Die ersten 200 Zeilen.
مامور "گریوز"؟
.گروهبان "فلن" هستم از پلیس ایالت
.- تلفنی حرف زدیم .- بله، قربان
.- از این طرف - خب، کی اتفاق افتاد؟
.درست بعد از ساعت 6 دیشب
...یه زوج جوان تو کلبه مونده بودن
...و برای پیادهروی رفتن بیرون
.یه راست به یکی از ردها برخوردن
...به پلیس "بردفورد" بعد از ساعت 7 خبر دادن
.و اونا هم به ما خبر دادن
کسی با مطبوعات حرف زده؟
افسری که به تماس پاسخ داده ...و چند نفری از نیروی گشت
.تنها افرادی هستن که صحنه رو دیدن
.برخی از افراد حسابی ترسیده بودن
- فکر میکنی ممکنه خودش باشه؟ .- خیلی شک دارم
...باشه، اما اگر خودش باشه
و به ادارهی نیاز داشته ...باشی تا حکم بازداشت صادر کنی
...یا محدوده رو ببندی
خودشه، باشه؟
- یعنی کی دیگه میتونه باشه؟ .- حکم رو صادر کن
...به افرادت بگو محدوده رو ببندن
و نقاشی که تو پروندهس .رو هم پخش کن
.هی، یه لطفی بهم بکن
.باید یه مامور رو فوری پیدا کنم
.تو دی.سی کار میکنه ."به اسم "الیزابت کین
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
:مترجم High bury
.به مراسم سوگواریش رفت
!زیرتابوتش رو گرفته بود
...و وقتی داشت این کار رو میکرد
یه شاهد پا پیش گذاشته .که دیده "گاروی" "سینگلتون" رو کشته
...- حالا، قاتل - میتونی برام توصیفش کنی؟
.عینک داشت. عینک سیاه
.خب، من دیدم "گاروی " "تام" رو کشت .چقدر شهادتم فایده داره
..."قبلا در مورد پروندهی "گاروی
.با دفتر مارشال و امور داخلی حرف زدم
.و حالا هم این. پیشرفت بزرگیه
.اشکالی نداره که امیدوار باشی
با این شاهد حرف زدی؟ معتبره؟
...چون اگه باشه، شهادت منم
.معتبر میشه
هر سوالی در مورد .ضعف حافظهت از بین میره
."همینطور آقای "گاروی
و اینو میخوای؟
نه تا وقتی که .به چیزی که میخوام برسم
.بهش در مورد کیف گفتم
."گاروی" از سندیکای "نش" محافظت میکنه
.برخی از بازیگران این نمایش رو میشناسم
...کاری میکنم حرف بزنن
تا اون موقع نیروی ویژه .از شاهد سوال میپرسه
شاهد کجاست؟ میتونم ازش سوال بپرسم؟
.اینجا نیست. و نه، نمیتونی
.داریم در مورد قاتل "تام" حرف میزنیم
.که به خاطر همین نباید دخالتی داشته باشی
...برای وکیل مدافع یه دقیقه وقت میبره
...تا هیئت منصفه رو قانع کنه
هر پروندهای که .علیه "گاروی" داری معتبر نیست
.تو بیوه و شاهد اصلی هستی
.نمیتونی افسر بازجویی هم باشی
پس، تا موقعی که ...تو و "ردینگتون" دنبال "گاروی" هستین
من باید چه کار کنم، کتاب بخونم؟
.راستش یه پرونده دارم
فقط دوست دارم ...مردی که "تام" رو کشت گیر بندازم
.و رازی که اونو به کشتن داد بفهمم
در مورد اول بهت کمک میکنم .و جلوی مورد دوم رو میگیرم
سهم 50-50. مثل .یه طلاق عادلانه
.""هارولد
.در مورد پرونده
.- نمیخوام ."- مامور "کین
.این پرونده مستقیم از "کوانتیکو" اومده
.تاکید کردن که تو رو میخوان
گفتن که یه پرونده راکد ـه .که باهاش آشنایی داری
."یکی به اسم قاتل "کپریکورن
به نظرت آشناست؟
.بله، هست
...خوبه. چون بهشون گفتم
رو حمایت کامل تو و این .نیروی ویژه حساب باز کنن
"ردینگتون" و من روی ..."گاروی" تمرکز میکنیم
اما ازت میخوام بهمون .در مورد "کپریکورن" بگی
اولی قربانیش ...یه زن از اساتید دانشگاه بود
.که در 2010 در تاکوما پیدا شد
...علت مرگ خفگی و پارگی راه تنفسی بود
...صحنهی جرم خیلی بهم ریخته بود
...طوری که فکر کردیم باید
.یه جور مراسم مذهبی و فرقهای باشه
بعدش، شش ماه بعد .دوباره در ممفیس اتفاق افتاد
.بعدش در "شارلوت". در آبشارهای آیداهو
.هفت قربانی در چهار سال پیدا شدن
،هر کدوم در جایی دورافتاده ...محیطهایی متروکه
و هر کدوم خفه شده بودن ...و با یه شمشیر دست ساز
...به این شکل قرار گرفته بودن
.و جمجمهی یه بز شاخدار رو هم به دست داشتن
.(به خاطر همین اسمش "کپریکورن" (بز شاخدار .مثل ماه دی که علامتش بزه
...این نماد نجومی موجودی رو نشون میده
...که توانایی ذاتیش زنده موندن
.در محیطهای خشن و غیرقابل سکونته
.همینطور نماد وحشت و ترس هم هست
.مامور "کین"؟ "برندون گریوز" هستم .از دفتر پیستبرگ
.- مامور "رسلر" و نوابی" هستن .- از این طرف
تحلیل تو با بقیه فرق داشت؟
...یکم. همگی موافق بودیم
که مجرم به احتمال زیاد ...یک سفیدپوست در محدودهی 40 سالگیه
.اندام کوچکی داره و خیلی مرتبه
.در یکجا ساکن نبوده ...شاید یه کاروان داره
...یا یه جور کار سیار
...که مجبوره مدام سفر کنه
.و همین حرکت بهش اعتماد به نفس میده
به حدی که کشتارش .به طرز هشدار دهندهای افزایش پیدا کرد
.من فکر میکردم که متوقف میشه
.که شد. خبری ازش نشد
اداره فکر میکرده یا .مُرده یا دستگیر شده
.تا امروز
نظریه تو چه فرقی داشت؟
...خب، کشتارش یهو زیاد شده بود
من فکر میکردم که حس .میکنه کنترل از دستش خارج شده
.یکم صبر میکنه .مدتی دست به کاری نمیزنه
.بقیه فکر میکردن که کارشو متوقف کرده .من فکر میکردم برمیگرده
.که برگشته
.به نظر میاد با روش اون جور درمیاد
.خفگی در اثر جسم خارجی .در یه جای دورافتاده
.به همون روش و آیینی
.تحسینبرانگیزه. حق با تو بود
"کین"، چیه؟
. شمشیر
قاتل "کپریکورن" تمام ...شمشیرها رو با دست میساخت
.و این یکی به نظر متقارن میاد
.هیچ نقصی نداره
.باید به آزمایشگاه خبر بدی
بهشون بگه سلاحهای ...قبلی رو بیرون بکشن
.و با این یکی مقایسه کنن
.صبر کنین. اینکه تصادفی نیست
هر کسی که این کار رو کرده ...تمام جزییات رو میدونسته
.ما هرگز چیزی رو علنی نکردیم
.کار خوده "کپریکورن" ـه
.شاید. شایدم نه
.شاید کار یه تقلیدکاره
وقتی اونجا وایستاده بودم .و به جسد نگاه میکردم، حس زنده بودن میکردم
چون با کارت به عنوان تحلیلگر ارتباط پیدا کرده بودی؟
...نه. بیشتر
.نمیدونم
چرا داری خودتو تصحیح میکنی؟
میدونی تنها در صورتی .فایده داره که کاملا صادق باشی
به یه دلیلی حرف "کپریکورن" رو پیش کشیدی. چرا؟
چون این کاری که مجرم با ...اون مرد بیچاره در جنگل کرده بود
...بخشی از من
...گاهیاوقات، حس میکنم
توانایی انجام دادن .کارایی به وحشتناکی اونو دارم
گفتی هویت مردی .که "تام" رو کشت، شناسایی کردی
بله، و کشتن اونو .تصور و خیالپردازی میکنم
در این مورد صحبت کردیم .که این احساس چقدر رایجه
.این فرق داره
خب، در مورد خشم ...و اشتیاق و تمایلت
برای شکستن قوانین و .غیرمعمولی رفتار کردن حرف زدیم
اسم اولین پروندهت در اداره چی بود؟
."کفشهاشونو میبر، قاتل "مرد شنی
.کارم در اون پرونده محرمانه بود
تو از کجا در موردش میدونی؟
"الیزابت"، کار من .اینه که آمادگی تو رو ارزیابی کنم
.نباید رازی بینمون باشه
..."مرد شنی" در ابتدای کارت
.یه پروندهی مهم حل نشده بود
...مطمئنم به شکلی تاثیرگذار بوده
.که شاید حتی خودتم متوجهش نشده باشی
.پروندههای حل نشده اینطورین
.روشون تمرکز میکنم
.چقدر ناعادلانه هستن .اینکه افرادی از زیر قتل قسر در میرن
...میدونم به نظر چرند میاد اما من
.برای اجرای عدالت یه جور وسواس دارم
حتی اگر لازم باشه ...غیر طبیعی رفتار کنی و قوانین رو
.- بشکنی .- بله
...یه شاهدی پا پیش گذاشته
"که میتونه قاتل کارآگاه "سینگلتون .رو شناسایی کنه
.در ادارهی پلیس "بلمونت" ـه
...میخوام تحت بازداشت محافظتی قرار بگیره
.و برای بازجویی به اینجا منتقل بشه
بازداشت محافظتی؟
فکر میکنیم که کارآگاه ...رو "ایان گاروی" کشته
یک مارشال ایالتی که .مسئول مرگ "تام کین" هم هست
.صبر کنین، صبر کنین
میدونین کی "تام" رو کشته و پلیس هم بوده؟
...چون "گاروی" یه مارشال ـه
میخوام اف.بی.آی .محافظت از شاهد رو به عهده بگیره
ترتیبی دادم که به ملاقات .ماموران دفتر مرکزی واشنگتن بری
...به محض اینکه حکم انتقال رو امضا بکنی
اونو سریع به اینجا میارن. فهمیدی؟
،نه. یعنی بله، قربان ...انتقال رو فهمیدم
اما "تام"، چرا یه مارشال باید بخواد اونو بکشه؟
..."تام" دنبال یه کیف بوده
که درونش رازی ـه که ."ردینگتون" میخواد از مامور "کین" مخفیش کنه
"گاروی" اونو برداشته .و "تام" در این حین کشته
چه خبره؟
."بگیر بشین "جرالد
.تو و من باید یه فیلم کوچولو بسازیم
."هی، خوش اومدی "جرالد
.هی! کمش کن .شنیدی؟ من مدیرم
.اون وامونده رو خاموش کن
."آقای "ردینگتون
.قول من ردخور نداره. مایهی اعتبار منه
...به "پیتر کاراس" قول دادم منتقلش کنم
...قبل از اینکه سندیکای "نش" بفهمه
No comments yet. Be the first to leave one.