Die ersten 184 Zeilen.
نواحي قطبي براي زندگي خشن تر از ديگر بخش هاي زمين هستند
،انسان در اين مناطق پوشش طبيعي اندکي براي محفاظت از خود در برابر سرما، در اختيار دارد
پس چرا انسانها هزاران سال است که سختي هاي زندگي در اينجا را تحمل کرده اند؟
و امروز چه چيز ما را واميدارد تا به دوردست ترين مناطق سياره مان بازگرديم؟
سياره يخ زده - قسمت ششم آخرين پيشگامان
:راوي ديويد اتنبرو
،زمستان در شمالي ترين شهر روي زمين "لانگ-يِر-بِين"
در اينجا، به مدت سه ماه از سال خورشيد هرگز طلوع نمي کند
،فقط ماه کامل که در نواحي شمالي نظير اينجا ،هرگز غروب نمي کند
اندک نوري بر اين تاريکي مي افشاند
اين شهر اينجا در "سالبارد" که فقط 1200 کيلومتر با قطب شمال فاصله دارد بناگرديده تا پشتيبان يک معدن باشد
،قطب شمال از لحاظ ذغال سنگ نفت و مواد معدني غني ست
در سيبري، ناحيه ي روسي قطب شمال ثروت و ازرش کاني ها باعث گرديده تا شهرهايي بزرگ پا بگيرند
اينجا "نوريسک"، سردترين شهر جهان است
دماي هوا به صورت منظم به پايين تر از 50- درجه سانتي گراد کاهش مي يابد
گازوئيل در مخزن کاميون ها يخ زده و مي بايست به شيوه اي نسبتا خطرناک آب شود
کشتي ها 9 ماه از سال را در رودخانه هاي منجمد، گرفتار مي شوند
يخ بايد از بدنه آنها زدوده شود
زيرا فولاد شکننده شده و در برابر يخ هاي ضخيم آسيب پذير مي گردد
،همانند همه شهرهاي قطب شمال نوريسک نيز متکي به نيروگاهي ست که خانه همه ساکنين را گرم مي کند
گرماي هدر رونده کارخانه ،حتي درياچه را هم در تمام زمستان آري از انجماد نگاه ميدارد
حتي با وجود دماي کمتر از 50 درجه نيز "اعضاي "باشگاه شير دريايي نوريسک هر روز به اينجا مي آيند
شواهدي وجود دارد مبني بر آنکه ،فرورفتن در آب سرد براي سامانه ايمني-دفاعي بدن خوب است
اما با آبي که دماي آن ،فقط يک درجه سانتي گراد بالاي صفر است
به سختي مي توان تصور کرد که فوايد اين کار به رنج و مشقت هايش بچربد
،امروزه به يمن فناوري ساکنان شهري قطب شمال مي توانند زندگي تقريبا عادي داشته باشند
،اما شهرها و شهرک ها تازه وارداني نوظهور در عرصه هاي قطبي هستند
نواحي قطبي کم جمعيت ترين بخش هاي اين سياره محسوب ميشوند
بيشتر مناطق قطب شمال خالي از حضور انسان است
در شمال، خود قطب با اقيانوسي منجمد پوشيده شده است
گرداگرد آن زمين هايي پهناور قرار گرفته که سيبري بزرگترين و سردترين آنهاست
،انسان ها نخستين بار، هزاران سال پيش ،به دشت هاي وسيع سيبري تاندار سفر کردند .و عده اي هنوز هم در همان جا زندگي مي کنند
دُلگان" ها يکي از معدود قبايلي هستند که هنوز" به همان شيوه پيشگامان اوليه قطب زندگي مي کنند
آنها مردماني گوزن دار هستند
گوزن هاي شمالي يکي از معدود حيواناتي هستند که مي توانند اين شرايط را تحمل نمايند
گوزن ها خود را با لقمه هاي کوچک از گياهاني که مي توانند در زير برف ها دوام بياورند، سير مي کنند
هيچ کس تاکنون نتوانسته ،گوزن هاي شمالي را کاملا اهلي نمايد
اما حيوانات امروزي آنقدر آرام هستند
که اجازه دهند دُلگان ها، آنها را براي جستجوهاي دائمي غذا، در طول تاندار کوچ دهند
،اين يک نمونه از روستاهاي دُلگان هاست .خانه دو فاميل بزرگ
،اينجا، در سردترين قسمت از قطب شمال ،به مدت 9 ماه، تنها راه تهيه آب ذوب کردن يخ رودخانه هاي منجمد است
دست کم ديگر لازم نيست نگران فاسد شدن غذاها بود
محيط بيرون يک فريزر بزرگ بسيار سرد است
زنده ماندن فقط از طريق پوست گوزن شمالي ميسر است
لباسي که به طرز شگفت آوري گرم است
با اين همه کودکان بايد دائما به لباس خود دوخته شده باشند تا دچار سرمازدگي نگردند
دُلگان ها حتي براي عايق کردن خانه هاي خود هم از پوست گوزن شمالي استفاده مي کنند
.اين اتاق نشيمني است کاملا اشتراکي و عمومي
داشتن ارتباط خوب ميان عروس ها و خانواده شوهر کاملا ضروري ست
گوزن هاي شمالي ...به قدري براي آنها ارزشمند هستند
که فقط در صورت ناچاري اقدام به خوردن گوشت آنها مي کنند
غذاي مورد علاقه آنها ماهي خام رودخانه هاي منجمد است
اين خانواده ها تقريبا هر هفته يک بار ،براي يافتن چراگاه هاي جديد براي گله هايشان ناگزير به کوچ مي شوند
آنها نخست قوي ترين حيوانات خود را با شيوه کمند اندازي از گله جدا مي کنند
مهارتي که نياکان آنها وقتي از آسياي مرکزي به شمال آمدند .به همراه خود به اينجا آوردند
و سپس به تدريج خانه ها را به حرکت در مي آورند
کل روستاي دُلگان، فقط ظرف چند ساعت مي تواند آماده حرکت شود
،در طي سال، آنان همانند اين سفر صدها کيلومتر را در توندراي پهناور مي پيمايند
اين گوزن هاي شمالي بودند که با حضور خود ،در زمين هاي قطب شمال اولين دُلگان ها را به اينجا کشاندند
افراد ديگر، به هر حال چالش هايي .حتي بزرگتر از اين ها را به عهده دارند
آنها زمين ها را رها کرده ،و در درياي منجمد، دنبال غذاي خود روان مي شوند
،تا در اينجا، در دنياي در حال تغيير درياي منجمد .پستانداران دريايي بدست آورند
،"پاشا" گروهي از مردان اسکيمو را در "چاکوتکا" شمال شرقي ترين گوشه روسيه، رهبري مي کند
اين مردان در سرماي کشنده براي ساعت هاي متمادي ،از خانه هاي خود نقل مکان کرده
و در هزارتويي خطرناک .در حال جدال با مسير پيش روي خود هستند
اين تکه يخ هاي شناور چند صد تني قادرند قايق کوچک آنها را همچون پوست تخم مرغ، خرد کنند
مردان، خانواده هايي بزرگ دارند و اين تنها راهي ست که براي سير کردن شکم آنها در دسترسشان است
پاشا در جستجوي ابري مه آلود بر روي آب است که از تنفس طعمه اش ايجاد مي شود
حيواني که از خيلي از نهنگ هاي قطبي بزرگتر است
...سيلي دو تني با عاج هاي ترسناک
يک شير دريايي
او به طرف آب هاي آزاد مي رسد ،آنها بايد پيش از آنکه به زير آب قوس نمايد .به او برسند
يک شير دريايي خشمگين به راحتي مي تواند قايق آنها را واژگون کند
نيزه محکم به لايه هاي ضخيم ،چربي بدن شير دريايي مي چسبد
و شناورهايي که به نيزه متصل هستند مانع از رفتن حيوان به زير آب مي شوند
پاشا مي خواهد با شليکي بي نقص شکار را سريع بکشد
پس از روزي طولاني ،شکارچيان خسته شده اند
اما هنوز خيلي از کارها مانده
اين پاداش بزرگ، تا هفته ها تمامي اعضاي خانواده آنها را سير نگاه مي دارد
.سلاخي آنها ساعت ها طول مي کشد .هيچ چيز آن دور ريخته نمي شود
گوشت ها را در کيسه هايي که ،با پوست خود حيوان درست شده است دسته بندي مي کنند
،با آنکه نيمه شب است اما خورشيد همچنان در آسمان مي تابد
تابستان تقريبا به اينجا رسيده
،در اين شمال دور ،فصل ها به سرعت تغيير مي کنند
هر روز که مي گذرد خورشيد بالاتر مي آيد و گرمايش بيشتر مي شود
تغيير و تحولات از زمستان به تابستان ...آنقدر شديد است
که به زندگي تمام آنهايي که در اينجا زندگي مي کنند، چيرگي مي يابد
،يخ هاي اطراف ساحل، تقريبا ناپديد شده اند
و سيل ها و شير هاي دريايي که پاشا و مردانش به آنها وابسته اند، همگي رفته اند
آنها عازم نوع ديگري از جستجو براي يافتن غذا مي شوند
مقصد آنها جزيره اي در خليج است
قايق پوستي آنها که به سَبکي باستاني ،از پوست شير درياي ساخته شده
آنقدر سَبُک است که مي توانند آن را از ساحل بالا ببرند پس ديگر آب قايق را نخواهد برد
بار ديگر مردان ناچار خواهند بود به صورت گروهي کار کنند
اما يکي از آنها دست به خطري بزرگ خواهد زد
،"سبکترين مرد گروه "کوليا مسن ترين آنها نيز هست
او زندگي خود را به درازاي يک طناب نايلوني کهنه و قدرت دوستانش گره مي زند
اين صخره 100 متري، لانه هاي هزاران پرنده "گيله مات" است
و کوليا به دنبال تخم آنهاست
،او در پايين رفتن و رسيدن به مکان مناسب به مرداني که آن بالا هستند متکي است
،کوليا مرد قوي اي ست اما اضطراب به وضوح در چهره اش هويدا ست
مردان، کوليا را تا قعر صخره ها پايين مي فرستند
و او کارش را از پايين و در حين بالا آمدن از سنگ هاي شکسته شروع مي کند
!وايسيد
در اين ماموريت ،بيشتر از 50 عدد تخم بدست نمي آيد
اما دستکم ديگر لازم نيست ظرف غذاي سنگيني را با خود حمل کنند
در طي سال ها، مردان زيادي ،در راه جمع کردن تخم پرندگان دريايي سقوط کرده و جان خود را از دست داده اند
واقعا کار خطرناکي ست
.اين مردان قطبي نمي توانند کشاورزي کنند
زمين هاي يخ زده، هيچ گاه آب نمي شوند تا امکان کشاورزي براي آنها فراهم شود
،آنها براي غذاي خود به حيوانات وابسته اند
پس فرصت جمع آوري ،مقداري تخم پرنده را نيز بايد غنيمت شمرد .حتي اگر بهاي آن به خطر افتادن جان باشد
تغييرات فصلي، باعث تغيير شکل خط ساحلي قطب شمال شده است
و در زمين هاي داخلي اين تغييرات بسيار شديدتر است
در ماه جولاي (تير-مرداد) دماي توندار ممکن است به طرز شگفت آوري بالا رفته و از مرز 30 درجه سانتي گراد نيز بگذرد
،گوزن هاي شمالي الان نه فقط به خاطر يافتن مراتع تازه
بلکه براي دور ماندن از فوج .مگس هاي خون آشام تابستاني به حرکت در مي آيند
،گله داران محلي، براي حفظ سلامتي گله هايشان آنها را به سمت دريا کوچ مي دهند
شرايط خنک ساحل باعث آرامش گله ها مي شود
و هر سال فرصتي فراهم مي آورد تا قبايل گوناگون با يکديگر ملاقات کنند
پاشا و شکارچيانش نزديک ساحل زندگي مي کنند
آنها زمان ورود گله داران را مي دانند
محموله همراه شکارچيان ،نعمتي پر ارزش براي زمستان پيش رو ست
گوشت پرچرب شير دريايي که به مدت دو ماه در پوستي تخمير شده است
امروز شاهد تبادلي خواهند بود که قرن هاست هر تابستان در اينجا اتفاق مي افتد
گله داران پوست گوزن شمالي را با گوشت شير دريايي به صورت پاياپاي مبادله مي کنند
ادغام نمودن منابع، به بقاي اين جوامع در اين مدت مديد کمک کرده است
،يک نيمرو با تخم گيله مات بهترين چيزي ست که مي توان آن را با دوستان قديمي سهيم شد
تابستان فرصت خوبي ست ،تا مردمان دورافتاده از هم يکديگر را ملاقات کنند
،اين فرصتي ست براي مبادله اخبار ،شکل دادن ازدواج ها .و تعريف آخرين جوک ها
.تا ماه آگوست (مرداد-شهريور)، تابستان تمام مي شود
،زمستان خيلي سريع از راه مي رسد اما مردمان قطب شمال که اصالتا ،براي شکار به اينجا آمده اند
روش هايي براي مقابله با شرايط خشن و متغير زمستان ابداع کرده اند .که آزمون خود را در گذر زمان پس داده اند
امروز هم کششي جديد به سوي قطب شمال بوجود آمده است
اينجا "گرين لند" است ناحيه اي در قلمرو دانمارک
که امروزه متوجه شده اند که سرشار از نفت و فلزات گرانبها ست
،اين گروه سورتمه سوار بخشي از نيروه هاي مخصوص دانمارک هستند
آنها اکنون در يکي از خشن ترين سفرهاي جهان هستند يک گشت 3200 کيلومتري، در سرزميني که دانمارک مدعي حاکميت بر محيط بکر و گرانقدر آن است
اما ماموريت اين گشت بدون همراهي و کمک قديمي ترين ياور انسان ها در مناطق قطبي، ممکن نيست
راسموس" و "رولاند" تمام تابستان را" صرف آموزش و آشنا ساختن گروهشان با اين سگ هاي تنومند گرين لندي، کرده اند
آنها مي بايست با هريک از سگ هايشان رابطه بسيار نزديکي داشته باشند
اين روجر و اون يکي آرمسترانگه
در واقع، پيرترين سگ تو کل گشت هستش ولي هنوز هم خيلي قويه
اين افراد کاملا به استقامت سگهايشان که مي بايست در سرماي کشنده طول زمستان به حرکت ادامه دهند، وابسته هستند
تا دو ماه ديگر، اين آخرين باري خواهد بود که گروه خورشيد را مي بيند
،باهوش ترين سگها هميشه پيشرو مي باشند ،آنها ايمن ترين مسير را انتخاب کرده
و شکاف هاي پنهان و لايه هاي نازک يخ را احساس مي کنند
اين يکي از شش واحد گشتي ست که در شمال شرقي گرين لند ماموريت گشت زني دارند
آنها تنها انسان هاي اين سرزمين بکر و تهي هستند که وسعتش از مجموع دو کشور فرانسه و بريتانيا هم بزرگتر است
شرايط اينجا بسيار سختتر از آن است که بتوان با فناوري هاي فعلي در آن معدن کاري کرد
اما روزي، روش هايي براي حفاري و استخراج کاني هاي فراوان و گنجينه هايي که در ميان اين کوه ها آرمديده اند، پيدا خواهد شد
اين گشت ها صرفا با حضور فيزيکي خود در اين منطقه ادعاي مالکيت دانمارک را تثبيت مي کنند
اما فقط جنبه هاي مالي ...و دستيابي به ثروت نيست
که افراد را براي ثبت نام ،در اين گشت ها ترغيب مي کند
بلکه فرصت تحقق سفري ست که در تمام طول عمر، شايد هرگز بدست نيايد
گروه شش ماه روي يخ ها سفر مي کند
و در هر روز 65 کيلومتر را پوشش مي دهد
اگر آنها بخواهند موفق شوند دوستي و کار گروهي برايشان از ضروريات خواهد بود
سگهايشان مي توانند در محيط باز بخوابند فرقي هم نمي کند که هوا چقدر سرد باشد
.راسموس و رولاند چادر راحت و خوبي دارند
،آنها يک سري لوازم رفاهي پيشرفته نيز دارند
از جمله يک بي سيم که به وسيله آن موقعيت خود را به مرکز فرماندهي شان در دانمارک مخابره کرده و متقابلا آخرين اخبار را نيز دريافت مي نمايند
،الان اينجا ديگه بحث حول و حوش پوله مثلا اينکه از اقتصاد دانمارک يا بحران مالي چه خبراييه
و خيلي چيزايه ديگه که باعث ميشه ما زياد دلواپس محيط بيرونمون نشيم
،اگر بتوانيد با شرايط مقابله کنيد
آنگاه زمستان قطب شمال ،مي تواند برايتان جادويي باشد
بويژه زماني که بزرگترين نمايش نوري روي زمين، بالاي سرتان درحال اجرا باشد
اولين انسان هاي قطب شمال ،معتقد بودند که نورهاي شمالي يا همان شفق شمالي .رقص ارواح هستند
امروزه ما مي دانيم که اين نورها ناشي از ذرات الکتريکي بارداري هستند که از خورشيد متساعد شده .و توسط قطب هاي مغناطيسي زمين جذب مي گردند
يک طوفان بزگ شفق شمالي ،آنقدر انرژي دارد که ماهواره هاي مخابراتي
و خطوط انتقال نيرو را در نيمکره شمالي از کار بياندازد
پس شناخت شفق شمالي امري ست ضروري و حياتي
،در آلاسکا براي مطالعه اين نورها از موشک استفاده مي گردد
180کيلومتر بالاتر، در لبه خارجي فضا موشک ها ابري درخشان از دودي که براي اهل زمين .قابل رويت است، از خود آزاد مي کنند
اين دود توسط بادهاي شديدي که توسط شفق شمالي توليد مي شوند، پراکنده مي گردد
ترسيم نقشه حرکت اين دود ،به دانشمندان کمک مي کند بفهمند
،که اين منظره زيباي غير زميني چگونه بر اتمسفر ما تاثير مي گذارد
آنها به طور پيوسته شفق شمالي را زير نظر مي گيرند ،تا بتوانند از ما در برابر اثرات آن محافظت نمايند
پس ما همچنان مي توانيم با خيالي آسوده ،از تماشاي جادوي آن لذت ببريم
درست همانند نخستين مردمان قطب نشين .در هزاران سال پيش
،براي تمامي ساکنين نواحي قطب شمال
شفق شمالي يادآور حضور خورشيد است .در دل روزهاي تاريک زمستان
اما زماني که خورشيد در شمال زمين ،در زير افق قرار دارد
،در همان زمان، در ديگر انتهاي زمين خورشيد در بالاي آسمان است
No comments yet. Be the first to leave one.