Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامي شخصيت ها و مكان ها و سازمان ها و حوادث
به تصوير كشيده شده در اين دراما كاملا تخيلي ميباشند
فيلم برداري بر اساس رعايت كامل دستورالعمل هاي كويد19 صورت گرفته
...شوهرت
با اون زن رابطه داره
من و جی هون اون شب همه چی رو توی خونتون دیدیم
بخاطر همین اون اونشب رفت دیدن پدرش
که بهش بگه میدونه و باید تمومش کنه
... بخاطر همین فکر میکنم
اون جی هون رو کشته
مامان
مامان
فکر کنم اینجا نیست
بریم خونه من
اون حتما اونجاست
خونه تو؟
...یه جورایی زشته
مشکلی نیست
مامانم حتما کمکت میکنه
اون میدونه
بدون خانواده بودن چه حسیه
تو میخوای با جانگ ده تمومش کنی
نمیخوای؟
کی جلوی خونه من پارک کرده؟
بیا تو
مامان
چرا رشدت توی دبیرستان متوقف شد؟
چی؟
بعد راهنمایی دیگه قدتو اندازه نگرفتی
دلیلی نداره
بیا یکم آب بخور
ممنونم
میشه تا مامانت برسه یکم بخوابم ؟
جدیدا به طرز عجیبی خسته ام
نمیتونم بیدار بمونم
حتما- فقط یه چرت کوتاه-
کجا میری؟
مامانت اینجاست ؟
نه
پس چی؟
من یه اشتباهی کردم
نگو اشتباه
اشتباه نبود
میشه مخفی نگهش داری؟
چرا؟
میترسی هه جو بفهمه؟
باشه
شاید برای تو اشتباه بوده
اما من از اون زمان گیج و در عذابم
...من میتونم
بیا از اینجا بریم
هی
تو خوبی؟
درباره ی چیزی که الان دیدی
به کسی چیزی نگو
باشه
این خیلی حال بهم زنه
اون پنج سال پیش بود و هنوز ادامه داره
بخاطر همین خونه رو ترک کردم
ببخشید که منو مجبور شدی اینطور ببینی
این خجالت آوره
منم همین حس رو دارم
من دارم سعی میکنم با جانگ ده بهم بزنم ولی نمیتونم
و تو داشتی با این سر میکردی
دور برم پر از آشغاله
تنها راهش همینه
من باید بابا رو ببینم
الان؟- نه-
به هرحال تو این ساعت نمیتونستم ببینمش
برنامه کاریش همیشه پره
اون پیداش نمیشه
مگر اینکه بمیرم یا چیزی مثل این
جانگ ده میخواد من رو امروز ببینه
اول اون رو میبنم
و شب دیروقت میرم بابام رو میبینم
حتما باید جانگ ده رو ببینی؟
چرا میخواد ببینتت؟
نمیدونم
ولی اگر نرم
اون فکر میکنه من بهت کمک کردم فرار کنی
میرم به بابام میگم که
اگر بس نکنه قضیه رو لو میدم
اگر میخواد حرفه ی سیاسی اش رو نگه داره
باید بس کنه
بعد رفت
نماینده نام جونگ دو از حزب پسر بزرگ داهان
جسدش کنار رود هان پیدا شد
نزدیک 8:55 ظهر امروز
نام به دلیل حمله در مستی در ماه مارس گذشته
توی یه کلاب در گانگنام در حال عفو مشروط بود
وقتی توی مستی به یه عابر پیاده حمله کرد
باعث آسیبی شد که خوب شدنش شش هفته طول کشید
...اون پونزده روز پیش حکم چهار ماهش رو تموم کرد
دوباره داری قایم میشی؟
فکر کردی پیدات نمیکنم؟
اون میدونه بدون خانواده بودن چه حسیه
مامانم حتما کمکت میکنه
سلام
ببخشید ، ولی شما؟
میشه اینجا بمونم؟
جی هون گفت میره تا
پدرش رو تهدید کنه که رابطه اش رو لو میده
بخاطر همین میگم مرگش احتمالا تصادف نبوده
این چیزی نیست که اتفاق افتاده، سوبین
...جی هون داشت میرفت
میدونم اون پیام داد دارم میرم خودم رو بکشم
ولی تو اشتباه فهمیدی
چجور درباره پیام میدونی؟
آقای نام بهم گفت
ولی امکان ندارد خودکشی باشه
...چون آخرین باری که باهاش حرف زدم، اون
چی؟
تو بارداری ؟
آره
باید به جانگ ده بگم ؟
چکار کنم؟
نه
اگر بگی باهاش گیر میافتی
خدا میدونه چکار میکنه اگر بخوای دوباره باهاش بهم بزنی
بهش زنگ نزن
پس با جانگ دو چکار کنم؟
بگم میخوام باهاش بهم بزنم
صبر کن
نگو که میخوای بهم بزنی
چرا اینکارو میکنی؟
میخوای بمیری؟
سلام ؟- پیامم رو دیدی؟-
فعلا سر جات بمون
من زود میام اونجا
باشه
بابات رو دیدی؟
کجایی؟
دیدم
کنار رودخونه هان
من دقیقا بعد از اینکه با پدرش ملاقات کرد باهاش حرف زدم
اون از دست دوست پسرم عصبانی بود
وقتی بهش گفتم باردارم
با عقل جور در نمیاد که بخواد خودش رو بکشه
اون گفت میخواد اون روبکشه
صبر کن سو بین
جی هون گفت میخواد
با دوست پسرت چیکار کنه؟
میخواست بکشتش
گفت میخواد اون رو بکشه
من کنار رودخونه هان هستم
زود میام اونجا
کنار رودخونه ؟
...من میرم جانگ ده رو
چی؟- میرم بکشمش-
خودش رو مرده بدونه
من میکشمش
من خودم رو میکشم
اول،
سعی کردم به خودم بگم هیچ پدری پسر خودش رو نمیکشه
و اخبار گفت که جی هون مست شده و افتاده مرده
منم باور کردم
ولی وقتی آقای نام بعد از اینکه ،بهش گفتم به من تجاوز نشده
کنفرانس خبری برگزار کرد نظرم عوض شد
از اون برمیاد که برای
پنهان کردن رابطهش
بچهش رو بکشه
من بعد از اینکه خونه تون رو ترک کردم هیچ پولی نداشتم
پس رفتم ازش اخاذی کنم
گفت یه جایی برای موندن برام پیدا میکنه
اگه دهنم رو بسته نگه دارم
و با همون داستان تجاوز پیش برم
برای همین بعد از کنفرانس خبری ساکت موندم
ببخشید
ولی قطعا یه خبری
بین اون دوتا هست
و سال ها بوده
گوشیتو جواب ندادی
توی کارگاه بودی؟
آره، داره بارون میاد
خواب بودی، پس بی سروصدا اومدم بیرون
نمیدونستم زنگ زدی
توی بارون پیاده رفتی اونجا؟ باید بیدارم میکردی
منم بیدار شدم، یکم کار شروع کردم
راستی، ماشینت فردا میاد
باشه
بریم بخوابیم، دیره
صبر کن
یادم رفت یه سری کار رو تموم کنم
جدی؟
آره، با کامپیوتر یون سو انجامش میدم، تو میتونی بخوابی
دیره، فردا انجامش بده
نه
باید امروز انجامش بدم
تو برو بخواب
مطمئنی؟
پس من هم یکم بیشتر کار میکنم
وقتی کارت تموم شد بگو منم اونموقع میخوابم
باشه
اینا دوربین و وسایل ماشین قبلیتونه
من فرستادمشون
من یه چرت توی اتاق جی هون زدم وقتی منتظر شما بودم
و با صدای اونا بلند شدم
تو واقعا
اون روز
No comments yet. Be the first to leave one.