Die ersten 23 Zeilen.
امشب هواي اينجا قراره پر از دود بشه
کسي که اينجا نباشه بدجوري ضرر مي کنه
مثل اين ميمونه که هر روز ما رو شش فوت ميبرن زير زمين
چقدر زيبا.. چه چيزهايي بالا ميروند که بايد پايين بيايند
الان ديگه همه ي دغدغه هام رفته ان .حالا ديگه بايد به واقعيت برگردم
نمي تونم بهشون اجازه بدم که منو ضعيف ببينن نياز دارم که متوقفش کنم
احتمالش هست که کسي اينجا احساساتش مثل من باشه؟
خاکستر ها و شکست هاي قلبي
...يه چيزايي گم کردم بذار به سلامتيش بنوشيم
پس بياريد بالا بذاريد يادآوري کنيم...
تو رفتي اما هيچ وقت دلت تنگ نشدي
خاکستر ها و شکست هاي قلبي
...يه چيزايي گم کردم بذار به سلامتيش بنوشيم
پس ليوانها رو بياريد بالا به سلامتي خاطره ها...
همه چيز رو رها کنيد و با اون خاکستر ها پر کنيد
اونا رو با خاکستر ها پر کنيد
فردا وقتي از خواب بيدار ميشي و ميفهمي که زندگي انصاف نداره
به گذشته بر مي گردي و کاري مي کني که کل دنيا ناپديد بشه
تو هيچ وقت دلت واسه چيزي که داشتي تا وقتي که از دستش ندادي تنگ نشده
اوضاع وقتي درست است که يک چيزي هميشه در حال اشتباه باشد
الان ديگه همه ي دغدغه هام رفته ان .حالا ديگه بايد به واقعيت برگردم
نمي تونم بهشون اجازه بدم که منو ضعيف ببينن نياز دارم که متوقفش کنم
احتمالش هست که کسي اينجا احساساتش مثل من باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.