Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
"...آنچه در کارداشیان ها گذشت"
دارم میندازمت بیرون چون باید درس بخونم
این تنها فرصتمه که این تست رو انجام بدم ،و اگه قبول نشم
کل ماجراهای دانشکده حقوقم تموم میشه
اوضاع با کانیه چطوره؟
:اون میگه که "من هنوز برگه های طلاق رو امضا نکردم"
"نمیخوام طلاق بگیرم پس امضاشون نمیکنم"
الان خیلی مطمئنم
از روز شکر گذاری چه خبر؟
اونو هم نمیتونم بیام؟
من فقط میخوام همه خوشحال باشن
ولی منو نندازین وسط
نمیفهمم که چرا من باید برم
کورتنی هرچی هم باشه خواهرمه
::::::::: آيـــ(کــــارداشیـــان ها)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
چرا منو به تولدت دعوت نکردی؟
هیچکس رو واسه تولدم دعوت نکردم
اون شام تولد نداشته
یه پارتی تولد تو کلاب داشته
من واسه تولدم شام دادم مامان
…راستی، فقط من بودم که
"خیلی خب "پس احساسات اسکات چی میشه؟
"چه حسی به اسکات دست میده؟"- درسته-
اینجوری نبودم؟- …اون کسی بود که-
عالیه. من اینو شنیدم و تو به تولدت دعوتم نکردی
ولی اسکات من دارم معذرت خواهی میکنم
هیچ وقت نشنیدم معذرت خواهی کنی
این اولویت من نیست
اولش شروع کردی گفتی اصلا تولد نگرفتی
اصلا...من بلند میشم میرم- این خیلی مسخرست-
تو نمیذاری حرف بزنم اسکات هی میپری وسط حرفم
…اول، شروع کردی گفتی
که تو حتی پارتی یا تولدی هم نگرفتی
…بچه ها- …نگفتم، خب واقعا-
تولد نگرفتم
هیچ وقت پارتی نگرفتم- مامانم اینجاست اسکات-
…دیدی که مامانم تایید کرد- …تو گفتی-
اسکات، لطفا دوباره ویدئو رو پخش کنین
چرا منو به تولدت دعوت نکردی؟
من هیچکس رو دعوت نکردم
اون شام تولد نداشته
من واسه تولدم شام دادم مامان
من واقعا برام مهم نیست اسکات، جدی میگم
اوه
باید زندگی سختی باشه
اگه دیگه نباید عضوی از این خانواده باشم ترجیح میدم جز این خانواده نباشم
هیچکس همچین حرفی نزد
ما دوستت داریم، میخوایمت- پنجاه پنجاه بودن جالب نیست-
نه، میفهمم …فکر کنم
میدونی، کندال وسط گیر کرده پس درست نیست باهاش این کارو کنیم
آره ولی اون کلی چرت و پرت گفته و میگه از من حمایت میکنه
نه، تو خوب میدونی ازت حمایت کرده
واضحه که چیزی حس کرده- احساس داغونی داره-
اصلا خوشم نمیاد وقتی همه دعوا میکنن، به خصوص بچه هام
و اسکات همین الان باید احساساتش رو کنترل کنه
و انقد به هم نریزه
تو این خانواده هیچکس نمیخواد با چیزی کنار بیاد
گوش کن، تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی کاری که میخوای رو انجام بده
نمیدونم
این فقط قراره بهتر و بهتر بشه
یا هم بدتر شه
میتونه به هر طرفی بره
همه جا چوب شور ریخته
لعنتی
سلام
یه دعوای بزرگ با اسکات داشتم
میتونم بیام خونه تو؟
معلومه که میتونی
ولی چی شده؟
چی…حتی الان؟
من هیچی نمیدونم
اسکات گفت "از مراسم شکر گذاری چه خبر؟"
:دراصل اینجوری بود که "چی؟ من دعوت نشدم؟"
دقیقا مشخص بود از رو کینه گفت
شما دوتا باهم دعوا کردین؟
اونم گفت …واسه شام تولدت"
"کورتنی و تراویس اونجا بودن"
"منم گفتم" آره بودن
"گفت "منم دوست داشتم اونجا باشم
"ولی تو منو واسه شام دعوت نکردی"
همش داشت پشت سرهم حرف میزد و من هی میگفتم این کارو نکردم
...به اندازه کافی تو روابطی بودم که
من دیگه تحمل ندارم و خفه میشم
بعدش بلند شدم گفتم میخوام برم و وسط حرفاش ول کردم اومدم بیرون
بازم حرف میزد واسه خودش
هیچ وقت ندیدم کندال و اسکات دعوا کنن
هیچ وقت
اون داشت مظلوم نمایی میکرد
و همه رو از جمله من، مقصر میدونست
منی که هیچ وقت قصد بدی نسبت بهش نداشتم
و دوستش دارم و میخوام همیشه اطرافمون باشه
واسه همین غافلگیر شدم
ولی آخرش گفت اینجا جای من نیست
جای اون دوتاست
درسته، کورتنی الان فقط به کورتنی لند اهمیت میده
…خب، شما دوتا
من فقط واسه این انرژی ندارم
مغز من تو یه سیاره دیگهست
و حس میکنم دارم یه زندگی متفاوت میکنم
من نقشم تو این دارما رو کنسل میکنم
چند هفته پیش اینو بهت گفتم
نظرمون این بود که با اسکات حرف بزنی و یه سری حد و مرز هارو مشخص کنین
چون همه درگیر این قضیه هستن- درسته-
"من فکر میکنم باید بگی "هی، بس کن
"با خانوادم درمورد مسائل حرف نزن" مثلا باید اول از من بپرسی ببینی راحتم یا نه
"انقد بقیه رو ننداز وسط، تموم"
اینجا تو باید رئیس باشی
سراغ اون نمیره چون میدونه حریفش نمیشه
پس میاد سراغ تو
اونی که کمتر عصبانی میشه
ولی این خیلی مسخرست تو رو طعمه میکنه
درواقع خیلی بی ادبانهست
با اینکه کات کردیم ولی هیچی نمیخوام و براش آرزوی بهترینارو دارم
با این حال احتمالا از یه جایی احساس گناه میکنه
فکر کنم بیشترش از همینجا نشئت میگیره
آره، مطمئنم بهت صدمه میزنه
مطمئنم خیلی سخته که بفهمی با زندگیت چیکار کردی
،چون وقتی میخوای اون قرص رو قورت بدی
به سختی میتونی قورتش بدی- آره-
هی، ممنون که اومدی
خوشحالم اومدم پیشت اینو ببین
دوستش دارم منم خوشحالم اومدی اینجا
اسکات بادنیک یکی از دوستای خوبمه
و اون واقعا زندگیشو وقف اصلاح زندان کرده
اون اولین کسیه که منو آورد زندان
،و وقتی فهمیدم که میتونم یه تفاوتی ایجاد کنم
خیلی سخت بود که بیخیال شم
…پس سوال اینه که
اگه...اگه نه، وقتی آزمون رو قبول شدی قدم بعدیت چیه؟
نمیدونم، فکر کنم خوب میشه اگه یه شرکت راه اندازی کنیم
که با عدالت کار میکنه و فقط زندانی های سابق رو استخدام کنیم
خیلی عالیه- که فقط اونجا رو اداره و کار کنی-
اوه خدای من، خیلی خوبه
میدونی، یه کارایی مثل صندوق خیریه و این چیزا
تامین مالی برای پیدا کردن یه محقق
من واقعا روی کسایی که باهاشون کار میکنم، سرمایه گذاری میکنم
به ویژه درمورد پرونده های اعدام
من...روی پرونده مردی به اسم برندن برنارد کار کردم
،اول و مهم تر از همه، برندن میخوام بدونی
که من واقعا بهت اعتماد دارم
و برای کمک بهت هر کاری میکنم که جلوی این کارو بگیرم
و توی چند روز آخرش، خیلی خوب باهاش آشنا شدم
احساس میکنم باید خیلی سنگین و عمیق باشه
اگه سوالی داری میتونی بپرسی یا کلا هر حرفی چیزی اگه داری
و همه اینارو توی فضای مجازی پست کردم
چون اون از من میخواست که داستانش رو منتشر کنم
از طریق فیس تایم دیدمش باهاش حرف زدم
منظورم اینه که اون مرد بی گناهه و خیلی شیرینه
اگه زندگی یه نفر رو نجات بدی مثل اینه که کل دنیا رو نجات دادی
کل دنیا رو نجات دادی...- بیا اینجامش بدیم، انجامش بدیم-
ولی بعضی وقتا میدونیم که توانایی متوقفش کردنش رو داریم و بعضی وقتا هم نمیدونیم
آخرین تماسش با من بود
نتونستم تو خودم نگهش دارم
و اینکه اون داشت منو به ،خاطر گریه کردنم آروم میکرد
واقعا قلبمو شکست
و اون اعدام شد، ما نتونستیم جلوشو بگیریم
منظورم اینه، ولی دلیل کارام همینه
چون سیستم فاسده
فکر کنم هدفم اینه که فقط روند رو به اشتراک بذارم
تا مردم بتونن ببینن سیستممون ...واقعا چطوریه و چقد حکم اعدام
یه کار غیر انسانیه
باید سخت تر بجنگم
تا مطئمن شم این اتفاق برای کس دیگهای نمیفته
نمیتونم جلوی فکر کردنم به جولیاس جونز رو بگیرم
...خب، اوم
امروز دعوتنامه اعدامش برای خانوادهش ارسال شد
میدونی سه روز دیگه قراره اعدام بشه
هیئت عفو مشروط دوبار پیشنهاد داده شده
با احتمال عفو مشروط شدن میتونه به زندگی برگرده
،و فرماندار منتظر توئه نمیتونم تصور کنم
نمیتونم اصلا نمیتونم تصورش کنم
انگار ما چیزی بیشتر از
یه انتخاب نیستیم و زندگیمون به همین وابستهست
جولیاس جونز بیشتر از بیست ساله که تو بند اعدامی هاست
آدمای زیادی باور دارن که
اون فرد بیگناهیه که براش حکم اعدام بریدن
جونز در تاریخ 18 نوامبر به علت قتل اعدام میشه
اصرار داره مرتکب جرم نشده
وکلا دادخواست عفو نوشتن
محاکمه در یک پوشش نژاد پرستی بوده
،دادگاه عفو جاییه که فرماندار یا رییس جمهور
میتونن حکم کسی رو کاهش بدن
یا حتی بهشون عفو اعطا کنن
،در شواهد دادگاه
وکیل جونز میگه ممکنه شواهدی وجود داشته باشه که بتونه اون رو تبرئه کنه
زندانی های بند اعدام نادیده گرفته میشن هیچوقت در محضر هئیت منصفه برده نشدن
خانواده جونز ادعا دارن که پسرشون شب ارتکاب جرم خونه بوده
و اینکه مشخصاتش شبیه به مشخصات مظنون نیست
فکر کنم چیزی که نظرمو جلب کرد این بود که اون درحال وقت گذرونی با دوستاش بوده
شواهد زیادی هست که شریک جرم شواهد ساختگی درست کرده
و بعدش درخواست عفو کرد و حکم سبک تری گرفت
همیشه سعی میکنم به پرونده ها ...جوری نگاه کنم و بگم
اگه پسرم بود چیکار میکردم؟
خدای من، برای پسرام خیلی میترسم
اینطوری نوجوون باشی و فقط با آدمای ناجور بگردی
آره
همیشه بهشون میگم، شبیه کسایی میشین که باهاشون میگردین
آره
واقعا منو درگیر خودش کرده
No comments yet. Be the first to leave one.