Mythic Quest

Mythic Quest

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Mythic Quest Ravens Banquet S03E01 1080p 10bit WEB-DL 6CH x265 PSA
Ein Kommentar von vahids3
وحید مستغیث || @vahids3

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
Veröffentlicht am: 2022-11-13
Downloads: 38
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫و این هرا است

‫فوق‌العاده است. واقعا کرک‌وپرم ریخت

‫- ممنون ‫- ممنون

‫اگه بازیتون به اندازه‌ی نصف این ارائه هم ‫جذاب باشه، ما که حاضریم روش سرمایه‌گذرای کنیم

‫- چی؟ ‫- این فقط یه بخش خیلی کوچک بود

‫بازی اصلی و کامل قراره خیلی چشمگیرتر باشه

...‫عالیه. شما دوتا

‫یه زندانی نمونه

‫سابقه‌ی بی‌نقصی دارین ‫داوطلب کار در کتابخونه شدین

‫حتی واسه زندانی‌های دیگه کلاس‌های مالی برگزار ‫کردین تا توی دوره عفو مشروطشون ازش استفاده کنن

‫- آره ‫- راستش رو بخواین، آقای باکشی

‫واقعا مایه‌ی تاسفه که شما رو از دست بدیم

‫نه، فکر نکنم که من رو از دست بدین

‫نه، راستش رو بخواین، من به عنوان ‫یه مرد متحول شده پیش شما حاضر شدم

‫این رو داریم می‌بینم

‫شما اثباتی بر این هستین که میشه رفتار رو ...‫اصلاح کرد چون که زندان‌ها موقعی نتیجه میدن

‫هزینه‌ها پایینه، سوددهی بالا است

‫کارت عالی بود، دیوید

‫ژاک و ژان لوک، ازتون ممنونم

‫آره، همه‌ی اعتبار این کار متعلق به من نیست

‫همونطور که می‌دونین، این یه کار گروهیه

‫و به نظرم این گزارشات به شما نشون میدن

‫که این گروه چقدر خوب کار می‌کرده

‫سریع بوده، مسئولیت‌پذیر بوده

‫این، پیچیده‌ترین موتور بازی‌سازی ‫هست که تا به حال خلق شده

‫این شاهکار ما دوتا است

‫و ما صرفا فقط روی امروز و الان حاضر تمرکز کردیم

‫بنابراین، گذشته‌ی ... ما رو فراموش کنین

‫بی‌مبالاتی‌ها

...‫اگه یه فرصت دیگه بهم بدین، قسم می‌خور که هرگز

‫فخرفروشی نمی‌کنم. می‌ذارم عدد ‫و رقم‌ها این کار رو به جای من بکنن

...‫ولی حقیقت اینه که

...‫من

‫خیلی بهتر هستم

‫- بدون اونها ‫- حق میگی

‫- جو ‫- ببخشید

‫حالا، بیاین راجب آینده‌مون حرف بزنیم

‫ وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس ‫ @vahids3

‫ماموریت افسانه‌ای

‫چقدر باید منتظر بمونیم؟

‫قراره چقدر منتظر بمونیم؟

!‫ایان

‫- داری با من حرف می‌زنی؟ ‫- اینجا کس دیگه‌ای هست که باهاش حرف بزنم؟

‫تو تنها کسی هستی که توی ‫این دفتر داری با من کار می‌کنی

‫میشه از اون بازی واقعیت ‫مجازی مسخره بیای بیرون؟

‫من یه بازی واقعی مجازی مسخره بازی نمی‌کنم، پاپی

‫دارم راهگشایی می‌کنم

‫و احتمالا دارم یه بخش کوچکی از متاورس رو می‌سازم

‫نه، نه. دیگه نمی‌خوام به سخنرانی‌هات ‫در مورد مرزهای جدید وب سوم

‫- و توکن‌های غیراسفنجی گوش کنم ‫- غیراسفنجی چیه، توکن‌های غیرقابل تعویض

‫گه یعنی نمیشه اونها رو با یه آیتم مشابه، عوض کرد

‫خیلی شبیه کلیه‌هات می‌مونه ولی ‫بازم به خوردن اون نوشابه ادامه بده

!‫من دیدم که به خودت هورمون اسب تزریق کردی

...‫- باشه، اولا، اونها آمینو اسید بودن و دوما

‫خفه شو، خفه شو. پیشنهادشون داره میاد

‫- اونها پیشنهادشون رو ایمیل کردن ‫- واقعا؟ چقدر زود؟

‫این نشونه‌ی خوبیه

‫خیلی‌خب، قبل از اینکه این رو ‫باز کنیم، باید به همدیگه یه قولی بدیم

‫- باشه ‫- کمتر از 25تا رو قبول نمی‌کنیم

‫بیست و پنج‌تا چیزیه که ما درخواست ‫کردیم و اونها باید بهمون پرداخت کنن

‫از این خوشم میاد پایی

‫یا همش یا هیچی. پس قرارمون شد 25تا

‫- باشه ‫- باشه

...‫ایان و پاپی عزیز، همه از ارائه‌ی شما هیجان‌زده شدن

‫مزخرف، مزخرف، مزخرف

‫خوشحالیم که با یه پیشنهاد ‫50 میلیونی کار رو جلو ببریم

‫پنجاه میلیون؟

‫این واقعیه؟

‫آره

‫- این رویای منه ‫- آره

‫- این بهترین روز زندگی منه ‫- آره

!‫- و ما موفق شدیم! موفق شدیم ‫- آره

!‫همین الان 50 میلیون دلار درآوردیم

‫نه

‫چی؟

‫ما 50 میلیون دلار درنیاوردیم چون ‫که قرار نیست این پیشنهاد رو قبول کنیم

‫چی؟ چی؟

‫- ولی ما 25 تا خواسته بودیم ‫- درسته

‫- و اونها 50تا بهمون پیشنهاد دادن ‫- درسته

‫ولی قرار نیست قبولش کنیم؟

‫نه

!‫نه

!‫نه

‫نه، نه، نه

‫آره

‫ببین پاپی، دلایلی هست که باید پیشنهاد رو قبول کنیم

‫دلایلی هم هست که نباید این کار رو بکنیم

‫راستش این پیشنهاد با حس ششم من جور درنمیاد

‫حس ششم‌ات؟

...‫حس ششم

‫همه‌ی سرمایه‌ی اولیه‌مون رو روی این بازی

‫و برای این دفترکاری که مثل یه ‫سفینه‌ی مسخره است، خرج کردیم

‫من واسه دادن اجاره خونه به خنسی خوردم

‫ولی قرار نیست دوبرابر چیزی که درخواست ‫کردیم رو قبول کنیم چون حس ششم جنابعالی میگه؟

‫می‌خوای دوباره بگم آره یا خودت ‫می‌تونی از مکالمه‌ی قبلی‌مون نتیجه بگیری؟

‫حس ششم جنابعالی همیشه داره همچین تصمیم‌هایی می‌گیره

‫تو بهم گفتی که استدیوی گریم پاپ رو ‫مجبور می‌کنی تا بازی من رو توسعه بده

‫بنابراین این به عهده‌ی حس ششم تو نیست که این ‫تصمیم رو بگیره. حس ششم من باید این تصمیم رو بگیره

‫حق با توئه. کاملا حق با توئه

‫این بازی توئه و تو باید تصمیم بگیری

‫خب، چه تصمیمی می‌گیری؟

‫به نظر من باید پول رو قبول کنیم

‫به نظرت باید پول رو قبول کنیم؟

!‫من می‌خوام که پول رو قبول کنیم

‫پول رو قبول کنیم؟ باشه، این پول خیلی زیادیه

‫- آره ‫- خیلی‌خب، بریم تو کارش

!‫- آره ‫- خیلی‌خب، تصمیم خوبی بود

‫- تبریک میگم، پاپی ‫- آره

‫پول رو قبول کن. این یه موفقیت بزرگه

‫این یه موفقیت بزرگه، پاپی

!‫آه

‫جوئه

‫قراره همینجوری زنگ بزنه

‫- سلام جو ‫- کجایی؟

!‫منم خوشحالم که صدای تو رو می‌شنوم

‫توی بزرگراه 5ام هستیم

‫همین الان از سانفرانسیسکو زدیم بیرون و تو راهیم

‫همین الان زدین بیرون؟ واسه جشن سی.دبلیو دیر می‌رسین

‫اون به خاطر این جشن داره از اروپا میاد اینجا

‫اگه اون می‌تونه سر وقت واسه ‫این جشن بیاد، شما هم باید بتونین

‫ببخشید. ریچل گشنه‌اش شد ‫واسه همین وایسادیم مافین بگیریم

‫نمی‌خوام بشنوم که چه کثافتکاری کردین

!‫- آخه چرا؟ !‫- آه، جو

‫آخه چرا همیشه اینقدر چندش و حال بهم‌زنی؟

‫من به سی.دبلیو قول دادم که راس ‫ساعت هفت همه رو اینجا جمع کنم

‫و اگه سر وقت اینجا نباشین

‫با یه چیز خیلی تیز قراره بیوفتم به جونتون ‫خداحافظ

‫حس می‌کنم یه مشکلی دارم

‫از حرفم اشتباه برداشت نکن. همه چیز مرتبه

‫یه عنوان شغلی جدید گرفتم. حقوقم رفت بالا

‫و سر اون جریان ماشین حمل زباله هم از من حمایت کردن

‫ولی راستش من هیچ کار بخصوصی نمی‌کنم

‫اینم هست که کل زندگیم نسبت به بقیه کمتر حقوق گرفتم

‫و اگه قراره این فرانسوی-کانادایی‌های ‫اسکل بهم یه عالمه پول بدن

‫اونم به خاطر انجام دادن هیچ کاری

‫منطقیش اینه که من پول رو قبول کنم دیگه، درسته؟

‫نمی‌دونم. تو چی فکر می‌کنی؟

‫به نظر من که مدام داری از گوینده‌ی ‫اول شخص میری به سوم شخص

‫واقعا سخته آدم منظورت رو بفهمه

‫آقای بریتزلبی خیلی سرش شلوغه

‫اگه بیماری روانی داری، خیلی هم خوشحال ‫میشم برسونمت به نزدیک‌ترین تیمارستان

‫جو، بیخیال

‫کارول، ببین، تو بیشتر از همیشه برای این شرکت ارزشمندی

‫مونترال تو رو رئیس بخش گوناگونی و تنوع کرده

!‫من اصلا نمی‌دونم این یعنی چی

‫فقط دارم شغلی رو توجیه می‌کنم که توش بهم ‫یه عالمه حقوق میدن و هیچ کاری هم انجام نمی‌دم

‫چطور این کار رو می‌کنی، دیوید؟

‫من؟ من یه عالمه کار انجام میدم

‫من... کارول، من این نخبه‌های دیوونه رو مدیریت می‌کنم

‫من دارم یه عالمه محتوا واسه یه بازی بزرگ درست می‌کنم

‫تخبه‌های دیوونه رفتن

‫ما دیگه محتوای درست و حسابی تولید نمی‌کنیم

‫بازم، من کارهای زیادی می‌کنم

‫روزهای من با جلسه‌های بی‌انتها پر شده

‫و امشب هم جشن سی.دبلیو رو داری

‫بله. ممنون جو

‫سی.دبلو داره از تور یکساله‌ی ‫کتاب محبوب و معروفش برمی‌گرده

‫و امشب قراره یه مراسم برگزار ‫کنه. همه قراره توی این مراسم باشن

‫و حدس بزن کی قراره همه‌ی اینها رو مدیریت کنه؟

‫من. من مجبور بودم که همه‌ی مراسم رو سازماندهی کنم

‫آره ولی منم تو رو مدیریت می‌کنم

‫- جو، میشه یکم واسم چا بیاری؟ ‫- البته

‫می‌بینی، کارول

...‫این مجموعه یه سامانه‌ی پیچیده از عملیات مختلفه که

!‫باشه. بالاخره رفت. آره اساس شغل من یه چیز خیالیه

‫تنها کاری که می‌کنم، درجا زدنه و ‫امیدوارم که هیشکی متوجهش نشه

‫دیدی؟ می‌دونستم. شستم خبردار شده بود که یه خبرهاییه

‫ممنون، دیوید

‫ببین، این یه چیزسیاه و سفید مطلق نیست

‫این یه چیزیه که برچسب قرمز خطر روش ‫خورده و من سال‌ها که دارم اینجوری جلو میرم

‫می‌تونم بهت کمک کنم ولی یکم اطلاعات بیشتری می‌خوام

‫اونها بهت مسئولیت‌های واقعی دادن؟

‫- نه ‫- و به کی گزارش میدی؟

‫هیشکی

‫- و بودجه‌ات چیه؟ ‫- هیچی

‫آره، توی مسیر درسته

‫دیوید، داره چه اتفاقی می‌افته؟

‫تو یه رئیس پوشالی هستی

‫بهت قدرت و منابعی در این حد داده ‫شده که هیچ تاثیری توی شرکت نذاری

‫شغلت اینه که پوشش فراهم کنی. وضعیت موجود رو حفظ کنی

‫حس توخالی بودن به آدم میده

‫ولی اونها اون حقوق تپل رو بهت میدن و اون ‫حقوق، قسمت‌های توخالی روحت رو پر می‌کنه

‫کارول همیشه دستبند‌های طلایی می‌خواست

‫این یه گره کورـه. دیوید هر روز داره باهاش سروکله می‌زنه

‫- وقتی تو سوم شخص میگی، تاثیر نداره ‫- فکر کردم شاید داشته باشه

‫- نه، حرفهات تاثیر نداره ‫- واقعا؟ خیلی‌خب

‫به هر حال، اگه می‌خوای اون دستبند طلا رو نگهداری

‫باید اون کاغذها رو این دوروبر پخش کنی

‫تقویمت رو با جلسه‌های مختلف پر کن

‫دوست دارم بهش بگم حرکت هوکی پوکی

‫مثل این رقص می‌مونه: یه پات رو ‫می‌ذاری اینور، اون یکی پات رو هم اونور

‫یه چرخ می‌زنی

‫این حرکت هوکی پوکی رو انجام میدی

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left