زننده و کلمات ِ بي پروا استفاده شده که براي رعايت امانت .در ترجمه به همان صورت آورده شده اند

."بیل کامپتون"

."بیل کامپتون"

..."بیل"

."کامپتون"

.فقط یک نفر می تونه رهبر ما باشه

.من تو رو انتخاب می کنم

.خون رو بنوش

.تمامش رو بنوش

.نه

.نه

کاری مشترک از تيم‌های ترجمه ی RapidBaz & TvShow

.ليليث" يک خداي دروغينه"

اون تو و تمام اطرافیانت رو .به سمت نابودي مي کشونه

اگه فقط بکشی و بکشی ،چیزی باقی نمی مونه

.نه حتی خودت

!نه- !پدر-

.ژنرال "کاونا" داره میاد

نورا"؟"

بله؟

"بهمون خبر رسیده که ژنرال "کاونا

.بهمون سر خواهد زد

.ببخشید- حالت خوبه؟-

.بله، خوبم

.چیزی تغییر کرده .تو عوض شدی

دچار تردید شدی؟- .نه. نه، البته که نه-

.نگران "راسل" هستم

خیره سری ِ اون ممکنه تمام چیزایی .که براش زحمت کشیدیم رو نابود کنه

.راسل" بی اهمیته"

.اون هیچه

این ها همه در راستای .طرح "لیلیث"ـه

.بله، البته

،ما این کار رو با هم شروع کردیم .من و تو

و حالا تمام چیزایی که رویاش رو .می دیدیم در حال واقعی شدنه

.جهان از خون لبریز خواهد شد- .بله-

.و ما برای نوشیدنش حاضر هستیم

.و در تاریکی شادی خواهیم کرد

..من به اطلاع بقیه می رسونم- .آره. برو-

."جسیکا"

سلام، "بیل". خواستم ببینم میشه از تلفنت استفاده کنم؟

.مال من این زیر کار نمی کنه- به چه منظوری؟-

.باید به "جیسون" اخطار بدم

،وقتی تو نبودی مجبور بودم جلو "استیو نیولین" رو بگیرم

.که دو بار بهش حمله نکنه

"و حالا که اون و "راسل ول می گردن

واقعاً می ترسم که دوباره .اون کار رو تکرار کنه

حالا میشه ازش استفاده کنم؟- .متاسفم. ولی نه-

نه؟

.ولی "جیسون" اون بیرونه .هیچ پشت و پناهی نداره

.سوکی" هم همین طور"

جسیکا"، مدت زیادی برام" طول کشید که با این واقعیت

کنار بیام که بخشی از ایمان قلبی به

کلام ِ "لیلیث" این بوده که خودم رو از

مسائل پیش پا افتاده ی .انسان ها دور نگه دارم

قبلاً نگرانی درباره ی احساسات

و فناپذیری شون و ضعف هاشون

.برام دیوانه کننده بود

...تا اینکه راه بهتری پیدا کردم

."راه ِ "لیلیث

"و "جیسون" و "سوکی" و ساکنین ِ "بان تامپ

.دیگه مربوط به ما نمیشن

.اونا غذا هستن و نه چیزی بیشتر

.جدی نمیگی

.به مرور زمان می فهمی

،حالا، من متاسفم

ولی مسائل دیگه ای هستن .که باید بهشون رسیدگی کنم

ولی اگه به خون آشام تبدیلش کنم چی؟

می خوای یه خالق باشی؟

...من

من داشتم کتاب "لیلیث" رو می خوندم

و توش نوشته که بزرگترین هدیه ای

که می تونید به یه انسان بدین .اینه که تبدیل به خون آشامش کنید

.حقیقت داره

خب، این برای من قابل درکه چون من عاشق "جیسون" هستم

ولی انگار هیچ وقت رابطه م باهاش به جایی نمی رسه

و داشتم فکر می کردم احتمالاً به خاطر اینه که اون انسانه

.و من یه خون آشامم

ولی اگه به خون آشام تبدیلش کنم .دیگه می تونیم با هم باشیم

."می دونی، تقدیس شده توسط "لیلیث

خیال می کنی من یه احمقم؟

چی؟

واقعاً می خوای اونجا وایسی و تلاش کنی من رو با

دروغهای ابلهانه ت فریب بدی؟

.این طور نیست- .بله-

"میشه لطفاً "گاندری" و "لمبرت رو داخل بفرستی؟

داری چی کار می کنی؟

دارم پیشنهاد سخاوتمندانه ت رو قبول می کنم

اگه می خوای "جیسون استکهاوس" رو به یه خون آشام تبدیل کنی

.پس حتماً، خواهش می کنم این کارو بکن

نه، "بیل"، من سعی نداشتم .فریبت بدم

...می خواستم به "جیسون" کمک کنم- .نه، نه، نه. حق با توئه-

،در دوره ی پیش رو

ممکنه برام مفید باشه که .نسل "کامپتون"ها رو حفظ کنم

پس چرا از همین الان شروع نکنیم؟

،همون طور که به درستی گفتی ،به عنوان صدراعظم

این خیلی ریاکانه ست که از بقیه ی

خون آشام ها بخوام خالق بشن

بدون اینکه همین درخواست رو .از تو کرده باشم

."صبر کن "بیل- ."گاندری"-

.این فرزند من "جسیکا"ست

ازت می خوام اون رو به "بان تامپ" ببری

جایی که خالق یه مرد جوان .به نام "جیسون استکهاوس" میشه

.با هلیکوپتر برین .می خوام این کار به نحو احسن انجام بشه

"نه، احتیاجی نیست "بیل- .نذارین از جلو چشمتون دور شه-

:ترجمه و زيرنويس از EraZer Head

.منو ببخش. منو ببخش .منو ببخش. منو ببخش

حالا چی کار کنیم؟

.خودمونو از اینجا بیرون می برم

تو حالت خوبه؟

یه ذره عجیبه که بفهمی

سیصد سال پیش .به یه خون آشام فروخته شدی

.هی، اون طومار کس شعره

،مهم نیس چی توش نوشته .هیشکی تو رو نمیفروشه

.عمراً اگه بذارم

.فکر کنم اومد سراغم

چی رو میگی؟- .ولی یه خون آشام نبود-

.یه موجود عجیب از هوا بود

.«بهم گفت «تو مال خودمی

...خب، این

.واقعاً کیری و ترسناکه

مورلا" گفت که" با یه یارو از بزرگان حرف زده

.که می تونه بهمون یه جوابایی بده

.گفت ارزش امتحان کردن داره

."اوه، "سوک .بیا اینجا

.من باید برم

اندی" با این همه حمله های خون آشاما" مجبورمون کرده شیفتای 3 برابر برداریم

.فردا برمی گردم و بهت سر می زنم

.تو همینجا که امن و خوبه بمون

.باشه

فقط باید کمکم کنی .که از اینجا بیرون برم

.اوه

جیسون"، بهم قول بده" .که مراقب می مونی

.وای

.هیچ وقت به این عادت نمی کنم

.قربان .از این طرف

.ما همینجا منتظر می مونیم قربان

."ژنرال "کاونا .عجب غافلگیری ای

.چه خوب که دوباره می بینمتون

.این چرندیات رو ول کن صدراعظم

رومن" کجاست؟"

متاسفانه، سرپرست این لحظه .در دسترس نیستن

تو دیگه کدوم خری هستی؟

ژنرال، ایشون صدراعظم "کامپتون" هستن

.تازه واردن

خب، اون بیرون توفان گُه راه افتاده

و "رومن" هم تلفنای منو ندیده می گیره

حالا ازتون میخوام بهم بگین .چه خبر شده

خب، شما در جایگاهی نیستین .که درخواست مطرح کنین

.اوه، که این طور و جنابعالی کدوم خری هستین؟

ژنرال "کاونا"، ما عمیقاً متاسفیم که "رومن" اینجا نیست

ولی ما می تونیم کاری برای کمک به شما بکنیم؟

ما می دونیم که شما بودید .که کارخانجات "خون واقعی" رو منفجر کردید

چه حرف یاوه ای. اون کارخانه ها .به دست تروریست ها منفجر شدن

."جلو قاضی معلق بازی نکن "رازلین

دولت ایالات متحده و این مقامات .با هم قراری داشتن

.این قرار اسمش اجتماع گرایی بود

،به این معنا که شما ما رو به گا ندین .ما هم شما رو به گا نمیدیم

حالا من با "رومن" تلاش کردم که این مقامات رو

.برای 20 سال حفظ کنم

.ولی این بار دیگه زیاده روی کردید

همین الان صحبت هایی در سطوح بالا در پنتاگون در جریانه

که چطور خون آشام ها برای همیشه .از روی زمین محو بشن

.پس لازمه با "رومن" صحبت کنم

.رومن" دیگه همراه ما نیست"

چطور؟

اون نتونست با برنامه پیش بره .پس باید حذف می شد

More Farsi Persian subtitles for True Blood

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left